بهحق، چنانکه حضرت سیدروحالله الموسوی الخمینی «رضوان الله تعالی علیه»، بنیانگذار انقلاب اسلامی و آغازگر پیشرفت ایران اسلامی در دوران معاصر، بر اساس اندیشه، مرام و آرمان اسلامی است، رهبر شهید، آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای«قدس الله نفسه الزکیه»، معمار پیشرفت و تحقق عینی ایران قویِ آباد و آزاد است.
جریان پیشرفت در پرتو تجربۀ تاریخی انقلاب اسلامی در سیمای اندیشه و عمل امامان انقلاب اسلامی، دارای مراتبی از تدبیر، مدیریت نهادی و تحول است که درادامه بدانها اشاره میشود.
رهبر شهید ما با درک عمیقی که از اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی و راه امام خمینی(ره) داشت، مسیر سازندگی، بالندگی و پیشرفت کشور را راهبری و هدایت کرد.
آن رهبر فرزانه، در دوران زعامتش خط اصیل انقلاب اسلامی را که میراث امام خمینی(ره) در چهارچوب اندیشۀ اسلام انقلابی است، بیان و تبیین و آن را در نسبت با شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی به سیاستهای کلان و راهبردهای پیشرفت تبدیل و بدینشکل، مسیر جاری توسعه و پیشرفت را راهبری و مسیرهای کلان را برای ادارۀ امور توسط قوای مقننه، مجریه و قضائیه روشنایی بخشید و نشانهگذاری کرد.
آن بزرگوار، لحظهای از بیان و تبیین راه عدالت و پیشرفتِ کشور در پرتو گفتمان انقلاب اسلامی باز نایستاد؛ گرچه همواره بودند جریانات و منابعی از قدرت در حاکمیت و بیرون از حاکمیت که بهخاطر سوء فهم یا سوءنیت، مسیرهای انحرافی را پیش روی واقعیت حرکت تکاملی جامعۀ اسلامی میگشودند؛ لکن رهبر شهید ما، بر همان خط اصیل تفکر انقلابیِ مبتنی بر بینش و منش اصیل اسلامی و منادی نفی استبداد، استعمار، ظلم، تبعیض ناروا، وابستگی و سازش با استکبار، پایدار و استوار ماند و با تکیه بر جهاد، شکوفاسازی منابع انسانی و غیرانسانی ملی و میهنی و بهخصوص با تکیه بر توان نیروهای جوانان انقلابی، کاروان پیشرفت را پیش برد.
امام شهید ما، همچون امام راحل عظیمالشأن، درکی واضح و متمایز از چیستی، چرایی و چگونگی پیشرفت و تکامل جامعه و امت اسلامی و طرحی روشن برای احیای تمدن اسلامی داشت. آن بزرگوار بنمایههای طرح کلی پیشرفت را در مجموعۀ آثار قلمی، بیانی و رفتاری و افادات علمیاش طرح و بر اساس آن، روند خطمشیگذاری، سیاستگذاری و تصمیمسازیهای کلان راهبردی را تدبیر و اداره کرد.
بررسی گفتار ایشان از منظر ملاحظۀ راهبری جریان تمدنساز پیشرفت کشور، نشان میدهد که ایشان طرحی منسجم، روشمند، مطابق با واقعیتهای علمی و عینی ایران اسلامی در ذهن داشت؛ ذهنیتی که حاصل دانش و بصیرت عمیق اسلامی، تأملات فکری، اندوختۀ معنوی، بلوغ و ذوق هنری، ممارست علمی و تجربۀ اجتماعی، سیاسی و مدیریتی گستردۀ ایشان بود.
شرح اقدامات تدبیری و راهبردی چندگانۀ موردنظر بهترتیب تقدم زمانی بهاختصار تچنین است:
اول) تمرکز بر بازسازی فکری از طریق تبیین بنیادهای عقیدتی، ایمانی، اخلاقی، سلوکی و معنویِ حرکت انقلابی امام راحل عظیمالشأن در گفتوگو با عموم مردم و بهخصوص نسل جوان حوزوی و دانشگاهی و بدنۀ نظام علم و پژوهش و نهادهای متولی آموزش و پرورش و تولید و ترویج علم و پژوهش و نوآوری علمی.
در تمام بیاناتی که ایشان در دیدارهایی که در طول سیوهفت سال مسئولیت رهبری با عموم مردم یا مسئولان و کارگزاران نظام و یا حتی مقامات خارجی داشت، از موضع گفتمان فکری انقلاب اسلامی به تبیین مواضع و طرح صورتبندی مفهومی، نظری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و راهبردی موضوعات و مسائل مهم برای کشور و انقلاب اسلامی پرداخت. در تمام این موضوعات و مسائل چیستیها، چراییها و چگونگیهای مؤثر در رخدادن اتفاقات و همچنین چیستیها، چراییها و چگونگیهای اتفاقات مطلوبی را که باید در آینده رخ دهند پیوسته در متن واقعیت وقایع جاری تذکر میداد و تبیین میکرد. بیان این مواضع از سوی ایشان، از یک سو روشنگر و ارتقادهندۀ تفکر مخاطبان و از سوی دیگر مبیِّن بنیانهای استدلالی و مشخص کننده خطمشی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران بود.
بیان مواضع فکری و تبیینهای روشنگرانه ایشان که مستند به دلایل عقلانی، قرآنی و تجربی بودند، به بسط و نشر جهان معنایی و فرهنگی و مواضع و اصول انقلاب اسلامی بهسوی فرامرزهای ایران اسلامی انجامید؛ بهگونهای که امروز غالب نخبگان علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در تمام جهان با مواضع و اصول ایران اسلامی آشنا هستند.
ایشان نهادهای متولی پرورش فکر و تأمل در کشور را نیز به سوی ارتقا و پرورش تفکر جامعه سوق داد و همواره یاریگر نظام تعلیمی و پرورشی کشور در تمامی سطوح رسمی و غیررسمی بود.
دوم) تمرکز بر صیانت، تحکیم و بازسازی فرهنگیـ اجتماعی جامعۀ اسلامی، در تراز و در تناسب با حرکت جهادی و انقلابی ملت مسلمان ایران، بهمنظور کسب آمادگیهای لازم برای مواجهۀ فعالانه و انتقادی با جبهۀ فکری و فرهنگی کفر و الحاد مدرن که پیوسته و دمادم خود را در قالب صورتهای نوین نظم نهادی (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، هنری و فناورانه) و سبکهای فریبنده و ناسوتگرایانۀ زندگی، به هویت ملتهای دیگر تحمیل میکند.
رهبر شهید ما در برابر جریان فرهنگیـ اجتماعی کفر و الحاد مدرن و صورتهای نهادی و سبک زندگی ترویجی از سوی آن، نهضت مبارزه با شبیخون و تهاجم فرهنگی را به پا کرد.
ایشان از همان سالهای نخست زعامت و بهخصوص در دهۀ نخست مسئولیت، با استناد به مفاد و دلایل قرآنی، حدیثی، عقلانی و عقلایی و با عزمی استوار به تبیین مواضع حق و فرهنگ حقمدار پرداخت و حصون باور، ایمان و عمل صالح انقلابی را استوار ساخت.
همچنین در این مقطع زمانی، ضمن حمایت قاطع از کنشگران مجاهد و انقلابی، بر تقویت نهادی جبهۀ معرفتی و فرهنگی انقلاب اسلامی همت گمارد. تأسیس برخی مؤسسات علمی، پژوهشی، فرهنگی و تبیینی با حوزۀ کاری تخصصی را یا شخصاً و یا با دستیاری برخی از همفکران و همراهان مجاهد رقم زد و یا ذیل شورایعالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت آموزشوپرورش، وزارت ارشاد اسلامی و حتی در بدنۀ فرهنگی نیروهای مسلح (نظامی، انتظامی و امنیتی)، شکلگیری نهادهای انقلابی، معرفتی و فرهنگیای را که کنشگر جبهۀ معرفتی و فرهنگی انقلاب اسلامی محسوب میشوند ریلگذاری، تسهیل، پیگیری و حمایت کرد.
سوم) تمرکز بر اعتلای معرفتی و علمی آحاد مردم و نهادهای علمی و پژوهشی کشور در تناسب با نیازهای کشور و با اولویتبخشی به دانشهای نوظهوری که حداقل دارای شاخصهای اصلی ذیل هستند:
الف) نوظهورند،
ب) در لبۀ دانش معاصر قرار دارند،
ج) بر فراز فناوریهای برتر قرار دارند و توسعهدهندۀ آنها هستند،
د) دارای حوزۀ نفوذ و اثرگستری عمیق و پهندامنه هستند،
هـ) دارای زنجیرۀ ارزش طولانی و گرانبها هستند،
و) تأمینکنندۀ نیازهای ملموس و ضروری در سطح کشور، منطقه و جهاناند.
در همین راستا نهضت و جنبش علمی گستردهای شکل گرفت. رهبر شهید ما آفریننده و حمایتکنندۀ این نهضت و جنبش علمی بود؛ بهگونهای که بهتدریج در دهۀ دوم رهبری ایشان نشانههای واضح و متمایز شتاب علمی و فناورانۀ ایران اسلامی در سطح منطقه و جهان بارز شد. این نهضت و جنبش تولید علم و فناوری طیف وسیعی از دانشها و فنون اعم از علوم پایه و بنیادین تا علوم فنی و مهندسی و تا علوم پزشکی و پیراپزشکی را در بر گرفت.
ویژگیهای مهم و راهبردی نهضت و جنبش علمی کشور و نتایج علمی و فناورانۀ حاصل از آن عبارتند از:
اولاً، بومی و در تناسب با شرایط و مقتضیات و نظام نیازهای جامعۀ ایران است،
ثانیاً، بر اساس ظرفیت بینظیر نیروهای جوان و انقلابی پدید آمده است،
ثالثاً، بر پایۀ نظام ادارۀ حکمرانی پیشرفت اسلامی ایرانی شکل گرفته است.
مصداق و نماد بارز این حوزۀ اقدامی رهبر شهید ما، دانشها و فناوریهای مرتبط با زیستفناوری، نانو، علوم شناختی، فناوری اطلاعات، دانش و فناوریهای هستهای، علوم پژشکی و دانش و فناوریِ ترکیب مواد (متالوژی) است.
حجم عظیم و پرشتاب شکلگیری نهادمند، بومی و درونزای اینگونه دانشها و فناوریها که فهرست آنها بسیار طولانی است، نشانه تمرکز مستمر، تدبیر، اداره و مدیریت کلان نهادیای است که رهبر شهید ما ورای عملکرد دولتها، ذیل قانون اساسی و در چهارچوب سیاستهای کلی پیگیری کرد.
در مواردی خاص، جریان نهادی شکلگیری و پیشرفت یک حوزۀ علمی و پژوهشی، تحت هدایت و نظارت خاص رهبر شهید انقلاب اسلامی صورت پذیرفت. بهعنوان مثال، در علوم و فنون مرتبط با حوزۀ علوم زیستی و طب و علوم نانو و هستهای، ریلگذاری، تسهیل، مانعزدایی و حمایت و ترویج دستاوردها توسط رهبر شهید ما، همواره پیگیری میشد و شواهد و اسناد بسیار مفصلی دارد. این مسیر نیز تا پایان عمر شریف ایشان استمرار داشت و در یک دهۀ اخیر، از طریق واسطۀ نهادی شرکتهای دانشبنیان پیگیری شد و شتاب روزافزون یافت.
چهارم) تدقیق و تحکیم فرایندهای پیچیدۀ حکمرانی اسلامی در چهارچوب پیوند ولایی امامت و امت، مستند به قانون اساسی و در چهارچوب نظریۀ مردمسالاری دینی، اقدام پیوسته و مستمر رهبر شهید ما بود.
این معنا از پیچیدهترین مواضع و کنشهای مؤثر حاکمیت اسلامی است که امام شهید امت (قدس الله نفسه الزکیه) در راستای صیانت از هویت ذاتی حاکمیت دینی بر آن تأکید و از روز اول پذیرش مسئولیت رهبریِ امت، با وقوف تمام آن را مدنظرداشت و تا آخرین نفس بدان وفادار ماند.
با بسط دامنۀ نهادی حکمرانی در ریز و درشت وقایع و تصمیمات، همواره امکان و خطر تخطی از اصول عدالت، آزادی مشروع، حقانیت و قانونگرایی توسط کارگزاران حاکمیت پدید میآید. این اتفاق طبعاً کنشگری مردم و نهادهای عمومی غیردولتی را تحتالشعاع قرار میدهد و محدود میکند. در مواجهه با چنین مخاطرهای رهبر شهید ما، ضمن تذکر مستمر به دولتمردان و کارگزاران مبنی بر توجه به حق و جایگاه مردم در شکلگیری حاکمیت اسلامی، خود را ملتزم به عهد ولاییاش در چهارچوب قانون اساسی با مردم معرفی میکرد.
رهبر شهید ما در رأس هرم قدرت سیاسی کشور، خود و سلسلهمراتب سیاسی و اداری را در خدمت مردم و برای تدبیر امور دین و دنیای مردم، تربیت و اصلاح امور زندگی و معیشت ایشان، حراست و صیانت از مردم و جامعۀ اسلامی و رشد هویت ایمانی و ملی ملت معرفی میکرد. آن بزرگوار برای خود و نزدیکترین نزدیکانش، مجالی برای سوءاستفادۀ اقتصادی یا سیاسی از مزایای عمومی باقی نگذارد. این واقعیت نشانه اوج تقوا و عبودیت در ایشان است.
تاریخ و وجدان عمومیِ نهتنها ایرانیان بلکه جهانیان شهادت میدهند و بعد از این نیز شهادت خواهند داد که امام شهید ما، خامنهای عزیز، به عهد خود با مردم و امام راحلمان وفا و مسئولیت ولایتامر و زعامت امور را بر مدار صداقت و عدالت و با کفایت کامل ایفا کرد. سرّ قلوب منکسر و بغضهای فروخفته در سینۀ مردم و خشم مقدس ایشان در عزای شهادت آن امام شهید، نشانه واضحی است که مردم ما آن بزرگوار را امامی امین و صادق و متقی یافتند.
پنجم)ترمیم و اصلاح ساختارهای نهادیِ بسترساز جریان پیشرفت اقتصادی (اعم از تولید، توزیع و تجارت) و رشد صنعتی کشور و تولید و تجارت کالاهای ساخت ایران و توسعۀ بازار کالاهای ایرانی در سطح ملی و فراملی در دو دهۀ اخیر از جمله گامها و اقدامات نهادی مورد تأکید و پیگیری رهبر شهید ما بود.
با توجه به چالشهایی که کشور در زمینۀ تدبیر اقتصاد و معیشت و رشد صنعتی کشور و افزایش تولید ملی بهمنظور رهایی یافتن از اقتصاد نفتی با آنها روبهروست، رهبر شهید ما بهطورخاص، در یک دهۀ اخیر بر مسئلۀ اقتصاد و معیشت و توسعۀ تولید و تجارت ملی تمرکز کرد.
رهبر شهید ما با دستیاری مجمع تشخیص مصلحت نظام، در راستای اصلاح و تقویت حکمرانی اقصادی و معیشت و تولید و تجارت ملی، سیاستهای کلی اقتصادمحور را تنظیم و ابلاغ کرد. بهعنوان مثال، ایشان با ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و یا سیاستهای کلی مرتبط با اصل ۴۴ قانون اساسی سعی کرد مسیر را برای شکوفایی بیش از پیش اقتصاد ملی بر اساس اصول استقلال، درونزایی و برونگرایی و با تکیهبر ظرفیتهای بینظیر انسانی و سرزمینی ایران اسلامی بگشاید.
نتیجۀ این جهتگیری بهرغم همۀ موانع داخلی و خارجی و بهخصوص تحریمهای بسیار گستردۀ ایالات متحدۀ آمریکا و نیز تحریمهای بینالمللی، آن شد که تراز تجاری اقتصاد ایران، بدون احتساب درآمدهای نفتی بهسوی مثبت شدن سوق یابد. این در شرایطی است که ایران بهدلیل تنشی که با ایالات متحده و کشورهای متخاصم بهخصوص رژیم نامشروع اسرائیل دارد، نتوانسته است از سرمایهگذاری خارجی استفاده کند.
ششم) بسط گفتمان و باور به مقاومت در برابر استکبار نظام کفر و الحاد.
رهبر شهید ما، خود مظهر مقاومت در برابر ظلم و کفر، استکبار و استبداد و استعمار است. آن بزرگوار چه در مقام باور و نظریهپردازی و چه در میدان ایمان و عمل صالح فردی و جمعی، و چه در مقام تبیین و راهگشایی معرفتی، در طریق بیان و اقامۀ حق، استواری و پایداری کرد.
ایشان از همان روزهای آغازین رهبری با حمایت ملت مجاهد، بر اساس منطق و گفتمان مقاومت، ایران اسلامی را از افتادن در دام ذلت ناشی از سازش و کُرنش در برابر محور ظلم و کفر و استکبار و استعمار فرانوین که تبدیل به سرنوشت جهانگستر روزگار معاصر شده است، حفظ کرد.
در طول سالیان گذشته، در موارد متعددی کارگزاران دولتی و لشگری اذعان کردند که تصمیمات حکیمانۀ ایشان که از بستر دستگاه تصمیمساز گفتمان مقاومت ناشی شده است، کشور را از قرار گرفتن در چالشها و دشواری بنیانبرافکن نجات داد.
علاوه بر این، استواری آن رهبر شهید و ملت مقاوم ما که مقاومت در برابر جبهۀ کفر و استکبار را از بینش، منش و کنش آن بزرگوار الهام گرفت و آموخت، باعث شده حقیقت شیطانی مستکبران استعمارگر آشکارتر شود. امروزه آگاهان و اهل بصیرت و منصف در سراسر جهان، ایران اسلامی را نماد حقطلبی، استقلالخواهی و کرامت و مقاومت در برابر استعمار فرانوین میدانند.
ازجمله اقدامات بسیار مهم رهبر شهید بصیر ما در تمام دوران رهبری و بهخصوص در یک دهۀ اخیر آن بود که اذهان منتقد و وجدانهای آگاه را در سراسر جهان بیدار کرد و آنان را در مسیر مقاومت تحت هدایت و حمایت معنویِ خود قرار داد.
علاوه بر این، امام شهید ما، سعی کرد، چیستی، چرایی و چگونگیِ فرایند مقاومت را در گسترۀ جهانی تبیین و مقاومت را به فرایندی نهادمند، منظم، روشمند و تکثیریابنده تبدیل کند؛ فرایندی که با تکیه بر فطرت ناب انسانی و باور، عزم و عمل صالح جمعیتهای ایمانی و مقاوم در سراسر جهان شکل گرفته است و این جمعیتها میتوانند ذیل سپهر آرمان مشترک نفی کفر، الحاد، استکبار و استعمار وحدت یابند و به ید واحده تبدیل شوند.
آن بزرگوار، این اقدام راهبردی را در نظام تعاملات و ارتباطات بینالملل اسلامی و بینالملل جهانی، از طریق سازمانهای تخصصی رسمی و غیررسمی پیگیری کرد. رهبر شهید ما، در سالهای اخیر، حتی از طریق پیام شخصی برای جوانان بیدار دل در غرب، این مقصود را پیگیری کرد.
هفتم) ترسیم افق و چشمانداز تمدنی تعالی و پیشرفت نظام انقلابی ایران اسلامی در گام چهلسالۀ دوم.
رهبر شهید ما در طول دوران زعامت و ولایت امر خود روحیۀ توانستن و امید به گشایشها و فتوحات آتی را در ذهنیت و روحیۀ جمعی ملت پدید آورد. ایشان تا روزهای پایانی عمر سراسر خیر و برکتش، به آیندۀ بهتر و شکوفای ملت مسلمان ایران اشاره قرار میکرد. این آیندۀ خیر و نیکو البته حاصل تحقق نظام انقلاب اسلامی بر اساس باور و عزم و اراده و کنش معطوف به پیشرفت ملت ایران است.
حضرت آیتالله خامنهای (رحمهاللهعلیه) در بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی، با بیان و روایتی صمیمی، صریح و صادقانه همراه با صحت و دقت، روایتگر تجربۀ معاصر ملت ایران و نهضت ایشان بود؛ نهضتی که علاوه بر برخورداری از ظرفیتهای انسانی، سرزمینی و فرهنگی ایران عزیز، از هدایت مکتب الهی اسلام، رهبری فقیه و عادل، و عزم و خواست استوار تودۀ مردم و کارگزاران بهرهمند است.
رهبر شهید ما، در بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی، مسائل، چالشها، مزیتها، پیشرانها و توصیهها و راهبردهای تمدنیِ پیشبرندۀ جریان پیشرفت کشور را در عرصههای تفکر و علم، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، و سبک زندگی، بهشکلی منتظم و دقیق شرح داد. بیانیۀ گام دوم راهنمای عمل پیشرفت و توسعۀ کشور به سوی تمدن نوین اسلامی در چهارچوب قانون اساسی، اسناد بالادستی و قوانین و رویههای اجرایی کشور است.
با توجه به مراتب اقدامات معطوف به ایجاد تغییرات و اصلاحات و فردی و نهادی فوق الذکر، روشن میشود که سید شهیدان انقلاب اسلامی، آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسهالزکیه)، بسترسازی نهادی لازم برای جهش در توسعه و پیشرفت ایران اسلامی را در طول حدود چهار دهۀ رهبری فراهم ساخت و لحظهای در تداوم بخشیدن و رهبری حرکت رو بهپیشرفت ایران عزیز سستی نورزید.
شایسته است حجم عظیم اقدامات رهبر شهید انقلاب اسلامی، مستند، طبقهبندی و تحلیل نظری شود. بر این اساس، آن بزرگوار در قالب نهاد امامت و امت اسلامی، بهحق در امتداد میراث انقلاب عظیم امام راحل، بسترساز و معمار پیشرفت ایران اسلامی است.
در اثر مجموعۀ اقدامات امامین انقلاب اسلامی، ایران معاصر از حضیض ذلت در دوران پهلوی، به مراتب قابل اعتنایی از تکامل و پیشرفت رسید که دنیا را متوجه خود ساخت. این همه در شرایطی است که ایران مقتدر در طول چهل و هفت سال گذشته همواره در معرض شدائد و دشواریهای ناشی از هجمۀ امپریالیسم جهانخوار غربی و صهیونیسم بینالملل قرار داشته است.
به امید تحقق بیش از پیش ایران قویِ آباد و آزاد و ظهور خورشید ولایت عظمای ولیاللهالأعظم (روحی و ارواحالعالمین لهالفداء).
