وقتی میدان جنگ از خاک به ذهن کوچ می‌کند – حجت الاسلام والمسلمین محمد باقر پور امینی

در دنیای امروز، مرزهای جغرافیایی دیگر میدان اصلی نبرد نیستند. جنگ‌ها از خاکریزهای شنی و سنگرهای نظامی فراتر رفته و به ژرفای ذهن و اندیشه ملت‌ها کوچ کرده‌اند. سلاح‌ها نیز دگرگون شده‌اند. دیگر گلوله و خمپاره تنها ابزار تسلیم دشمن نیستند، بلکه شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های تصویری، عملیات روانی و شایعه‌های هدفمند، مهمات این میدان تازه‌اند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان پرچمدار مقاومت در منطقه، آماج گسترده‌ترین و پیچیده‌ترین جنگ ترکیبی تاریخ معاصر قرار گرفته است. جنگی که در آن دشمن با بهره‌گیری از همه ابزارهای سخت و نرم، اقتصادی و فرهنگی، سیاسی و امنیتی، در پی یک هدف ساده، اما بنیادین است: خسته شدن از ادامه راه، خالی کردن دل مردم و ناامیدسازی جامعه.
اما این پدیده که امروز آن را با عناوینی چون «جنگ نرم» و «جنگ شناختی» می‌شناسیم، پدیده‌ای نوظهور و بی‌سابقه نیست. تاریخ صدر اسلام، به‌ویژه دوران حکومت پنج‌ساله امیرالمؤمنین علی(ع)، نمونه‌ای کامل و عبرت‌آموز از مواجهه با همین پدیده را پیش‌روی ما می‌نهد. رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)، با نگاهی تحلیلی و راهبردی به این حقیقت اشاره می‌کنند و آن‌ را برای امروز جامعه ما نیز دارای پیامی حیاتی می‌دانند. این نوشتار می‌کوشد تا با وام‌گیری از این نگاه عمیق، در گام نخست به چیستی و چرایی جنگ ترکیبی بپردازد، سپس نمونه تاریخی آن را در سیره علوی بازخوانی کند، آن‌گاه با پیوند به تحولات معاصر، راهبردها و اهداف دشمن را تحلیل و در نهایت، وظیفه ما را در برابر این تهدید پیچیده ترسیم کند.

۱٫ مفهوم‌شناسی و چیستی جنگ ترکیبی
جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) به راهبرد نظامی پیچیده‌ای اطلاق می‌شود که در آن، ترکیبی از روش‌های گوناگون برای اعمال فشار، تضعیف و شکست دشمن، بدون درگیری تمام‌عیار نظامی به کار گرفته می‌شود. این نوع جنگ، آمیخته‌ای است از جنگ‌های سیاسی، کلاسیک، نامنظم، سایبری، روانی، اطلاعاتی و اقتصادی، عملیات رسانه‌ای، دیپلماسی و اقدامات فرهنگی. آنچه جنگ ترکیبی را از جنگ‌های سنتی متمایز می‌کند، «هم‌افزایی» میان روش‌های مختلف و ایجاد «ابهام و دوگانگی» در شناسایی ماهیت جنگ و عاملان آن است. هدف اصلی در این نوع نبرد، نهادینه کردن نارضایتی در کشور هدف و زنده نگه داشتن آشوب و ناامنی است و در این مسیر حتی از غیرانسانی‌ترین روش‌ها مانند تحریم دارویی و اقدامات تروریستی استفاده می‌شود.
رهبر انقلاب اسلامی با هوشمندی تمام، ماهیت تهدیدات علیه جمهوری اسلامی را چنین تبیین می‌فرمایند:
«امروز جنگ‌های دنیا جنگ‌های ترکیبی است. جنگ سخت و جنگ نرم و جنگ فکری و فرهنگی و جنگ با سلاح‌های گوناگون و جنگ شناختی و امثال اینها با همدیگر مایه تهاجم به یک ملت یا یک کشور است.» خطری که این نوع جنگ را به مراتب پیچیده‌تر از جنگ‌های کلاسیک می‌سازد، تمرکز آن بر «ذهن و ادراک» مردم است. دشمن در این میدان به دنبال تسلط بر سرزمین نیست، بلکه در پی تسخیر قلوب و اذهان است. او تلاش می‌کند با استفاده از ابزارهای نوین، دل مردم را خالی کند، آنان را ناامید سازد، باورهای دینی و سیاسی را هدف قرار دهد، اختلاف‌افکنی و در نهایت، اراده ملت را برای مقاومت سست کند.

۲. بازخوانی تاریخ؛ جنگ ترکیبی در دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع)
نکته‌ شگرف و عبرت‌آموزی در تاریخ صدر اسلام خودنمایی می‌کند که می‌تواند چراغ راه امروز ما باشد. رهبر معظم انقلاب با نگاهی تحلیلی و راهبردی به این حقیقت اشاره می‌کنند که امیرالمؤمنین علی(ع) در هیچ درگیری نظامی‌ای مغلوب دشمن نشد. از دامنه‌های اُحد که دیگران فرار کردند و آن حضرت با شجاعت بی‌نظیر خود، فرار مسلمانان را جبران کرد تا میدان حُنین و تمامی غزوات و سرانجام در هر سه جنگ دوران خلافت خود – جمل، صفین و نهروان – پیروز میدان بود. حتی در صفین، آن‌گاه که کار معاویه یکسره شده بود و مالک اشتر تا آستانه پیروزی نهایی پیش رفته بود، با نیرنگی که دشمن به کار برد، مسیر تاریخ تغییر کرد.
پرسش اساسی اینجاست: چگونه ممکن است کسی در تمامی نبردهای نظامی فاتح باشد، اما در رسیدن به اهداف خود با موانع جدی روبه‌رو گردد؟ پاسخ در شناخت دقیق ماهیت دشمنی و تغییر میدان درگیری نهفته است. رهبر انقلاب با طرح این پرسش تاریخی، پاسخی عبرت‌آموز برای امروز ما ارائه می‌دهند: «همان امیرالمؤمنینی که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه می‌گوییم «جنگ نرم». بعضی خیال می‌کنند حوادث این‌جوری، این تهمت‌ها، فریب‌ها، خباثت‌ها، نفوذها مال امروز است؛ نه، در زمان امیرالمؤمنین هم همین‌ها عامل بودند.»
آنچه در دوران حکومت پنج‌ساله حضرت امیر(ع) رخ داد، نمایی کامل از جنگ ترکیبی است. همان عواملی که دشمنان امروز علیه ملت ایران به کار می‌گیرند، در آن‌زمان نیز علیه امام حق به کار گرفته شد: تهمت‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها به عنوان حربه ناتوانان از رویارویی مستقیم برای تخریب چهره رهبری و ایجاد بدبینی در دل جامعه؛ فریب‌کاری‌ها و نیرنگ‌ها در جریان صفین، آن‌گاه که معاویه و عمرو عاص با برافراشتن قرآن‌ها بر سر نیزه و حیله «حکمیت»، سپاه امام را از پیروزی حتمی بازداشتند و خباثت‌ها و دسیسه‌چینی‌های درونی توسط نفوذیانی که در ظاهر خود را به صف مسلمانان می‌زدند و در باطن به تضعیف جبهه حق مشغول بودند، از خوارج تا منافقانی که در سپاه امام نفوذ کرده بودند.

۳. تهدید معاصر؛ دشمنی که راه خود را عوض کرده است
امروز جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت و نقش منحصر‌به‌فرد خود در عرصه بین‌الملل، همواره در کانون آماج جنگ‌های ترکیبی دشمنانش قرار داشته است. دشمن پس از تجربه شکست در جنگ‌های سخت و ناکامی در راه‌اندازی جنگ‌های مختلف به این نتیجه رسیده که اگر از یک جبهه وارد شود، موفق نخواهد بود. به همین خاطر با بسیج همه امکانات خود، جنگ ترکیبی را علیه ملت ایران طراحی کرده است.
اهداف دشمن در این جنگ ترکیبی، متعدد و خطرناک‌اند: سست کردن اراده مردم، تخریب باورهای دینی و ایمانی با هدف قرار دادن نسل جوان؛ القای ناکارآمدی نظام اسلامی برای اثبات برتری نظام‌های دیگر؛ سلب اعتماد مردم از مسئولان از طریق تخریب چهره آنان و ایجاد بدبینی عمومی؛ ایجاد ناامنی و گسست وحدت ملی با تفرقه‌افکنی میان اقوام و مذاهب مختلف؛ تضعیف پایگاه رهبری و روحانیت با ایجاد شبهات متعدد و در نهایت، براندازی جمهوری اسلامی که هدف نهایی و همیشگی دشمنان است. رهبر معظم انقلاب با تبیین دقیق این اهداف می‌فرمایند: «در جنگ ترکیبی، حمله نظامی نیست، اما حمله به باورهای دینی و سیاسی است؛ حمله دشمن به باورهای دینی و باورهای سیاسی است.»

۴. سلاح جدید دشمن؛ جنگ شناختی و رسانه‌ای
در قلب جنگ ترکیبی معاصر، «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare) قرار دارد. جنگ شناختی به تلاش برای تأثیرگذاری بر ادراک، تفکر و رفتار انسان‌ها با هدف تغییر تصمیمات و اعمال آنان اشاره دارد. این نوع جنگ به دنبال نفوذ به ذهن افراد و دستکاری باورهای آنان است. هدف اصلی دشمن در این میدان جدید، چیزی نیست جز «خالی کردن دل مردم» و «ناامیدسازی جامعه». دشمن با استفاده از ابزارهای نوین و جنگ ترکیبی می‌کوشد مردم را ناامید کند. او با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی، عملیات روانی گسترده و دروازه‌سازی‌های خبری، تلاش می‌کند تصویری از بن‌بست، ناکارآمدی و ناامیدی در ذهن جامعه ترسیم کند.
رهبر معظم انقلاب با هوشمندی تمام به این راهبرد دشمن اشاره می‌کنند: «هدفشان سست کردن اراده ملت است، هدفشان خاموش کردن امیدهاست، می‌خواهند شعله امید را در دل جوانان ما خاموش و آن‌ها را مأیوس کنند. یأس یعنی بن‌بست. وقتی که جوان از پیشرفت و از آینده مأیوس شد، احساس بن‌بست می‌کند.»
نشانه‌های این عملیات روانی در جای‌جای تحولات اخیر قابل رؤیت است: تلاش برای تبدیل نارضایتی‌های اقتصادی به بحران مشروعیت، بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی و القای شکاف‌های عمیق در جامعه، انتشار اخبار تأیید نشده درباره تصمیمات مهم برای خلق تصویری از بی‌ثباتی و بهره‌گیری از فضای مجازی به عنوان میدان اصلی نبرد روانی.

۵. پاسخ ملت ایران به جنگ ترکیبی دشمن
اما آنچه دشمن از محاسبه آن عاجز مانده، «پیوند ناگسستنی مردم با نظام اسلامی» و «وفاداری آنان به استقلال و عزت کشور» است. حضور بی نظیر میلیونی مردم در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، پاسخی قاطع به این جنگ روانی بود. تأکید رهبر معظم انقلاب بر این حضور باشکوه، حاوی نکات بسیار مهمی است: مردم ایران «کار بزرگی» انجام دادند که سر ایران را در برابر دشمنان بالا نگه داشت؛ دشمنانی که در محاسبات خود به دنبال تسلیم ملت ایران بودند، «ناامید و مأیوس» شدند؛ ده‌ها میلیون نفر در سراسر کشور با وجود مشکلات اقتصادی و فشار رسانه‌ای دشمن، پای کار نظام ایستادند؛ انسجام ملی که در این راه‌پیمایی به نمایش درآمد، «بی‌قیمت» و گران‌بهاست.
این حضور نشان داد که جامعه ایران با همه پیچیدگی‌ها و کاستی‌ها، میان «نقد عملکرد» و «نفی اصل نظام» تفاوت قائل است. مردم ایران در برابر تهدیدات خارجی به استقلال و تمامیت ارضی کشور حساس‌تر می‌شوند و اجازه نمی‌دهند سرنوشت آنان در اتاق‌های فکر قدرت‌های خارجی رقم بخورد. در این میان، یک حقیقت اساسی دیگر خودنمایی می‌کند و آن نقش بی‌بدیل «مردم» در تعیین سرنوشت جامعه است. قرآن کریم این حقیقت را با صراحت تمام به پیامبر اکرم(ص) گوشزد می‌کند: «هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَ بِالمُؤمِنین»؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و با مؤمنان تأیید و تقویت کرد.
رهبر معظم انقلاب نیز با استناد به این آیه شریفه بر این حقیقت تأکید می‌کنند که کار به دست مردم است و ولیّ خدا بدون کمک مردم نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. این آیه شریفه، پیوندی ناگسستنی را میان نصرت الهی و حضور مردم ترسیم می‌کند. ولیّ خدا هر اندازه هم که از تأییدات الهی و صلابت و شجاعت برخوردار باشد، برای تحقق اهداف و پیشبرد ایده‌های خود نیازمند همراهی و همدلی مردم است. امام علی(ع) که تجسم عدالت و شجاعت بود، در زمانه خود با «خواص بی‌وفا» و «عوام فریب‌خورده» روبه‌رو بود که راه را برای پیشبرد اهداف الهی‌اش ناهموار ساختند.

۶. وظیفه ما در برابر جنگ ترکیبی دشمن
در برابر این هجمه پیچیده و همه‌جانبه، وظایف سنگینی بر دوش همگان – از مسئولان گرفته تا آحاد مردم – قرار دارد:
نخست، بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی: رهبر انقلاب بر ضرورت اطلاع‌رسانی به مردم تأکید می‌کنند: «در جنگ ترکیبی موجود، دشمن حمله نظامی نمی‌کند و کارهای دیگری می‌کند. در اینجا اطلاع‌رسانی لازم است تا مردم بدانند که دشمن از چه راه‌هایی و با چه سیاست‌هایی وارد می‌شود و با روشن‌بینی به حوادث نگاه کنند.»
دوم، جهاد تبیین: تنها راه خنثی‌سازی جنگ ترکیبی دشمن، «جهاد تبیین» است. باید دستاوردهای نظام اسلامی را به‌شکل مستند و شفاف به جامعه منتقل و توطئه‌های دشمن را برای مردم تشریح کرد.
سوم، ارتقای سواد رسانه‌ای: سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کار رسانه‌ها و معناسازی در آنهاست. با ارتقای سواد رسانه‌ای می‌توان از اندیشه‌های سطحی فاصله گرفت و افسار اندیشه را به دست رسانه‌های دشمن نسپرد.
چهارم، تقویت وحدت ملی: دشمن به دنبال ایجاد دوقطبی‌های کاذب و تفرقه میان اقوام و مذاهب است. باید با تقویت انسجام ملی، این توطئه را خنثی کرد.
پنجم، حضور آگاهانه در صحنه: بی‌شک حضور مسئولانه و آگاهانه مردم در صحنه‌های مختلف، بزرگ‌ترین مانع در برابر تحقق اهداف دشمن است.

۷. سخن پایانی: عبرت تاریخ، چراغ راه آینده
عبرت تاریخ صدر اسلام و تحلیل هوشمندانه رهبر انقلاب از سیره علوی، چراغ راه امروز ماست. امام علی(ع) که در میدان‌های نبرد هرگز مغلوب نشد، در برابر جنگ ترکیبی دشمن با چالش‌هایی روبه‌رو شد که ریشه در فریب‌خوردگی و غفلت جامعه داشت. امروز دشمن با تمام توان رسانه‌ای و شناختی خود به میدان آمده تا دل‌ها را خالی و امید را نابود کند. رهنمودهای رهبر انقلاب درباره عبرت‌های تاریخ صدر اسلام، چراغ راهی است برای پیمودن این مسیر با بصیرت و استقامت.
اگر امت اسلامی در کنار رهبری الهی خود بایستد و فریب تهمت‌ها و نیرنگ‌های دشمنان را نخورد، همان‌گونه که در طول دهه‌های گذشته ثابت کرده است، این‌بار نیز نقشه‌های دشمن نقش بر آب خواهند شد. اما اگر جامعه دچار غفلت، تفرقه و فریب‌پذیری شود، ممکن است فاتح میدان‌های نبرد، در تحقق آرمان‌های خود با چالش‌هایی سخت روبه‌رو شود. پس چه نیکوست که در مسیر علوی، ضمن پاسداشت روحیه شجاعت و استقامت در برابر دشمنان خارجی، هوشیاری در برابر توطئه‌های نرم و شناخت نقش بی‌بدیل خود در پیشبرد اهداف الهی را سرلوحه کار خویش قرار دهیم. تجربه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که ملت ایران همچنان هوشیار است و با حضور آگاهانه خود، نقشه‌های دشمن را نقش بر آب می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *