دو صفحه
بیپرده با تاریخ
انفجاری که سفارت آمریکا را با خاک یکسان کرد
اسفند ۱۳۶۱ و فروردین ۱۳۶۲ رویدادهای داخلی و خارجی متنوعی را در خود جای داده است، آغاز عملیات والفجریک در بعد داخلی که نتیجه موفقیتآمیزی نداشت تا انفجار سفارت آمریکا در بیروت که به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی آمریکایی منتهی شد از جمله این رویدادها است.
در ادامه به بررسی بخشی از حوادث و رویدادهای دو ماهه اسفند ۱۳۶۱ و فروردین ۱۳۶۲ میپردازیم.
آغاز عملیاتی که موفقیتآمیز نبود
سه ماه پس از انجام عملیات ناموفق والفجر مقدماتی، عملیات والفجر ۱ در منطقه شمال غربی فکه تا بلندیهای حمرین طرحریزی شد.
در ساعت ۲۲ و ۱۰ دقیقه بیستم فروردین ماه ۱۳۶۲ با رمز یا الله – یا الله – یا الله حمله یگانهای سپاه و ارتش به فرماندهی شهید علی صیاد شیرازی (فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش) آغاز شد.
از زمان عملیات ثامن الائمه که به شکست حصر آبادان انجامید، تا آغاز عملیات والفجریک همواره برای در هم کوبیدن خط دشمن و گرفتن فرصت عکسالعمل از آنها از تاریکی شب و ساعات استراحت نیروهای آنان بهره گرفته میشد، اما در این عملیات روش هجوم، در پوشش آتش تهیه برای در هم کوبیدن دشمن برگزیده شد. بر این اساس عملیات با اجرای آتش انبوه توپخانه شروع شد. ۶۰ هزار گلوله توپ بر مواضع عراقیها فروریخت و این امر تا آن زمان بیسابقه بود. دشمن نیز با ۱۰۰ گلوله توپ به استقبال توپهای ایرانی آمد.
موقعیت منطقه عملیاتی والفجر بیشتر تپه ماهور (تپههای کوتاه ) بوده و بلندیهای مهم آن از ۱۸۰ متر تجاوز نمیکند و در منطقه جنوب شرقی کوههای حمرین قرار دارد. قرارگاه خاتم الانبیاء عملیات را از دو محور شمالی و جنوبی به فرماندهی قرارگاه کربلا در جناح راست و قرارگاه نجف در جناح چپ پیش میبرد.
در این عملیات ۸ لشکر از سپاه و ۲ لشکر، ۳ تیپ و یک گردان از نیروی زمینی ارتش و به عبارتی ۳۰ گردان از ارتش و ۸۰ گردان از سپاه مشارکت داشتند.
هر دو جناح کار پیشروی را تا سحرگاه روز پس از آغاز عملیات و تا اعلام دستور توقف به خوبی انجام دادند. از صبح همان روز تا پایان ششمین روز عملیات، عراق بارها دست به پاتک زد و چندین مرتبه بلندیهای منطقه در بین طرفین رد و بدل شد، اما نیروهای خودی توانستند اهداف به دست آمده را تثبیت کرده و حالت پدافند به خود بگیرند.
در پایان این عملیات تعداد ۶۷۵۰ تن از نیروهای دشمن کشته، زخمی و اسیر شدند و ۹۸ دستگاه تانک و نفربر زرهی منهدم، ۵ فروند چرخبال ساقط و سه واحد ۵۵۰ نفری جیش الشعبی، سه گردان کماندویی و ۴ گردان مکانیزه آسیب دید.
همچنین بخشی از بلندیهای حمرین، چندین روستا در حاشیه رودخانه دویرج و پاسگاه مرزی پیچ انگیزه آزاد شد که در مجموع ۱۵۰ کیلومتر وسعت را دربر میگرفت.
آتش به جای خون
در میان فضایی آکنده از تردید و عدم اجماع نظر، عملیات والفجر ۱ در ۲۰ فروردین ۱۳۶۲ آغاز شد. همانگونه که پیشبینی میشد، موانع انبوه دشمن و حضور وسیع آنها در منطقه، دستیابی به اهداف را دشوار ساخته بود. اما رزمندگان، این بار نیز با تمام قدرت به دشمن حمله کردند.
به طورکلی، وضعیت محورها متفاوت بود؛ بیشتر هدفها تصرف نشده بود. در برخی محورها نیروها نتوانسته بودند عملیات رخنه و توسعه سرپل را عملی کنند و در بعضی محورها نیز موفقیتهای محدودی به دست آمده بود.
در چنین شرایطی ماندن یگانها در مناطق تصرف شده، امکانپذیر نبود. لذا، صبح روز عملیات، به تمام یگانهای قرارگاه کربلا دستور عقبنشینی داده شد. گرچه نیروهای خودی حدود ۶۰ هزار گلوله بر سر دشمن ریختند (که در مقایسه با گذشته بیسابقهترین حجم آتش در جنگ بود) اما در مقابل، دشمن نیز با ۴۰۰ قبضه توپ، جهنمی از آتش در منطقه به وجود آورد.
بدین ترتیب، این بار نیز موفقیت اندکی نصیب نیروهای خودی شد و شماری از نیروها که شهید یا مفقود شده بودند در منطقه تحت اختیار دشمن به جا ماندند.
در این میان، لشکر ۸ نجف کمترین مفقود را داشت. این یگان به دلیل تجربه قبلی به ویژه در عملیات والفجر مقدماتی، پس از دریافت دستور عقبنشینی، با اجرای مانور آتش تانک به خط دشمن، نیروهای خود را عقب کشید. همچنین فرماندهان این یگان در شب عملیات وقتی دریافتند که اوضاع نامساعد است، دستور حرکت به سمت چپ و راست خود را صادر نکردند و بدین ترتیب، از تلفات بیشتری جلوگیری شد. قرارگاه نجف نیز با وجود حفظ برخی مواضع از جمله در محور لشکر حضرت رسول«ص» (قرارگاه فرعی نجف ۲) وضعی مشابه قرارگاه کربلا داشت.
پس از مرحله اول عملیات با یک شب تأخیر، مرحله دوم عملیات نیز انجام شد با این امید که بعضی مواضع، تصرف و تثبیت شود، اما این اقدام نیز چارهساز نشد. در این مرحله لشکر ۲۷ حضرت رسول«ص» ارتفاعات ۱۴۶ و ۱۴۳ را تصرف کرد، ولی تنها توانست تا ظهر ۲۴ فروردین ۱۳۶۲ آن را حفظ کند و با فشار نیروهای عراق، از مناطق تصرف شده عقبنشینی کرد.
ایران اسرای معلول و مجروح عراقی را به صورت یکجانبه آزاد کرد
به دنبال بازدید صلیب سرخ جهانی از اسرای مجروح و معلول عراقی، دولت جمهوری اسلامی ۲۳ فروردین ۱۳۶۲ اعلام کرد به صورت یک جانبه اسرای معلول را تحویل رژیم عراق خواهد داد.
۳۲ تن از اسیرانی که در عملیات مختلف اسیر شده و عضو یا اعضایی از بدن آنان آسیب دیده است پس از دیدار با مسئولین صلیب سرخ جهانی در یکی از مراکز استقرار اسرا طی گفتوگویی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ضمن ابراز رضایت کامل از نحوه برخورد مسئولین کمپهای اسرا و نحوه مراقبت و مداوای آنان از این که احتمال میدادند رژیم بعث عراق همچون همیشه برخلاف ادعاهایش عمل کند و حاضر به قبول آنان نشود ابراز نگرانی کردند.
این اسرا پس از انتقال به پشت جبهه در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفته و پس از آنکه بهبودی نسبی پیدا کردهاند، در آسایشگاههای ویژهای در یکی از مراکز استقرار اسرای عراقی تحتنظر قرار گرفتهاند و هنوز گروهی از اسرای مجروح و معلول در بیمارستان تحت نظر پزشک هستند.
در این راستا یکی از مسئولین اسرای عراقی در گفتوگویی با خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام کرد به محض اینکه عراق آمادگی خود را جهت قبول اسرا اعلام کند، آنان توسط صلیب سرخ جهانی به رژیم عراق تحویل خواهند شد.(۱)
اعلام آمادگی مسعود رجوی برای عزیمت به بغداد!
۲۵ اسفند ۱۳۶۱ اعلام شد مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین طی مصاحبهای در پاریس اعلام کرده است که وی دعوت طارق میخائیل یوحنا عزیز وزیر خارجه عراق را برای دیدار از بغداد پذیرفته است. رجوی در این مصاحبه خواستار حمایت صدام از گروهک مجاهدین خلق شد.(۲)
مهلکترین تصمیم کادر رهبری منافقین پناه بردن به دامان دشمن مردم ایران و انتخاب صدام به عنوان حامی خود بود که اثرگذارترین تصمیم گروهک تلقی میشود. منافقین با این تصمیم تیر خلاصی بر ماهیت وجودی خود زده و خود را در نقش مزدور یک کشور متخاصم مطرح و بدترین تصمیم علیه منافع ملی کشور متبوع خود را اتخاذ میکند.
نکته جالب توجه در این تصمیم، تغییر دشمن در دیدگاه و تلقی کادر رهبری گروهک منافقین میباشد. در تصمیم جدید گروهک نفاق، حکومت بعث عراق که زمانی در بیانیههای سازمان به عنوان متجاوز و دشمن مردم ایران تلقی میشد، به ناگاه به حامی و دوست سازمان مجاهدین تبدیل گردید، که ضمن فراموش نمودن سابقه جنایات رژیم بعث عراق علیه مردم ایران، همکاری با آن برای سرنگونی حکومت اسلامی ایران، استراتژی جدید سازمان محسوب میشود.
علل و انگیزههای همکاری منافقین با حکومت بعث عراق
کاهش چشمگیر فعالیتهای منافقین در ماههای پایانی سال ۱۳۶۱ به گونهای بود که در حوادث مربوط به عملکرد سازمان در طول این دوره (۱ دی تا ۳۰ بهمن ۱۳۶۱)، ۴۲ عملیات گزارش شده است که بر اثر آن ۱۷ تن از مردم ایران به شهادت رسیدند که این تعداد در مقایسه با دورههای قبلی بسیار اندک بود.
از دیگر نکات مهم در عملکرد نیروهای گروهک نفاق این بود که در طول این ۶۰ روز، از ۴۲ مورد اقدامات آنان تنها ۱۰ مورد آن در تهران اتفاق افتاد که ۳ مورد آن سرقت مسلحانه خودرو؛ ۳ مورد اقدام به بمبگذاری ناموفق؛ ۳ مورد درگیری با نیروهای دادستانی و سپاه یا تیراندازی به طرف آنها و یک مورد آن نیز ترور بود.
البته در اواخر بهمنماه سازمان اعلام کرد که مرحله اول (بیآینده کردن نظام جمهوری اسلامی ایران) در تهران و شهرستانها به پایان رسیده و مرحله دوم استراتژی گروهک، یعنی ضربه زدن به سرانگشتان حکومت (افراد حزباللهی و پاسداران) فرارسیده است، ولی ابتکار عمل نیروهای جمهوری اسلامی برای مقابله با اقدامات سازمان که از ماههای پیش شروع شده بود از یک سو و توصیه گروهک به خروج نیروهای عملیاتی از شهرهای بزرگ و به ویژه تهران از سوی دیگر، توانی را برای اجرای این استراتژی برای منافقین باقی نگذاشته بود.
در این دوره همچنین روابط عمومی کمیته انقلاب اسلامی نتایج اقدامات این نهاد را در طرح مالک و مستأجر که از اواخر شهریورماه سال ۱۳۶۱ شروع شده بود، اعلام کرد. دستگیری ۱۲۰ تن از افراد این سازمان با سابقه فعالیت مسلحانه؛ کشف ۲۳ خانه تیمی و کشته شدن ۳۰ تن از افراد این سازمان از جمله مواردی است که این روابط عمومی اعلام کرده است. همچنین کشف طرح ترور بسیاری از وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان و کشف طرح حمله به نیروهای گشت سپاه نیز از جمله دستاوردهای فعالیتهای کمیتههای انقلاب در طرح مالک و مستأجر بیان شده است.
با توجه به محدودیتهایی که سازمان مجاهدین خلق در فعالیتهای خود با آن مواجه شده بود، روی آوردن به مناطق کمخطرتر برای تداوم فعالیتها از یک سو و گرایش ذاتی این سازمان برای همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران و وسوسه دستیابی به کمکهای دولت عراق، زمینههای تشدید حضور نیروهای منافقین در مناطق کردنشین را فراهم کرد و بخشهایی از نیروهای باقیمانده این گروهک به آن مناطق انتقال یافتند و در فاز جدید عملیات نظامی یعنی جنگهای پارتیزانی و کوهستانی وارد شدند و در برخی از عملیاتهایی که حزب دمکرات علیه نیروهای خودی انجام میداد نیروهای این حزب را همراهی کردند.
سفیر عرفات ترور شد
صبح ۲۱ فروردین ۱۳۶۲ «عصام سرطاوی» عضو کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین که برای شرکت در کنگره بینالمللی سوسیالیست به پرتغال رفته بود در جنوب این کشور به قتل رسید.
وی در هتل محل برگزاری نشست چهار روزه این کنگره توسط یک مرد مسلح ناشناس کشته شد، شیمون پرز رهبر حزب کارگر اسرائیل گفت از این حادثه عمیقاً تکان خورده است.
جنبش شورای انقلابی الفتح گروه ابونضال در اعلامیهای که در بیروت انتشار داد تأکید کرد که توانسته است حکم اعدام عصام سرطاوی خائن و جنایتکار را به مرحله اجرا در آورد.
این اعلامیه سرطاوی را یک جاسوس موساد و سرویسهای اطلاعاتی انگلیس و شخصی که ارزشها و سنتهای فلسطینی را زیرپا گذارده و خود را به امپریالیسم آمریکا و عمال غربی آن فروخته معرفی کرده است.
خبرگزاری فرانسه از دمشق در رابطه با این گروه گزارش داد «گروه ابونضال مستقیماً تحت نظارت سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی رژیم بعث عراق فعالیت میکند و در زمانهای مختلف بسیاری از رهبران فلسطینی را ترور کرده است».(۳)
گفتنی است سرطاوی از طرفداران مذاکره با نیروهای چپگرای یهودی نیز بود، به طوری که در فوریه ۱۹۸۲م ملاقاتی را میان سه تن از مقامات چپگرای اسرائیل با عرفات در تونس ترتیب داد. سرطاوی دوستان بسیاری در دول اروپایی داشت. از اینرو در سالهای آخر عمر، سفیر سیار عرفات در کشورهای اروپایی بود.
انفجار، سفارت آمریکا در بیروت را با خاک یکسان کرد
سفارت ۷ طبقه بتون آرمه آمریکا در بیروت عصر روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۲ منفجر شد و دهها تن در نتیجه انفجار بمب و ریزش ۵ طبقه از ۷ طبقه ساختمان سفارت آمریکا کشته شدند.
انفجار در ساعت ۱۴ و ۳۵ دقیقه پس از ورود یک اتومبیل حامل بمب به مدخل سفارت که مشرف به دریای مدیترانه است رخ داد و سپس محلههای اطراف سفارت به محل ورود و خروج سریع آمبولانسهایی تبدیل شد که تا ساعت چهارونیم عصر، دو ساعت پس از وقوع انفجار ، ۱۰۰ مجروح را همراه با ۲۴ کشته از محوطه سفارت آمریکا به بیمارستانهای بیروت منتقل میکردند.
روز ۱۶ بهمن ۱۳۶۱، ده هفته پیش از انفجار در سفارت آمریکا مرکز تحقیقات فلسطین در بیروت صحنه انفجار مشابهی بود که در جریان آن حداقل ۲۳ تن شهید و ۹۵ عابر زخمی شده بودند.(۴)
پینوشتها
۱ـ اطلاعات، ۲۳ فروردین ۱۳۶۲، صفحه ۳٫
۲ـ اطلاعات، ۲۵ اسفند ۱۳۶۱، صفحه ۱۶٫
۳ـ اطلاعات، ۲۲ فروردین ۱۳۶۲، صفحه ۱۶٫
۴ـ کیهان، ۳۰ فروردین ۱۳۶۲، صفحه ۲۰٫