درآمد: آیتالله حاجشیخ محمدجواد فاضل لنکرانی از اساتید سطوح عالیۀ حوزه علمیۀ قم و یکی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند که امروز در بیتی به تدریس درس خارج فقه و اصول میپردازند که روزی پدر بزرگوارشان، آیتاللهالعظمی حاجشیخ محمد فاضل لنکرانی«قدسسره»، از مراجع تقلید عظام و از یاران و شاگردان انقلابی امام خمینی(ره) در جایگاه تدریس و افتاء مینشسته و به احیاگر دهۀ فاطمیه در میان مردم شناخته شدهاند.
آیتالله حاجشیخ محمدجواد فاضل لنکرانی در کنار تدریس، ریاست مرکز فقهی ائمهاطهار را بعهده دارند و نویسندۀ دهها اثر علمی هستند که برخی از آنان در موضوع حجاب است.
آنچه پیشرو است، مصاحبۀ مجلۀ «پاسدار اسلام» با این عالم فرهیخته و مدافع فرهنگ فاطمی دربارۀ حجاب و عفاف و بایدها و نبایدهای این اصل قرآنی در عرصۀ اجتماع است.
*بسماللهالرحمنالرحیم با تشکر از وقتی که برای این گفتگو به مجله “پاسدار اسلام” اختصاص دادید. همانطور که مستحضر هستید، در نگاه عامه مردم که نگاهی برخاسته از آموزههای مراجع عظام و بزرگان شیعه است، حجاب ارثی است که از حضرت زهرا «سلام الله علیها» به زنان و دختران مسلمان رسیده است. اجازه میخواهم در این بیت شریف، سئوالم را اینگونه آغاز کنم که چه ادله شرعیای مبنی بر وجوب حجاب وجود دارد و آیا در این زمینه اختلافی در بین فقها هست یا نه؟ و آیا حجاب یک امر فردی است یا اجتماعی؟
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیم، بنده هم خدمت جنابعالی و دوستان محترمتان که زحمت کشیدید و از مجله بسیار پرسابقه و وزین پاسدار اسلام تشریف آوردید، عرض سلام دارم. این مجله مخصوصاً در زمانی که به وجود آمد، حضور فرهنگی بسیار فعالی داشت و بسیار تاثیرگذار بود.
نسبت به سئوالی که فرمودید مطلب را اینطور آغاز میکنم که در میان احکام شرعی، دو نوع حکم وجود دارد. اول احکامی که نیاز به استنباط دارند و فقیه باید آنرا با اجتهاد بهدست آورد. طبعاً در اجتهاد ممکن است آرا مختلف شوند. دوم احکامی که بههیچوجه اجتهاد در آن راه ندارد و مجالی برای اجتهاد در آنها نیست.
اصل وجوب نماز این چنین است. نماز از احکامی است که اجتهاد در آن راه ندارد و در طول تاریخ از ضروریات دین بوده است و فرقی هم نمیکند که ضروریات را چگونه تعریف کنیم. فقها ضروری را نوعاً اینگونه تعریف میکنند امری که وضوح آن نزد مسلمین بهقدری روشن است که احتیاج به دلیل ندارد. ضروریات غالباً بین فریقین مشترکاند. در طول تاریخ مسلمین از صدر اسلام تاکنون اینگونه بوده است. وجوب نماز اینطور است و کسی نمیتواند در اصل وجوب نماز استنباط و اجتهاد کند؛ اما همه در جزئیاتش اجتهاد میکنند. ما در فقه باب صلاه را داریم که فروعاتش مختلف است و این فروعات مورد بحث واقع میشوند.
اصل وجوب حجاب نیز از ضروریات دین است، یعنی نباید کسی دنبال دلیل برای آن بگردد و بپرسد کدام آیه؟ کدام روایت؟ این از ضروریات دین است و در طول تاریخ همه فرقههای مسلمین بر اصل وجوب حجاب اتفاق نظر دارند. هیچ فرقهای از فرقههای مسلمین نیست که حجاب را قبول نداشته باشد.
لذا این نکته باید مورد توجه قرار بگیرد که اصل وجوب حجاب از ضروریات دین است و اگر کسی بخواهد در این مسئله اجتهاد کند، معنایش این است که ضوابط اجتهادی را بلد نیست و با استنباط و ضوابط اجتهادی آشنا نیست.
وقتی میگوئیم اصل وجوب حجاب یعنی سر، گردن و تمام بدن زن باید پوشیده باشد. در اصل این مطلب که موی سر، گردن، سینه، بقیه اندام و اعضای زن باید پوشیده باشد، هیچ تردیدی وجود ندارد. حال اگر کسی که به فنون اجتهاد وارد نیست بگوید پوشش موی زن بر او لازم نیست و فقط پوشاندن گردن لازم است، بویی از تفقه نبرده است. من استدلال افرادی را دیدهام که اصلاً از میدان اجتهاد خارج هستند. برای تهیه یک غذای خوب انسان باید مواد قابل خوردن را تهیه کند، وگر نه با سنگ و شن که نمیشود آشپزی کرد.
لذا اصل وجوب حجاب قابل اجتهاد نیست. اما در جزئیات آن، اینکه صورت باید پوشیده باشد یا نه؟ صورت زینت شده باشد یا نشده باشد؟ دستها و مچها چگونه باشند؟ بین علما اختلاف نظر وجود دارد. لذا اصل پوشش زن و وجوب حجاب از ضروریات دین است و در طول تاریخ هم هیچ فرقهای از فرقههای مسلمین در آن اختلاف ندارند.
بعد از این مطلب، توجه کسانی که این مطلب را ملاحظه میفرمایند، به این نکته جلب میکنم که مهمترین آیه قرآن درباره حجاب آیه ۵۹ سوره احزاب است. البته آیات دیگری هم در سوره نور هست که من در کتاب «آیات حجاب در قرآن کریم» همه آن آیات را مورد بحث قرار دادهام. در سوره احزاب، آیه ۵۹، خدای تبارک و تعالی به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» خدای تبارک و تعالی کلمه قل را معمولاً در مسائل خیلی مهم به کار میبرد. وقتی میخواهد توحید را مطرح کند کلمه قُل را میآورد «قُل هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ». یعنی جاهایی که مسئله خیلی اهمیت دارد و باید پیگیری بشود و ظاهراً یکبار و دو بار گفتن هم کافی نیست و استمرار در ابلاغ لازم است. در این آیه نیز میفرماید ای نبی ما بگو« قُلْ» و سه گروه را مطرح میکند: «لِأَزْوَاجِکَ» زنهای پیامبر(ص)، «وَبَنَاتِکَ» دختران حضرت، «و َنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ». یعنی زنهای مؤمن. در زنهای مؤمن هم قیدی وجود ندارد که آنرا مختص زنان مومن زمان رسول خدا(ص) و زنان مؤمن در حجاز یا… کند. از همین آیه شاید بتوان استفاده کرد که این حکم شامل زن کافر نمیشود. ممکن است بگوئیم که زن کافر مکلف نیست، هر چند بر اساس قاعده اشتراک در تکلیف: «الکفار مکلفون بالفروع کما أنّهم مکلفون بالاصول» که بیش از ۹۰ درصد فقها آنرا قبول دارند و خود من هم درباره این قاعده مفصل بحث کردهام و چاپ هم شده، کفار نیز مکلف به تکالیف مسلمانها هستند.
به هر حال از نساءالمؤمنین چه این مفهوم استنباط بشود یا نشود، قدرمسلم این است که این آیه صرفاً در خصوص زنهای مؤمن زمان پیامبر(ص) نیست و شامل همه زنانی میشود که به آنها مؤمن اطلاق میشود. البته نساءالمؤمنین بدین معنا نیست که خود زن مؤمن باشد، بلکه زن افراد مؤمن را نیز شامل میشود. باید به این نکته توجه بشود که اینجا کلمه مومنین صفت نیست، بلکه مضاف است یعنی زنانِ از مؤمنین، زنی که هم شوهرش مؤمن است هم خودش. زنی که از طایفه مؤمنین است.
*با این فرمایش حضرتعالی، دستور حجاب نه تنها اختصاص به عصر پیامبر اسلام«ص» ندارد، بلکه مشمول هر زنی میشود که در طایفۀ مؤمنین هستند. ولو اینکه آن زن مؤمن هم نباشد؟
در هر صورت این آیه اختصاص به زنان حجاز و زمان رسول خدا(ص) ندارد، بلکه شامل همه زنان طایفه مؤمنین تا روز قیامت است. یعنی این آیه دستوری است در درجه اول برای زنان پیامبر(ص)، دختران پیامبر(ص) و بعد هم بهصورت کلی برای همه زنان مؤمنه. عطف آن بر بنات و ازواج هم از قبیل عطف عام بر خاص است.
حال خدا چه تکلیفی بر عهده این سه گروه از زنان می گذارد؟ میفرماید: «یُدنِینَ عَلَیْهِنَّ». باید توجه داشت در زبان عرب اگر ماده اَدنی یُدنی با اِلی متعدی شود، به معنای نزدیک کردن است.اَدنیاِلیه، یعنی به او نزدیک شد؛ اما اگر با کلمه علی بیاید – مثل این آیه که با کلمه علی متعدی شده – به معنای آویختن است. اگر در جایی پردهای آویزان کنند که آنطرف پرده کاملاً دیده نشود، در اینجا میگویند اَدنیعلیه. خدای تبارک و تعالی میفرماید به این زنها بگو بر خود جلباب (چادر) بیاویزند.
مرحوم شهید مطهری با آن مراتب بالای علمی، متاسفانه به این نکته توجه نفرموده و در این آیه یدنین را به نزدیک کردن معنا کرده، در حالیکه معنای صحیح آن آویختن است.
خب خدا می فرماید زنان چه چیزی را بیاویزند؟ «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ» جلابیب جمع جلباب است. جلباب هم در لغت عرب و هم در کتابهای لغت فارسی مثل مقامات حریری، لسان العرب، معجم مقاییساللغه و در قاموس جوهری لباس و پوشش سرتاسری است که از سر تا نوک پا را میپوشاند. بین جلباب و خِمار که خدای تبارک و تعالی در آیه ۳۱ سوره نور اشاره میفرماید: «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ» فرق است. خُمُر جمع خِمار به معنی مقنعه است. مقنعه فقط سر و گردن و سینه را میپوشاند. ولی جلباب پوشش سرتاسری است که تمام بدن زن را میپوشاند. طبق آیه شریفه«یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ»، حتی قرص صورت و دستها هم باید پوشیده باشند، اما به ادله دیگر قرآنی و روایی، قرص صورت و دستها تا مچ استثنا شدهاند.
فاطمه زهرا(س) هنگامی که میخواستند برای دفاع از امیرالمومنین(ع) به مسجد بروند و خطبه فدکیه را بخوانند، در روایت نقل شده: «لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا». اول مقنعه خود را سر کردند و با چادر (جلباب) بدن خود را پوشاندند. حتی از بعضی از کتابهای لغت استفاده میشود که جلباب، پوشش روی پوشش است؛ یعنی ابتداء اعضاء بدن پوشیده میشود، بعد یک پوشش کامل روی آن قرار میگیرد. جلباب پوشش سراسری است. در بعضی از کتابهای لغت فارسی، جلباب را همان چادر معنا کردهاند.
پاسخ ما به بعضی افراد که میپرسند چه دلیلی برای چادر وجود دارد؟ همین جلباب است که در قرآن و روایات بدان اشاره شده و در کتابهای لغت فارسی مثل مقامات حریری نیز به چادر معنا گردیده است. اگر اشعار عرب، نهجالبلاغه و روایات را در کنار هم قرار دهیم، همگی میگوید جلباب پوشش سرتاسری است. خدا میفرماید به زنهای مومن بگو پوشش سرتاسری بر خود افکنند. همانطور که با آویختن پرده پشت پرده پنهان و مخفی از دید انسان می گردد زنان مومن نیز باید نه فقط موی سر و گردن، بلکه تمام اندام خود را از دید نامحرم نهان سازند. «ذَلِکَ أَدْنَی أَنْ یُعْرَفْنَ». این پوشش و حجاب کامل ملازم و نشانگر عفاف است.
روایت نیز در بیان یعرفن میگوید: «یُعرَفن بأنّهنّ من أهلِالعفّهِ والحَیاء». این خیلی نکته مهمی است. زنی که چادر و پوشش دارد، هم اهل عفت است و هم به دیگران و به جامعه میگوید من اهل عفت هستم و میخواهم عفتم حفظ شود و خود را از گناه حفظ کنم. در زمان ما اینطور است، در زمان قدیم هم همین طور بوده. زنی که چادر بر سر دارد، کمتر مورد نگاههای هوسآلود مردان هوسران قرار میگیرد. غالباً مردان آلوده، سراغ زنانی میروند که حجاب درستی ندارند.
قرآن کریم میفرماید: «قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ». یُدْنِین مضارع در مقام انشاء و یک امر است، یعنی این عمل بر زنان واجب است و بهعنوان یک تکلیف قطعی باید آنرا انجام دهند. حکمتش هم بیان شده، زن چادری و با حجاب، در جامعه، اهل عفت و طهارت و پاکی محسوب میشود.
البته ممکن است بندرت زنی پیدا شود که چادر بر سر انداخته باشد ولی پاک نباشد ولی چادر شعار پاکان است. چادر زن چادری، علامتی است برای طهارت و عفت. حالا ممکن است موردی یافت شود عفت واقعی نداشته باشد، در عفیف نشان دادن زنان جامعه همین علامت ظاهری بسیار موضوعیت دارد.
*آیا این آیه شامل همه زنان تا روز قیامت میشود یا اختصاص به همان صدر اسلام و زمان پیامبراکرم(ص) دارد؟
از آیه، تکلیف برای عموم استفاده میشود؛ تکلیفی که الی یوم القیامه بر عهده همه نساء المومنین است. من در بعضی از کتابهای اهل سنت دیدم که روی مبنای باطل مقاصد الشریعه که بههیچوجه درست نیست، میگویند حجاب در آن زمان با کرامت زن منافات نداشت، اما در زمان ما با کرامت زن منافات دارد. پس دیگر لزومی ندارد. این حرفها یعنی چه؟ قرآن میفرماید: «قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ» امر به بنات کرده است. بنت البنت هم بنات است. یعنی تمام ذریه مونث رسول خدا(ص) تا قیامت بنات حضرت هستند. بنات فقط حضرت زهرا(س) و آن چند دختر پیامبر(ص) در آن زمان نیستند. همینطور واسطه نسل سوم و چهارم تا زمان ما همه بنات رسول خدا(ص) هستند. در مورد نساءالمؤمنین هم همینطور.
این نکات بهخوبی روشن میسازد که حجاب یک تکلیف مسلم است. این که در جامعه مطرح میکنند حجاب یک حق است، حرف درستی نیست. حجاب مثل نماز و روزه و حج است. همانطور که آنها تکلیف مسلم هستند، حجاب هم تکلیف مسلم است و بههیچوجه شائبهای از حق در آن وجود ندارد. یک سری از موضوعات هم حق هستند هم تکلیف. ممکن است موضوعی از یک جهت حق باشد، از یک جهت تکلیف. مثل بحث شرکت در انتخابات که هم حق است و هم تکلیف؛ اما حجاب تکلیف محض است. زن نمیتواند بگوید حجاب حق شخصی من است. خواستم رعایت میکنم، نخواستم رعایت نمیکنم. حجاب از تکالیف زن است. البته نمیخواهیم بگوئیم مرد تکلیف ندارد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِن أَبْصَارِهِم» حرمت نگاه به زن نامحرم تکلیفی است که خدا در سوره نور متوجه مردها نموده است.
بنابراین حجاب اولاً یک حکم ضروری است و به همین دلیل قابل اجتهاد نیست. ثانیاً طبق آیه ۵۹ سوره احزاب، یک تکلیف است که با کلمه قُل آمده: «یَـا أَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ قُل لِّأَزوَجِکَ» و هیچ شائبهای از حق در آن وجود ندارد.
در ذیل این آیه آمده است: «ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ». اگر زنی اهل عفت باشد و حجابش را رعایت کند، مورد اذیت و تعدی مردهای هوسباز قرار نمیگیرد. بعضی از روشنفکران میگویند در این زمان چنانچه زن حجاب نداشته باشد، کسی او را اذیت نمیکند، چون قانون وجود دارد، همچون کشورهای غربی. البته این حرف غلط را هم میگویند که بر مبنای ذیل این آیه در جایی که مسئله اذیت در بین نباشد حکم حجاب منتفی است. در حالیکه اینطور نیست. «لَا یُؤْذَیْنَ» یکی از آثار قهری پوشش زنان است. یعنی اگر زنی پاکدامن بود، هوسبازان نسبت به او طمع نمیورزند و اذیتش نمیکنند، نه اینکه «َلَا یُؤْذَیْنَ» ملاک حکم باشد. ایذا یا عدم ایذا در دایره ملاک حجاب نیست. ملاک حجاب همان «أَدْنَی أَنْ یُعْرَفْن من أهلِ العفّهِ والحَیاء» است. اینکه زنان به عفت و پاکدامنی شناخته شوند و با چادر شعار پاکدامنی دهند. در آیات دیگر مربوط به رعایت حریم عفاف و حجاب، خدای تبارک و تعالی میفرماید: «ذَلِکُم أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَقُلُوبِهِنَّ». رعایت حریم زنان هنگام مواجهه با نامحرمان موجب طهارت قلب شما مردان و زنان جامعه است.
*با برداشتی که حضرتعالی از این آیۀ شریفه دارید، آیا حجاب امری جمعی و تکلیفی است که بنیانهای طهارت اجتماعی نیز مبتنی بر آن است؟
از آیات قرآن استفاده میشود حجاب هم تکلیف شخصی و فردی است، هم تکلیف اجتماعی و رعایت آن موجب طهارت قلوب جامعه اعم از زنان و مردان است.حجاب زن یکی از عوامل طهارت قلب اوست. چرا؟ چون وقتی زن حجاب دارد، خود را از گناه و معصیت دور میکند و در معرض نگاه نامحرمان نیز قرار نمیدهد. خود همین بالاترین عمل نیکی است که زن انجام میدهد. در باب حجاب فکر نکنیم که زن فقط به یک تکلیف عمل میکند. صدها تکلیف با حجاب امتثال میشوند. این که زن نمیگذارد بستر برای گناه فراهم بشود و خود و دیگران را از معرض گناه دور میکند. همه اینها در حجاب وجود دارند. لذا حجاب موجب طهارت قلوب زنان و مردان میشود و یک تکلیف اجتماعی است. شارع برای اینکه جامعه در طهارت و پاکی باشد، حجاب را وضع کرده است. وقتی در کلان به همه جوامع بشری نگاه شود، حجاب طهارت و صیانت اجتماعی میآورد؛ لذا حجاب هم تکلیف فردی است، هم اجتماعی.
*اشارهای داشتید به اینکه حجاب هم شعار پاکدامنی و هم طهارت قلوب برای جمیع مؤمنین و مؤمنات است و هم امنیتزا برای جامعه. چه فلسفهای در ورای این تکلیف نهفته است؟
تمام احکام اسلام بر اساس ملاکات بیان شدهاند. یعنی تمام واجبات، مستحبات، محرمات، مکروهات ملاک دارند. از احکام خمسه فقط مباحات است که بعضی معتقدند جزو احکام نیست. برخی از محققین میگویند ما دو نوع اباحه داریم: اقتضایی و لا اقتضایی. ولی عرض من ایناست که رسول خدا(ص) در خطبه غدیر فرمودند: «ما مِن شَیءٍ یُقَرِّبُکُم مِنَ الجَنَّهِ و یُباعِدُکُم مِنَ النّارِ». هیچ چیزی نیست که شمارا به بهشت نزدیک و از جهنم دور سازد مگر آنکه آنرا برای شما بیان کردم. اولاً باید برای مردم بهعنوان مقدمه بگوئیم که در اسلام هر حکمی که آمده دارای ملاک است. برای نماز، روزه، حج و…. صدها ملاک وجود دارد. برای حرام ها هم مثل خوردن شراب و زنا و…. صدها مفسده وجود دارد. حجاب هم قطعاً ملاک دارد. خدای تبارک و تعالی نمیخواهد زن را با حجاب محدود و تحقیر کند و او را در دشواری قرار بدهد. حجاب برای حفظ زن است. زن اگر بخواهد به کمال برسد، بدون حجاب به کمال نمیرسد. ممکن است کسی بگوید این همه زنان را در غرب مشاهده می کنیم که در رشتههای علمی به مراتب بالا رسیدهاند. جواب این است که علم بهتنهایی کمال نیست. حتی علوم حوزوی. امام خمینی(ره) میفرمودند: «گاهی علم فقه و علم توحید هم آدم را به جهنم میبرد.» این هم یکی از برجستگیهای دین و معارف ماست که علم گرچه ارزش دارد، ولی حجاب میشود.
زن اگر بخواهد به تکامل برسد، نیاز به حجاب دارد. زن بدون حجاب نمیتواند به خدا تقرب پیدا کند. زنی که میگوید من نماز میخوانم، اما حجاب ندارم خیال میکند تقرب به خدا پیدا میکند. بههیچوجه این طور نیست. در حجاب ملاکاتی وجود دارد. اگر زن حجابش را رعایت کند، برایش طهارت به وجود میآید و قابلیت تقربش به خدا چهبسا از مرد هم بیشتر میشود.
ما متاسفانه اینها را برای مردم نگفتهایم تا بدانند هرچه را که خدا بر ما واجب یا حرام کرده، علت خاصی دارد. وقتی ما اسلام را به افرادی که اهل منطق و استدلال هستند عرضه کنیم، بلافاصله میپذیرند. حتی زنهایی که در کشورهای غربی هنرپیشه بودند، به دلیل جاذبهای که اصل دین دارد، حجاب را پذیرفتهاند.
*حضرت استاد، امروز میبینیم که حجاب تبدیل به نماد اسلامخواهی و نماد نظام مقدس اسلامی شده. آیا حضرتعالی احساس نمیکنید با اتفاقاتی که در این چند سال گذشته افتاده، کار از حق و تکلیف گذشته و تبدیل به یک حربه سیاسی برای مقابله با جریانی شده که واقعاً غرب را به چالش کشیده و حجاب را در کشورهای دیگر گسترش داده؟ اگر در این زمینه مطلبی دارید بفرمایید.
بعد از انقلاب تا چند دهه بحمدالله در این زمینه مشکلی نداشتیم، ولی دشمن در دو دهۀ اخیر تلاش میکند تا این سنگر را فتح کند و پولهای زیادی هم خرج کرده تا حجاب را از بانوان ما بگیرد. فیلمهای فراوانی ساختند؛ خبرگزاریهای متعددی را تأسیس کردند، افرادی را بهعنوان مزدور تربیت کردند که بعضی از آنها ایرانی هستند. اینها شبانهروز علیه حجاب در تلاش هستند.
البته مجموعه فرهنگی نظام ما هم علیرغم تذکرات مکرر رهبر معظم انقلاب نسبت به نفوذ فرهنگی دشمن، از جهت فرهنگی بسیار کم کار کرد و بسیار دیر متوجه توطئه دشمن شد. وقتی هم متوجه شد موضوع را جدی نگرفت. رسانههای ما بسیار ضعیف عمل کردند. حوزههای علمیه بسیار ضعیف عمل کردند. دانشگاهها و تمام مجموعههای فرهنگی و مسئولین امر واقعاً درست عمل نکردند. ما آموزش و پرورش را کاملاً رها کردهایم. چقدر در آموزش و پرورش به دخترانمان مسئله حجاب، ادله حجاب و فواید و آثار آن را آموختهایم؟ امروز به ذهن دختران القاء کردهاند که حجاب را حکومت اسلامی و روحانیت آوردهاند. این حرف غلط است. این حرفی است که دشمنان به مردم ما القاء میکنند.
حجاب در ایرانِ قبل از اسلام هم بوده است. تاریخ این را بهخوبی نشان میدهد. حجاب یکی از افتخارات ایرانیها بوده است. نقشههای تاریخی ایران باستان را ببینید تمام زنان برجسته را با حجاب کامل به تصویر کشیدهاند برخلاف کنیزان و بردگان. ما باید بگوئیم اسلام روی حجاب تأکید دارد، ادله قرآنی و روایی اش این است؛ حضرت زهرا(س) اینطور بوده، دیگران اینطور بودهاند. اینها را درست بیان نکردهایم. الان هم باز باید از جهت فرهنگی کار کنیم. در بحث حجاب غیر از کار فرهنگی کار دیگری معنا ندارد. البته ثابت شده که برخی سازمان یافته ماموریت دارند و پول می گیرند که روسریشان را در انظار بردارند و اسمی هم بر آن گذاشتهاند. بدیهی است که مسئولین قضایی باید با این افراد برخورد جدی کنند؛ ولی با خود مردم و دختران جامعه نباید برخورد غیر فرهنگی کرد. یعنی همان طور که برای درمان و نجات افراد مبتلا به مواد مخدر، کمپهایی را فراهم میکنند، در دانشگاهها و دبیرستانها اردوهای تفریحی علمی فرهنگی بگذارند و عمدتاً روی مسئله حجاب کار کنند.
*بر اساس فرمایشات حضرتعالی نظام باید با متخلفین برخورد قضایی کند.
با کسانی که سازمان یافته ماموریت ترویج بی حجابی وبدن نمایی دارند.
*حضرتعالی اشاره فرمودید کار فرهنگی درستی نکردهایم یا به فراموشی سپرده شده است. حضرت آقا میفرمایند کار ویترینی نکنید. اگر کاری هم شده، ویترینی بوده است.
شنیدن این خاطرهخوب است. شش هفت سال پیش که از مراسم عمامهگذاری در حوزه علمیه قزوین برمیگشتیم، در یکی از مجتمعهای پذیرایی بین راه، هنگام اذان با دوستان دفتر رفتیم نماز مغرب و عشاء خود را بخوانیم. در ۱۰ ، ۲۰ مغازه آنجا فروشندهها دخترهای بدحجاب بودند. آنموقع کسی بیحجاب نبود و دخترهای آرایش کرده و بدحجاب بودند. من وارد یکی از مغازهها شدم که چیزی بخرم. دوستان هم همراه ما بودند. من به فروشنده گفتم: «اجازه میدهید قبل از اینکه چیزی بخرم یک سئوال از شما کنم؟» گفت: «بفرمائید.» گفتم: «اگر خدا از شما چیزی بخواهد انجام میدهید؟» گفت: «مگر میشود خدا چیزی از من بخواهد و انجام ندهم؟» گفتم: «خدا فرموده حجاب داشته باش. چرا حجاب ندارید؟» گفت: «نه. خدا نفرموده. این حرف را شما آخوندها از خودتان درآوردهاید.» گفتم: «دخترم! این قرآن و این آیه ۵۹ سوره احزاب. برو امشب ترجمهاش را بخوان. پیداست آدم تحصیلکردهای هستی.»
ما درست این مطالب را نگفتهایم. خیلی روشن بیان نکردهایم. الان بانکهای ما گرفتار بعضی از مسائل هستند. همه بانکها را به ربا متهم میکنند که این اشتباه است. در بعضی موارد مثل جریمه دیرکرد ممکن است ربا باشد. آن قدری که علما، بزرگان، متدینین ما درباره ربا حرف زدهاند، در باره حجاب حرف نزدهاند، در حالی که بیحجابی هم مثل ربا جنگ با خداست. هر گناهی جنگ با خداست. فقط ربا خوردن جنگ با خدا نیست. به این دختر خانم بگوئیم که شما داری در مقابل خدا میایستی. اولین بار چه کسی در مقابل خدا ایستاد؟ شیطان. تو داری در کنار شیطان در مقابل خدا میایستی. اینها را درست بیان نکردهایم.
باید اینها را کاملاً بیان بکنیم. من معتقدم باید اردوها و حرکتهای جمعی فراوان گذاشته شوند. در نماز جمعهها باید در باره حجاب بحث کنند. باید در هر استانی میزگردهایی بگذارند و زنان ولو بدون چادر و با روسری بیایند و از یک روحانی سئوالاتشان را بپرسند و جواب بگیرند. خیلی در این جهت کمکاری شده. امیدوارم که این کمکاریها جبران بشوند.
*بهدرستی اشاره فرمودید که روحانیت هم کاری نکرده
بله. حوزههای علمیه هم خوب کار نکردهاند.
*متاسفانه بعضی از معممین در میزگردها و میتینگهایشان مطرح میکنند که حجاب هم مثل نماز و روزه واجب است، اما همانطور که حاکمیت به نماز و روزه کاری ندارد، به حجاب هم نباید کاری داشته باشد. در خصوص نقش حاکمیت به قوه قضاییه اشاره فرمودید؛ اما قوه مقننه و قوه مجریه هم وظایفی دارند. در این باره هم توضیح بفرمائید.
اشاره بسیار خوبی فرمودید. آقایانی که در این میزگردها چنین مطالبی مطرح میکنند، اگر فقط جواب همین مطلب را بدهند، من هم حرف آنها را قبول میکنم. خدای تبارک و تعالی برای تحقق دین و دستوراتش در قرآن کریم سه وظیفه برای پیامبر اکرم(ص) تعیین فرموده است. وظیفه اول ابلاغ است. اینکه باید آن دستور را به مردم ابلاغ کند «بلّغ ما انزلالیک، الذینیبلّغونرسالاتالله». وظیفه دوم تبیین است. اینکه جزئیات، خصوصیات و قیود دستوراتش را برای همه تبیین کنند. «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِم» و وظیفه سوم اقامه و اجراء دین است.
در آیه ۱۳ سوره مبارکه شورا میفرماید: «لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ». وظیفه نهایی انبیاء اقامه دین است. در بحثهای فقه سیاسی از همین آیه لزوم حکومت دینی را استنباط میکنند. سوای این مطلب، أَقِیمُوا الدِّینَ یعنی پیامبر(ص) مثل یک طبیب نیست که فقط نسخه بنویسد و به دست بیمار دهد و برود، کاری نداشته باشد به اینکه آن شخص عمل به آن نسخه می کند یا نه. پیامبران باید مراقبت کنند که به آن دستور عمل میشود یا نمیشود. اقامه دین یعنی باید احکام خدا در جامعه پیاده شود. این یکی از وظایف انبیاء از آدم تا خاتم است.
در آیه ۴۱ سوره مبارکه حج آمده است: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِیالأَرضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَاَمَرُوا بِالْمَعرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ…». این مربوط به اصحاب امام زمان «عج» است. آنها وقتی به حکومت دست پیدا کنند: « أَقَامُوا الصَّلَاهَ»؛ در جامعه نماز را برپا میدارند؛ زکات میپردازند؛ امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
آقایان میگویند پیغمبر(ص) و امیرالمومنین(ع) کجا اگر بیحجابی را میدیدند با او برخورد میکردند؟ شما به سراغ تاریخی میروید که معلوم نیست چقدر از آن برای ما بیان شده است. مگر همه جزئیات دوران پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) به ما رسیده است؟ هیچ فقیه، مفسر یا کسی که کوچکترین آشناییای با لغت عرب داشته باشد، نمیگوید اقامه دین یعنی بیان دین. اقامه دین مرتبه بعد از بیان دین است. منتها نکته مهم این است که اگر حکومت اسلامی هم نبود، پدر و مادر نسبت به اقامه دین توسط اولادشان وظیفه دارند. مؤمنین یک جامعه نسبت به اقامه دین توسط جوانها وظیفه دارند. خطاب آیه صرفاً به حکومت اسلامی نیست. اقامه دین یعنی ببینیم خمس و زکات داده میشود یا نه؟ اگر پیامبر«ص» در مسئله اقامه دین وظیفهای نداشتند، چرا گروهی را برای جمع آوری زکات میفرستادند؟ جهاد هم از موارد اقامه دین است. در قرآن آیات بسیاری در مورد مذمت کسانی است که بهانه میآوردند هوا گرم یا سرد است تا به جهاد نروند. در مورد اقامه نماز روایات متعددی داریم، از جمله اینکه اگر کسی تارکالصلاه بود، شهادتش را قبول نکنید.
من واقعاً تعجب میکنم. اگر کسی در حوزه حتی لمعه را که اولین کتاب درسی فقه است، درست خوانده باشد، اینطور حرف نمیزند. اینها به آیه: «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ» استناد میکنند. این آیه در برابر چیست؟ آیا معنایش اینست که پیامبران فقط مأمور ابلاغ هستند و پس از آن دیگر وظیفهای ندارند؟ یا معنایش اینست که دیگر اراده اشخاص در اختیار من نیست. باید خداوند تبارک و تعالی به او توفیق بدهد که انجام بدهد یا ندهد. پیامبر باید مراقبت کند که دستور خدا در جامعه عملی شود. هدف از ساختن مسجد چه بوده؟ چرا نگفتند هر کسی در خانه خودش نماز جماعت تشکیل بدهد؟ چرا مسجد ساخته شد؟
من یک سئوال فقهی را مطرح میکنم. این آقایانی که این ادعاها را دارند پاسخ بدهند. آیا در روستا یا در شهری که مسجد وجود ندارد ساخت مسجد واجب است یا نه؟ مسلماً واجب است. ساخت مسجد از شعائر بزرگ اسلام است، ولو رفتن به مسجد مستحب است. اگر در جایی مسجد وجود ندارد، مردم باید پول روی هم بگذارند و مسجد درست کنند تا نماز به پا داشته شود.
همه موارد دین را ببینید، بعد راجع به دین حرف بزنید. میگویند: «یک جا نداریم که پیغمبر برخورد کرده باشند.» شما اول قرآن را برای من معنا کنید، بعد سراغ تاریخ بروید. قرآن میگوید: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّین»، باید دین اقامه بشود.
*برخی بر این باورند که باید سکوت کرد این موضوع بهتدریج حل میشود! در صورتیکه قطعاً قضیه بدحجابی بهتدریج به بیحجابی و برهنگی کشیده میشود، ما درتاریخ تجربه تلخ مشروطیت را از یاد نمیبریم به هنگام بست نشستن شیخ فضلالله نوری «رضوانالله تعالی علیه» در حرم حضرت عبدالعظیم، وقتی آیتالله بهبهانی پیش ایشان رفتند، وی اول بحث سیاسی را مطرح نکرد، بلکه روزنامه کوکب دری را نشان داد و گفت: «امروز به مقدسات و به دین توهین شده، فردا به مقدسات بزرگتری توهین خواهد شد.» آیتالله بهبهانی که خواستند بروند، شیخ فضلالله شال ایشان را گرفتند و گفتند: «والله! اینها اول من و بعد شما را میکشند.» یعنی کار به اینجا ختم نمیشود . ابتدا از شکستن حریم انبیاء و اولیای الهی و مقدسات دین شروع میشود. و بعد هم دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد. حضرت امام هم درباره تکرار مشروطیت هشدار دادند. الان بعضیها نگاهشان این است که باید کوتاه و کنار آمد وضعیت اجتماعی اینگونه است. ولی آدم احساس میکند که بحث مشروطیت دارد از بعد فرهنگیاش شروع میشود. وظیفه مؤمنین در این مقطع چیست؟
سئوال بسیار مهمی فرمودید. واقعاً یکی از دغدغههای مهم بزرگان و مراجع و حوزویان و همه کسانی که برای اسلام و انقلاب دل میسوزانند همین است. مطلب قبل را تکمیل کنم. گفتم اقامه دین بر هر مؤمنی و به طریق اولی بر حکومت اسلامی واجب است. بنابراین نگویند به چه دلیل برحکومت اسلامی دخالت در امر حجاب واجب است؟ به همان دلیلی که در جلوگیری از شراب و دزدی و ربا واجب است.
البته من نمیخواهم بگویم کیفیتی که عمل شد درست بوده است. تازگی کلیپی از مرحوم والد ما منتشر شده که مربوط به سال ۷۸ است و من تا به حال ندیده بودم. ایشان میفرماید: «حجاب را فقط و فقط باید با جهاد فرهنگی شروع کرد. با چوب و شلاق نمیشود.»
به نظر من در روش حمایت از مسئله حجاب اشتباه عمل شد. من صریحاً میگویم که باید به نحو دیگری عمل میشد. الان هم بیتوجهی به این مسئله با دیانت انسان سازگاری ندارد. این امر روشنی است. یعنی نمیشود گفت ما حکم خدا را گفتیم، به باقی مسئله کاری نداریم. موضوع از چند جهت اهمیت دارد. اولاً در درجه اول ما باید نسبت به احترام به احکام خدا حساسیت داشته باشیم. ما یعنی کسانی که انقلاب کردیم، اعم از روحانیت و مردم، اگر نسبت به احکام خدا سر سوزنی بیتوجه باشیم، به دیانت مان خدشه وارد میشود. همه باید حساس و دغدغهمند باشیم؛ فریاد بزنیم و اعتراضات خود را به گوش مسئولین برسانیم و بگوئیم بیتوجهی شما به حجاب برای ما قابل قبول نیست. البته نمیخواهیم بگوئیم اینها تدین ندارند و ما متدیّنیم. این حرف غلط است. خیلی از اینها آدمهای متدینی هستند، اما فکر میکنند باید راه دیگری را رفت. اولاً از جهت حفظ حرمت احکام الهی، حجاب امر واجبی است. ثانیاً دشمن دارد نفوذ پیدا میکند.
حجاب یک سنگر است. اگر بتوانند این سنگر را فتح کنند، بهسراغ سنگرهای دیگر میروند. برای سنگرها و مظاهر دیگر دینیِ ما برنامه دارند؛ لذا باید با جدیت و بدون ایجاد اختلاف در جامعه، اینکار صورت بگیرد. باید مراقبت کرد بین مسئولین و مردم دوقطبی درست نشود. نگویند مسئولین طرفدار حجاب نیستند و مردم طرفدار حجابند. این حرف کاملاً غلط است. مسئولین هم از همین مردم هستند. باید با اتحاد و هماهنگی، آموزش و پرورش، دانشگاه، ادارات، بازار، کسبه و… اصلاح بشوند. برای همه اینها امکاناتش را هم داریم. ظرفیتهای بزرگی در هر استان و شهری وجود دارند که میشود از آنها استفاده صحیح کرد. اگر با برنامه به میدان بیاییم خدا انشالله کمک میکند و به نتیجه میرسیم.
ما بعد از فوت مرحوم والد کتابی به نام «پرسمان حجاب» در ۲۰۰ هزار نسخه منتشر و بین دبیرستانها و دانشگاهها توزیع کردیم. پژوهشهایی هم در مرکز فقهی راجع به حجاب انجام شده. من درباره آیات حجاب در قرآن مفصل بحث کردم و چاپ شد. جزوه «حجاب و نظام اسلامی» هم بهکرات چاپ شد و خیلی هم موثر بوده است. مرکز فقهی و بیت آقا در مسئله حجاب خیلی کار کردهاند.
*با تشکر مجدد از اینکه این فرصت را در اختیار ما گذاشتید، از خداوند متعال صحت و سلامتی حضرتعالی را خواستاریم.
