اشاره
بقای اسلام و کیان جامعه اسلامی مرهون «اخوت و برادری» میان مسلمانان است. باور و پایبندی به این موهبت الهی که در آموزههای وحیانی و دینی به وضوح دیده میشود، «همدلی و مهربانی» میان افراد جامعه را به ارمغان میآورد و امید دشمنان دین در غلبه بر امت اسلامی را به یأس و نا امیدی مبدل می سازد.
مقدمه
هر مسألهاى از مسائل اجتماعى که در آن شک و تردید وجود داشته باشد و یا در پذیرش آن به تجربه و آزمایش و گواه نیازمند باشیم، دربارۀ لزوم اتحاد و همبستگى اجتماع و منافع سرشار آن، هرگز ما شک و تردید به خود راه نمىدهیم؛ زیرا کوچکترین سودى که از وحدت و اتفاق عاید اجتماع مىگردد، همان پیوستن نیروهاى کوچک و پراکنده به یکدیگر است و در سایۀ چنین پیوستگى، نیروى عظیمى به وجود مىآید که مىتواند مبدأ تحولاتى در شئون مختلف زندگى گرددو(۱)
۱٫ملاک و سرچشمه اتحاد در جامعه
بسیاری از فرهیختگان جامعهشناسی چنین معتقدند که، انسان یک موجود اجتماعى است و در ساختمان وجودى و آفرینش وى، تمایلات شدیدى به زندگى دستهجمعى نهفته است. اما در صورتی که وحدت و همدلی از جامعه و اجتماع انسانی رخت بربندد، اختلاف و نزاع در میان افراد جامعه، آرامش را از مردم سلب نموده و کشمکش و سردرگمی در افکار و روابط اجتماعی پدید میآید.(۲)
یکی از پرسشهایی که اندیشۀ متفکران این حوزه را به چارهجویی واداشته این است که: «چگونه میتوان میان افراد بشر وحدت آفرینی کرد؟»؛ برای پاسخ به این چالش ذهنی، چند راه کار از سوی جامعه شناسان پیشنهاد شده و اسلام دیدگاه نوینی را اختیار کرده است. این امور عبارتند از:
الف. طرح سازمان ملل در برادر انگاری مردم
این سازمان داعیه برادری در میان تمام انسانها را به گوش جهانیان نواخته و البته متاسفانه این سخن آرزویی بیش نیست؛ زیرا باید عاملی را معرفی کنند که اسباب اختلاف را از میان بردارد تا نتیجه اش تشکیل امت واحد جهانی باشد. (۳)
ب. محور واحدِ وحدت آفرین
از دیدگاه اندیشمندان و جامعهشناسان اموری همچون «نژاد»، «زبان»، «وحدت تاریخ»، «وحدت ارضى» و «خون»، عناصر سازندۀ ملیت و وحدت ملتهاست؛ اجتماعى که از عناصر مزبور به وجود مىآید، همان است که در علم حقوق به آن «ملت» مىگویند و در سایۀ یکى از این عوامل، مىتوان اجتماع واحدى ساخت که اعضاى آن در کنار یکدیگر، زندگى صمیمانهاى داشته باشند.
درست است که عوامل مزبور بر اتحاد و اتفاق و همبستگى جامعه کمک مىکند، ولى تا زمانى که یک وحدت فکرى و روحى و یگانگى در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگى افراد، تحت این عوامل و عناصر غیر ارادى، پایدار نخواهد بود و اگر روزى براى هدف مشترکى دست اتحاد بهسوى هم دراز کنند و دست همدیگر را بهعنوان برادرى بفشارند، پس از نیل به هدف، مدتى نخواهد پایید که اختلاف فکرى و روحى و اختلاف خواستها و ارادهها، تصادم و تضاد عجیبى در میان آنان به وجود خواهد آورد و آنها را از هم جدا خواهد ساخت.(۴)
اینک پیشنهاد اسلام برای این حل مسئله را جویا میشویم.
ج. اخوت اسلامی در پرتو ایمان به خداوند
دین مبین اسلام عامل وحدت را انگیزهای آسمانی و نه مادی و ظاهری معرفی کرده و چنین باوری را ترویج میکند که جامعه اسلامی در پرتو ایمان و عقیده، بایسته است که به اصل اجتماعی و فرهنگی «اخوت اسلامی» ملتزم گردد تا همواره بستر رشد و ترقی افراد جامعه مهیا شود و این اصل وحدت آفرین، بهعنوان «نیرویی زمینهساز» و «عاملی پیشرو» در تکامل مادی و جهش در حیات معنوی مؤمنان، قادر است جامعه را بیوقفه رو به جلو رانده و اساس بقای اسلام و کیان جامعه را با خنثیسازی نقشههای شوم دشمنان تضمین نماید.
۲٫اخوت دینی در تعالیم اسلامی
آموزههای اسلام در «قرآن» و «سنت و روایات»، جایگاه برادری اسلامی را چنین ترسیم مینمایند:
الف.قرآن
سروش وحی در آیات الهی به وضوح به اصل برادری مسلمانان اشاره دارد، آنجا که خداوند متعال میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(۵) افراد باایمان برادر یکدیگرند؛ پس میان برادران خود صلح برقرار کنید، و از نافرمانى خدا بپرهیزید تا مورد لطف و رحمت خدا قرار گیرید».
نزدیکترین رابطه و پیوند میان دو انسان که در یکزمان زندگى مىکنند، پیوند برادرى است؛ پیوند پدرى و فرزندى اگرچه محکمتر و نیرومندتر از رابطه برادرى است، ولى این رابطه میان دو انسانى است که در یک سطح زندگى نمىکنند و از نظر زمان و موقعیت و شخصیت و مراتب احترام، با هم متفاوتند؛ تنها رابطهاى که مظهر کامل همبستگى و علاقه و الفت شدید میان دو انسانى است که در یک افق زندگى مىکنند، همان پیوند برادرى و خواهرى است؛ این پیوند ناگسستنى تکوینى همواره در محیطها و جمعیتها، رمز مهر و محبت و الفت است؛ از این رو، قرآن در ندا و دعوت خود براى اتحاد و یگانگى و استوارى مبانى الفت و محبت، افراد جامعه باایمان را برادر یکدیگر خوانده است و براى نخستینبار در تاریخ بشرى، یک جامعه بزرگ چندصدمیلیونى را برادر هم نموده و شعار آنها را جملۀ زیر قرار داده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» افراد جامعۀ با ایمان، صمیمىترین رابطه و پیوند را دارند و آن اینکه برادر یکدیگرند.
اخوت مذهبى یک عنوان تشریفاتى آن هم براى یک سلسله اغراض سیاسى نیست تا عموم مردم را خواه ملاک برادرى در آنها باشد یا نباشد – برادر یکدیگر قرار دهد، بلکه هدف از مطرح ساختن این عنوان، اشاره به یکرشته تکالیف و اهداف عالى اجتماعى و اخلاقى است که در پرتو اخوت اسلامى صورت مىگیرد.
بنابراین، «تا یک وحدت فکرى و روحى و یگانگى در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگى افراد، پایدار نخواهد بود» و اگر گروههاى دودل، روزى براى یک سلسله مصالح سیاسى دست اتحاد بهسوى هم دراز کنند و دست همدیگر را به انگیزۀ برادرى بفشارند، چیزى نخواهد پایید که ضربههاى اختلاف فکرى و روحى و تصادم منافع و تضاد مبانى، دستها را از هم جدا خواهد ساخت.(۶)
ب. سنت و روایات
پیامبر اسلام(ص) در سخنان تاریخى خود، افراد اجتماع باایمان را بهسان اعضاى یک بدن انسانى دانسته است که یک وحدت فکرى و عقیدتى همچون روح واحد بر آنها حکومت مىکند و قلوب آنان را به هم پیوند مىدهد. آنجا که رسول اکرم(ص) میفرماید: «انّما المؤمنون فی تراحمهم و تعاطفهم بمنزله الجسد الواحد اذا اشتکى منه عضو واحد تداعى له سائر الجسد بالحمى و السّهر؛(۷) همانا مؤمنان، از نظر مهر و عاطفه بهسان یک پیکرند؛ هرگاه عضوى از آن دچار دردى گردد، سایر اعضا، با تب و بیدارى و ناراحتى مراتب همدردى خود را با آن عضو اعلام مىدارند و بهکمک آن مىشتابند».
همچنین نقل شده که روزى پیامبر در مسجد به پا خاست و رو به مسلمانان کرد و فرمود: «تآخوا فى اللّه اخوین اخوین؛ اى مردم! برخیزید دوتادوتا با یکدیگر برادر شوید». سپس مسلمانان برخاستند و هرکدام با فردى که بیشتر مورد علاقهاش بود، برادر شد، و خود پیامبر امیر مؤمنان را برادر خود اتخاذ نمود.(۸)
روزى که پیامبر اکرم(ص) از طرف خداوند، مأمور ابلاغ این حکم آسمانى گردید، محیط مسلمانان در مدینه دچار اختلافاتى بود که جز در سایۀ اتحاد و یگانگى و وحدت فکرى، بیمارى دودستگى آنها بهبودپذیر نبود؛ زیرا مهاجر و انصار در دو محیط گوناگون پرورش یافته و هرکدام خواهان تفوق بر دیگرى بودند؛ جمعیت انصار هم از دو طایفه تشکیل یافته بود که سالیان درازى آتش نبرد میان آنها شعلهور بود؛ مسلمانانى که از نقاط دور، از حبشه و نقاط دیگر وارد سرزمین مدینه مىشدند، از نظر نژاد و زبان با اکثریت اختلاف داشتند، نیرومندترین رشتهاى که همۀ آنان را باآنهمه اختلاف به هم پیوند داد، همان ایمان و برادرى مذهبى بود که کینه و دشمنى و آثار اختلاف و دودستگى را از دل آنان زدود.
اگر پیامبر عالىقدر اسلام(ص) دلهاى گروههاى مختلف را به هم پیوند داد و از ملتهاى مختلف که هرکدام داراى نژاد و زبانى خاص بودند، ملت واحد به هم پیوستهاى ساخت و آنها را برادر و برابر یکدیگر قرار داد، به سبب این بود که توانست یک وحدت فکرى و عقیدتى در میان آنان به وجود آورد، و مسیر زندگى همه را یکسان و برابر قرار دهد و تمام «ایدهها» را به «ایدۀ واحد» مبدل سازد.(۹)
اهل بیت عصمت و طهارت نیز بر این سنت نبوی تاکید کردهاند، همچنان که از امام صادق(ع) در روایتی چنین نقل شده است: «تَوَاصَلُوا وَ تَبَارُّوا وَ تَرَاحَمُوا وَ کُونُوا إِخْوَهً بَرَرَهً کَمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَل؛(۱۰) با یکدیگر نزدیک شوید و نیکی کنید و به همدیگر رحم کنید و همگان به صورت برادرانه نیکوکار در آیید، آن چنان که خداوند امر کرده است».
۳٫ آثار اجتماعی و فرهنگی اخوت اسلامی
موهبت «اخوت اسلامی» که به اشارت کلام وحی و آموزه های دینی وحدت بخش است، نه تنها کوشش مسلمانان برای سازگاری و عطوفت را به دنبال دارد، بلکه با توصیه قرآن در سبقت گرفتن در امور خیر، آنجا که میفرماید: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون»(۱۱)، سرعتافزایی و سبقتگیری در امور نیک و پسندیده را بهجان و روحیۀ معنوی مومنان میدمد و عطر خوش صفا و دوستی را در شریان های جامعه اسلامی به جریان در میآورد، و آثار و پیامدهای سودمند و انسان سازی را به دنبال دارد. برخی از این ره آوردها عبارتند از:
الف. همدلی و مهربانی
مهمترین اثر اصل «اخوت اسلامی» را در دو کلمۀ «همدلی و مهربانی» میان مردم جامعه اسلامی باید جست و این دو مهم، سبب میشود که مومنان اتحاد بیابند و با جوش و خروش و یک صدا اهداف متعالی اسلام را خواستار شوند.
به قول شاعر:
غـرض ز انجمن و اجتماع جمع قواست
چـرا کـه قـطـره چـو شـد مـتـصـل به هم، دریاست
ز قطره هیچ نیاید، ولى چو دریا گشت
هــرآنــچــه نــفــع تــصــور کــنـى در او، آنـجـاسـت
همواره مسلمانان در پرتو همدلی و مهربانی بر تمام مشکلات پیروز شدند و تا روزى که رشتۀ صمیمیت مذهبى در میان آنها برقرار بود، سیادت جهان را در اختیار داشتند.
ب. امنیت فکری، روانی و مالی
از دیگر آثار و مظاهر و تجلیات اخوت اسلامی، این است که برادر، به جان و ناموس و مال برادر خود تعدى نمىکند.
این نکته در یکى از بیانات گرانبهاى رسول خدا که در گردهمایى بزرگى در منا ایراد نموده است، منعکس مىباشد؛ او رو به یاران خود کرد و فرمود: امروز، روزى است که در پیشگاه خداوند احترام بزرگى دارد و این سرزمین منا نیز همچنان محترم است و این ماه (ماه ذىالحجه) که اکنون در آن قرار گرفتهایم، پیش خداوند، محترم مىباشد؛ هان اى مردم! «انّ دماءکم و اموالکم و اعراضکم علیکم حرام کحرمه یومکم هذا و بلدکم هذا و شهرکم هذا؛(۱۲) جان و مال و ناموس شما بر یکدیگر همان احترامى را دارد که این روز و این سرزمین و این ماه دارد»؛ پیامبر این جمله را سهبار تکرار کرد، سپس رو به آسمان کرد و گفت «اللّهمّ بلّغت؛ خدایا گواه باش که من وظیفه خود را در بیان مبانى برادرى رسانیدم».
ج. غم خواری و ایثار
اثر دیگر این اصل اجتماعی و فرهنگی آن است که هرگاه فرد مسلمانى دچار دردى و محنتى شود، بر تمام افراد جامعه لازم است به کمک او بشتابند و شریک غم او گردند و یاریگرش شوند.
۴٫همدلی و مهربانی مردم، هدف تیر نشانه دشمنان
دشمنان بدخواه مسلمانان، همواره کوشیدهاند و مىکوشند که رشته استوار وحدت آنان را از هم بگسلند و وحدت و یگانگى آنان را از میان ببرند و با عنوان کردن یک سلسله مسائل غیر اساسى، آتش اختلاف را میان آنها روشن سازند؛ این امر نه تنها هدف دشمنان عصر حاضر ماست، بلکه از روزى که این پیوند اسلامى به وجود آمد، بدخواهان ما کوشیدهاند که بر وحدت و پیوستگى ما ضربه بزنند(۱۳)
جای تأسف است که هم اکنون آتش جنگ و نبرد ویرانگر در برخی کشورهای اسلامی شعله ور است و سالیان درازی است که صهیونیسم غاصب هر روز انسانی از مردان و یا زنان و فرزندان فلسطینی را شهید کرده و خانه آنان را ویران میکند، اما کشورهای اسلامی فقط نظاره گر این جنایت هستند، حتی اجازه نمی دهند که مردم مسلمان مصر و اردن به کمک برادران خود برخیزند.(۱۴)
در پایان از آستان ربوبی الهی چنین مسئلت می کنیم:
خدایا سران اسلامی را از این خواب غفلت بیدار بفرما!
الهی دست دولت های استعمارگر را از کشورهای اسلامی کوتاه بفرما!
نتیجهگیری
دستور به اخوت اسلامی از سوی خداوند متعال و تاکید پیامبر اسلام و اهل بیت (علیهمالسلام)، سرمایه اجتماعی عظیمی را برای جامعه در پی دارد که اثر اجتماعی و فرهنگی آن با عنوان «همدلی و مهربانی» شناخته میشود. التزام به این اصل حیاتی در جامعه اسلامی، ضامن لطف و رحمت الهی و سلامت روحی مومنان در جامعه و حفظ احساس مسئولیت در قبال جامعه و مسلمانان می گردد.
به کوشش: مجتبی جولاییفر
پینوشتها:
۱٫ نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۷
۲٫ همان، ص ۸۹
۳٫ اخلاق در مکتب وحی، ص ۲۲۲
۴٫ نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۹-۹۰
۵٫ حجرات: ۱۰
۶٫ منیه الطالبین، ج۲۶، ص ۳۰۳٫ نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۵-۸۶
۷٫ سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۶
۸٫ سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۲۳-۱۲۴
۹٫ نظام اخلاقی اسلام، ص ۹۱-۹۲
۱۰٫ کافی، ج۲، ص ۱۷۵
۱۱٫ واقعه: ۱۰-۱۱
۱۲٫ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۶۰۵
۱۳٫ نظام اخلاقی اسلام، ص ۹۳٫
۱۴٫ اخلاق در مکتب وحی، ص ۲۲۶-۲۲۷
