آنچه مسلم است مراسم اربعین حسینی امروز به یکی از بزرگترین پدیدههای اجتماعی در سطح منطقه و جهان و وسیعترین تجمع بشری در کره خاکی تبدیل شده که بیش از بیست میلیون نفر در آن شرکت میکنند.
این پدیده مذهبی در طول تاریخِ دور و نزدیک، از چند هزار نفر تجاوز نمیکرد و در زمان سلطه صدام حسین و حزب بعث که مشارکت در این مراسم ممنوع شده بود و شرکتکنندگان را اعدام میکردند به چند صد نفر تنزل یافت و تقریباً از بین رفت. به عبارت دقیقتر زیارت میلیونی اربعین که ۲۱ سال پیش پس از سقوط رژیم جبار بعثی شکل گرفت، پدیدهای جدید و در تاریخ عراق و شیعه بیسابقه است. تعریف این پدیده در چهارچوب واکنش اجتماعی به ممنوعیت قبلی با واقعیتهای صحنه هماهنگ نیست، زیرا اگر واکنشی بود، در طول ۲۱ سال گذشته انگیزههای آن تحلیل میرفت و ریزش پیدا میکرد، درحالی که پس از دو دهه همچنان با قدرت، استمرار و همچنان در حال گسترش است و این نشان میدهد که رویدادی انفعالی و زود گذر نیست.
امروزه اربعین حسینی به مراسم آئینی محدود نمیشود، بلکه بسیاری از شاخصهای مقاومتی شیعی و اسلامی را دارد و بهعنوان بخشی از هویت جدید شیعی- امتی پس از انقلاب اسلامی ایران نمایان شده و بیانگر یک خط فکری و رفتار انقلابی فرا مذهبی، فرا قومی و فراملی است.
اربعین امروز یکی از ارکان هویت جدید پیش از ظهور و تجلی وحدت امت انقلابی و مؤمن و نماد جامعه همبسته امام زمانی است که ایثار و جهاد مالی درآن کمنظیر است. این ویژگیها تنها در باره دوران ظهور که در آن فقیر یا نیازمند وجود ندارد، گفته شده است. در اربعین هیچ کسی گرسنه و یا بیجا نمیماند وگرما و سرما نمیتواند مانع استمرار این مراسم شود. اربعین امروز نه تنها جامعه پس از ظهور را به بهترین شکل برای چند روز جلوی دیدگان بشر قرار داده که باور تحقق این وعده عظیم را تقویت کرده و زمینه تحول برای تحقق آن را نیز فراهم ساخته است.
اربعین امروز بخشی از این هویت دینی و امتی و در منطقه و جهان اسلام در حال گسترش است. هر نگاهی که در رسانه، مطبوعات یا منبر، دور از این واقعیت باشد، نشانه جهل و یا عدم فهم ابعاد این پدیده جدید و یا خدای ناکرده تلاش برای مقابله با آن است.
نگاه به اربعین در ایران
با باز شدن مسیر کربلا و با توجه به تاکیداتی که در روایات معصوم«ع» در باره زیارت امام حسین«ع»، این امام بزرگوار و شهید که محور واقعه کربلا و عاشوراست، شده است، موضوع زیارت اربعین نزد ایرانیان جایگاه خاصی پیدا کرده و هرسال میزان استقبال ایرانیان از اربعین گسترش کمّی یافته است. اما با توجه به نوع انعکاس این پدیده در رسانههای ایرانی اعم از صدا و سیما و خبرگزاریها و حتی شبکههای اجتماعی، به نظر میرسد نگاه عمیقی به فرهنگ زیارت اربعین در این رسانهها شکل نگرفته است.
متاسفانه نگاه رسانههای ایران، بهویژه رسانه ملی و مطبوعات به مراسم اربعین، نگاهی مبتنی بر فهم عمیق اربعین و نسبت آن با انقلاب اسلامی و ظهور نیست. بخشهای خبری صدا و سیما در این ایام عمدتاً نگاهی آماری به این رویداد عظیم دارند و اقدامات تدارکاتی را که برای زوار فراهم میشود، منعکس و برنامههای آئینی مرسوم را پخش میکنند. وزارت کشور مرجع اعلام آمار و شلوغی یا خلوتی نقاط مرزی شده و سازمان حج و زیارت نیز بحث ثبتنام در سامانه سماح (گرفتن صد هزار تومان از هر زائر) را دنبال و این مناسبت را به یک ناندانی تبدیل کرده و بانک مرکزی چگونگی پرداخت ارز توسط بانکها را مکرراً اعلام میکند.
هدف از تشکیل دهها ستاد اربعین در نهادهای مختلف تولید محتوای فاخر و تحلیلهای عمیق از تاثیر این پدیده در آینده سیاسی منطقه و جهان نیست، بلکه رسیدگی به مسائل تدارکاتی و خدماتی است که در عین اهمیت، همه اولویتها را شامل نمیشود.
این رفتارهای تکراری هر ساله نشان میدهند که کُنه پدیده جدید در زیارت اربعین همچنان برای نهادهای رسمی ملی مجهول است و جهل در باره فرآیند هویتسازی کنونی و اهمیت سیاسی و تمدنی آن نشان میدهد که شرایط کنونی جامعه ما و ناهنجاریهای موجود، محصول چه شرایط و کدام عوامل است.
بیتوجهی به حوزه فکری و نهادینهسازی فرهنگ اربعین در سطوح اندیشهای و غفلت از حوزه مغز افزاری و نرمافزاری اربعین و برعکس بازتاب حداکثری حوزه سختافزاری آن موجب شده است تا شاهد برخی تلاشها از سوی دشمنان امت اسلامی و ضد نظام اسلامی در تخطئه فرهنگ اربعین از یک سو و دور کردن زوار اربعین از حوزه اندیشهای باشیم که هر ساله در آستانه اربعین آغاز میشود و تا مدتی پس از اربعین ادامه مییابد.
شاخصهای این قصور را میتوان در برخی از شعارهایی نوشته شده بر پشت کولهپشتیها (که خود به نمادی از راهپیمایی اربعین تبدیل شدهاند) مشاهده کرد. شعارهایی مانند؛ «ما فقط برای امام حسین«ع» آمدهایم» و یا «امام حسین«ع» را سیاسی نکنید» و یا «امام حسین«ع» را از ما نگیرید».
این جوانان پر احساس که عاشق شهید کربلا هستند، تنها به یک وجه امام معصوم«ع» توجه داده شدهاند و آنهم وجه اشک و آه و دعاست، اما از وجه دیگر امام که تماماً سیاسی است و شاید بتوان گفت کمال ایمان است، غافل ماندهاند. قیام امام حسین «ع» قیام علیه ظلم است و ایشان و یارانشان شهید امر معروف و جهاد با منکرند.
نکته دیگری که باید در حوزه اندیشهای جامعه به آن پرداخت، این است که اگر انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و خونهایی که پای این نظام و ایران ریخته شد، نبود، شاید این مسیر و این پدیده هرگز متولد نمیشد. اربعین هرگز از پدیده انقلاب اسلامی و ایران جدا نیست و بیداری اندیشهای یک ضرورت و تکلیف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حج و زیارت، ستادهای مرتبط با اربعین و نیز رسانههاست. غفلت از این مهم و تمرکز صرف و بیش از حد بر حوزه سختافزاری اربعین فرصتهایی را برای دشمنان اربعین ایحاد میکند تا آن را به یک حرکت بیمحتوا تبدیل کنند.
قریب یک سال است که جنگی ظالمانه در فلسطین و در باریکه تحت محاصره غزه در جریان است. تردیدی نیست که غزه امروز مصداقی از کربلای مکرر و عاشورای هر روز است. لذا توجه به این ظلم آشکار نیز باید مکرر و روزانه باشد. یادآوری این فاجعه در اربعین حسینی که بزرگترین تجمع جهانی طی دستکم پانزده روز است، میبایست بسیار پررنگ باشد. البته در اربعین امسال نسبت به سالهای گذشته موضوع فلسطین با توجه به عملیات «طوفان الاقصی» پررنگتر بود، اما در حوزه رسانهای توجه به فلسطین در اربعین بسیار کمرنگ بود.
این درحالی است که امروزه یکی از شاخصههای بیداری اندیشه و یا روشنفکری در بسیاری از کشورهای جهان وخصوصاً غرب، حمایت از قضیه فلسطین و مخالفت با اسرائیل است. لذا انتظاری طبیعی است که سازمانها و اشخاصی که در حوزه مدیریت فکری و تنویر افکار عمومی جامعه فعالند، به این امر مهم توجه ویژه داشته باشند.
جمعبندی
اربعین امسال نیز گذشت و یک فرصت طلایی دیگر هم بدون بهرهبرداری صحیح و مبتنی بر فهم عمیق از دست رفت؛ اما فرصت برای سالهای آینده همچنان باقی است. به نظر میرسد ضرورت دارد که همه نهادها خود را در قبال اربعین بازتعریف و بر اساس تخصصشان، از حالا نقش مناسبی را برای خود تعریف کنند.
معقول نیست که همه نهادها بهعنوان تدارکاتچی عمل کنند. کاری که شهرداریها در حفظ بهداشت و نظافت انجام میدهند و تامین بخشی از آب و خوراک زائران توسط موکبداران ایرانی لازم و حضور پزشکان ایرانی برای سلامتی زوار یک وظیفه است و همه باید در تامین این تدارکات کمک کنند تا نیازهای مادی زائران حتما تامین شود، اما نهادهای فکری مانند حج و زیارت، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و حوزههای علمیه به جای کارهای موازی تدارکاتی باید به تأمین محتوای فاخر فکری بپردازند و این پدیده هویتی را برای بازسازی هویت اجتماعی مغتنم بدانند و فرایند ایمان و فرهنگ ظهور را در کشور تقویت کنند.
شرایط امروز اجتماعی نسل جدید نشانه انجام قصوری بزرگ از سوی نهادهای فعال فکری، چه در فهم بسیاری از تحولات و چه در به کار بستن آنها در جهت تقویت ایمان و التزام دینی در جامعه است. امروز جامعه ایران الگویی برای بسیاری از کشورهای منطقه است و هر قصوری در حفظ جامعه متاسفانه جامعه همراه بیرونی را نیز مآیوس میکند و در چنین شرایطی نظام باید هزینه مضاعفی را بابت این قصور بپردازد.