۴۷ سال از سقوط رژیم منحوس پهلوی میگذرد و همواره دشمنان آمریکایی صهیونیستی و برخی از کشورهای غربی که از انقلاب اسلامی ایران ضربه خورده و منافعشان از بین رفته، همزمان با مبارزه بیامان در حوزههای امنیتی و نظامی و اقتصادی با ملت ایران، سفیدشویی دوران سیاه خاندان پهلوی را _ بویژه در آستانۀ سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی_ در دستور کار خود قرار داده و با تبلیغات گستردۀ تبلیغاتی از طریق صدها شبکۀ ماهوارهای و فضای مجازی و…، تلاش میکنند با موجسواری بر مشکلات معیشتی موجود، بر افکار عمومی ایرانیان، بهویژه جوانانی که آندوران را ندیدهاند، تاثیر منفی بگذارند و چنین القا میکنند که انقلاب اسلامی اشتباه بوده است و مردم از روی شکمسیری انقلاب کردند.
بهترین گواه در رد ادعاهای مضحک و طنزگونه در مورد رفاه مردم و نبود گرانی و فقر در دوران پهلوی، اعترافات و اظهارات شخص محمدرضا پهلوی و شخصیتها و مقامات دربار و همچنین روزنامههای آن روزگار است که گویای واقعیتهای انکار ناپذیر از اوضاع اسفناک اقتصادی و معیشتی مردم ایران است و نشان میدهد که در دوران پهلوی، با وجود سرسپردگی کامل محمدرضا شاه و اطاعت محض از آمریکا و غرب و بدون هیچگونه چالش در سیاست خارجی و فشار اقتصادی و سیاسی و جنگ و تحریم و….، جمعیت ۳۵ میلیونی ایران، با وجود فروش روزانه ۶ میلیون بشکه نفت در روز، مردم ایران از حداقلها هم برخوردار نبودند و زندگی را در شرایط فلاکتباری سپری میکردند.
اعتراف صریح شخص محمدرضا پهلوی به تورم فوقالعاده و خطر گرسنگی مردم!
محمدرضا شاه که تا آخرین روزهای حکومتش، رابطۀ بسیار نزدیک و صمیمیای با کشورهای غربی، بهویژه آمریکا داشت، در سال ۱۳۵۲ طی سخنرانی در اجلاس مجلسین، ضمن اشاره به تورم افسارگسیخته و افزایش قیمت ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصدی برخی از کالاهای ضروری، عامل گرانیها را فشار اقتصادی وارده از خارج کشور، معرفی میکند! و میگوید:
«بهطوری که گفته شد تورمی که از خارج به ما تحمیل شده، زاییدۀ یک نظام ناسالم پولی بینالمللی است. به موازی این وضع نامطلوب عامل بزرگ دیگری نیز جامعه را تهدید میکند که عبارت از کمبود مواد غذایی و خطر گرسنگی است. در زمینه اقتصادی تذکر این نکته را لازم میدانیم که در حال حاضر تورم فوقالعادهای از خارج به کشور ما تحمیل میشود؛ بهطوری که از دو سال پیش که قیمتهای صادراتی نفت در کنفرانس تهران تعیین شد، ما بهطور مداوم شاهد افزایش قیمت کالاهای وارداتی بودهایم. برای مثال کافی است تذکر دهیم که در حال حاضر بهای کالاهای اساسی نسبت به دو سال قبل بدین قرار است: گندم ۳۲۰ درصد، شکر ۳۰۸ درصد، سیمان ۳۰۰ درصد، پشم ۲۲۰ درصد، آهنآلات ۲۰۰ درصد، روغن نباتی ۲۰۰ درصد، الیاف مصنوعی ۲۲۰ درصد، پوست و چرم و مواد پلاستیکی ۲۰۰ درصد……!»(۱)
محمدرضا شاه در سخنرانی دیگری ضمن اشاره به کمبود ۳ میلیون تنی سیمان و همچنین کمبود آجر و…، به معضل کمبود مسکن و افزایش سرسامآور اجاره مسکن نیز اشاره میکند و میگوید:
«بدیهیاست مشکلاتی که بر اثر جهش سریع و فوقالعاده اقتصادی کشور پیش آمده، منحصر به مواد مصرفی نیست. یکی از مهمترین این مشکلات کمبود مسکن است که اثر آن خیلی محسوس است و افراد زیادی از این لحاظ تحت فشار هستند. کرایههای منازل زیاده از حد بالا رفته است…»(۲)
همچنین شاه در کتاب خود به نام «پاسخ به تاریخ» نیز چنین اعتراف کرده است: «با وجود سطح بالای قیمتها، تورم ناشی از آن، برای اقتصاد ما و تعادل اجتماعی خطرناک بود. قوانین موجود برای جلوگیری از بالا رفتن قیمتها کافی نبودند.»(۳)
طنز ثبات قیمتها در ۱۳ سال صدارت هویدا!
شایعترین و پرتکرارترین افسانۀ طنزگونه، ثبات اقتصادی و نبود تورم در ۱۳سال نخستوزیری هویدا [طی سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶] است! که متاسفانه بهدلیل تکرار مکرر در بوقهای تبلیغاتی معاندین، این دروغ به باور برخی عوام تبدیل شده است!
این افسانۀ طنز در حالیاست که گذشته از اظهارات شخص محمدرضا شاه، اعترافات مقامات دربار پهلوی که در قالب «کتاب خاطرات» و مصاحبه از آنان ثبت و ضبط شدهاند، بویژه تیترهای روزنامههای دهۀ ۵۰ مؤید پوچ بودن این ادعاها هستند.
از جمله اعترافات مقامات دربار، درباره شرایط نامناسب اقتصادی، گرانیهای سرسامآور و مشکلات عدیدۀ معیشتی مردم در دوران پهلوی، اظهارات اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی است که به صورت کتاب خاطرات در چندین جلد منتشر شده است. در مورد اهمیت خاطرات اسدالله علم، ذکر این نکته ضروری است که وی از نزدیکترین افراد و به قولی “مرد خلوتهای شاه” بود. و مهمتر اینکه وی، ۱۰ ماه پیش از پیروزی انقلاب، در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ به دلیل بیماری در آمریکا درگذشت. این موضوع نشان میدهد که خاطرات او بدون هیچگونه حبّ و بغض نسبت به شخص محمدرضا پهلوی نوشته شده است.
تصویر شماره ۱ نزدیک و کنـار هم تصویر شماره ۲
افزایش سرسامآور قیمتها همزمان با کمبود و گرانی گوشت و مرغ و…!
اسدالله علم در خاطرات ۲۳فروردین ۱۳۵۳ خود مینویسد:
«به شاه عرض کردم متأسفانه بهواسطۀ غفلت متصدیان، نه گوشت قرمز در دسترس مردم است، نه گوشت مرغ نه قند و شکر، مردم خیلی ناراضی هستند و این صحیح نیست. آخر چرا این پیشبینیها را نمیکنند؟ همه چیز هم گران شده. تعجب است که شاهنشاه تمام مدت گوش کردند، ولی همانطور که چشمشان را روی هم گذاشته بودند اصلاً باز نکردند و یک کلمه جواب ندادند! من که شاهنشاه را میشناسم، میدانم که این به معنی این است که حرف تو را میشنوم ولی نمیخواهم جواب بدهم.»(۴)
علم در یادداشت روز پنجشنبه ۵ مهر۱۳۵۲ مینویسد: [شاهنشاه] فرمودند: «دیگر چهکاری داریم؟» عرض کردم: »گوشت و خواربار خیلی گران شده. قیمت گوشت ران از دوازده تومان کیلویی به شانزده تومان معامله میشود؛ آن هم ظرف دو روز! گوشت مخلوط از ده تومان به چهارده تومان؛ آن هم به وسیله گوشت فروشیهای وزارت کشاورزی.» شاهنشاه خیلی عصبانی شدند و فرمودند: «وقتی گوشت نیست، چه باید کرد؟» عرض کردم: «چرا نباید باشد؟»(۵)
اسدالله علم دربارۀ گرانی رو به رشد در دوران مدیریت هویدا نیـز مینویسد:
«در تابستان ۱۳۵۲، بسیاری از انواع مواد غذایی کمیاب شد و اگر هم یافت میشد، با قیمتی چند ده برابری بهفروش میرسید. در ماههای نخست سال ۵۳، نان هم بسیار کمیاب بود و در برخی از جاها پیدا نمیشد و هویدا همواره اعلام میکرد که ما در «عصر طلایی» بهسر میبریم.»(۶)
تهدید شاه به وارد کردن ارتش برای مقابله با گرانیها! تصویر
شماره ۳ درج شود
و درج تصاویر شماره ۱/۳ – ۴ و ۵ کنـار هم
شاه: پیشرفت، پول میخواهد، تا کی به مردم چیزهای مجانی بدهیم؟!
اسدالله علم در برگی دیگر از خاطرات خود نیز مینویسد:
«…موضوع افزایش آببها را مطرح کردم، شاه گفت: «تا کی مردم میتوانند از چیزهای مجانی استفاده کنند؟ پیشرفت، پول میخواهد.» پاسخ دادم: «افزایش هفتاد درصدی قیمتها پیشرفت نیست، بلکه فقط بیعدالتی است…» گاهی بیاعتنایی او مرا آزار میدهد و ناچار میشوم روز بعد مطلب را مجدداً مطرح کنم. (۷)
انتقاد اردشیر زاهدی از تورم بالا و فساد درباریان
اردشیر زاهدی، داماد محمدرضا پهلوی و آخرین وزیر خارجۀ رژیم در ایالات متحدۀ آمریکا از وضعیت مدیریت اقتصادی هویدا انتقاد میکند و میگوید:
«من به خود هویدا و به وزرای اقتصادی او بارها هشدار دادم که مواظب تورم باشند اما هویدا احمقانه میگفت جیبم سنگینه، کی پول میخواد! هویدا درآمد نفتی عظیم مملکت را صرف امور تجملی کرد و اصلاحطلبی و تجددطلبی او سطحی و روبنایی بود. در تظاهر به مدرنیسم هیچکس مانند هویدا عمل نمیکرد. در این شرایط، فساد مالی اجتنابناپذیر بود. در خریدهای کلان خارجی که انجام میشدند، بلااستثنا از خارجیها پورسانت میگرفتند.»(۸)
تشدید خاموشیها و قطعی برق در سراسر کشور در دهه ۵۰
علم در ۲۶ دی ۱۳۵۵ در نامهای به شاه دربارۀ اوضاع نابسامان کشور مینویسد:
«قطع برق طولانی در سرتاسر کشور، وضعیت اسفبار ارتباطات، کمبود انواع مواد غذایی ضروری… بیتوجهی کامل نسبت به احتیاجات مردم، تورم روز افزون، وضع قوانین جدید بدون ایجاد کوچکترین آمادگی با هشدار قبلی. همه اینها در اثر خرابکاری عمومی از داخل پیش آمده ناشی از بیکفایتی محض دولت است.»(۹)
تصاویر روزنامههای شماره ۶ و ۷
شاه مردمی!
وقتی دنیا بر سر شاه خراب میشد!
با وجود فقر و عقب ماندگی مفرط مردم و کشور، شاه بیهیچ نگرانی، سفرهای تفریحی ثابت ۴۵ روزۀ خارج از کشور داشت!. اسدالله علم در یکی از خاطراتش مینویسد:
«امروز بعد از ظهر که به حضور شاه رفتم، وسط کار ماساژ و حمام بودند، دو ساعتی با هم صحبت کردیم. عرض کردم به نظر من شما هم در ورزش و هم در فعالیتهای شبانه افراط میکنید. به تذکرم خندیدند. بار دیگر پیشنهاد کردم بهحد کافی خارج از مملکت بودهایم و اکنون بهتر است برگردیم. مثل اینکه دنیا را بر سرش خراب کرده باشم، اما وظیفه من ایجاب میکند که به اطلاع برسانم که پادشاه ایران نمیتواند ۴۵ روز را خارج از وطنش و صرفاً بابت استراحت و سرگرمی بگذراند. مردم این چیزها را تحمل نمیکنند.»(۱۰)
راه اندازی «بازار بورس معاملات اعضای بدن!» برای کمک به معیشت مردم!
در سال ۱۳۵۶ با وجود فروش روزانۀ ۶ میلیون بشکه نفت، رژیم پهلوی برای کمک به معیشت مردم «بازار بورس معاملات اعضای بدن!» را راهاندازی کرد! تا مردم بتوانند از طریق فروش کلیه کمبودهای معیشتی خود را جبران کنند! و برخی افراد کلیۀ خود را با قیمتهای مختلف و عجیبی _از ۱۰۰ هزار تومان تا ۸۰۰ هزار تومان_ به فروش گذاشتند تا بتوانند زندگیشان را پیش ببرند!
تصویر شماره ۸
روزنامۀ اطلاعات ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶ صفحه ۵
راز ماندگاری ۱۳ سالۀ هویدا در نخستوزیری!
علیرغم افسانهسراییهای مضحک در مورد مدیریت اقتصادی هویدا که عمدتاً بهدلیل ۱۳سال ماندگاری وی در نخستوزیریاش عنوان میشود! اسدالله علم اما واقعیت دوام هویدا در نخستوزیری را اینگونه بیان میکند:
«شاه…دستورهایش را بدون کمترین مشورت با نخستوزیر بیچاره [هویدا] صادر میکند. چهبسا رمز دوام نخست وزیریاش در شش سال گذشته هم همین بوده است.» و در جای دیگری با اشاره به شخصیت هویدا میگوید:
«اکنون میخواهم برای نخستینبار به این سئوال تاریخی جواب بدهم که چرا هویدا از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ برای مدت ۱۳ سال در رأس دولت باقی ماند؟ مهمترین عامل باقی ماندن هویدا در رأس قدرت این بود که او به هیچ یک از اعضای خانواده پهلوی و دیبا «نه» نمیگفت.»(۱۱)
راز دوم دوام هویدا در نخستوزیری را اردشیر زاهدی وزیر خارجه رژیم پهلوی در آمریکا، اینگونه بازگو میکند: «هویدا شایستگی و ویژگیهای شخصیتی و مدیریتی قابل توجهی نداشت و با پشتیبانی آمریکا، انگلیس و اسرائیل به نخستوزیری رسید و در ادامه نیز با تأمین منافع درباریان و اعضای خاندان سلطنت، توانست مدتی طولانی در این جایگاه حضور داشته باشد.»(۱۲)
پینوشتها:
. ۱٫https://www.hayat.ir/news/287024
همان _ ۲٫ https://www.aparat.com/v/gyu2f0e
۳٫ محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص. ۲۴۱٫
۴٫گفتوگوهای من و شاه؛ ج. ۴ ص. ۵۵
۵٫ گفتوگوهای من و شاه ج. دوم صفحۀ ۱۵۹ و https://farsnews.ir/Pahlavi/1707234178975037973
۶٫ https://www.yjc.ir/fa/news/7516531 _سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نگاهی به وضعیت اقتصاد در دوران نخستوزیری هویدا، ۲۱/۱۲/۱۳۹۸، کدخبر: ۵۶۹۱٫
۷٫ گفتوگوهای من و شاه ، ج. یک ، ص. ۵۸
۸٫ .آتابای، ابوالفضل (۱۳۸۱). ۲۵ سال در کنار پادشاه: خاطرات اردشیر زاهدی. تهران: عطائی، ص. ۲۹۲٫
۹٫شاهدی، مظفر (۱۳۸۳)؛ مردی برای تمام فصول: اسدالله علم و سلطنت محمدرضا شاه پهلوی؛ تهران: مؤسسۀ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص. ۷۴۵٫
۱۰٫ گفتوگوهای من با شاه، ج ۱، صفحه ۲۰۴
۱۱٫ گفتوگوهای من و شاه ، جلد یک ، صفحه ۲۰۷ _ کتا ب دستنویس، زندگینامۀ هویدا، اثر بهمن هدایتی آذری
. ۱۲ https://irdc.ir/fa/news/6779
