مدیریت حضرت آقا منجر به کاهش زمان و کاهش شدید تلفات فتنـه دیماه شد
درآمد:
جمهوری اسلامی ایران بهعنوان کانون اسلام ناب و محور مقاومت همواره مورد تهاجم رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی بوده و خواهد بود؛ لذا وقوع فتنههای گوناگون با دستاویز قراردادن کاستیها و ضعفهای داخلی که هیچ کشوری در دنیا مبرای از آن نیست، امری محتمل و هوشمندی برای پیشبینی و مقابله با آن امری حیاتی است.
در چنین شرایطی ضروری است که وحدت ملی و انسجام درونی تقویت و با اجرای همهجانبۀ دستورات اسلام ناب و آرمان مهم آن، یعنی برقراری عدالت و نفی هرگونه نابرابری و تبعیض از تابآوری و پایداری ملت بزرگ ایران قدردانی شود.
دکتر سعدالله زارعی در این گفتوگوی جامع به تفصیل به زمینههای پیدایی این فتنه و رویکردهای مقابله با آن پرداخته است. “پاسدار اسلام” از اهتمام ارزشمند ایشان برای این گفت و شنود روشنگرانه از ایشان صمیمانه سپاسگزاری میکند.
*بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از اینکه همواره با مقاله و مصاحبهها با مجلۀ پاسدار اسلام بهترین مطالب را در تبیین مسائل انقلاب و نظام اسلامی داشتهاید. به نظر میرسد تمرکز ما در شرایط حاضر باید روی فتنه اخیر باشد و ابعادی که این فتنه در آن به کار گرفته شده است و نقشی که دشمن و جریانات معاند در این قضیه داشتند و نقشی که رهبری معظم انقلاب، در خنثی کردن این توطئه بزرگ با مشیت خداوند و عنایت امام زمان «ارواحنا فداه»، ایفاء کردند. توطئههایی که میتوان گفت تمام جهان استکبار دست به دست هم دادند که به گمان خودشان تیر خلاص را به جمهوری اسلامی ایران بزنند، اما همچون گذشته خداوند متعال از این انقلاب صیانت کرد. لذا ضروریاست که ابعاد و اهداف این فتنه و عواملی که در این فتنه نقش داشتند و نهایتاً اینکه چگونه این توطئه با لطف خداوند متعال و پایداری مردم خنثی گردید. تبیین شود.
بسمالله الرحمن الرحیم. برای بنده افتخاری است که سالیان سال در مجله ارزشمند پاسدار اسلام که در واقع تاریخچه انقلاب اسلامی محسوب میشود، نقشی داشتهام.
در خصوص این موضوع به نظر من ذکر یک مقدمه ضروری است و آن هم اینکه استکبار جهانی، بهطور جامع در همه زوایا و ابعاد و اشخاص، بهخصوص در طی این چهار پنج سال اخیر به این نتیجه رسیده است که باید جهان تغییر کند چرا که روند جهان به سمتی میرود که استکبار را بهنوعی نابود میکند منظور، استکبار شناخته شده غربی است که ما به آن نظام سلطه به رهبری آمریکا میگوییم. این نظام دارد از بین میرود و این باید به هر قیمتی و با استفاده از تمام ظرفیت احیا شود.
در اسناد آمریکایی سه محور اساسی بهعنوان مشکل آمریکا و نظام سلطه علامتگذاری شدهاند. اگر به سند ۲۰۲۱ آمریکا مراجعه کنید، میبینید به این مسئله تصریح شده است که ما در سه نقطه اساسی مشکل داریم. یک نقطه، چین بهعنوان رقیبی که دارد جایگزین آمریکا در سطح بینالمللی میشود. دوم روسیه بهعنوان یک چالش امنیتی بزرگ برای بخش بزرگی از غرب. و سوم جمهوری اسلامی ایران که بهعنوان تشخصی از یک دین و مذهب و راه حل در دنیا برجسته شده است و دارد هویت جدیدی به مناسبات بینالمللی میدهد و از قضا این سه قدرت در یک پیوند راهبردی رو به توسعه با یکدیگر قرار گرفتهاند.
من با تعبیرات داخل سند صحبت میکنم و این حرف ما نیست، بلکه ما در این مسئله حرفهای دیگری داریم. انقلاب اسلامی جبهه خودش را دارد. انقلاب اسلامی با اندیشههای حضرت امام و اندیشههای رهبر معظم انقلاب تنظیم شده است و یک هویت منسجم بینالمللی را دنبال میکند.
اما بر اساس چیزی که در سند ۲۰۲۱ آمده این است که این سه مشکل اساسی و بنیادی غرب در یک وضعیت همگرای رو به توسعه قرار دارند و باید برای این مسئله فکری بشود و به هر قیمتی باید تغییر کند.
در نتیجه برای هر کدام از این سه نقطه، نسخهای پیچیدند. در مورد چین گفتند باید محدودیتهای شدید تجاری آن کشور ایجاد و محیط پیرامونی چین را از یک محیط اقتصادی به یک محیط امنیتی تبدیل کنیم. با بهانه کردن موضوع تایوان، محیط پیرامونی چین را تبدیل به یک محیط امنیتی پرهزینهای کنیم که اطمینان و آرامشخاطر را از چین دور کند. در این زمینه دست به ائتلافهای جدیدی هم زدند. مثلاً چهار کشور استرالیا، کره، ژاپن و فیلیپین را وارد اتحادیهای کردند که مهمترین مشخصه آن ایجاد مسئله برای چین بود. درباره روسیه بحث توسعه ناتو را مطرح کردند و طراحی کردند و بعضاً به اجرا گذاشتند که در نهایت به جنگ اوکراین منتهی شد و روسها ناگزیر شدند وارد فضای برخورد بشوند. آنها گمان میکردند در این صحنه میتوانند با ابزارهایی که در اختیار دارند، از جمله ابزار اقتصادی، مسیر را به ضرر روسها مدیریت کنند که در عمل اینگونه نشد و چیز دیگری از آب درآمد.
*و در مورد ایران؟
برخورد با ایران مخصوصاً پس از ماجرای طوفانالاقصی در سال ۲۰۲۳ (۱۴۰۱) تشدید هم شد. عملیات طوفانالاقصی نشان داد جبهه ایران یا جبهه مقاومت وضعیتی تهاجمی به خود گرفته است این مسئله نشان داد که موضوع ایران حساستر هم شده است.
در سند ۲۰۲۱، ایران در جایگاه سوم این تغییر قرار داشت. یعنی به ترتیب چین، روسیه و ایران. اما بعد از عملیات طوفانالاقصی ایران را در رتبه اول قرار گرفت. یعنی گفتند قضیه و جسارت جبهه مقاومت نشان میدهد که ما با یک تهدید آنی راهبردی مواجه هستیم و اول باید برای این مسئله فکری بکنیم.
اینکه جهان باید تغییر کند در سند ۲۰۲۱ هم آمده بود اما ادبیاتی بهصورت محدود بود، بعد از ططوفانالاقصی به یک ادبیات پرتکرار در کلمات مقامات آمریکایی و مقامات رژیم صهیونیستی تبدیل شد و این را از بایدن و بعد ترامپ و نتانیاهو زیاد شنیدهایم. نتانیاهو در کنگره آمریکا در سخنرانی مرداد ماه سال ۱۴۰۲ گفت «همهچیز باید تغییر کند و اگر تغییر نکند، رژیم صهیونیستی و پیش از آن، تمدن غرب بهکلی نابود خواهند شد و ما باید در برابر این مسئله موضع یکپارچهای داشته باشیم.» من به همین یک کد بسنده میکنم، اما از این کدها یک کتاب وجود دارد که چه مقامات اطلاعاتی و چه مقامات سیاسی رسمی و غیررسمی بر این مسئله تصریح کردهاند که محیط غربآسیا باید به هر شکل و به هر مقدار و با هر هزینهای تغییر کند و لذا میبینید که در غزه برای اینکه صحنه را از وضعیت تهدید اسرائیل به وضعیت خنثی در قبال اسرائیل درآورند، بر اساس آمارهایی که بعضی مراکز معتبر جهانی منتشر کردهاند بیش از ۲۰۰ هزار نفر معادل ده درصد جمعیت غزه را به شهادت رساندند. تعداد زیادیاز شهدا هنوز زیر آوارها هستند و وضعیت بعضیها تعیین تکلیف نشده است.
به هر حال برای تغییر یک ضلع از مقاومت، اینها کشتار بیش از ۱۰۰ هزار انسان را مجاز شمردند و این کار را انجام دادند. برای مردم قحطی آوردند، خانهها را بهصورت انبوه روی سر مردم خراب کردند. گفته شده است که در غزه ۸۰ درصد خانهها بمباران شدهاند و از این ۸۰ درصد لااقل ۶۰ درصد قابل ترمیم نیستند و باید اساساً دوباره ساخته شود چرا که. قابل مرمت و اسکان نیستند.
چرا این عملیات انجام شد؟ این برای غرب و تمدنی که دارد از حقوق بشر و حقوق زنان، کودکان، بیماران، و رعایت حدود و ثغور کشورها حرفف میزند و میگوید، مسائل بینالمللی نباید با جنگ حل و فصل بشوند، بلکه باید با گفتوگو و توافق چاره شوند، اما ناگهان در مورد غزه و بلکه جبهه مقاومت، همه این ادعاها کنار گذاشتند و گفتند این فضا که به ضرر غرب است باید کلاً و به هر قیمت و هرصورتی که ممکن است تغییر پیدا کند. اینها با همین دست فرمان برای تغییر مرکزیت این جبهه یعنی ایران برنامهریزی کردند. البته این برنامهها از قدیم هم بهنوعی وجود داشتند، اما اینکه روی این کار تمرکز کنند و بازه زمانی خاصی را برای این مسئله در نظر بگیرند، تقریباً از سال ۲۰۲۱ شروع شد. در آن زمان «مایک پمپئو» وزیر خارجۀ آمریکا بیانیهای صادر کرد و در آن بیانیه رسماً گفت که فوریۀ ۲۰۲۱ جمهوری اسلامی، سالگرد انقلاب ایران را نخواهد دید. اینها فکر میکردند در یک زمان پنج شش ماهه میشود کار جمهوری اسلامی ایران را تمام کرد. البته این معنای دیگری هم دارد، اینها حجم عظیمی از امکانات و تجهیزات را پای کار آوردند تا در یک دوره کوتاه به هدف انهدام جبهه مقاومت و انهدام جمهوری اسلامی دست پیدا کنند.
*از چه زمانی مداخلۀ نظامی را هم در برنامههایشان وارد کردند؟
قبلاً ابزارهای دیگری مثل تحریم، فشارهای روانی و فشارهای سیاسی بود که در بستری انجام میشد تا نهایتاً یا ایران بهطور کلی متلاشی میشود و یا سیاستهای جمهوری اسلامی بهشکلی اساسی تغییر کند. زمانی برای ساقط کردن جمهوری اسلامی در نظر نگرفته بودند و قضیه را به سلسله تحولات در یک بستر طبیعی سپرده بودند. در آنجا مداخله نظامی دیده نشده بود. اما از سال ۲۰۲۱ این مسئله که مداخله نظامی باید بهعنوان جزئی از تلاشها برای انهدام جبهه مقاومت و انهدام جمهوری اسلامی باشد اضافه شد.
اسناد نهادهای اطلاعاتی از جمله بررسیهای اطلاعاتی که تحت عنوان اسناد ۲۰۲۱، ۲۰۲۴، ۲۰۲۵، تهیه و جنبههایی از آنها انتشار عمومی پیدا کرد مخصوصاً سند ۲۰۲۱ بیانکننده این است که اینبار تدارکات بسیار عظیمی برای رسیدن به مقصود دیده شد. بنابراین باید بدانیم که با یک توطئه بسیار پیچیده، چند لایه و بسیار خطرناک و حساس رو به رو بودیم و دشمن تمام ظرفیتش را پای کار آورده بود. اینکه صدر اعظم آلمان در روز دوشنبه بعد از حوادث پنجشنبه و جمعه (۲۲ دی ماه) اعلام کند که جمهوری اسلامی دارد روزهای آخرش را سپری میکند.، سابقه نداشت. هیچوقت کسی در سطح صدر اعظم یک کشور که با ایران در وضعیت تخاصم هم قرار ندارد ـ ما با آلمانیها نه مرز و نه منافع متضاد داریم ـ بگوید که جمهوری اسلامی ایران ظرف دو تا سه روز آینده از بین میرود! و یا وزیر امور خارجه که وجههای دیپلماتیک دارد و محتاط حرف میزند، بگوید جمهوری اسلامی ایران کل مشروعیتش را از دست داده است! این خیلی عجیب بود. البته به نظر میآید این موضعگیری ناشی از عقبماندگی آلمانیها هم بود.
*این تصور ذهنی آنهاست یا میخواهند القا کنند؟ چطور میشود آدمهایی که خودشان را در آن سطح میبینند چنین قضاوتی بکنند؟
خداوند متعال در ذات اینها نوعی اظهارات نسنجیده و حساب نشده وادار نموده و آنان را رسوا میکند و ثانیاً نشان میدهد که در پازل براندازی جمهوری اسلامی، به اینهایی که دلیلی برای خصومت با ملت ایران ندارند هم نقشهای اساسی سپرده شده است. یعنی به اینها گفتهاند که نقش شما این است و در این زمان باید به این شکل وارد بشوی، منتها آلمانیها مثل آن سه نفری که قرار بود یکی کانال بکند، یکی لوله بگذارد و یکی پر کند، وظیفه آلمانیها این بود که پر کنند اما حواسشان نبود که کانالی کنده نشده و لولهای هم گذاشته نشده است.
*چه تشبیه جالب و سنجیدهای!
یا نخستوزیر انگلیس در ۱۹ دی صراحتاً اعلام کرد که جمهوری اسلامی تمام شد. آمریکاییها هم به شکلهای دیگر چنین ادعایی کردند. مجموعه اینها به ما میگوید که این فتنه، فتنه بسیار بزرگ و عظیمی بود و در عینحال خدای متعال این فتنۀ عظیم را زودتر از فتنههای قبلی که سبکتر بود، به پایان رساند. حد فاصل ساعت ۸ شب پنجشنبه تا ۴ صبح روز جمعه که ماجرا تا حد زیادی جمع شد و تتمهای به صبح شنبه کشیده شد، کوتاه است. وقتی آن را با ماجرای سال ۱۴۰۱ مقایسه میکنیم، یا فتنه ۱۳۹۸، آن را طولانیتر میبینیم. این حادثه با همه عظمتی که داشت در کوتاهترین زمان ممکن کنترل شد و این هم قدرت خداوند متعال است که انسان میتواند در این صحنه مشاهده کند. انسان واقعاً عنایت آقا امام زمان(عج) را در اینجا میبیند. شیعه معتقد است که ولیفقیه نایب امام زمان(عج) است. این یک حرف سیاسی احساسی نیست، بلکه حرفی برخاسته از آیات و روایات است که در اینجا تجلی پیدا کرد.
در این صحنه، مدیریت رهبر معظم انقلاب هم خود سرفصل بسیار اساسی و مهم است و مطالعه آن ضرورت دارد. از دل این مطالعه، نکات بسیار عمیقی ظاهر میشود. رهبری سبب گردید این توطئه بهسرعت کنترل بشود و دشمن ناکام بماند.
*این فتنه چگونه شکل گرفت و از لایههای پشتپرده و آشکار آن و مشخصاً نقش آمریکا و صهیونیستها را در این توطئۀ عظیم و پیچیده بیان فرمائید.
حضرت آقا از کلمه فتنه استفاده کردند. فتنه معنای چند لایگی این ماجرا را بیان میکند. بعضیها اصرار دارند بگویند این دفعه حضور استکبار عریان بود و به همین دلیل چیز مبهمی وجود ندارد که ما به آن فتنه بگوییم! اینبار رئیسجمهور آمریکا مستقیم وارد موضوع شد، در حالی که قبلاً مقامات درجه دو وارد صحنه میشدند که از طراحی سطح بالای ماجرا خبر میدهد. و لذا حضرت آقا روی فتنه بودن این ماجرا تأکید دارند، چون در این فضا سئوالات پیچیدهای وجود داشت. از جمله اینکه آیا ما با یک جنگ داخلی و یا جنگ خارجی مواجه میشویم.
نکته دیگر این است که نظام با این مسئله چگونه مواجه شد و در نهایت خروجی چه بود؟ و افق این مسئله چیست؟ و در آینده با چه مسائلی مواجه خواهیم شد؟
*آمریکا محور اصلی است، ولی در واقع میتوان گفت که جنگ احزاب بود. یعنی تمام جریانهایی که بهنحوی در تعارض با انقلاب اسلامی و حقیقت دین هستند که شامل گروههایی نظیر منافقین، سلطنتطلبها و جریانهای معاند و وابسته و مزدور با محوریت آمریکا به کار گرفته شدند و بدینگونه بود که تداعیکنندۀ جنگ احزاب بود. به این ترتیب تمام نکاتی که شما درباره نحوه شکلگیری این رویداد اشاره کردید، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بله، کاملاً درست است. نکتهای که به نظر من جای بحث زیادی دارد و مستند هم هست، این است که این فتنـه، فتنهای فقط برای تغییر ایران نبود، بلکه برای تغییر جهان بود. چرا برای تغییر جهان بود؟ چون سند ۲۰۲۱ آمریکا میگوید که این سه قدرت دارند جهان جدیدی را میسازند و باید جلوی آنها گرفته بشود.
نکته دیگر این است که اینها جان واقعی تحولات بینالمللی را انقلاب ایران میدانند. آن چیزی که در عرصه بیان، تئوری و نظریه و پشتوانه فکری دادن و داشتن میراث عظیم معنوی روح و معنا میدهد و مدعی صادق است، انقلاب ایران است. این چیزی است که نه روسیه دارد، نه چین. این اسلام است که محتوای بسیار غنی و همه جانبهای دارد. این انقلاب اسلامی ایران است که میتواند نظام آینده جهانی، هویت و ماهیت مشخصی بدهد. انقلاب ایران در حال حاضر در وضعیتی است که چینیها و روسها با آن تعارض ندارند و بنابراین در نظام آینده به آن میدان میدهند و با میدان گرفتن فکر اسلام انقلابی، تمام تمدن و فرهنگ غرب به حاشیه میرود و بلکه پایان خود را اعلام کند.
لذا اینها بهنام اینکه میخواهیم نظام بینالملل را تغییر بدهیم، تحت تأثیر ماجرای ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ موضعگیری قبلی خود _اول چین، دوم روسیه و سوم ایران_ را تغییر دادند و ایران که ردیف سوم بود در ردیف اول نشست.
*خط مقدم.
بله، خط مقدم شد و آمریکاییها جلسه شورای امنیت را که از قبل تدارک دیده بودند و به تعبیر نماینده روسیه در شورای امنیت در نهایت فقط تبدیل به یک سیرک آمریکایی شد. آمریکا جلسه شورای امنیت را برای اعلام رسمی پایان جمهوری اسلامی تشکیل داد. یعنی قرار بود در روزی که این جلسه تشکیل میشود، آمریکاییها فاتحانه پایان حیات جمهوری اسلامی و پایان انقلاب اسلامی را رسماً اعلام کنند، اما چیزی که اتفاق افتاد عملاً تبدیل به صحنه محاکمه آمریکا شد و اظهارات نمایندگان چین، روسیه، ایران و پاکستان در این جلسه، در واقع محکمهای بود که آمریکا را در اینجا به جرم دستاندازی به محیط داخلی یک کشور مورد محاکمه قرار دادند.
در بخش اول این ماجرا قرار بود یک شورش اجتماعی اولیه لازم است و طراحی آمریکاییها این بود که این شورش و اعتراضات خیابانی علیه روند اقتصاد ایران شکل میگیرد. در یک سند از انگلیسیها آمده که حوادثی در پیش است. این سند مربوط به حدود دو ماه قبل از شروع این حادثه است. اگر بگوییم اعتراضات اقتصادی در ۷ دی ماه شروع شده، این سند مربوط به اواسط یا اواخر آبان است. یک دیپلمات انگلیسی خبر میدهد “در دیماه، در ایران اتفاقاتی رخ خواهد داد که فوق اتفاقات گذشته خواهد بود و ما شاهد دگرگونیهای اساسی در ایران خواهیم بود.”
این را یک دیپلمات که حتماً پشت حرفهایش یک بررسی اطلاعاتیاست، بلکه فراتر از آن، نشاندهنده آن است که قبل از وقوع مسائل دیماه، همه چیز از قبل چیده شده و هماهنگیهایی هم صورت گرفته است. که این دیپلمات میگوید شاهد دگرگونی اساسی در ایران خواهیم بود! این نشان میدهد دولتهای انگلیسی، آلمانی، آمریکایی و بلکه دولتهای منطقه خبر دارند و از قبل در تدارک این تحولات بودهاند.
ماجرا با توجه به روند اقتصادی کشور و با توجه به طراحیهایی که در موضوع دلار در ایران انجام شد، میتوانیم وجه عملیاتی آنچه دیپلمات انگلیسی از آن حرف زده است را ببینیم. هنوز بعضیها تصور میکنند که نوسانات دلار صرفاً ناشی از تصمیمات اقتصادی دولت یا ناشی از فضای طبیعی اقتصاد تحت تحریم ایران است. در واقع این فشاری که وارد شد برای آن بود که مردم را به خیابان بکشاند. این در طراحی آنها و بخشی از فتنه، افزایش نرخ دلار بوده است. البته سیاستهای دولت هم در جای خود قابل نقد است که این چهوقت این نوع تغییرات است؟، ولی واقع مطلب این است که اگر این طرح دولت هم نبود، دشمن بازی را به صورت دیگر با دلار انجام میداد و به افزایش قیمتها در بازار ایران دامن میزد. این حرف را این مقام انگلیسی دارد این را به ما میگوید.
*چگونه با سوءاستفاده از اعتراضها اغتشاشات را بهپا کردند؟
اینها طراحی کردند که اعتراضات شکل بگیرد و اعتراضات شکل گرفتند. قبلاً هم اعتراضات در ایران شکل گرفته بودند. اینها مطالعات جامعهشناسی میکنند، و لذا بعید است آمریکاییها اینطور تصور کرده باشند که یک اعتراض بسیار گسترده خیابانی ایران شکل میگیرد. خیلی بعید است که اینها چنین انتظاری داشته باشند، چون تجربه شده بود و فشارها و اعتراضات اقتصادی در ایران سابقه داشت. تجربههای قبلی میگفت اتفاقی که رخ خواهد داد مثل گذشته ـ با درصدی بیشتر ـ خواهد بود، نه تا این حد به خیابانها بیایند. بنابراین اینها گفتند که ما فقط به این استارت احتیاج داریم که عدهای به نام اقتصاد به خیابانها بریزند و بعد ما سازمانی را که از سال ۲۰۲۱ ـ براساس اسنادی که اشاره کردم ـ طراحی کرده، سازماندهی کرده و آموزش دادهایم وارد عمل کنیم. اطلاعات موجود بیانگر این است که پنج کشور همسایه ایران، در شمال، شمالغرب و جنوب ایران مکانهایی برای آموزش، تجهیز و تسلیح شبکهای در نظر گرفته بودند که بعداً در ایران اینهمه فاجعه ایجاد کردند.
برخی از این کشورها مدعی دوستی با جمهوری اسلامی ایران هم هستند. اما اینها مراکز آموزش، سازماندهی، توجیه، تجهیز و تسلیح سردستههای جریان آشوب بر پا گردند. جریان آشوب سه بخش است، یک بخش طراح و آمر جریان است که آمریکاییها و صهیونیستها و غربیها هستند. یک بخش مربوط به سرپلها و سرکردههاست که اینها باید مدیریت میدان را در دست بگیرند، چون آمریکاییها نمیتوانند مستقیماً به میدان بیایند لذا این عناصر آموزش دیده، مدیران میدان بودند و سوم هم پیاده نظامها. که آموزشهای سریع دیده و تجهیز و توجیه و سازماندهی پیدا کردند.
*آیا سازمانهای اطلاعاتی ما خبری از این برنامهریزی و سازماندهی داشتند یا خیر؟
دستگاههای ما اطلاعات اجمالی دادند؛ یعنی چیزی که در سوابق وجود دارد نشان میدهد که وزارت اطلاعات به شکل اجمالی خبر داشت، یعنی هشدار و خبر داد بود که برنامهای در راه است و ما در آینده شاهد تحرکی با بهانه اقتصادی خواهیم بود. اما اینکه بر جزئیات مسئله اشراف داشته و عناصر و مکانها را شناسایی کرده و به تعبیری بر این جریان سوار شده باشند، چنین نبوده، چون اگر سوار بودند، این وقایع در این سطح اتفاق نمیافتادند. این رویداد نشان داد که اطلاعات از موضوع اجمالی بوده، در حالی که برای مقابله با این وضعیت نیاز به اطلاعات تفصیلی و مشخصی بوده است که بشود ماجرا را کنترل کرد و جلوی قضیه را گرفت.
*آیا میشود فرض کرد که فضا تا حدی باز گذاشته شد تا واقعیت این جریان و عناصر اصلی آشکار و شناخته و برای همه آشکار شود؟
من اسم این را مکر الهی میگذارم؛ یعنی این که دشمن چنین توطئهای را شکل داد
خدای متعال در این صحنه به اینها میدان داد که وسط بیایند و تمام سرمایهای را که جمع کرده بودند وسط بیاورند و عریان و بدون مهابا و با بدترین شکل و شنیعترین جنایت که دیگر هیچ پردهای روی افکار و برداشتهای اینها باقی نمیگذارد، وسط میدان بیایند و بعد اعمال قدرت کند.
در قرآن نکته جالبی بیان شده که به مؤمنینی که در جنگ بدر به وسط میدان آمدند، میگوید شما دنبال این بودید که اموالتان را پس بگیرید و در این فکر بودید که چگونه میتوانید به اموال اینها دسترسی پیدا کنید، اما خدا در فکر نابود کردن اینها بود؛ یعنی بین طراحی و افکار شما در این جنگ با آن چیزی که خدا در نظر گرفت تفاوت زیادی وجود داشت. خدا انهدام کفار را درنظر داشت و میخواست به دست مؤمنین کفار را ذلیل کند و این کار را کرد.
به نظر من خدای متعال به طراحی گسترده دشمن ـ به تعبیر شما جنگ احزاب ـ را اجازه بروز داد که اینها بیایند و هر چه را که در چنته دارند نشان بدهند.
*تا ماهیت وحشیگری و جنایتها و مزدوری آنها برای دشمن روشن شود
بله. بعد خدای متعال این حادثه را به دست مؤمنین جمع کند. نکته جالب برای من این است که ما در این رویداد با عظیمترین فتنه مواجه بودیم و در مقایسه با فتنههای دیگر در کوتاهترین زمان ممکن، آن را جمع کردیم. در اینجا هم قدرت الهی و قدرت انقلاب اسلامی به رخ کشیده شد. طراحی عظیمی بود و آمریکاییها شورای امنیت را برای پایان جمهوری اسلامی تنظیم کرده بودند.
اما در فاصلۀ کوتاهی ماجرا به صورت دیگری درآمد و لذا ترامپ از روز جمعه به پرت و پلاگویی افتاد و حرفهای متناقضی زد که از درون آشفته و طراحیهای به هم ریخته اینها خبر میدهد.
دشمن یک طراحی میدانی در این صحنه داشت. آمریکاییها بحث پایان جمهوری اسلامی و براندازی آن را با چه طراحی میدانیای تنظیم کرده بودند و چگونه میخواستند به آن برسند؟ این سئوال مهمی است.
اینها چهار عنصر را به عنوان عناصر نگهدارنده نظام درنظر گرفته بودند. یکی رهبری است، دیگر دستگاه سیاسی، سوم دستگاه نظامی امنیتی و چهارم مردم. اینها این چهار عنصر را به عنوان عناصر نگهدارنده انقلاب و جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت طی این سالهای طولانی درنظر گرفته بودند و درست و دقیق هم هست؛ یعنی ما تقریباً غیر از اینها چیزی نداریم، بله البته ضلع اصلی خدای متعال، امام زمان(عج) و دستهای غیبی الهی است. منتها اینها در افکار دشمن جایگاهی ندارند و دشمن، صحنه را مادی میبیند، دشمن برای مقابله با این چهار عنصر طراحی کرد. بر اساس این طرح، رهبری باید در وضعیتی قرار بگیرد که نتواند صحنه را اداره کند و کار از دست او خارج بشود. رهبری برای اینکه بتواند این فتنه را جمع کند دو بازوی اساسی دارد، اولی دولت است که در حین حادثه امور جاری کشور، آب و نان مردم را در دست دارد اینها باید برقرار باشند، چون معلوم نیست ماجرا چند روز طول میکشد. مردم آب و نان و سوخت و آرامش و اطمینان خاطر میخواهند، این کار دولت است.
دومین بازوی رهبری در صحنه برای حفظ نظام نیروهای اطلاعاتی امنیتی هستند. این دو عنصر اگر نباشند، رهبری رهبر مختل میشود. آمریکاییها برای این دو عنصر طراحی کردند. اول گفتند با ایجاد اختلال در بازار و دستکاری اقتصاد ایران، دولت را در فضای فشل مطلق قرار میدهیم، به شکلی که احساس کند کاری نمیتواند بکند و به قدری تحت فشار باشد که اینرا بهگونهای بیان کند. و از داخل دولت حرفهایی ” نمیشود ” و ” نمیتوانیم ” بیرون بزند. شبیه بحثی که در چهارمحال و بختیاری شد. چون فکر کرده بود که چنین خواهد شد و ضمناً چون دولت خاستگاه اصلاحطلبی هم دارد و در ترکیب کابینه و در اجزا و در بدنه، افرادی هستند که با نظام و در نتیجه با رهبری زاویه دارد، بنابراین در منظر دشمن، این دولت را میشود از رهبری جدا کرد و در وقت بزنگاههای حادثه به حاشیه راند و عملاً دست رهبری را از دولت قطع کرد. دوم نیروهای نظامی امنیتی هستند. اینها گفتند اگر ما بتوانیم ۲۴ ساعت آنچنان آتش، آشوب و درگیریای ایجاد کنیم که بیسابقه باشد و نحوۀ کنترل آن، در آموزش و تفکر و تدارک قوای نظامی و انتظامی ایران نباشد، این نیروها تبدیل به تماشاچی صحنه شوند. در چنین فضایی اگر بتوانیم کشتار و تخریب ایجاد کنیم، این ساختار در ظرف ۲۴ ساعت عملاً فرومیپاشد و مردم میفهمند که چیزی به نام نیروی انتظامی مؤثر یا سپاه و بسیج و سیستم اطلاعاتی ایران تاثیرری ندارند رهبری که واحد سیاسی ـ یعنی دولت ـ در دستش نیست، نمیتواند در صحنه مدیریت کند. اینکه ما رهبری را چگونه در این صحنه منفعل و محدود و به شکلی از صحنه خارج کنیم، اینها با این برنامهها یقین کرده بودند که وقتی دستهای رهبری پمنفعل شوند، دیگر از خود او هم کاری ساخته نیست.
دوم دولت را چهکار کنیم؟ آنرا زیر فشار بگیریم؟ و تصویری از یک دولت فروپاشیده را نشان بدهیم. دیدید که دائماً تصویر نشان میدادند که مقامات ایرانی آماده خروج از ایران هستند. یک هواپیمای روسی آمده تا مقامات ایرانی را ببرد و…!. اینها تلاش کردند که یک دولت فروپاشیده را به تصویر بکشند.
سوم؛ گفتند نیروی انتظامی را با همان آشوبها از صحنه خارج میکنیم آنان عملاً وضعیتی پیدا میکنند که نتوانند کاری کنند. شدت آشوب هم سبب میشود که مردم دچار بهتزدگی بشوند. آنها گفتند مردم ایران هم برای اینکه در دل این حادثه به نفع نظام به صحنه بیایند، ۲۴ ساعت وقت لازم دارند؛ یعنی تا ۲۴ ساعت حالت بهت و میخکوب دارند و نمیتوانند تجزیه و تحلیل و ارتباطات درونیشان را پیدا و تنظیم کنند و نمیتوانند به صحنه بیایند. مردم در ۲۴ ساعت اول این حالت شوک را دارند. اگر ما بتوانیم سه ضلعی را که برشمردم، در آن فضا قرار بدهیم، تا مردم بیایند بفهمند چه شده، همه چیز تمام شده است.
اینها بودند مو لای درز این طرح نمیرود. همه امکانات هم آماده بودند. امکانات آمریکا و اروپا، امکانات منطقهای پنج دولت همسایه و تمام ظرفیتهای اعتراضی و گروهکی داخلی را هم به صحنه آورده بودند.
اما سئوال مهم دوم این است که نظام با این مسائل چگونه برخورد کرد؟
اطلاعات دستگاههای مسئول و اطلاعاتمان اجمالی بود. نه تفصیلی، در این فتنه رابطین، سرپلها و عناصر سرکرده تحت اشراف اطلاعاتی و عملیاتی ما نبودند.
*سئوال این است که نظام با این وجود چگونه توانست به آن غلبه کند؟
این بسیار مسئله مهمی است. بعضیها بخش اول را میبینند و بخش دوم دیده نمیشود.
در اینجا عنصر اول، رهبری بود. رهبری قبل از شروع حادثه، آن را استشمام کرده بودند. وقتی به اظهارات حضرت آقا مراجعه میکنیم میبینیم که ایشان از قبل، وقوع این فتنـه را چگونه استشمام کرده بودند؟ فضا به نحو غیرقابل توجیهی به سمت افزایش قیمت میرفت. از نظر آقا این طبیعی نبود و صرفاً برخواسته از تصمیمات دولت آقای پزشکیان هم نبود. البته سیستم اطلاعات هم هشدار کلی داده بود که این قضایا منجر به اتفاقاتی خواهد شد. حضرت آقا کلید رمز و کنترل مسئله را در یک چیز دیدند و آن تقویت دولت بود. در داخل کشور سر و صداها علیه دولت خیلی بالا گرفته بود. در شبکههای اجتماعی کسانی که هیچگاه مصلحت نظام را نه دیدند و نه سنجیدند، از موضع حزبالهی و انقلابی مسیر تضعیف دولت را میرفتند، بدون اینکه توجه داشته باشند که الان در کانون اقدامات ضد ایرانی دشمن و طراحی برای منفعل کردن و یا کنار زدن همین دولت قرار دارد.
در کنار این صحنه، مجلس تحت فشار گرانیها و ناآرامیها، دولت را زیر مهمیز کشیده بود. یکی از نمایندگان روحانی شروع به جمعآوری امضا کرد و ۷۱ امضاء جمع کرده که از رئیسجمهور باید سئوال شود. رئیسجمهور را به مجلس بکشانند و زیر سئوال ببرند. یک نماینده تهران میگوید که امالمشاکل ما دولت است و باید کنار برود.
دشمن احتمالاً تا این حد که میتوان به کنار زدن دولت دست یافت فکر نکرده بود او احیاناً فکر میکرد که میتواند دولت را به زاویه بکشد، بگومگو راجع به دولت بالا میرود و دولت به حاشیه رانده میشود، ولی آنچه بعضی از درون مجلس دنبال میکردند بالاتر از آن بود.
حضرت آقا قبل از شروع فتنه در روزهایی که تازه آغاز شکل گرفتن تظاهرات بود ـ هفتم یا هشتم دی ـ هم در اظهارات رسمی فرمودند که دولت وسط میدان است و دارد کار میکند و همه باید کمک کنند و هم در اظهارات خاص و از موضع یک فتوا اعلام کردند که من تضعیف این دولت را حرام میدانم. بعد هم به آن دو نفر پیغام داده شد که دولت نباید تضعیف بشود؛ یعنی هم تلاش اختلافافکنانهای که در داخل وجود داشت تدبیر شد و هم با تأکید حضرت آقا دولتی که زیر فشار تظاهرات بازار بود، به این دلیل که سیاستهای ارزی دولت، اقتصاد بازار را از هم پاشیده و آن را دچار ضعف کرده بود، روحیه گرفت و متوجه شد که کسی به نام رهبری مثل کوه پشت آن ایستاده و دارد سیستم را در مسیری تنظیم میکند که دولت بتواند خدمت کند. لذا قبل از اینکه فتنـۀ ۱۸ و ۱۹ دی پیشبیاید دولت روحیه پیدا کرد و جان گرفت. بنابراین فلش اول فتنه که برای خلع توان رهبری دشمن طراحی شده بود، با این تدبیر پیش از حادثه عملاً خنثی شد.
اتفاق دوم این بود که وقتی حادثه آن شدت پیش آمد، عملاً کنترل از دست سیستم انتظامی خارج شد و شهرها جولانگاه تروریستها شدند. در بیش از ۳۵۰ شهرستان، همزمان و در یک ساعت شاهد اتفاقات بودیم. یعنی در ساعت ۸ شب پنجشنبه ۱۸ دی ماه ناگهان در ۳۵۰ شهرستان کشور از جمله پایتخت تهاجم آغاز شد و در هر شهر لااقل ۵۰ نقطه به آتش کشیده شد؛ مردم ناگهان در شهر کوچکی مثل مرودشت مشاهده کردند که ۵۰ نقطه در این شهر کوچک دارد در آتش میسوزد و دائماً صدای تیراندازی میآید. نیروی انتظامی هم در یک فضای حیرت قرار گرفته است.
یک نیرو وقتی میخواهد کاری بکند، اول باید تجزیه و تحلیل ذهنی انجام داده باشد تا بعد دست به اسلحه ببرد یا اقدامی بکند. و لذا اینها در ساعات اولیه توانستند جولان سنگینی بدهند و حادثهای ایجاد کنند که با تصویری که در اینترنت و فضای مجازی از جمهوری اسلامی به جهان نشان میدهند و آنرا پایانیافته معرفی میکنند تناسب داشته باشد.
در اینجا شورای عالی امنیت ملی ساعاتی پس از حادثه تشکیل جلسه داد و با تمهیدی که کرد یک نقطه انتها به این آشفتگی گذاشت و تدارک ویژهای مبتنی بر به دست گرفتن میدان انجام داد. سپاه، به کمک نیروی انتظامی که مسئول مستقیم کنترل صحنه بود آمد، وقتی سپاه و بسیج وارد خط مقدم مواجهه با فتنـه شد، معادله تغییر کرد و نوبت به انفعال طرف مقابل رسید.
از ساعت ۴ صبح جمعه ورق برمیگردد و آن کشتار تا حد زیادی متوقف میشود، در حالی که آنها طراحی کرده بودند که باید به کشتار ادامه بدهند تا زمانی که سقوط نظام بهطور قطعی اتفاق بیفتد.
با کمک سپاه و بسیج به نیروی انتظامی، بازوی دوم رهبری هم در اینجا کار خودش را انجام میدهد و برنامه ناتوانسازی رهبری و منفعلسازی آن با شکست مواجه شد. با فعال شدن دولت و بازوی انتظامی رهبری مرکزیت خودش را در این صحنه پیدا کرد و مرکزیتزدایی از جمهوری اسلامی که مدنظر دشمن بود ناکام ماند.
و سرانجام ضلع چهارم یعنی مردم؛ مردم هم با هدایتهای رهبری از جمله سخنرانی روز جمعه ایشان که ساعاتی پس از حادثه صورت گرفت، پای کار آمدند. سخنرانی روز جمعه ۱۹ دیماه رهبری در این صحنه بسیار تعیینکننده بود. اولاً چهره مصمم و بدون تزلزل حضرت آقا و آن بیان محکم و استدلالها و جهتدهیها، نگرانی مردم را از بین برد و شرایط را در کنترل و تنظیم نشان داد و دلهره مردم برطرف و وحشت مردم کنار زده شد. بهتزدگی رفت و به جای آن تأمل مسئولانه نشست. تأمل مسئولانه یعنی جمعبندی درست پیدا کردن و بر اساس آن اقدام کردن. و لذا حرکتهای مردمی از ظهر روز جمعه شروع شد، روز شنبه توسعه پیدا کرد و در روز دوشنبه به اوج خودش رسید. دهها میلیون انسان ایرانی به صحنه آمدند، آن هم به صحنه آمدنی جهادگونه؛ یعنی حضور مردم مانند حضوری برای بزرگداشت یک مراسم مثل بسیاری از مراسمهای ما نبود. مثل ۲۲ بهمن که مردم میآیند که از انقلاب تجلیل کنند و نمیآیند کار جدیدی را انجام بدهند. در این صحنه، میلیونها انسان از جمله فقط در تهران میلیونها آدم به میدان آمدند تا با تمام وجود به دشمن بگویند که ما جهادگونه در وسط صحنه هستیم و از نظام و کشور دفاع میکنیم.
این وضعیت که پیش آمد، بساط فتنه در هم پیچیده شد. خود جنایات اینها هم مزید بر علت بود. صدا و سیما هم در این صحنه نقش خود را به خوبی ایفا کرد و به خصوص بعد از سخنرانی حضرت آقا جهتش را پیدا کرد و تبدیل به ماشین افشای توطئهگری دشمن شد. این رویکرد روی خارج شدن محیط اجتماعی ما از پراکندگی بسیار تأثیر گذاشت و ذهنها همه یک جهت پیدا کردند و علیه تروریسم وارد صحنه و میدان شدند.
البته در اینجا باید گفت که در درجه اول تدبیر خدای متعال، نقشی که حضرت امام زمان(عجلالله تعالیفرجه) دارند بود. ایشان امام زمان هستند و در حاشیه نیستند. یک امیر موکول به آینده که نیستند، امیر فعل و آینده ما هستند و در رفع فتنـهها نقش دارند و اجازه نمیدهند چیزی که ثمره این همه خون هست، با طراحی دشمن از بین برود.
*پرسش بعدی این است که آینده چه میشود؟ ؟؟؟
به نظر من یکی از حماقتهای دشمن این است که کسی که هیچ پیوندی با ملت ایران ندارد؛ یعنی ملت ایران از عمر ۶۵ ساله این آدم (رضا پهلوی) هیچ خاطرهای ندارد، نه در خوشیها نه در ناخوشیها به کلمهای به نام رضا پهلوی برنخورده است. اصلاً اپوزیسیون هم او را قبول ندارد.
دوم، این که وقتی بررسی میکنیم که ببینیم شخصیت و هنر این آدم چیست، به هیچ چیزی نمیتوانیم آدرس بدهیم، بگوئیم آدم باسوادی است، سوادش چیست؟ چه خوانده؟ مدرکش چیست؟ یک کتاب سی صفحهای نوشته که ما بدانیم آدمی است که فکری دارد؟ ثانیاً این آدم وقتی با دشمنان شناخته شده بشریت مثل اسرائیل رفت و آمد میکند نشان میدهد که حداقل شعور سیاسی را هم ندارد. تو میخواهی در جامعه ایران جایگاه پیدا کنی، بعد میروی کلاه یهودی سر میگذاری و کنار دیوار ندبه سرسپردگی خودت را به اسرائیل نشان میدهی و با نتانیاهوئی که در کل دنیا مورد نفرت است عکس میاندازی؟! این نشاندهنده این است که طرف یک درصد هم عقل سیاسی ندارد.
*به نظر شما دلیل برجسته کردن چنین فرد بیارزشی چیست؟
دلیلش این است که دستشان خالی است. اپوزیسیونسازی برای جمهوری اسلامیای که شعارش تغییر جهان میباشد سختی است. هر جریانی اعم از سلطنتطلب، نفاق و…شعار تغییر ایران را و میگویند این نظام باید تغییر کند. در حالیکه ژن این نظام با تغییر تنظیم شده، یعنی تغییرطلبی، مال انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی آمده و میگوید تسلط اسرائیل و آمریکا باید از بین برود. دخالت کشوری در کشور دیگر باید از بین برود. این که کشوری تحت سلطه کشور دیگری باشد باید از بین برود. این که مناسبات براساس سلطه باشند باید از بین برود. این شعار انقلاب اسلامی است. حالا مخالفان ایران با چه سرمایهای میخواهند با نظامی که مبنای آن تغییر و اصلاح جهان و انقلاب بزرگ مهدویت است، مواجه بشوند؟
به نظر من از بس دست دشمن در مواجهه با چنین انقلاب عظیمی خالی است، دست به چنین کارهایی میزند. همین جنایتی که اینها خلق کردند، تا چندین سال آمریکا را به منفورترین موجود در ذهن هر ایرانی تبدیل میکند. این رفتارها به خاطر این است که دستشان خالی است. اقتصاد ایران را زیر فشار گرفتهاند. در تاریخ حیات آمریکا هیچ کشوری به اندازه ایران تحت فشار اقتصادی نبوده است. فشارهای شدیدی را وارد کردند.
*آیا پیشبینی حملۀ نظامی مستقیم از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم شده بود؟
بله. اسناد اینطور توضیح میدهند که آمریکاییها در طراحیهایشان پیشبینی کرده بودند که در آخر خط بالاخره یک جاهایی هم هستند که مقاومت میکنند، ما گرچه با آشوب، به همریختگی مطلق ایجاد و نیروهای دفاعی را منفعل میکنیم، ولی ممکن است در جاهایی مقاومت صورت بگیرد. مثلاً نهادی، ساختاری یا مردمی به صورت جزیرهای و نه به همپیوسته در برابر این فتنه فعال بشوند. آمریکا گفته من این قضیه را با حمله نظامی حل میکنم. یعنی آخرین مقاومتها را میشکنم و کار را تمام میکنم. این در طراحیشان بود و لذا از آن حرف هم زدند، اما نتوانستد.
*چه شد که نتوانستند؟
این سئوال مهمی است. یکی گفت کار دیپلماسی بوده و این من بودم که با ویتکاف تماس گرفتم، مکاتبه و توئیت رد و بدل کردم و اینها دست کشیدند. یکسری مثل کشورهای عربی میگویند کار ما بود. ما تماس گرفتیم و گفتیم این کار را نکنید، چون آشوب همه منطقه را میگیرد. یکی میگوید به شرایط داخلی آمریکا برمیگردد که به ترامپ فشار آوردند آنها به این دلیل پاپس کشیدند. یک بحث دیگر هم این است که ایران هشدار و علامتهای نظامی نشان داد.
برداشت و جمعبندی من این است که این توطئه آنطور که پیشبینی و طراحی کرده بودند پیش نرفت. قرار بود که اینها چندین روز آتش این فتنه را شعلهور نگه دارند تا این کشتارها ادامه پیدا کند، اما کشتار تقریباً در ساعت ۴ صبح روز جمعه متوقف شد. این که میگویم تقریباً به خاطر این است که تا صبح شنبه هم چند حادثه اتفاق افتاد، در ساعت ۴ صبح جمعه نَفَس فتنه گرفته شده بود و در مرحله دوم که صحبت از انفعال قوای دفاعی بود، این انفعال هم جمع شد؛ یعنی نظام از ساعت ۴ صبح از حالت انفعال خارج شد. ضلع چهارم که قرار بود مردم تا ۲۴ ساعت حالت اغما داشته باشند با سخنرانی روز جمعۀ رهبری حل شد. با حل این مسئله، فتتنه زانو زد. این که حضرت آقا فرمودند که «ملت ایران کمر فتنه را شکست و باید کمر فتنهگر را بشکند»، برجسته بـود فتنه زانو زد و وقتی این اتفاق افتاد، آن بخش آخر که حمله به بخشهایی بود که مقاومت میکردند موضوعیتش از دست رفت.
*در مورد نقش رهبر معظم انقلاب در تغییر فضای حاکم بر کشور در آن شرایط بحرانی ارزیابی شما چیست؟
یک سئوال این است که رهبری چگونه مسئله اختلافات جناحها، کجرفتاریها و مسائلی از این دست را جمع کردند؟ رهبری در این قضیه، اول به قلب این ماجرا ضربه زدند. قلب ماجرا چه بود؟ عدهای به اسم دلسوزی و نماینده انقلابی علیه دولت شروع به اعتراض کردند. حضرت آقا پیچ اینها را تنظیم کردند و فرمودند صحنه حساس میباشد و تضعیف دولت حرام است. با این فتوا گویا دولت را بغل کردند، آنهم دولتی که در آن خرده خرابیهای زیادی هست. رهبری صمیمانهترین، محکمترین، قاطعترین و کارآمدترین حمایت را از دولت کردند که منجر به مصاحبۀ شنبۀ بعد از فتنۀ دکتر پزشکیان شد. دولت از آن فضای انفعال خارج و فضای آن انقلابی شد و خرده خرابیهای دولت به حاشیه رفتند و بعضی از آنها که عقل و انصافی داشتند، آمدند و در تمجید قدرت رهبری صحبت کردند. اتفاقاً از کلهگندههایشان هم بودند که به میدان آمدند و تمجید کردند. این فضای داخلیای که دشمن برای از همپاشیدن نظام روی آن حساب کرده بود، با تدبیر رهبری جمع شد و از قسمت حساس ماجرا عبور کردیم.
الان زمانی است که قوه قضائیه روی حرفی که زده و گفته هر کسی که قبل از شروع، در حین ماجرا و پس از آن در تحریک و تهییج مردم نقشی داشته باید به حسابشان رسیدگی شده و حداقل جریمه سنگین مالی بشوند، بیاید به وعدهاش عمل کند، چون عدهای دارند فتنه را به شکل دیگری احیا میکنند. باید با اینها برخورد بشود.
در بحث کارکرد رهبری نکته مهمی را اضافه کنم. در طراحی دشمن یک دوره متوالی آشوب لحاظ شده بود و این حداقل یک دوره ده روزه آشوب سخت و خشن بود طراحی از جمعه شب که آشوب شروع شد تا روزی که جلسه شورای امنیت سازمان ملل برای اعلام پایان جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد، این دوره، دوره تشدید خشونت بوده است. اگر ماجرای جمعه شب ادامه پیدا میکرد و تا ۲۴ دی که جلسه شورای امنیت تشکیل شد طول میکشید، چه تعداد کشته میشدند؟
وقتی در شروع حادثه میگوئید چیزی در حدود سه هزار نفر در شب اول کشته شدند، به این ترتیب بنا بوده در شبهای بعد این میزان تشدید بشود؛ یعنی قرار نبوده که این بحران با شدت شروع شود و بعد شیب پیدا کند. قرار بود اوج بگیرد تا به جلسه شورای امنیت در ۲۴ دی برسد. اینها در شب اول حدود سه هزار کشته گرفتند، شب دوم و سوم و… قرار بوده چه تعداد کشته شوند؟ در اینجاست که نقش دقیق رهبری که مهمترین شاخصۀ آن تبیین مسئله و نشان دادن آن به مردم و آرامسازی فضا و مدیریت نیروهای دفاعی کشور بود، مانع از کشتار وسیع مردم و مدافعان نظام شد.
یعنی اگر بخواهیم نقش رهبری را در بعد مردمی آن ببینیم، باید بگوییم که یکی از افتخارات رهبری در این صحنه این است که فتنهای با آن عظمت، با کمترین تعداد تلفاتی که دشمن توانست بگیرد جمع شد. دشمن به قصد کشتهسازی وسیع آمد و نظام آن را مهار و کنترل کرد.
برای درک قدرت رهبری، این وضعیت را مقایسه کنید با جاهایی که رهبری از این نوع نداشتند. افغانستان چه شد؟ عراق در آن مقطع چه شد؟ لیبی چه شد؟ چه تعداد کشته شدند؟
* میلیونها کشته دادند.
بله. در لیبی و عراق بیش از یک میلیون و در افغانستان بیش از ۶۰۰ هزار نفر کشته شدند. در آنجا رهبر وجود نداشت. در این صحنه رهبر آمده و فتنههایی بزرگتر از لیبی و سوریه و عراق را مدیریت کرده، چون اینجا قلب بوده و قرار بوده اینجا را بزنند و نظام جهانی را تغییر بدهند. اما ماجرا به حداقل کاهش پیدا کرده است.
*در طول این شصت و چند سال از آغاز نهضت امام، از سال ۱۳۴۱ تاکنون تمام تلاشهای دشمن، هرچند در تمام مراحل و حوادث آمیخته با مشکلات و مصائبی بوده اما بدون استثناء از دستگیری و تبعید امام تا جنگ تحمیلی تا فتنۀ اخیر برونداد و نتیجۀ نهایی بهنفع نظام و انقلاب اسلامی رقم خورده است. دشمن در مقطعی قبل از پیروزی، هر تلاشی که میتوانست کرد تا مانع رسیدن پیام امام و سپس پیروزی انقلاب شود، از تبعید امام به عراق و محدودیتهایی که در طی مدت اقامت ایشان در آنجا ایجاد کرد تا راه ندادن امام توسط کویت و سپس عزیمت ایشان به پاریس. پس از انقلاب هم حوادث گوناگون جنگ تحمیلی، فشارها و تضییقات گوناگون، تحریمها، کودتاها، فتنههای مختلف تا فتنه اخیر در این راستا قابل ارزیابی است.
نکته دوم تفاوت نگاه امام است با این جانیانی که برای رسیدن به اهدافشان از ارتکاب هیچ جنایتی رویگردان نیستند. امام در روزهای اوج فشارهای رژیم پهلوی و در حالیکه در حاکمیت بعث در عراق ساکن بودند، حتی لحظهای حاضر نشد با رژیم بعث بر سر اختلافاتی که با شاه داشت همکلام و همراه شود، در حالی که وجه اشتراک آنها ضدیت با رژیم شاه بود.
همین طور است. در جاهایی انسان حیفش میآید که حتی وارد قیاس بشود.
*مثل قیاس علی(ع) است با معاویه. علاوه بر این، حضرت امام در دورۀ نهضت و مبارزه علیه شاه، هرگز اجازه ندادند به اموال بیتالمال، تا چه رسد به اموال مردم و جان مردم تعرض بشود. تبیین عدم خدشه به اموال و جان مردم در دوره انقلاب که مورد تأکید حضرت امام و سران انقلاب بود، بسیار مهم و ضروری است. امام حتی حمله به سربازان و افسران رژیم شاه را نیز تأئید نکردند.
با نگاه به صحنه، چند موضوع درخشش و بروز جالبی پیدا کرد. یکی خود حضرت آقا. در این صحنه که سختتر از صحنههای قبل بود، مدیریت صحنه توسط حضرت آقا که منجر به کاهش زمان فتنه و کاهش شدید تلفات فتنه شد، بهگونهای بود که بنا به اعتراف بسیاری از کسانی که درباره رهبری ایشان ممسک هستند و چندان وارد این بحثها نمیشوند، وادار به بالاترین اعترافات کرد. ما در این روزها بزرگترین اعترافات را از جانب کسانی شاهد بودیم که با رهبری زاویه داشتند.
به همین میزان هم در سطح بینالمللی شاهد اذعان به قدرت رهبری بودیم که با وجود این رهبری طرحهای آمریکا به جایی نمیرسند. مردم ایران هم نسبت به رهبری قوت قلب پیدا کردند. آنچیزی که در تظاهراتهای مختلف در کشور شاهد بودیم، محور شدن مطلق رهبری بود که به نظرم در این حد از گسترش چیز جدیدی بود. بنابراین رهبری جایگاه برجسته و جدیدی در ذهنها پیدا کرد.
*واقعیت درخشید
همین طور است. شخصیت ایشان به عنوان یک قدرت معنوی عظیم مؤثر بروز پیدا کرد.
ملت ایران بهرغم فشارهای مختلف، ماهیت مقاوم نشکن و عقل و تأثیر و مقاومت بزرگی دارند و مسائل را درست میفهمند و بهموقع پای کار میآیند، در این صحنه شناخته شد. ما نمیخواهیم مردممان را با مردم جاهای دیگر مقایسه کنیم. وقتی امام حاضر نسبت مردم ما را با مردم زمان رسولا لله(ص) مقایسه کند، چه جای این است که بگوئیم مردم ما و مردم لیبی، مردم ما و مردم کجا. این مردم ماهیت و جوهرشان را بروز دادهاند.
سوم قدرت دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی، انتظامی جمهوری اسلامی بود که البته در بحرانهای قبلی از جمله جنگ ۱۲ روزه تجلی هم داشت، اما در این صحنه حتی اگر بپذیریم که بخشی از نیروهای انتظامی دچار غافلگیری شدند، ولی عمل اینها در صحنه فتنه بسیار عالی بود و با نمره عالی از این فتنه خارج شدند؛ یعنی میتوانیم بگوئیم هم سرویس اطلاعاتی و هم سرویس انتظامی هم نیروهای نظامی ما نمره ۲۰ گرفتند و در این صحنه، مردمی بودن و مجاهد بودن و جانبازیشان و اتصالشان به مردم نشان داده شد؛ یعنی معلوم شد که در جاهایی میشود سطحی از غافلگیری را در ایران وارد کرد، ولی این سطح از غافلگیری، کارها را از دست سیستم خارج نمیکند، بنابراین به انتظار این ننشینند که بر ساختار و سیستم ایران غلبه خواهند کرد.
نکته چهارم این بود که برخی از بواطن در صحنه داخلی در قبال نظام و انقلاب با نهایت شفافیت بروز و ظهور پیدا کردند. باطن رئیسجمهور، باطن زلال شخص آقای پزشکیان، فهم و دقت و بیان جدید ایشان در حالی که در محاصره کسانی قرار گرفته بود که سادهترین حرفشان این بود که این اغتشاشات علیه نظام است و نه علیه دولت، بهترین مواضع را در این صحنه گرفت و مواضعش از بسیاری از افراد انقلابیتر و جلوتر بود. در کنار این برخی از بواطن ظهور دیگری داشتند. کسانی که انتظار میرفت حرف بزنند، در سکوت مطلق فرو رفتند و موضع نگرفتند. بعضی از چهرههای روحانی و سیاسی در این صحنه رفوزه شدند و بعضاً با سکوت یا مواضع دوپهلویشان به خودشان آسیب زدند و جدا شدنشان از صف انقلاب بیّن شد.
به نظر من انقلاب از این جهت هم سود برد و مرد و نامرد را در وسط معرکه شناخت و این که به چه کسانی میشود اعتماد و تکیه کرد و به چه کسانی نمیشود. چه کسانی شایسته توجه هستند، چه کسانی نیستند. بعضیها ناچار شدند با تأخیر زیاد موضع بگیرند که آنهم مواضع دوپهلو گرفتند کسانی که برای زمانهای طولانی، مقامات عالی کشور دراختیارشان بوده است، عدم صلاحیت خود را جار زدند در این فتنه، انقلاب در صحنه داخلی هم بیمه شد.
در پاسخ به این سئوال که آینده چه خواهد شد؟ ذکر این مقدمه لازم بود. نظام بعد از فتنه دی ماه ۱۴۰۴ منسجمتر، روشنتر، تعیین تکلیف شدهتر هست. دشمن میخواهد با این نظام برخورد کند. آیا نسخههای قبلی را میپیچد یا میتواند این کار را بکند یا در تئوریهایش هست که این کار را بکند؟ پاسخ من خیر هست. طبیعتاً دشمن نسخه باطلشده را بدون اصلاح اساسی، دوباره اجرا نمیکند و از مسیر حوادث ۱۸و ۱۹ دیماه به سراغ ما نمیآید. از طرف دیگر دشمن عنودی است و وقتی ضربه میخورد کنار نمیکشد و توطئه جدیدی را طراحی میکند. مهم این است که ببینیم توطئه جدیدش چیست؟ برداشت من این است که دشمن روی چهار ستونی که اشاره شد و قرار بود با تخریب آنها پایان جمهوری اسلامی را اعلام کند، تمرکز پیدا میکند، تا ببیند چه فکری برای آنها میشود کرد. مثلاً یکی از موانع مهم دشمن در این صحنه نیروهای اطلاعاتی، انتظامی و نظامی بودند و اسرائیلیها به زبان آمدند. آقای “عود عیلام”، رئیس سابق ضدجاسوسی موساد که در حال حاضر در یک مرکز مطالعات امنیتی به نام «مرکز اورشلیم برای امنیت و امور خارجه» فعالیت میکند و چهره شناخته شده و برجستهای است و لذا حرفش قابل اعتناست، میگوید «چیزی که در این صحنه سبب شد که آمریکا دست از حمله به ایران بردارد آمریکا حمله نکرد بلکه فتنه شکست خورد و نابود شد» که در واقع ترجمهاش این میشود که آنچه این فتنه را شکست داد نه ضعف تکنولوژی نظامی بود که اسرائیلیها گفتند ما به اندازه کافی تجهیزات از جمله پاتریوت و تاد نداریم، نه بحث دیپلماتیک بود که بگوئیم یک سری نگرانیهای دیپلماتیک باعث شد که عدهای وسط بیایند و مانع از اقداماتی بشوند، نکته اصلی این است که انسجام نیروهای اطلاعاتی انتظاماتی ایران سبب شکست فتنه شده است و تا زمانی که در اینها شکافی پدید نیاید و اینها از افکارشان مبتنی بر حفظ نظام فاصله نگیرند، هیچ توطئهای در ایران به نتیجه نمیرسد.
تا وقتی که اصل دفاع از نظام در اینها تضعیف نشود، حتی کار تکنولوژیک نظامی از نوع به کارگیری B52 و امثالهم و چه از نوع دیپلماتیک که بخواهیم یک اتحاد دیپلماتیک علیه ایران راه بیندازیم، نتیجهبخش نیست، تا زمانی که نیروهای انتظامی و نظامی و بسیجی، نظام را قبول دارند، هیچکاری از ما برنمیآید.
برداشت من این است که یکی از کارهایی که دشمن از فردای شکست دنبال کرده و دنبال خواهد کرد این است که چگونه در داخل سپاه و بسیج و نیروی انتظامی این وضعیت دفاعی دچار اختلال بشود، لذا باید خیلی مراقبت کرد. نیروهای اطلاعاتی و انتظامی و بسیج ما در این صحنه قدرت خود را نشان دادند و لذا به همان میزان هم در معرض آسیب قرار میگیرند و لذا باید از این جهت مراقب باشیم.
یکی هم بحث وحدت مردم است. اینها آمدند و گفتند که مردم به نظام بدبین شدهاند و روی عنصر بدبینی سوار شدند و گفتند که به دلیل بدبینی مردم به نظام، تظاهراتی به راه میافتد و ما فضا را امنیتی و کار را تمام میکنیم. در این صحنه فهمیدند که بهرغم تمام این حرفها اکثریت مردم به نظام خوشبین هستند، نظام را قبول دارند و اگر به خطر بیفتد جانشان را فدا میکنند و درست مثل وقتی که میخواهند از فرزندشان مراقبت کنند این کار را میکنند و مردم را باید با طراحی جدیدی از دور نظام خارج و کاری کرد که داخله مردم دچار فروپاشی بشود.
اینها قطعاً برای بحث اقتصاد طراحی میکنند، چون چیزی که دشمن فکر میکند که درنهایت مردم را از صحنه خارج میکند، بحث اقتصاد است. بنابراین باید درنظر بگیریم که دشمن بیش از گذشته از بعضی از حفرهها و خللها نفوذ خواهد کرد.
راهش این است که اگر تا بهحال تصور میکردیم اقتصاد مسئلهای است که فقط دولت باید آنرا حل کند و مردم باید تماشا کنند، حالا باید کلیت نظام در همه بخشها از شورای امنیت ملی تا دولت و تا دستگاههای نظامی و همه دستگاهها باید پای این مسئله بیایند که برای اقتصاد نسخه قوی داشته باشند و ملتزم به اجرای آن باشند و قطعاً ناظر به حل مسئله، پای کار بیایند.
این در عینحال که یک وظیفه و تکلیف است، در عین حال یک راهبرد امنیتی است، چون نقطهای است که دشمن درباره آن فکر و برنامهریزی میکند.
نکته دیگر بحث رهبری است. تجلی عظیم رهبری در این صحنه و باور به این که این شخص میتواند سختترین مسائل را مدیریت کند و کس دیگری در این حد نیست که بتواند این کار را انجام بدهد، فتنه علیه شخص رهبری بالا میگیرد و عوامل داخلی فعالتر میشوند. دستگاههاهی اطلاعاتی بیگانه فعالتر میشوند و رهبری بیش از گذشته در سیبل حملات قرار میگیرد. دشمن طبیعتاً برای بیاعتبار کردن رهبری توطئههای زیادی را سامان میدهد. ما باید از حالا این مسئله را پیشبینی کنیم و برای خنثی کردن آن برنامه داشته باشیم. اولاً باید این توطئهها را افشا کنیم تا معلوم شود این یک مسئله خصمانه است و در سرویسهای اطلاعاتی پخت و پز میشود و یک اختلاف نظر میان یک فرد یا یک گروه با حضرت آقا نیست.
به نظر من اگر ما به این سه چهار عنصر دقت کنیم، دشمن در طراحیهای آینده هم نمیتواند راه به جایی ببرد.
انشاءالله
