«پیرو ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد». معامله ما با این جملات میتواند معاملهای صوری باشد و تنها برای اثبات برخی مواضع یا بیان برخی مدعیات یا خواندن برخی خطبهها از این دست جملات بهره ببریم، اما در عمل چه اندازه پایبند به این جملات هستیم؟ چه اندازه واقعا معتقدیم که اگر پیرو باشیم آسیب نمیبینیم؟ به نظر میرسد ایمان به این جمله امام خمینی(ره) در قلب خیلی از ماها جا نگرفته، اگر هم جاگرفته اجمالا همراهیم! قریب یک دهه از طرح بحث اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب میگذرد؛ ولی چه کسی به آن توجه کرد؟ امروز همه ما با پوست و گوشت و استخوانمان حس میکنیم که کسی توجه نکرده؛ چرا که اگر توجه میکردیم اوضاع اقتصادی امروز ما این گونه نبود! اختاپوس تحریم زندگیها را فلج و دغدغه معیشت همه ذهنها را زمینگیر نمیکرد! در هر کوی و برزن صحبت اول دلار و سکه و در صدر اخبار پربیننده سایتها اخبار اقتصادی نبود. البته این خاصیت اقتصاد است که میتواند همه چیز را در خود ببلعد و در صدر دغدغهها قرار بگیرد، جایی که حق او نیست.
«بررسی افکار و دغدغههای اقتصادی رهبر معظم انقلاب» در چند سال گذشته، موضوعی بود که برای گفتوگو درباره آن، به سراغ دکتر محمدجواد توکلی، استاد حوزه و دانشگاه و استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رفتیم. ایشان، سالهای زیادی، در زمینه اقتصاد و به ویژه، اقتصاد اسلامی، تدریس و پژوهش داشته و تالیفات زیادی در این زمینه دارد.
*چرا مقام معظم رهبری از آغاز نامگذاری سالها، بر اقتصاد تکیه داشتند؟
تحلیل اندیشههای اقتصادی مقام معظم رهبری، نگاه جامعی میخواهد و بنده در حد آشنایی خودم توضیحی ارائه میدهم. اوج ورود ایشان به مباحث اقتصادی از سال ۱۳۸۹ بود که ایشان بحث اقتصاد مقاومتی را در دیدار با جمعی از کارآفرینان مطرح کردند و در همان سالها بود که نامگذاری اقتصادی شروع شد. سال ۸۸ اصلاح الگوی مصرف، ۸۹ همت و کار مضاعف، ۹۰ جهاد اقتصادی، ۹۱ تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی و… از ۲۱ سال قبل که ایشان نامگذاری سالها را آغاز نمودند ۱۱ سال عنوان اقتصادی داشته است.
دلیل این نامگذاریهای اقتصادی میتواند این باشد که اولاً در این سالها دشمن در عین اینکه هجمههای سیاسی و فرهنگی داشته است، تمرکزش را بر روی هجمه اقتصادی برده است و تهدیدهایی هم که در این سالها متوجه ما بوده، بیشتر تهدیدهای اقتصادی بوده است. ثانیاً مقام معظم رهبری بر اساس نقش رهبری جامعه اسلامی تلاش کردند که در این سالها، خلأ نظریهپردازی و سیاست گذاری توسط نخبگان را در حوزه اقتصادی متذکر شوند. این در حالی است که بدنه علمی کشور متأسفانه این احساس را ندارد و به صورت منسجم به سمت پر کردن این خلاء نرفته است!
ممکن است برای توجه دادن این خلأ، ایشان ایده نامگذاری سالها با عناوین اقتصادی را انتخاب نموده باشند؛ چون با این نامگذاریها فضای گفتمان علمی کشور را هم مدیریت کردهاند. همچنین گفتمان عمومی کشور مد نظر ایشان بوده است. امروزه اقتصاد مقاومتی به عنوان یک مطالبه عمومی بر سر زبانهاست. حتی برخی اقتصاددانان که اعتقادی به این حرفها ندارند باز هم این واژه را به کار میبرند که نشان میدهد گفتمان اقتصاد مقاومتی، گفتمان مسلط است. به موازات زیاد شدن تحریمهای اقتصادی علیه ایران به تدریج گفتمان اقتصاد مقاومتی جای خودش را باز کرد. الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت بحث اقتصادی دیگری است که مقام معظم رهبری در این سالها آن را مطرح کردند. محتوای نظریات ایشان جلوههای خاصی دارد و اقتباسی یا خنثی نیست؛ بلکه اندیشههای ایشان ظرفیت تبدیل شدن به نظریه و راهبرد را دارد.
دلیل سومی که میتوان گفت ریشه در یکی از شعارهای اصلی انقلاب – که استقلال باشد – دارد، تاکید ایشان بر اقتصاد مقاومتی و اقتصاد درونزاست که باعث میشود استقلال اقتصادی کشور حفظ بشود و در مباحث اقتصاد مقاومتی درونزایی و ریشه در درون داشتن و متکی به درون بودن را مورد تاکید قرار میدهند تا
هجمههای بیرونی، اقتصاد کشور را تکان ندهد و اقتصادی مستحکم و مستقل داشته باشیم که روی پای خودش ایستاده است. دلیل چهارمی که به نظر میرسد، مشکلات تاریخی اقتصاد ماست که میخواستیم به واسطه انقلاب، آنها را حل کنیم، اقتصادی که از اواخر دوره قاجار و پهلوی داشتیم، اقتصادی مونتاژی و بیمار و خالی از عدالت و وابسته بود. همین بیعدالتیها و مشکلات اقتصادی، مورد انتقاد امام بود. ما این اقتصاد بیمار را به ارث بردیم و بعد از پیروزی انقلاب ما برنامه اقتصادی مدون و مشخصی نداشتیم. ضمن اینکه از همان اول انقلاب هم دچار مشکلات و بحرانهای بزرگی شدیم.
جنگ تحمیلی یک شوک هزار میلیاردی به اقتصاد بیمار ما وارد کرد و ما در دهه دوم سعی کردیم که این مشکل را حل و این خسارت را جبران کنیم. در دهه سوم، کمی دغدغههای اقتصادی کمرنگ میشود؛ اما در دهه چهارم باز شوک اقتصادی تحریم بر ما تحمیل میشود. در واقع اقتصاد ما یک سری مشکلات زمینهای و تاریخی داشته است که به این مریض، بعد از انقلاب، مرتب شوک هم وارد شده است. در این فضا، دستگاه تولید علم ما برای حل مشکل خیلی همراهی نمیکند و اندیشه اقتصادی که در دانشگاههای ما تدریس میشود، اندیشهای نبوده که به ما بگوید چگونه این مشکلات را حل کنیم؛ حتی اندیشههایی را ترویج کردیم که این اندیشه مشکلاتی را برای ما ایجاد کرده است و سازگار با شرایط فعلی اقتصاد ایران هم نیست. به همین دلیل مقام معظم رهبری احساس میکند که باید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اجرا شود؛ یعنی الگویی که سازگار با بوم ایران باشد. این بحث خیلی مهم است؛ اما مورد توجه جامعه علمی قرار نگرفت.
امروز ما ضرورت اقتصاد مقاومتی را میفهمیم؛ اما هنوز جایگاه و ضرورت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
