مسئولان اجرایی تراز جمهوری اسلامی از دیدگاه قرآن‌بنیان امام خمینی – حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدعلی محمدی

درآمد
جمهوری اسلامی ایران، محصول تلاش‌های افراد زیادی است که در طول قرن‌ها برای برپایی آن کوشش و در این راه خون‌ها نثار کردند. بر این اساس حفظ جمهوری اسلامی از مهم‌ترین وظایف مسئولان و آحاد جامعه است. برای حفظ نظام نیز باید مسئولانی انتخاب شوند که ویژگی‌های مدیر تراز انقلاب را داشته باشند. اینان باید اوصاف و ویژگی‌های ممتازی داشته باشند که بتوان آنها را به‌عنوان مسئول کشور اسلامی انتخاب یا انتصاب کرد.
با توجه به این مهم در مقاله فرارو در پی آن هستیم با مراجعه به دیدگاه‌های قرآن‌بنیان امام خمینی، صفات و ویژگی‌های مسئول مطلوب و خوب را در کشور امام زمان معرفی کنیم. مهم‌ترین ویژگی‌های برجسته‌ یک مسئول تراز انقلاب عبارتند از:

۱٫تعهد
جمهوری اسلامی بر دو پایه‌ اصلی اسلامیت و جمهوریت استوار است. از این رو اگر کسی به اسلام و انقلاب تعهد نداشته باشد، به هیچ وجه نمی‌تواند مسئول این نظام باشد. امام امت نیز همواره بر تعهد مسئولان تأکید داشت. ایشان نمونه‌ کامل فرد متعهد را امیر المؤمنین(ع) می‌دانست که آحاد مردم به‌ویژه مسئولان باید از ایشان پیروی کنند و فرمود:
«ما باید پیرو یک چنین انسان کاملى(حضرت علی) باشیم… هر چند کسى نمى‏تواند حتى یک هزارم هم شبیه ایشان باشد، لکن به آن اندازه‏اى که مى‏توانیم باید از ایشان تبعیت کنیم. از تعهدى که به اسلام داشت و از اینکه همه چیزش را براى اسلام داد. شما اگر تخصصى پیدا مى‏کنید باید آن بُعد زهد و تعهد را در نظر داشته باشید، زیرا متخصص بدون تعهد اگر براى رژیمى ضرر نداشته باشد، نفعى هم ندارد.»(۱)
نکته‌ مهمی که در باره‌ تعهد باید به آن توجه شود این است که مسئول تراز حکومت اسلامی نه تنها لازم است به اسلام و ایران اسلامی تعهد داشته باشد، بلکه به هیچ وجه نباید به دیگر حکومت‌ها به‌ویژه حکومت‌های استکباری متعهد باشد. آیا پذیرش تابعیت کشورهای استکباری، پذیرش تعهد آن ممالک نیست؟ مسئولی که خود یا خانواده‌ نزدیکش تابعیت دوگانه دارد، در مواردی که بین منافع نظام اسلامی و دیگران تعارضی به وجود می‌آید، چگونه می‌تواند از تعهد کامل به ایران اسلامی دم بزند؟ سخن این نیست که نباید از توان این افراد برای جامعه سود برد، بلکه نباید به این افراد مسئولیت و مدیریت کلان واگذار کرد.
امروزه، سایه‌ سنگین مدیران دو تابعیتی، دوگانه «تعهد و تخصص» را در عمل به چالش کشیده و چه بسا ما را به سوی سیاهچاله سه گانه «تعهد، تخصص و تلون» میب‌رد. مدیرانی که با دو کارت تابعیت، آماده‌ تغییر رنگ هستند، هر چند به ظاهر خود را متعهد می‌نمایانند، ولی در حقیقت، تابعیت دوم آنها، مانع تعهد کاملشان است.

۲٫تخصص
تعهد یکی از شرایط لازم برای مدیر تراز انقلاب است، ولی به‌تنهایی کافی نیست. توجه به تخصص پیشینه‌ای طولانی دارد و در تاریخ پیامبران الهی(ع) نمونه‌هایی از آن دیده می‌شود. یوسف پیامبر(ع) به فرمانروای مصر پیشنهاد داد چون از دانش و تخصص کافی و تعهد لازم برخوردار بود، سرپرست و مدیر خزائن زمین (امور مالی و اقتصادی حکومت مصر) شود. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «قالَ اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ(۲)؛ (یوسف) گفت: «مرا مدیر خزانه‌داری سرزمین (مصر) قرار ده که نگهدارنده و آگاهم.»
این‌که حضرت یوسف از بین همه ویژگی‌هایی که یک مدیر کارآمد نیاز دارد به دو صفت امانتداری و تخصص اشاره می‌کند، نشان‌دهنده‌ اهمیت این دو ویژگی است. ایشان مى‏دانست یکی از علل مهم نابسامانی‌هاى مصر، مشکلات اقتصادی است از این رو سعی کرد نبض اقتصاد کشور را در دست گیرد و به یارى مستضعفان بشتابد، از تبعیض‌ها تا آنجا که قدرت دارد بکاهد، حق مظلومان را از ظالمان بگیر، و به وضع بى‏سر و سامان آن کشور پهناور نظم ببخشد.(۳)
امروزه در سایه‌ پیشرفت‌های فراوان در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و… اهمیت تخصص بیش از پیش مشخص شده است. مسئول تراز حکومت اسلامی نمی‌تواند در همه‌ رشته‌های یاد شده تخصص کامل داشته باشد، ولی باید ضمن آگاهی کلی و عمومی، توان استفاده از متخصصان توانمند و متعهد را داشته باشد. به‌علاوه باید از سیاست‌های استکباری و توطئه‌های متعدد و متفاوت قدرت‌های جهانی آگاه باشد تا بتواند کشتی حکومت و جامعه اسلامی را به سر منزل مقصود برساند.
بین تعهد و تخصص ارتباط مستحکمی وجود دارد و پیوند تعهد و تخصص امری اجتناب‌ناپذیر است.(۴) مدیر متعهد خود را ملتزم به افزایش مهارت و تخصص می‌داند و همواره می‌کوشد بر معلومات و تجربه‌های خود بیفزاید و هرگاه متعهد متخصصی را یافت که از وی برای پذیرش آن مسئولیت لایق‌تر است، جای خویش را به او می‌دهد از این رو برابر دستورات اسلامی، همگان وظیفه دارند در صورتی که ببینند فرد لایق‌تری وجود دارد، جای خود را به افراد لایق‌تر بسپارند. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم: «مَنْ أَمَّ قَوْماً وَ فِیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ وَ أَفْقَهُ لَمْ یَزَلْ أَمْرُهُمْ إِلَى سقال [سَفَالٍ] إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ(۵): کسى که امام و پیشوای جماعتى شود و در میان آن جماعت شخصى اعلم از وى باشد، کار آن جماعت تا روز قیامت به زوال و انحطاط‍‌ مى‌گراید.»
در سیره‌ مدیریتی پیامبر اکرم(ص) ملاک انتخاب مدیران و واگذاری مسئولیت‌ها به افراد، داشتن تعهد و تخصص (هر دو با هم) بوده است.(۶) امام‌خمینی نیز بر اهمیت تعهد و تخصص تأکید داشت و خاطرنشان می‌کرد که هیچ‌یک از این دو ضابطه، جایگزین دیگری نمی‌شود و تعهد و تخصص هر دو باید باشند تا جامعه مکتبی و آرمانیِ اسلام تحقق پیدا کند.(۷) ایشان این دو ویژگی را برای تصدی مسئولیت‌ها مانند دو بال پرنده برای پرواز می‌دانست که یکی بدون دیگری از کارایی چندانی برخوردار نیست و برای پرواز هر دو بال لازم است.(۸)

۳٫امانت‌داری
در بینش قرآنی ولایت و امامت بر مردم نوعی امانتداری محسوب می¬شود.(۹) خداوند متعال به ما دستور داده است که امانت‌ها را به اهل آن بسپاریم.(۱۰) چنانکه گذشت حضرت یوسف(ع) نیز یکی از دلایل پیشنهاد خزانه‌داری و قبول آن را امانتداری بیان کرد. همچنین امام علی(ع) در حدیثی می¬فرماید: «بر امام حق است که به آنچه که خداوند نازل کرده، حکم و امانت را ادا کند.»(۱۱) در نتیجه هدف پذیرش مسئولیت در حکومت اسلامی به دست گرفتن قدرت نیست، بلکه استفاده از آن در ادای امانت و اجرای حق و عدالت است.
امام خمینی نیز بارها بر این مطلب تأکید داشت که مسئولان و مردم باید امانتدار‌ باشند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی را امانت الهی بدانند که باید از آن به‌خوبی حفاظت شود. برای نمونه فرمود: «الان جمهورى اسلامى یعنى اسلام و این امانتى است بزرگ که باید از آن حفاظت کنید. مطمئن باشید که پیروزید و مورد توجه حق تعالى. پیروزى آن است که مورد توجه حق تعالى باشید، نه این‌که کشورى را بگیرید. اسلام در دست ما امانت است و ما موظفیم این امانت را حفظ کنیم.»(۱۲)

۴٫شجاعت
یکی دیگر از ویژگی‌های مهم مسئول تراز انقلاب، شجاعت است. مدیریت یک نظام انقلابی و ایستادگی در برابر گرگ‌ها و کفتارهای مستکبر و صهیونیستی لوازمی دارد که رشادت و شجاعت یکی از ارکان و لوازم اصلی آن است.
شجاعت به معنای شدت و استحکام قلب در مواقع خطر و نبردهاست.(۱۳) نقطه‌ مقابل شجاعت و جانب افراط و تفریط آن «تهور» و «جبن» است. «تهور» به معنای رو آوردن به اموری است که عقل حکم می‌کند که باید از آنها پرهیز کرد. پس تهور و بی‌باکی، جانب افراط در صفت شجاعت است. «جبن» و ترس، روگردانیدن از چیزهایی است که نباید از آنها روگردانید و آن در جانب تفریط است.
یکی از مهم‌ترین وظایف مدیر تراز انقلاب، ابلاغ پیام‌های اسلام و انقلاب به دنیاست که باید با شجاعت و بدون ذره‌ای ترس انجام شود: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ کفی‏ بِاللَّهِ حَسِیباً»(۱۴)
یکی از بهترین الگوهای مدیریت و مسئول تراز، طالوت بود که در نبرد سرنوشت‌ساز طالوت و جالوت، شجاعت مثال‌زدنی او باعث شکست جالوت و پیروزی مؤمنان شد.(۱۵)
امام امت نه تنها خود مصداق کامل و عینی شجاعت بود، بلکه بارها بر لزوم شجاعت مردم و مسئولان تأکید داشت. چنان‌که در پیام به فرماندهان جنگ از جمله رئیس ستاد مشترک ارتش جمهورى اسلامى ایران و فرمانده‌ نیروى زمینى ارتش جمهورى اسلامى ایران و فرمانده‌ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ایران، آنگاه که می‌خواهد از رزمندگان یاد کند، آنان را با اوصافی همانند: «جوانان سرشار از معرفت اللَّه و سراپا عاشق لقاءاللَّه و با تمام وجود داوطلب براى شهادت و جان‌نثار براى اسلام» معرفی می‌کرد که به تعبیر امام پیران هشتاد ساله و سالکان کهنسال به‏ جلوه‏اى از آن نرسیده‏اند.(۱۶) در مواردی نیز امام تأکید می‌کرد که جوانان مؤمن انقلابی و فرماندهان محترم نباید توقع داشته باشند که ایشان بتواند از عهده ثنا و شکر عمل آنها برآید و می‌گفت: «شما را همان بس که محبوب خداى تعالى هستید و خداى شما فرموده که شما را که چون سدى محکم و بنیانى مرصوص در مقابل دشمنان خدا و براى رضاى او ایستاده‏اید دوست مى‏دارد. و این است جزاى شما و این است عاقبت عمل شما.»(۱۷)
امام امت در سخنرانى در جمع اعضاى هیئت دولت همه‌ آنان را به شجاعت و نترسیدن از دشمن فرا خواند و گفت: «حتی اگر فرض هم بکنیم که نابود می‌شویم، در راه یک حقیقتى نابود شده‌ایم و این نابودى نیست. این «بود» است… بنابراین ما هیچ خوفى از این مسائل نداریم و هیچ وقت هم نباید از جنگ و از این ارعاب‌هایى که مى‏کنند، بترسیم. چرا بترسیم؟ براى اینکه ما تکلیف داریم عمل مى‏کنیم و ما بر حقّیم. وقتى که بر حق هستیم، چرا باید بترسیم؟»(۱۸)
یکی از مهم‌ترین روش‌های استکبار برای به زانو در آوردن ملت‌ها و دولت‌های مستقل، ترساندن آنها از نیروی نظامی آمریکا و دیگر مستکبران است. اگر مدیری در جمهوری اسلامی از دشمن بترسد یا تصور کند آمریکا می‌تواند با یک بمب ایران را نابود کند، هیچ گاه نمی‌تواند در برابر ددمنشی استکبار مقامت کند و حاضر می‌شود همه‌ خواسته‌های دشمن را بپذیرد.

۵٫وفای به عهد
قرآن مجید یکی از ویژگی‌ها و خصوصیات افراد با ایمان را وفای به عهد می¬داند: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ(۱۹): مؤمنان آنهایی هستند که امانت‌ها و عهد خود را مراعات می¬کنند.» در جای دیگری، قرآن مجید وفای به عهد را نشانه‌ افراد نیکوکار می‌داند و می¬فرماید: «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا(۲۰)… نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود (هنگامی که عهد بستند) وفا می¬کنند…»
مسئول تراز حکومت اسلامی به مردم وعده‌های پوچ نمی‌دهد و به همه وعده‌های خود عمل می‌کند. اگر در شعارهای انتخاباتی از نگاه فراجناحی، تخصص، تعهد، کمک به محرومان، استکبارستیزی، حل مشکلات اقتصادی ، تقویت پول ملی و… سخن می‌گوید باید به همه‌ وعده‌هایی که داده عمل کند.

۶٫مدارا و سعه‌ صدر
مدارا، شرح صدر، تحمل مخالف و داشتن روحیه‌ نقدپذیری و پاسخگویی، فضیلتی است که می‌تواند ضریب تخلف و اشتباه متصدیان قدرت را کاهش دهد. در حکومت اسلامی مردم وظیفه دارند اشکال‌های حکومت را به مسئولان تذکر دهند و مسئولان نیز وظیفه دارند با سعه‌ صدر به سخنان مردم، حتی مخالفان گوش فرا دهند و مشکلات را برطرف کنند. خدای متعال از «شرح صدر» در قرآن به‌عنوان موهبت عظیم به پیامبر خود، یاد می‌کند: «ألَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدرَک(۲۱): آیا سینه‌ تو را وسیع و گشاده نساختیم؟»
با توجه به اهمیت شرح صدر، آنگاه که حضرت موسی(ع) به نبوت برگزیده شد، وسائل پیروزى در این مأموریت را از خدا خواست که نخستین و مهم‌ترین آنها شرح صدر بود؛ از این رو گفت: «پروردگار من! سینه‌ مرا گشاده بدار: قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی.»(۲۲)
آرى نخستین سرمایه براى یک رهبر انقلابى، سینه‌ گشاده، حوصله‌ فراوان، استقامت و شهامت و تحمل بار مشکلات است. به همین دلیل در حدیثى از امیر مؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «آله الریاسه سعه الصدر(۲۳): وسیله‌ رهبرى و ریاست سینه‌ گشاده است.»
امام امت نیز بر شرح صدر مسئولان تأکید می‌کرد و یکی از ویژگی‌های مکتب توحیدی را شرح صدر و مدارا می‌دانست و می‌فرمود:
«تا آنجا که امکان دارد در مکتب‌هاى غیرمادى مدارا و خوش‌رفتارى و دعوت هست. تا آنجایى که ممکن است با دعوت مردم را برمى‏گردانند به عالم نور و هیچ وقت در صدد جنگ و جدال نیستند، مگر اینکه احساس کنند توطئه است.»(۲۴)
کسی که می‌خواهد مجری این حکومت و مکتب توحیدی باشد، با بی‌حوصلگی، خشونت بی‌جا و تنگ‌نظری نمی‌تواند مجری این دستور الهی باشد.

۷٫حق محوری
یکی از ویژگی‌های مهم مسئول تراز انقلاب اسلامی حق‌محوری به جای گروه‌گرایی و حزب محوری است. مسئول تراز انقلاب هیچ‌گاه برای خوشامد هم‌حزبی‌ها و همفکران خود پا روی حق نمی‌گذارد، بلکه بر محور حق می‌چرخد و از همگان می‌خواهد این‌گونه رفتار کنند. نمونه‌ بارز حق‌محوری، حضرت علی(ع) بود. هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه در دست داشت و اموال بسیاری از بیت المال در اختیار آن حضرت بود، روزی برادرش عقیل نزدش آمد و از او خواست از بیت‌المال به او بدهد تا قرضش را ادا کند. امام(ع) آهنی گداخته را به دست وی که نابینا بود، نزدیک کرد. وقتی عقیل اعتراض کرد، امام علی(ع) به وی فرمود: «تو طاقت این آتش را نداری. من چگونه با زیر پا نهادن حق مردم آتش جهنم را تحمل کنم؟»(۲۵)
در این میان هر چه مسئولیت مهم‌تر باشد، خطر حزب‌گرایی در آن بیشتر است. از این رو امام امت به مسئولانی که در پست‌های حساس مشغول خدمت بودند، دستور می‌داد از ورود به احزاب پرهیز کنند. ایشان در جمع مسئولان وزارت اطلاعات فرمود:
«وابستگى به گروه‌ها، وابستگى فکرى و عملى مى‏آورد و این با کار شما منافات دارد. باید همه‌ شما کاملاً بی‌طرف باشید. دشمنى، دوستى، آشنایى و غریبگى در کار نباشد. این کار خطرش بسیار است… مبادا کسى پیدا شود و از روى اغراض و گرایش‌ها عمل کند که این کار هم براى خودش خطرناک است و هم براى مردم.(۲۶)

۸٫ قانون‌مداری
احترام به قوانین کشور یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک مسئول در نظام اسلامی است. در قرآن کریم نیز بر ضرورت قانون‌گرایی تأکید شده است. از جمله خداوند می‌فرماید:
«َلقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المیزانَ لِیِقُومَ النَاسَ بِالقِسطِ؛(۲۷) : به‌درستی ما پیامبران خود را با دلایل روشن و آگاهی بخش فرستادیم و همراه ایشان کتاب (مجموعه اوامر و نواهی خود) و میزان (معیارهای داوری و قضاوت) فرستادیم تا در میان مردم عدالت اجتماعی برقرار شود.»
قوانین مصوب کشور، میثاق عمومی و مصداق صریح « َوْفُوا بِالْعُقُودِ» است و همگان به‌ویژه مدیران باید به آن ملتزم باشند. رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) به همه‌ عهدنامه¬ها، حتی آنهایی که با کفار بسته بودند، احترام می¬گذاشتند.
امام امت در این باره می‌گویند:
«در کشورى که قانون حکومت نکند، خصوصاً، قانونى که قانون اسلام است، این کشور را نمى‏توانیم اسلامى حساب کنیم. کسانى که با قانون مخالفت مى‏کنند، با اسلام مخالفت مى‏کنند. کسانى که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شوراى نگهبان نظر خودش را داد، مخالفت مى‏کنند، دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت مى‏کنند. اگر همه‌ اشخاص و گروه‌ها و نهادهایى که در سرتاسر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشمریم، هیچ اختلافى پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون‏شکنی‌ها پیش مى‏آیند. از صدر عالم تا کنون تمام انبیا براى برقرار کردن قانون آمده‏اند. اسلام براى برقرارى قانون آمده است. پیغمبر اسلام و ائمه و خلفاى اسلام همگی به قانون خاضع و تسلیم قانون بودند. ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام و ائمه‌ هدى بکنیم و به قانون، هم عمل کنیم و هم در مقابل قانون خاضع باشیم. قانون براى همه است.»(۲۸)

۹٫عدالت‌محوری
از منظر اسلام و قرآن کریم، هدف از ارسال پیامبران و تشکیل حکومت اسلامی، تحقق عدالت است.(۲۹) حکومت اسلامی موظف است عدالت را در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اجرا کند.
عدالت محوری ابعاد گوناگونی دارد و شامل رفع فقر و محرومیت، تلاش برای رفاه عمومی، مقابله با فساد و رفع تبعیض و نظایر آن می¬شود.
از منظر امام خمینی، عدالت، شرط اصلى زمامداری اسلامی است. ایشان می‌گویند:
«اسلام خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضى‏اش هم معتبر است که عادل باشد، فقیه‌اش هم معتبر است که عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام جمعه‏اش هم باید عادل باشد- از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر. زمامدار باید عادل باشد؛ وُلات‌شان هم باید عادل باشند. این وُلاتى که در اسلام مى‏فرستادند، والی‌هایى که مى‏فرستادند به این‌طرف و آن‌طرف، امام جماعتشان هم بود، باید عادل باشد.»(۳۰)

پی‌نوشت:
۱٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.۱۷، ص. ۴۱۹٫
۲٫ سوره‌ یوسف، آیه‌ ۵۵٫
۳٫ مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج.‏۱۰، ص. ۶٫
۴٫ جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام، ۱۴۷.
۵٫ شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج.۱، ص.۲۰۶.
۶٫ احمدی، درآمدی بر سیره مدیریتی پیامبر(ص)، ص. ۱۰۷.
۷ . رک: امام‌خمینی، صحیفه نور، ج. ۱۹، صص. ۱۵۸-۱۵۷٫
۸٫ رک: امام‌خمینی، صحیفه نور، ج. ۱۳، ص.۴۱۳.
۹٫ رک: سوره احزاب، آیه‌ ۷۲٫
۱۰- سوره‌ نساء، آیه‌ ۵۸٫
۱۱٫ مجلسی، بحار الانوار، ج. ۳۷، ص. ۲۰۴٫
۱۲٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۱۹، ص. ۱۷۳٫
۱۳٫ طریحی، مجمع البحرین، ج.‏۴، ص. ۳۵۱٫ ابن منظور، لسان العرب، ج. ‏۸، ص. ۱۷۳٫
۱۴٫ سوره احزاب، آیه‌ ۳۹٫
۱۵٫ سوره بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱٫
۱۶٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۱۶، ص. ۱۵۱٫
۱۷٫ همان.
۱۸٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۱۳، ص. ۵۰۲٫
۱۹٫ سوره معارج، آیه‌ ۳٫
۲۰٫ سوره بقره، آیه‌ ۱۷۷٫
۲۱٫سوره انشراح، آیه‌ ۱٫
۲۲٫ سوره طه، آیه‌ ۲۵٫
۲۳٫ نهج البلاغه، حکمت ۱۷۶٫
۲۴٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۹، ص. ۲۸۹٫
۲۵٫ ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص.۲۴۵؛ دیلمی، إرشاد القلوب، ج.۲، ص.۲۱۶.
۲۶٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۱۹، ص. ۱۸۰٫
۲۷٫ سوره حدید، آیه‌ ۲۵٫
۲۸٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج.‏۱۴، ص. ۴۱۴٫
۲۹٫ رک: سوره حدید، آیه‌ ۲۵٫
۳۰٫ صحیفه امام، ج.‏۳، ص. ۳۰۵٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *