از عزت‌مداری تا تمدن‌سازی؛ چارچوب سیاست خارجی نظام اسلامی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب – حجت الاسلام دکتر محمد ملک‌زاده

اشاره:
در جهان معاصر، سیاست خارجی صرفاً عرصه‌ای برای تنظیم روابط میان دولت‌ها یا پیگیری منافع کوتاه‌مدت ملی نیست، بلکه به‌طور فزاینده‌ای به میدان بازنمایی هویت‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی ملت‌ها تبدیل شده است. از این منظر، هر نظام سیاسی برای حضور مؤثر در محیط بین‌الملل نیازمند الگویی است که بتواند میان منافع ملی، هویت تاریخی، ظرفیت‌های فرهنگی و چشم‌انداز آینده‌ساز خود پیوند برقرار کند. رویکرد تمدنی به سیاست خارجی، ناظر به همین سطح کلان از تحلیل است؛ سطحی که در آن، سیاست خارجی نه مجموعه‌ای از واکنش‌های مقطعی، بلکه بخشی از پروژه‌ای تاریخی برای صیانت از هویت، تولید قدرت نرم، سامان‌دهی مناسبات منطقه‌ای و ایفای نقش در نظم جهانی تلقی می‌شود. در این چارچوب، سیاست خارجی را می‌توان تلاشی برای صورت‌بندی الگویی دانست که از یک‌سو بر حفظ کرامت، استقلال و هویت جمعی تأکید دارد و از سوی دیگر، عقلانیت، تدبیر، مصلحت‌سنجی و شناخت واقعیت‌های محیط بین‌الملل را شرط کنش مؤثر می‌داند. برجسته شدن عنصر «تمدن» در این نظریه از دیدگاه رهبر شهید انقلاب موجب می‌شود سیاست خارجی از سطح مناسبات رسمی دیپلماتیک فراتر رود و با مفاهیمی چون هویت اسلامی ـ ایرانی، عمق تاریخی، رسالت فرهنگی، مقاومت در برابر سلطه، تعامل عزتمندانه و نقش‌آفرینی در آینده نظم جهانی پیوند یابد.
بر این اساس، مسئله اصلی مقاله حاضر آن است که رویکرد تمدنی در اندیشه شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای چه جایگاهی در فهم سیاست خارجی دارد و چگونه مفاهیم «عزت» و «حکمت» را در منظومه‌ای کلان‌تر معنا می‌بخشد. به بیان دیگر، این پژوهش در پی آن است که نشان دهد سیاست خارجی از منظر قائد شهید انقلاب، صرفاً ابزاری برای تأمین منافع مادی یا مدیریت روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه امتداد یک نگاه تمدنی به جایگاه ایران، جهان اسلام و نسبت آن‌ها با تحولات نظام بین‌الملل است. از این رو، تحلیل این نظریه مستلزم توجه هم‌زمان به سطوح هویتی، راهبردی، فرهنگی و تاریخی سیاست خارجی است.
یکم. مبانی نظری
مروری بر مبانی و ارکان نظریه سیاست خارجی رهبر شهید انقلاب، نسبت این نظریه با مکاتب و نظریات روابط بین‌الملل را آشکارتر می‌سازد. این نظریه به لحاظ هستی‌شناختی، برخلاف نظریات موجود، معناگراست. در نگاه آیت‌الله شهید خامنه‌ای، سیاست خارجی نظام اسلامی از منظر هستی‌شناختی بر اساس اصول کرامت انسانها و امت اسلامی و نیز تعارض همیشگی حق و باطل تعریف می‌شود. ایشان طبق آیه «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»(۱)
اعتقاد به کرامت انسان و امت اسلامی را از اجزاء ساخت حقیقی و درونی نظام جمهوری اسلامی می‌دانست.(۲)
ایشان همچنین جدال انسان‌های خداجوی و حق‌طلب در برابر نیروهای ظالم و مستکبر در نظام بین‌الملل را یکی از جلوه‌های آشکار مبارزه نیروهای خیر و شر در سطح جهانی می‌دانست؛ جدالی که در نهایت به سود حق پایان خواهد یافت.(۳)
نظریه سیاست خارجی رهبر شهید به لحاظ معرفت‌شناختی نیز مبتنی بر ترکیب عقل، تجربه و هدایت الهی است. در این نظریه عقلانیت هدایت‌شده ملاک است. عقل ابزاریِ صرف که نظریه‌های رئالیستی بر آن تاکید می‌کند جوابگو نیست. عقل باید تحت هدایت وحی، و ناظر به تجربه تاریخی و سنن الهی عمل کند. عقل ابزاری اجازه می‌دهد که انسان دروغ بگوید، خودش را خیرخواه نشان دهد و دیگران را به نیکی بخواند ولی خودش به آن عمل نکند. سیاست ماکیاولی که امروز قدرتهای غربی و اروپایی به آن عمل می‌کنند بر همین مبنا شکل گرفته است. به بهانه مبارزه با تروریسم و دفاع از حقوق بشر، بیشترین اقدامات تروریستی و ضد حقوق بشری را مرتکب می‌شوند.
ساختار این نظریه همچنین بر سه‌گانه عزت، حکمت و مصلحت به‌مثابه ستون‌های نظریه به شمار می‌روند:
عزت، اصل بنیادین و خط قرمز نظریه به معنای نفی سلطه‌پذیری، نفی تحقیر ملی و تمدنی و حفظ استقلال تصمیم‌گیری است. «وَلَن یَجْعَلَ‌اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»(۴) اصرار رهبر شهید برای مقاومت در برابر نظام سلطه و حمایت از محور مقاومت در چارچوب حفظ عزت تعریف می‌شود.
حکمت به عنوان روش و عقلانیت راهبردی به معنای زمان‌شناسی، اولویت‌بندی تهدیدها و فرصت‌ها و استفاده از ابزارهای متنوع برای مقاومت در برابر نظام سلطه است. پذیرش مذاکره مشروط و هدفمند در راستای اصل حکمت قرار می‌گیرد.
مصلحت نیز به معنای کارکردگرایی در چارچوب ارزش‌هاست. مصلحت در این نظریه:
اولاً مطلق نیست؛ ثانیاً تابع عزت و حکمت است، نه حاکم بر آن؛ و ثالثاً؛ ناظر به مصلحت امت و نظام اسلامی در افق بلندمدت تمدنی است. بر این اساس مصلحت به معنای معامله بر سر اصول نیست بلکه به معنای انتخاب بهترین مسیر برای تحقق اصول است. از این‌رو انعطاف تاکتیکی بدون عدول از اصول مثل پذیرش محدودیت در غنی‌سازی برای مدت محدود، مطابق مصلحت است.
بدین ترتیب سیاست خارجی آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای نظریه‌ای است مبتنی بر هستی‌شناسی معناگرا، عقلانیت هدایت‌شده و هویت تمدنی اسلام، که در آن عزت، اصل غیرقابل معامله، حکمت روش کنش‌گری، و مصلحت معیار انتخاب راهبردها در افق بلندمدت امت اسلامی است.
مبانی فوق امتیاز این نظریه با مکاتب و نظریات روابط بین‌الملل را آشکار می‌سازد.

دوم. الگوی تعامل با کشورهای جهان
در نگاه رهبر شهید انقلاب، جهان به «دوست و دشمن مطلق» یا «مسلمان و غیرمسلمانِ همسان» تقسیم نمی‌شود؛ بلکه تعامل خارجی تابع سه متغیر اصلی «هویت»؛ «رفتار» و «نسبت با عزت و استقلال نظام اسلامی» است. طبقه‌بندی کشورها در نظریه سیاست خارجی رهبر شهید مبتنی بر یک تقسیم‌بندی چندلایه و پویا – اعم از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی- است:
الف) کشورهای مسلمان
اصل راهبردی در تعامل نظام اسلامی با کشورهای اسلامی، امت‌محوری و تاکید بر حفظ وحدت است. از دیدگاه قائد شهید مرز اصلی میان کشورهای اسلامی، مرز ایمان و امت است؛ نه مرز جغرافیا. و از این رو ایشان تفرقه را خواست دشمن می‌دانست و همواره تاکید داشت کشورهای اسلامی باید مانند برادر متحد باشند. ایشان می‌فرمود:
«این‏که مى‏گوییم با هم برادر هستیم، در اسلام یک تعارف نیست؛ یعنى حقیقتاً مسلمین نسبت به یکدیگر، داراى حق برادرى هستند و نسبت به هم طلبکارند؛ همچنان که برادران نسبت به هم مدیون یکدیگر هستند و باید نسبت به هم حقوق متقابلى را عمل کنند».(۵)
نکته قابل توجه در اینجا آن است که صرف برادر بودن مانع از انحراف نیست؛ اگر دولت یک کشور اسلامی ابزار سلطه دشمن شود، یا علیه منافع امت اسلام عمل کند، تعامل با چنین کشوری انتقادی و هوشمندانه خواهد بود. بر همین اساس رهبر شهید ضمن تاکید بر روابط مسالمت‌آمیز و برادرانه با کشورهای اسلامی و همسایگان می‌فرمود البته این به معناى این نیست که ما همسایگانمان را با هر کیفیتى تحمل کنیم.
ب) کشورهای غیرمسلمان
در نظریه سیاست خارجی قائد شهید، غیرمسلمان بودن، معیار دشمنی نیست. همچنانکه قرآن کریم نیکی کردن نسبت به دشمنان غیر متخاصم را نهی نفرموده است: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ»(۶)
در آیات ۸۹-۹۰ سوره نساء نیز خداوند ابتدا می‌فرماید با کفار بجنگید «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» بعد در ادامه دو گروه را استثنا می‌کند:
گروه اول از منظر قرآن کریم کسانی هستند که آنها پیمان‌نامه‌ای را با مسلمانان امضا کرده‌اند «قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ»
گروه دوم کسانی هستند دشمن نظام اسلامی هستند اما به تعبیر قرآن «حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ»؛(۷) «کسانی که سینه‌هاشان از جنگ با مسلمانان یا قوم خودشان به تنگ آمده است و قصد جنگیدن با هیچ طرفى را ندارند». بعد در ادامه می‌فرماید: «فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلًا»؛(۸) «پس اگر آنان از شما کناره گرفته و با شما نجنگیدند و پیشنهاد صلح و سازش دادند، خداوند براى شما راهى براى تعرّض و جنگ با آنان قرار نداده است». قائد شهید بر همین اساس می‌فرماید، حکمت و مصلحت نظام اسلامی در این است که مسلمانان با کفاری که به ایشان ظلم نکرده‌اند، روابط حسنه داشته باشند.(۹)
در یک قاعده کلی، نوع تعامل با اینگونه کشورهای غیرمسلمان، حفظ روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و فناورانه بر اساس دو اصل زیر است:
۱-احترام متقابل به حاکمیت یکدیگر
امام خمینی (ره) چند ماه پیش از تاسیس نظام جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۵۷ در مصاحبه با خانم الیزابت تارگود خبرنگار روزنامه انگلیسی گاردین فرمود: «روابط ما با تمام خارجی‌ها بر اساس اصل احترام متقابل خواهد‏‎ ‎‏بود». بعد فرمودند: «تمام کشورها اگر احترام ما را حفظ کنند ما هم احترام متقابل را حفظ خواهیم کرد و اگر کشورها و دولت‌ها بخواهند به ما تحمیلى بکنند از آنها قبول نخواهیم کرد. نه ظلم به دیگران مى‌کنیم و نه زیربار ظلم دیگران مى‌رویم». آیت‌الله شهید خامنه‌ای نیز اصل اولیه در سیاست خارجی نظام اسلامی را ارتباط محترمانه، متین و منطقی با همه دنیا دانسته می‌فرماید: «در سیاست خارجی محور اصلی حرکت ما از آغاز انقلاب ایجاد روابط متین و منطقی با همه کشورهایی بوده که مایل بودند انقلاب ما را و کشور ما را و ملت ما را در همان موضع شایسته‌ای که از آن برخوردارند قرار بدهند و به چشم احترام به این همه نگاه کنند».(۱۰)
۲- منافع مشترک
در دین اسلام، معیار رابطه با غیرمسلمان، تمسک بر منافع و اصول مشترک دانسته شده است: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمه سواء بیننا وبینکم»(۱۱) رهبر شهید در تشریح سیاست خارجی جمهوری اسلامی با کشورهای غیر مسلمان بر همین اصول و منافع مشترک اشاره می‌فرمود. رابطه جمهوری اسلامی با کشورهای غیر اسلامی مانند چین، روسیه، و سایر کشورهای غیراسلامی بر همین اساس تعریف می‌شود.
گروه دیگر از کشورهای غیر اسلامی، کشورهای غیرمسلمان متخاصم و متجاوز است. رابطه جمهوری اسلامی با این کشورها، غیر دوستانه و مبتنی بر عدم اعتماد است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ»(۱۲)
«إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی‌الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ»(۱۳)
اسلام حتی رابطه احساسی و قلبی و حاکی از ابراز محبت و صمیمیت مسلمانان به این دشمنان را هم نمی‌پذیرد: «لا تَتَّخِذُوا بِطانَهً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالًا وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ»(۱۴) «بیگانگان را [دوست و] همراز خود مگیرید [آنان] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‏ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‏هایشان نهان مى‏دارد بزرگتر است». این مسئله از دیدگاه رهبر شهید به معنای آغاز جنگ و تخاصم نیست. ایشان حتی قطع رابطه جمهوری اسلامی ایران با آمریکا را نیز ناشی از آغاز دشمنی از سوی آمریکا می‌داند: «ما شروع‌ کننده اقدام در مقابل آمریکایی‌ها نبودیم بلکه بعد از پیروزی انقلاب، آن‌ها بودند که با صدور قطعنامه در کنگره، راه‌اندازی گروه‌های تروریستی، طراحی و حمایت از کودتا و تمهیدات گسترده جاسوسی در سفارت خود، دشمنی با ملت ایران را شروع کردند»(۱۵)

سوم. ماهیت دشمن در نظریه سیاست خارجی رهبر شهید
در این نظریه، دشمن یک کنشگر خارجی – اعم از دولت، بلوک قدرت یا نظام سلطه – است که به‌صورت ساختاری و آگاهانه در پی نفی عزت، استقلال، هویت و امکان پیشرفت نظام اسلامیِ مستقل است. دشمن یک واقعیت عینی است، نه توهم ذهنی. به چند دلیل:
۱٫ استدلال قرآنی
قرآن کریم به واقعیت وجود دشمنان آشکار و پنهان اشاره می فرماید: «وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا»(۱۶) «مشرکان پیوسته با شما می‌جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند». در آیه دیگر با اشاره به دشمنی شیطان (دشمن غیر آشکار) می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»(۱۷) «بى‌گمان، شیطان دشمن شما است، پس شما نیز او را دشمن بگیرید».
۲٫ استدلال تاریخی
تجربه تاریخ صدر اسلام مانند دشمنی قریش با پیامبر(ص) و مسلمانان؛ دشمنی سه گروه ناکثین، قاسطین، مارقین با امیرالمؤمنین علی(ع) و تجربه دشمنی استکبار با دولت‌های مستقل در نظم جهانی مدرن شاهد بر این ادعاست.
۳٫ استدلال روابط بین‌المللی
در علم سیاست، نظم بین‌الملل بی‌طرف نیست. قدرت‌های هژمون، نظم بین‌المللی را به گونه‌ای می‌چینند که «دیگریِ مستقل» تهدید تلقی شود. از این رو قدرت مستقلِ هویت‌داری مثل جمهوری اسلامی ایران، ناگزیر با دشمنی نظم مسلط مواجه می‌شود.
در نتیجه در این نظریه، توهم‌ دانستن دشمن بسیار خطرناک‌ است. وجود دشمن، حتمی است و هدف آن، نفی عزت؛ (تحقیر ملی؛ القای ناتوانی؛ و وابسته‌سازی تصمیم‌گیری) مهار یا تغییر رفتار (دست کشیدن از استقلال؛ و هم‌سویی با نظم سلطه)؛ تغییر هویت (سکولاریزه‌کردن اسلام سیاسی و تهی‌سازی جمهوری اسلامی از محتوای تمدنی) و جلوگیری از الگوشدن برای سایر کشورهاست. ماهیت تقابل نیز تمدنیِ ساختاری است که تنها در سطح سیاست‌های جزئی بروز می‌کند. به عنوان مثال دشمن ادعا می‌کند اختلاف آنان با جمهوری اسلامی بر سر موضوعاتی مانند انرژی هسته‌ای، حقوق بشر، موشک یا نفوذ منطقه‌ای است اما این‌ها بهانه‌های صرفا تاکتیکی هستند. تقابل اصلی بر سر نوع نظم جهانی، منبع مشروعیت قدرت، نسبت دین و سیاست، و استقلال در برابر هژمونی است. بنابراین یک خطای تحلیلی رایج از دیدگاه رهبر شهید این است که دشمنی استکبار با نظام جمهوری اسلامی را به سطح رفتارهای جزیی تقلیل دهیم. در این نظریه، این دشمنی اگرچه قابل حذف نیست، اما قابل مدیریت و مهار است.

چهارم. ماهیت جنگ و صلح در نظریه سیاست خارجی رهبر شهید
از دیدگاه شهید آیت‌الله خامنه‌ای، مسئله «جنگ یا صلح» یک دوگانه ساده نیست، بلکه تابع ماهیت تقابل، سطح دشمنی و نسبت آن با عزت، حکمت و مصلحت است. از نظر ایشان، نه جنگ مطلوب بالذات است و نه صلح؛ آنچه اصالت دارد «حق، عزت و عدالت» است. در این نظریه: جنگ ابزار اضطراریِ دفاع از حق است و صلح ابزار عقلانیِ تثبیت حق. بنابراین جنگ بطور مطلق نفی نمی‌شود همچنانکه صلح‌ هم بطور مطلق تایید نمی‌شود. جنگ در این منظومه، آخرین ابزار دفاع از موجودیت، عزت و حق است و صلح وضعیتی پایدار که در آن حق، عزت و امنیت محفوظ بماند. تفاوت اصلی صلح و سازش نیز در منظومه فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای ناظر به حق و عزت است. به‌طوری که می‌توان گفت هر صلحی نامطلوب نیست، اما هر سازشی قطعاً نامطلوب است. ولذا سازش از دیدگاه رهبر شهید انقلاب خطرناک‌تر از جنگ است؛ جنگ هزینه دارد، اما هویت و عزت را حفظ می‌کند؛ سازش ممکن است هزینه کوتاه‌مدت را کم کند، اما چون عزت را می‌گیرد، دشمن را حریص‌تر می‌کند لذا در بلندمدت هزینه را افزایش می‌دهد.

پنجم. قدرتمند شدن نظام اسلامی؛ راهکار صلح پایدار
تأکید رهبر شهید بر قدرتمند شدن نظام اسلامی و مجهز شدن به انواع قدرتهای مادی و معنوی به عنوان تنها راهکار صلح پایدار، برآمده از یک منطق دینی، عقلی و تاریخی-تمدنی است. در منطق قرآن کریم تقویت قدرت نظام اسلامی برای ترساندن دشمنان از اقدام خصمانه علیه مسلمانان ضروری است.(۱۸) ضعف، زمینه سلطه کفار است و نقض قاعده فقهی نفی سبیل «لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»(۱۹).
بر اساس منطق عقلی نیز کسب قدرت برای حفظ عزت و استقلال و احترام در روابط بین‌الملل ضروری است. در نظام بین‌المللِ مبتنی بر زور، احترام تابع قدرت است؛ بنابراین، توان هسته‌ای و دفاعی از دیدگاه رهبر شهید انقلاب وسیله‌ای است برای جلوگیری از تحمیل اراده بیگانگان؛ و کسب قدرت چانه‌زنی در دیپلماسی.
منطق تاریخی-تمدنی نیز قدرت را شرط بقا و پیشرفت امت اسلامی می‌داند. توان علمی و فناورانه، سنگ بنای استقلال تمدنی است؛ اقتدار نظامی، نگهبان آن تمدن؛ و قدرت نرم (مثل ایمان، عدالت‌خواهی، مقاومت) روح آن تمدن است. بنابراین تأکید بر تقویت توان هسته‌ای یا موشکی در دکترین ایشان، بخش جدایی‌ناپذیر از پروژه «اقتدار تمدنی» جمهوری اسلامی است.
بدین ترتیب، سیاست خارجی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، نه کنشی مقطعی برای تنظیم روابط، بلکه امتداد پروژه‌ای تمدنی برای صیانت از هویت اسلامی و کسب اقتدار در نظم جهانی است. این نظریه با تکیه بر هستی‌شناسی معناگرا و عقلانیت هدایت‌شده، بر سه ستون «عزت» (به‌مثابه خط قرمز)، «حکمت» (به‌مثابه روش کنش‌گری) و «مصلحت» (به‌مثابه معیار انتخاب راهبردها) استوار است. در این نگاه، تعامل با جهان بر اساس متغیرهای هویتی و رفتاری تنظیم می‌شود، دشمنی‌ها ساختاری و تمدنی دیده می‌شوند و «قدرتمند شدن نظام اسلامی» به‌عنوان تنها راهکار تضمین عزت، عدالت و دستیابی به صلح پایدار شناخته می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ منافقون / ۸
۲٫ بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، ۲۴/۹/۱۳۸۷
۳٫بیانات به مناسبت تبریک سال نو میلادی در ۱۰ دی سال ۶۲ شمسی مصادف با یکم ژانویه ۱۹۸۴م
۴٫بخشی از آیه ۱۴۱ سورره نساء
۵٫ خطبه‏هاى نماز جمعه‏ تهران، ۲۸/۷/۱۳۶۸
۶٫ممتحنه: ۸
۷٫بخشی از آیه ۹۰ سوره نساء
۸٫همان
۹٫ بیانات در دیدار با کارگزاران نظام، ۹/۱۱/۱۳۶۸
۱۰٫بیانات رهبر شهید، ۱۶/۱۱/۱۳۶۴
۱۱٫ آل عمران/ ۶۴
۱۲٫ممتحنه/ ۱
۱۳٫ ممتحنه: ۹
۱۴٫آل عمران: ۱۱۸
۱۵٫بیانات ۱۳/۸/۱۳۹۹
۱۶٫ بقره: ۲۱۷
۱۷٫ فاطر: ۶
۱۸٫ انفال، ۶۰
۱۹٫بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نساء

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *