نظم عمومی و پوشش نامتعارف – حجت الاسلام دکتر محمدحسین پورامینی

مقدمه
بحث «پوشش نامتعارف» و ارتباط آن با «نظم عمومی» در ایران، به‌ویژه با توجه به اسلامی بودن نظام حقوقی و اجتماعی، امروز به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات حقوق عمومی و اجتماعی تبدیل شده است. گرچه در نگاه نخست، پوشش امری فردی و مربوط به سلیقه شخصی تلقی می‌شود، اما در یک جامعه مسلمان، این مسئله صرفاً در حد یک انتخاب فردی باقی نمی‌ماند؛ بلکه به‌ دلیل پیوند مستقیم با احکام شریعت، ارزش‌های دینی و هویت جمعی، آثار گسترده‌ای در عرصه عمومی برجای می‌گذارد. در منطق حقوقی، به‌ویژه در نظامی که بر پایه اسلام بنا شده است، هر رفتاری که در فضای جمعی رخ می‌دهد و امکان تأثیرگذاری بر آرامش، امنیت، سلامت روانی، اخلاق عمومی و انسجام دینی و فرهنگی جامعه را دارد، می‌تواند موضوع تنظیم‌گری حاکمیت قرار گیرد.
منطق «نظم عمومی» دقیقاً بر همین اساس شکل می‌گیرد: آزادی‌های فردی تا جایی معتبرند که به کارکردهای ضروری زندگی جمعی لطمه نزنند و در یک کشور اسلامی، این کارکردهای ضروری، شامل حفظ ظاهر اسلامی جامعه و احترام به ارزش‌هایی مانند حجاب و عفاف نیز هستند.
در سال‌های اخیر، تحولات رسانه‌ای، مد و سبک زندگی، مسئله پوشش، به‌ویژه پوشش‌های نابه‌هنجار یا آشکارا مغایر با عرف دینی را از سطح اختلاف سلیقه فرهنگی فراتر برده و به یک مسئله حقوقی، فقهی و اجتماعی تبدیل کرده است. از این منظر، پرسش اصلی این است که آیا پوشش ناهنجار و کنار گذاشتن حجاب شرعی، به‌گونه‌ای نظم عمومی یک کشور مسلمان را مختل می‌کند که دخالت قانون‌گذار و دولت را توجیه کند؟
پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی چند لایه است: نخست، تبیین علمی مفهوم نظم عمومی با در نظر گرفتن زمینه اسلامی ایران؛ دوم، تبیین جایگاه نظم عمومی در نظام حقوق بشر بین‌المللی و نسبت آن با آزادی‌های فردی و سوم، تحلیل چارچوب حقوقی و فقهی ایران به‌عنوان یک نظام اسلامی.
این مقاله در چند بخش به این ابعاد می‌پردازد و نشان می‌دهد که تنظیم‌گری پوشش در حوزه عمومی در ایران مسلمان، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت حقوقی و شرعی برای حفظ نظم عمومی اسلامی و صیانت از هویت دینی جامعه است.

الف. مفهوم نظم عمومی و نقش آن در تنظیم رفتار اجتماعی
نظم عمومی در ادبیات حقوق عمومی و فلسفه سیاسی، مفهومی بنیادین است که از دوران حقوق رومی تا نظام‌های حقوقی معاصر تحول یافته است. در معناى کلی، نظم عمومی مجموعه شرایط و قواعدی است که بدون آنها جامعه نمی‌تواند زندگی منظم، آرام، قابل پیش‌بینی و نسبتاً ایمنی را تجربه کند. از لحاظ تحلیلی، معمولاً سه محور اصلی برای آن برشمرده می‌شوند: امنیت عمومی، سلامت و آسایش عمومی و حفظ هنجارها و ارزش‌های بنیادین جامعه.
در یک کشور اسلامی، به‌ویژه مانند ایران که در قانون اساسی‌اش تصریح شده همه قوانین باید مبتنی بر موازین اسلامی باشند، این «ارزش‌های بنیادین» صرفاً عرفی نیستند، بلکه بخش مهمی از آنها از شریعت گرفته شده‌اند. به همین دلیل، در ایران، نظم عمومی فقط به معنای جلوگیری از خشونت یا هرج‌ومرج خیابانی نیست؛ بلکه شامل پاسداشت ظواهر اسلامی جامعه، از جمله رعایت حجاب و عفاف در حوزه عمومی نیز می‌شود.
در علوم اجتماعی، نظم عمومی با مفاهیمی همچون انسجام اجتماعی، ثبات هنجاری، امکان زیست جمعی و سرمایه اجتماعی پیوند خورده است. جامعه برای بقا به مجموعه‌ای از قواعد مشترک نیاز دارد که رفتار افراد را در اماکن عمومی تنظیم کنند. در یک جامعه مسلمان، این قواعد مشترک بدون توجه به احکام شرعی و معیارهای حلال و حرام معنا ندارند. اگر رفتارهایی مانند کنار گذاشتن حجاب یا انتخاب پوشش‌هایی که آشکارا مروج بی‌عفتی تلقی می‌شوند، به طور گسترده و علنی با این قواعد تعارض پیدا کنند، جامعه نه‌تنها از نظر فرهنگی، بلکه از نظر دینی دچار گسیختگی می‌شود و نظم عمومی اسلامی آسیب می‌بیند.
به این ترتیب، پوشش نامتعارف و بی‌حجابی صرفاً یک رفتار زیبایی‌شناختی یا سلیقه‌ای نیست، بلکه در ایران نوعی «رفتار نمادین» تلقی می‌شود که پیام مشخصی در مورد نسبت فرد با ارزش‌های اسلامی و هویت جمعی جامعه را منتقل می‌کند. از همین رو، در کشور مسلمان، عدم رعایت پوشش مناسب نه فقط خلاف اخلاق فردی، بلکه خلاف نظم عمومی دینی اجتماعی است.

ب. پوشش نامتعارف و حدود آزادی‌ها در نظام حقوق بشر
در نظام بین‌المللی حقوق بشر، آزادی‌های فردی جایگاه مهمی دارند، اما هیچ‌یک مطلق نیستند. اسناد اصلی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین‌المللی تصریح می‌کنند که اعمال آزادی‌ها باید در چهارچوبی صورت گیرد که حقوق دیگران، نظم عمومی، اخلاق عمومی و رفاه همگانی را مخدوش نکند. ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر به‌صراحت بیان می‌کند که هر فرد، علاوه بر بهره‌مندی از حقوق و آزادی‌ها، در برابر جامعه‌ای که شخصیت او در آن رشد می‌کند مسئولیت دارد و اعمال این حقوق تنها تابع محدودیت‌هایی است که به‌منظور برآوردن مقتضیات عادلانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی وضع می‌شود.
این ماده به‌طور ضمنی می‌پذیرد که فرهنگ، دین و ساختار اجتماعی هر جامعه در تعریف «اخلاق» و «نظم عمومی» نقش دارد. بنابراین در یک جامعه اسلامی، نظم عمومی بدون توجه به ارزش‌هایی همچون حجاب، عفاف و حرمت روابط میان زن و مرد قابل تعریف نیست. در نتیجه، پوشش در چنین جامعه‌ای یک امر صرفاً خصوصی تلقی نمی‌شود؛ زیرا اثر مستقیم بر فضای مشترک، احساس امنیت اخلاقی، و رعایت احکام ظاهری شریعت دارد.
بر این اساس، دولت اسلامی می‌تواند با استناد به ماده ۲۹ و اصول مشابه، محدودیت‌های معقول و متناسبی در حوزه پوشش وضع کند؛ به‌ویژه آنجا که پوشش نامتعارف به برهم خوردن عفت عمومی، تحریک تنش‌های اجتماعی یا خدشه‌دار شدن هویت اسلامی جامعه می‌انجامد. این محدودیت‌ها در صورتی که مبهم و سلیقه‌ای نباشند و با معیارهای عدالت و تناسب همراه شوند، نه‌تنها با حقوق بشر تعارض ندارند، بلکه با فلسفه خود این اسناد یعنی جمع میان آزادی فرد و نظم جامعه هماهنگ‌اند.
در رویه عملی نیز، همان‌گونه که در کشورهایی مثل فرانسه، ترکیه یا برخی کشورهای آسیایی، دولت‌ها به‌نام نظم عمومی و همبستگی اجتماعی محدودیت‌هایی بر پوشش اعمال کرده‌اند، در یک کشور مسلمان هم به طریق اولی می‌توان بر حفظ نمادهای دینی و جلوگیری از بی‌حجابی آشکار و پوشش‌های آشکارا خلاف عفت به‌عنوان بخشی از نظم عمومی تأکید کرد؛ با این تفاوت که در ایران، این امر علاوه بر پشتوانه حقوقی، بر پایه حکم شرعی نیز استوار است.

ج. نظم عمومی و چارچوب حقوقی پوشش در ایران
در حقوق داخلی ایران، نظم عمومی یکی از ستون‌های اصلی نظام حقوقی است و به سبب اسلامی بودن نظام، این نظم عمومی رنگ و بوی شرعی دارد. قانون اساسی، در فصل حقوق ملت، ضمن به رسمیت شناختن آزادی‌ها بر حدود آنها نیز تأکید کرده است. اصل ۴۰ مقرر می‌کند که هیچ‌کسی نمی‌تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد؛ به تعبیر دیگر، آزادی فردی تا آنجاست که به حقوق دیگران، مصالح جامعه و نظم عمومی که در ایران با موازین اسلامی گره خورده است، لطمه نزند.
اصول ۲۱ و ۲۲ بر حفظ کرامت انسانی و امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه تأکید دارند، و اصولی مانند ۲۶ و ۲۷ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را مقید به عدم مخالفت با مبانی اسلام و عدم اخلال در نظم عمومی می‌کنند. با در نظر گرفتن این اصول، روشن است که آزادی پوشش در یک جامعه مسلمان و در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی نمی‌تواند شامل کنار گذاشتن حجاب شرعی یا انتخاب پوشش‌های آشکارا خلاف عفت عمومی باشد.
در قوانین عادی نیز این جهت‌گیری به‌صراحت دیده می‌شود؛ به‌نحوی که مثلا در قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات)، مطابق ماده ۶۳۸، ارتکاب علنی اعمال حرام در انظار و اماکن عمومی جرم‌انگاری شده و همچنین بی‌حجابی شرعی در معابر و انظار عمومی مستوجب مجازات دانسته شده است. این رویکرد از فقه امامیه سرچشمه می‌گیرد؛ جایی که برخی از فقها تصریح کرده‌اند تعزیر در همه گناهان جاری نیست، بلکه در مواردی است که رفتار فرد، آثار اجتماعی و اخلال در نظام داشته باشد. بر همین اساس، بی‌حجابی یا پوشش تحریک‌آمیز در ملأعام، صرفاً یک «گناه فردی» تلقی نمی‌شود، بلکه به دلیل تأثیر آن بر عفت عمومی و هویت دینی جامعه، در دایره نظم عمومی اسلامی قرار می‌گیرد و می‌تواند موضوع قانون‌گذاری و تعزیر باشد.
تجربه عملی نیز نشان داده که رها کردن کامل معیارهای پوشش در جامعه‌ای که اکثریت آن خود را مسلمان و پایبند به ارزش‌های دینی می‌دانند، به تنش‌های اخلاقی، تضعیف احساس امنیت روانی، به‌ویژه برای خانواده‌ها و زنان محجبه و شکل‌گیری شکاف‌های حاد فرهنگی منجر می‌شود. در چنین فضایی، قانون‌گذار اسلامی مکلف است میان آزادی فردی و حفظ هویت و نظم عمومی جامعه، تعادل برقرار کند.

د. پیامدهای اجتماعی پوشش نامتعارف در پرتو نظم عمومی
از دیدگاه جامعه‌شناسی، پوشش یک «نماد اجتماعی» است که پیام‌های فرهنگی، هنجاری و هویتی را منتقل می‌کند. در جوامعی که هویت اسلامی دارند، مانند ایران، این نمادها ارتباط مستقیم با حفظ انسجام اجتماعی و هویت ملی و دینی دارند. در واقع، پوشش ناهنجار در چنین جوامعی نه تنها یک مسئله فردی، بلکه تهدیدی برای هویت جمعی و انسجام اجتماعی به شمار می‌رود.
۱٫ایجاد تنش هنجاری: در یک جامعه مسلمان، حجاب به‌عنوان ارزش غالب اجتماعی، نماد هویت فرهنگی و دینی جامعه است. زمانی که در فضاهای عمومی پوشش‌های آشکارا مخالف با این هنجارها نمایان می‌شوند، شکاف فرهنگی و اجتماعی به‌وجود می‌آید. این تضاد می‌تواند به‌طور ملموس در جامعه احساس شود و تهدیدی برای انسجام اجتماعی و فرهنگی تلقی گردد.
۲٫تضعیف امنیت روانی و تعاملات اجتماعی: وقتی پوشش‌های تحریک‌آمیز یا مخالف هنجار در فضای عمومی ظاهر می‌شوند، احساس ناامنی و اضطراب در بین بخش زیادی از مردم، به‌ویژه در میان خانواده‌ها و گروه‌های مذهبی، افزایش می‌یابد. این احساسات منفی می‌توانند روابط اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار دهند و موجب کاهش کیفیت زندگی اجتماعی و روانی شوند.
۳٫اثر سرایتی و گسترش بی‌هنجاری: بر اساس نظریه جامعه‌شناسی، بی‌نظمی‌های کوچک اگر بدون مداخله و واکنش رها شوند، زمینه‌ساز گسترش بی‌نظمی‌های بزرگ‌تر خواهند شد. پوشش ناهنجار در جامعه نیز همین نقش را دارد و ممکن است در ابتدا به‌عنوان یک استثناء دیده شود، اما در صورت عدم واکنش اجتماعی و قانونی، به هنجار جدید و قاعده غالب تبدیل می‌شود. این وضعیت موجب تغییر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه می‌شود.
۴٫تضعیف سرمایه اجتماعی: جامعه برای ادامه حیات اجتماعی خود نیازمند اعتماد عمومی، احترام متقابل و پیوستگی میان اعضای خود است. اگر پوشش‌های نامتعارف به‌طور گسترده موجب نقض هنجارهای اجتماعی شوند، سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد. این امر نه‌تنها در سطح فرهنگی، بلکه در سطح امنیتی و سیاسی نیز اثرات منفی خواهد داشت، زیرا بی‌اعتمادی و شکاف‌های اجتماعی گسترش می‌یابند.

نتیجه‌گیری:
در ایران مسلمان، پوشش نامتعارف و بی‌حجابی نه تنها به‌عنوان یک رفتار فردی، بلکه به‌عنوان اختلالی در نظم عمومی جامعه مطرح می‌شود. نظم عمومی در حقوق اسلامی فراتر از رعایت امنیت اجتماعی است و شامل پاسداشت هنجارهای دینی و فرهنگی جامعه می‌شود. بر اساس تحلیل‌های فقهی و حقوقی، پوشش نامناسب و بی‌حجابی در فضای عمومی با نظم عمومی دینی و فرهنگی تعارض دارد و دولت اسلامی موظف است برای حفظ این نظم، اقدام به تنظیم‌گری در این حوزه کند.
در نهایت، قوانین و مقررات ایران که برگرفته از اصول شریعت اسلامی هستند، این امکان را برای قانون‌گذار فراهم می‌آورند که با تکیه بر مفهوم نظم عمومی، پوشش در جامعه را تنظیم و از اختلال در آن جلوگیری کند. این اقدامات نه تنها به‌منظور حفظ ارزش‌های دینی، بلکه برای تضمین انسجام اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه ضروری هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *