آیتالله شهید امام سید علی خامنهای جانشین رهبر کبیر انقلاب اسلامی که محبوبیتش پهلو به افسانه میزد و از نفوذ و محبوبیت فراوانی در میان امت خمینی برخوردار بود و از سوی آنان لقب علی زمانه گرفته بود، در دیدارهای رسمی و عمومی با شعار یکپارچه ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند بدرقه میشد و در میان خواص نیز از شأن و جایگاهی بس رفیع برخوردار بود. با توجه به نقش رفیع رهبری در نظام ولایی جمهوری اسلامی در هدایت جامعه و سیاست داخلی و خارجی کشور، تعیین راهبردها، سیاستها و اصول انقلاب اسلامی توصیف و تبیین اندیشههای ایشان امری حیاتی است و شناخت اندیشههای سیاسی مبتنی بر وحی الهی را دوچندان میکند. خلأ موجود در این زمینه و توجه به جایگاه ویژه ولیفقیه در شرع مقدس و قانون اساسی جمهوری اسلامی من را بر آن داشت تا گذری بر اندیشههای امام شهیدمان داشته باشم.
الف) ویژگیهای شخصیتی و فردی
ایشان از لحاظ شخصیتی دارای اوصاف و خصوصیاتی بود که کمتر در یک فرد جمع میشود و به تعبیری جامع اضداد بود. دارای تعبد و تقوا و زندگی عارفانه بود چنان که در پیام امام برای امامت جمعه ایشان نمودار بود؛ فردی سادهزیست و دور از تشریفات بود، چنان که فرشهای کتابخانه و منزل وی فرشهای رنگ و رو رفته بود، آنهم نه تنها خودش فردی سادهزیست که خانوادهاش نیز همچون خود او بودند. دارای حسن سلوک بود. بین او و مردم حجاب نبود. در میان دوستان و آشنایان به مودّت و محبت زبانزد بود. شیفتگی خاصی چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب به قرآن داشت. در تفسیر قرآن در مساجد و تدریس آن ید طولایی داشت. گاه ساعتها در محضر قاریان مینشست و به تلاوتشان گوش جان میسپرد. عشق ویژهای به اهلبیت(ع) داشت. تأکید بر رهپویی سیره ایشان داشت چنان که در کنار مجمع التقریب بینالمذاهب الاسلامیه مجمع جهانی اهلبیت را بنیان گذاشت.
به نماز اول وقت اهتمام ویژهای داشت و به نماز اهمیت خاصی میداد و در قالب درسهایی در باب نماز کتابی از ایشان تحت عنوان از ژرفای نماز ارائه شد. بعد از انقلاب در دوران رهبری گاه در جلسات مهم، تا اذان گفته میشد جلسات را ترک و پس از ادای نماز جلسه را ادامه میداد و در پیامها به همایشهای نماز تأکید ویژهای بر آن داشت.
رابطهای صمیمی با مردم داشت. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ـ علاقه و باور و اعتماد خاصی به مردم داشت. ایشان در زلزله طبس، سیل بجنورد و زلزله کاخک گناباد با لباس شخصی یاریگر مردم بود. با برپا کردن خیمه و خرگاه، یاریگر حرم و تأمینکننده نیازهای مردم مصیبزده قبل از انقلاب بود. از شجاعت مثالزدنی برخوردار بود، چه در دوران مبارزه با طاغوت و زندانهای مخوف و متعدد. ولی خم به ابرو نمیآورد. در برابر توطئه ۱۸ تیر و حوادث انتخابات پس از ریاست جمهوری مقتدرانه ایستاد و در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل و نهراسیدن از دو ابرقدرت آنزمان آمریکا و شوروی، مردانه سخن راند و دو ابرقدرت را به باد استهزاء گرفت ـ در انفجاری که در نمازجمعه رخ داد و جلوی چشمش دهها نفر به خاک و خون کشیده شدند، نماز را با صلابت تمام به پایان برد.
مقام معظم رهبری شخصی قانونمدار بود و هرگز قانون را زیرپا نمیگذاشت. بعنوان نمونه، یکی از مسئولان نظامی، دستور تصرف مکانی را صادر کرده بود. گرچه حق با او بود، اما شیوۀ اقدام، قانونی نبود. سازمان قضایی نیروهای مسلح گزارش حادثه را تنظیم و خدمت ارسال کرد. ایشان در زیر آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد کنید ولو پسر من باشد.
بسیار انتقادپذیر بود و خودرأیی در او وجود نداشت. در جلسات اساتید و دانشجویان بهدقت به سخنان آنان گوش میداد. چنان که دختر ۱۷ سالهای در نامهای به ایشان موضوعی را مطرح کرد و ایشان پذیرفت. از لحاظ علمی فقیهی نواندیش و توانمند بود. چنان که طبق اصل ۱۰۹ قانون اساسی از سوی خبرگان رهبری بیش از ۷۰ نفر از اعضای خبرگان بر فقاهت ایشان پای فشردند و او را به رهبری نظام برگزیدند. گواهی اعضای جامعه مدرسین قم بر مرجعیت ایشان برای تقلید مردم خود گواه بر اجتهاد و فعالیت ایشان بود، در حالی که گواهی دو نفر از فقها به فقاهت ایشان و مرجعیت وی کافی بود.
افزون بر این سالها مشغول درس خارج بود و شاگردان بسیاری را تربیت کرد. علاوه بر اجتهاد، اهل قلم بود چنان که تاکنون بیش از ۵۰ کتاب از ایشان ترجمه و تألیف و از وی به یادگار مانده است.
پیشتاز در عرصه فرهنگ و ادب بود، چنان که تسلط خاصی بر شعر فارسی و عربی داشت. احاطه بر رمان، داستان و هنر و ادبیات جهان داشت. روشنگری فهیم و خوشفکر بود، چنانکه در قبل از انقلاب در جلسات مشترکی با مرحوم دکتر شریعتی سخنرانی میکرد و شریعتی در آثارش بارها از ایشان یاد کرده است. در میان جامعه یک چهره سیاسی و مسلط و سرشناس بود. از سالهای ۳۲ و ۳۳ مبارزات سیاسی را شروع کرد. پس از آزادی امام از زندان در سال ۴۳ به همراه آیتالله حاج مجتبی قزوینی و جمعی از علمای مشهد خدمت امام رسیدند و اعلام همراهی و همکاری با ایشان را کردند. به خاطر فعالیتهای سیاسی بارها به زندان افتاد و تبعید شد. در سالهای ۵۰ تا ۵۳ خورشیدی در مسجد کرامت و امام حسن مجتبی(ع) و مدرسه میرزا جعفر مشغول تدریس معارف اسلامی و تفسیر قرآن بود. در دوران دفاع ۸ ساله که مسئولیتهای سنگینی در ارتش و سپاه از طرف امام داشت و حضور دائمی او را در جبهههای نبرد اقتضا میکرد، در سنگر نمازجمعه حضور مؤثر داشت و در سال ۶۸ پس از رحلت امام خمینی(ره)، به رهبری انتخاب و بیش از ۳۲ سال عهدهدار رهبری نظام بودند و سرانجام در روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ به دست شقیترین جریانات یعنی رژیم صهیون و ترامپ قمارباز و نتانیاهوی کودککش به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود نائل آمدند.
از ویژگیهای فردی ایشان میتوان به موارد متعددی اشاره نمود. از جمله: ۱ـ نفوذ کلام، ۲ـ اهتمام به ورزش، ۳ـ توجه خاص به جوانان، ۴ـ اهتمام به دانشگاهیان، ۵ـ مردمداری و مشورت با آنان، ۶ـ قاطعیت در عین نرمی و ملاطفت، ۷ـ جزم و دوراندیشی، ۸ـ مصلحتگرایی همراه با تحفظ بر مبانی، ۹ـ عزّت و اقتدار در سیاست خارجی، ۱۰ـ رعایت حدود الهی در برخوردها، ۱۱ـ کسب اطلاعات از مجاری مختلف، ۱۲ـ دقت در مصرف اموال بیتالمال و…، چنان که در نهاری که برای ضیاءالحق رئیسجمهور پاکستان در دوران ریاست جمهوری داشت، از استفاده آقا مصطفی پسرش از غذای ریاستجمهوری مخالفت کرد، چرا که این از بیتالمال بود و با وجود تأکید ضیاءالحق، فرمود ایشان بروند و از غذای خانه استفاده کنند. و هرساله بابت استفادۀ اهل خانواده از میوۀ نهالهای کاشته شده در بیتشان، که در ایام درختکاری خودشان کاشته بودند، هر سال مبلغی را به بیتالمال میپرداخت.
ب) اندیشههای سیاسی و اجتماعی
انقلاب اسلامی با امام خمینی آغاز شد و با هویت و ایستادگی ایشان شکل گرفت و در دل سرزمین اسلامی رشد و ریشه دوانید. انقلاب اسلامی در هنگامه انزوای دین و جولان مکاتب غربی و شرقی نقش دین را در بسیج و قدرتبخشی به تودهها برای مقابله با استبداد و استعمار را به رخ جهانیان کشید و خیلی زود پنجه در پنجه ابرقدرتها افکند، بهطوری که در دهه اول حیات خود تحت زعامت خمینی کبیر اُبّهت پوشالی ابرقدرت غرب را از یکسو با سقوط دیکتاتور و دستنشانده آنها و در ادامه در تهاجم نظامی آنان به انقلاب نوپای انقلاب اسلامی در صحرای طبس به شکست هولناک تبدیل کرد.
در پایان همین دوره بود که با پیشبینی پیر جماران، نویدبخش پایان کمونیسم و فروپاشی شرق شد، در چنین شرایطی انقلاب اسلامی تبدیل به کابوس وحشتناکی برای دشمنان شد و دستهای انقلابیون در برابر دشمن کالجبل الراسخ بود، اما هراسی که آنان را فراگرفته بود غروب خمینی بود، اما خداوند امداد کرده بود از آتش فراق خمینی ققنوسوار خمینی دیگری سر برآورد و شب هجران پیر جماران را با طلوع خورشید انقلاب بر روشنی سحر دولت خامنهای پیوند زد و چشمان انقلاب را که میهمان نالههای اشک عزای خمینی بود با انتخاب سلف صالح روشن کرد و گل لبخند بر لبانشان بنشاند و سرود خوش«الْیومَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ دِینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْن»(۱) را به زبانشان جاری ساخت. آری خمینیِ دیگری طلوع کرده بود و آمده بود تا کولهباری از تجربه سالهای مقاومت، مبارزه و همنفسی با خمینی کبیر در دهه اول انقلاب سکان انقلابی که دشمنان، آن را انقلاب به نام خدا خوانده بودند را در دست گیرد و اکنون که بیش از ۳۵ سال از دوران پرشکوه زعامت ایشان میگذشت، بهدست شقیترین جریانات یعنی جریان صلیب صهیون به خاک و خون کشیده شود و ارباً اربا گردد.
نگاهی گذرا به اندیشههای سیاسی و اجتماعی ایشان میتواند چونان چراغی فروزان فرا راهمان باشد. در این دوران انقلاب اسلامی تحت رهبریهای داهیانه و خردمندانه، علیرغم مواجهه با چالشهای بسیار، وقوع جنگهای خونین و تجاوزات وحشیانه مدعیان حقوق بشر به حقوق همسایگان غربی و شرقی در دام حوادث گرفتار شد و ضمن دستیابی به پیشرفتهای وسیع و خیرهکننده در علم و فناوری بهویژه در صنعت هستهای و نظامی، توانست با افزایش قدرت بازدارندگی، خطر تهاجم نظامی را از ایران دور سازد و الهامبخش نهضتهای بیداری اسلامی و قیامهای مردمی در منطقه و کشورهای دیگر شود.
اندیشه سیاسی و منظومه فکری رهبر شهید در ادامه منظومه فکری امام خمینی است که در واقع متمم و مکمل گامهای امام خمینی است.
آری شناخت اندیشههای سیاسی ایشان از منابع اصلی و بالادستی برای شناخت مسیر انقلاب یک ضرورت است. شناخت منظومه فکری ایشان نگرش جامعی به مسئولان نظام میدهد تا براساس آن بتوانند نقشه راه را ترسیم کنند و بر آن مبنا به پیشرفت کشور اسلامی کمک کنند. نظام سیاسی از نظر ایشان مجموعهای از عناصر و اجزای متعدد و به همپیوسته است که در راستای نیل به هدف با اهداف خاصی مکمل هم بوده و در تعامل با هم هستند.
رهبری ایشان در طی بیش از سه دهه نقطه عطفی واقعی در احیای طرح اسلام در دو سطح دعوت و تشکیل دولت است، نوآوری رهبری در همه زمینهها ملموس است. در دیدگاهها و عملکردشان در اندیشهها و راهبردهایشان و همچنین در رهبری و مدیریت جامعه، در رهنمودهای به روز بودنشان در اصطلاحات و سازوکارهای اجراییشان که ما در این مقال به برجستهترین نشانههای رهبری و احیاگری ایشان اشاره میکنیم:
۱ـ برجسته کردن مفاهیم اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی
ایشان بهعنوان بخشی از نظام مدیریت کشور مفاهیمی را در جامعه نهادینه کرد چنان که ایمان به خدا به عنوان اصل حاکم در فرهنگ، آموزش و پرورش، سیاست و اقتصاد را نهادینه کرد. حتی با وجود روشهای نظارتی در حکومت نظام مدیریت کشور را از نظارت الهی جداییپذیر ندانست.
جهاد اصل دیگری از این نظام مدیریتی است که رکن حمایت از ایران و دفاع از اسلام و مسلمانان است و رکن دیگر آن توکل بر خدا در کنار اتکای به توانمندیهای داخلی است که موجب تقویت استقلال ایران میشود. از سوی دیگر ایشان عنصر ایمان را همواره با پیشرفتهای علمی و بهرهگیری جدید همگام میدید و اهداف جمهوری اسلامی ایران را برای قرار گرفتن در صف اول کشورهای پیشرفته از نظر علمی ترسیم میکرد و علاوه بر آن معتقد بود باید اطمینان داشت که یاری خداوند حتمی است.
۲ـ مبتنی کردن جمهوری اسلامی بر پایههای ثابت با اتکا به برنامهریزی راهبردی
ایشان بر آن بود که جمهوری اسلامی را باید بر پایههایی ثابت بنا نهاده و بر برنامهریزیهای راهبردی تکیه کرد، تا اهداف کشور در افق بیست یا ۲۵ ساله به ثمر بنشیند و این امر باعث شد که طرحهای کشور از آغاز تا پایان روشن باشد. سپس ایشان ارزشیابی این برنامه را در پیادهسازی آنها قدم به قدم و مرحله به مرحله دنبال میکرد. در این راستا از متخصصین نیز بهره میبرد تا نسبت به درستی راه اطمینان حاصل شود.
ایشان بر تهیه و آمادهسازی اسناد راهبردی اشراف داشته و آنها را مطالعه کرده و دیدگاههای خودش را درباره آنها بیان میکرد، سپس برای اجرای این اسناد از ظرفیتهای علمی، فکری و فرهنگی همه متخصصین استفاده میکرد، به طوری که ایران هماکنون مجموعه فهمی از اهداف راهبردی مشخص در زمینههای گوناگون دارد که مهلت لازم برای محقق شدن آنها تعیین شده است. این امر باعث شده که چرخهای کشور در مسیری روشن و هماهنگ در راستای تحقق اهداف حرکت کند.
کمتر کشوری در جهان به این اندازه نقشههای راهبردی متنوعی را برای اجرا در طی مهلتهای زمانی معین تدارک دیده است آنهم با توجه به این که مدت زیادی از عمر جمهوری اسلامی ایران سپری نشده است.
اکنون ما در ایران شاهد پشت سر گذاردن سند چشمانداز بیست ساله و نامگذاری دهه چهارم انقلاب به عنون دهه عدالت و پیشرفت و برگزاری چهار نشست از سلسله نشستهای اندیشههای راهبردی با موضوع: ۱ـ الگوی ایرانی ـ اسلامی؛ پیشرفت عدالت؛ زن و خانواده؛ و آزادی، هستیم. همچنین در ایران اسلامی شاهد تفسیر جامع علمی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و امثال آن هستیم که رهبری آنها را قدم به قدم پیگیری کرده و بارها لزوم تبدیل شدن آنها به برنامههای اجرایی و نقشههای عملی را خاطرنشان کردهاند.
علاوه بر این، ایشان همواره گزارشهای مربوط به کارهای انجام شده و دستاورد اجرایی برنامهها را ملاحظه و انتقادات و پیشنهادات و رهنمودهای خود را نسبت به آنها ابراز مینمود.
۳ـ توجه ویژه داشتن به ساختن نهادهای حکومتی
ایشان توجه فراوانی به ساختن نهادهای حکومتی داشت و همواره به رعایت قانون به عنوان تنها مرجع تعیین حقوق و وظایف در برطرف کردن اختلافات اهتمام داشت و هیچگاه نمیپذیرفت که مسألهای خارج از چارچوب قانون حل و فصل شود. حتی در خطرناکترین رویدادی که ایران با آن مواجه شد و آن فتنه انتخابات سال ۸۸ بود که باز هم ایشان بر حل و فصل مسائل در چهارچوب قانون تأکید کرد و اعلام کردند که شکایتهای مربوط به تقلّب در انتخابات باید در چهارچوب قانون پیگیری شود، با اینکه طرف بازنده انتخابات پافشاری میکرد که معادله جدیدی خارج از قانون ایجاد کند آن هم با شمشیر تهدید و ایجاد آشوب فراگیر و به خطر انداختن نظام جمهوری اسلامی. با این حال رهبری با شجاعت لازم و عزم راسخ در برابر آنها ایستاد و نظام را حفظ کرد، آنهم با پایبندی به قانون و آگاهسازی مردم و لزوم پایبندی به آن و افشای حقیقت مخالفان و خطاکاران، لذا گذر از فتنه ۸۸ و صبر و دقت ایشان در این امر بسیار حساس و مثالزدنی بود.
۴ـ نوآوری در ارائه راهحلها و ایدهها
یکی از ویژگیهای رهبری، نوآوری و ارائه راهحلها و ایدههایی است که استقلال ایران را حفظ کرد و پیشتازی اسلامی آن را ارتقا بخشید و تحتتأثیر نوآوریهای بیگانگان و دشمنان قرار نگرفت. از باب نمونه، ایده اقتصاد مقاومتی را مطرح و با محاصره اقتصادی غرب مقابله کرد. ایشان مجموعهای از گامهای عملی را در همین راستا مطرح کردند که مهمترین آنها عبارت بود از: مصرف کالای داخلی ـ جلوگیری از وارداتی که تأثیر منفی بر اقتصاد ملی دارد، توسعه تولیدات صنایع داخلی ـ برای رقابت با تولیدکنندگان خارجی، پیشنهاد ایجاد تأسیسات زیربنایی لازم را برای توسعه اقتصاد داخلی و عدم اتکای به نفت و مشتقات آن را به عنوان منبع اصلی کشور را داد.
ایشان اقتصاد مقاومتی را بهعنوان یک کارشناس متبحر مطرح کرد و در ارائه جزئیات آن از همه متخصصین پیشی گرفت و حرکتی را در ایران بنا نهاد که تأثیر آن در سراسر نظام اقتصادی و اداری کشور نمایان شد.
۵ـ طرح نظریه مردمسالاری دینی به عنوان نظریه قابل اجرا در همه کشورهای جهان
معظمله در ارائه این نظریه از موفقیت ایران در اجرای نظریه ولایتفقیه در حکومت اسلامی بهره برد. این نظریه دو رکن اساسی دارد: ۱ـ حکومت اسلامی؛ ۲ـ مردمسالاری، چرا که مکتب اسلام مکتب کاملی است که بهترین راهحلها را به هر ملتی ارائه میکند و از سوی دیگر مردمسالاری دینی از طریق برگزیدن مسئولین و سازوکارهای اداری کشور در انتخابات تجلی مییابد و در نتیجه مردم در زمینه نظارت بر مسئولان و تغییر آنها و انتخاب فرد اصلح حضور فعال داشته باشند و بدین وسیله حسن اجرای آموزههای اسلامی و قوانین کشور تضمین میشود. ایشان نظریه مردمسالاری دینی را به عنوان رقیب محرکههای معاصر که در عمده برنامههایشان شکست خوردهاند مطرح کرد.
وی این نظریه را در ایران نهادینه کرد تا ملت ایران و نسل جوان با آن آشنا شوند تا پایبندی به نظام جمهوری اسلامی تبدیل به یک عادت و مسأله تقلیدی نشود، بلکه تبدیل به فرهنگی شود که برای خود دلیل و منطقی دارد به طوری که میتوان آن را به عنوان راه انتخاب کرد و از آن دفاع نمود.
۶ـ مدیریت جنگ: رهبری، در مدیریت جنگ در کنار امام خمینی(ه) بود و با وجود رئیسجمهور بودن، در جبهههای جنگ حاضر میشد و خطرات آن را بهجان میخرید. ایشان بعد از آنکه پس از رحلت امام بهعنوان رهبری نظام برگزیده شدند، جنگ و صلح را با ترازوی حکمت مدیریت کردند و بارها جمهوری اسلامی ایران را از خطر و تهدید جنگهایی که نزدیک بود پای ایران به آن کشیده شود، نجات داد، چه در افغانستان و چه عراق. مثلاً در حمله آمریکا به عراق افراد و جریاناتی در داخل، اصرار داشتند ایران در حمایت از عراق و صدام با آمریکا وارد عمل شود، اما ایشان اجازه ندادند و با اقتدار در مراحل مختلف و خطرناک ثابتقدم ایستادند و ایران و نظام جمهوری اسلامی به برکت و جود ایشان از خطرات زیادی عبور کرد و از موضع قدرت و هماوردی با آنها مقابله کرد.
۷ـ اولویتبخشی به مسأله فلسطین و آزادسازی آن
ایشان همواره بر اولویت فلسطین و آزادی آن تأکید داشتند و همیشه در جهت حفظ وحدت اسلامی و پشتیبانی از جنبش مقاومت فلسطین و لبنان و عراق و تلاش میکردند با اینکه این پشتیبانی خطرات و مشکلات فراوانی به دنبال داشت، ایشان با این کارشان نشان دادند که یاری حق و مظلومان را بر منافع موقتی که دنیاخواهان ادعا میکنند مقدم میشمارند.
پایانبخش این مقال را شعری از رهبر شهید قرار میدهیم:
حرفی بگوی و از لب خودکام ده مرا
ساقی! زپا فتاده شدم جام ده مرا
فرسوده دل ز مشغله جسم و جان، بیا
بستان زخود، فراغت و ایام ده مرا
رزق مرا حواله به نامحرمان مکن
از دست خویش باده گلفام ده مرا
بوی گلی مشام مرا تازه میکند
ای گلعذار! بوسه به پیغام ده مرا
بنما تبسمی و خزانم بهار کن
ای نخل بارور گل بادام ده مرا
عمرم برفت و حسرت مستی زدل نرفت
عمری دگر ز معجزه جام ده مرا
جانم بگیر و جام می از دست من مگیر
ای مدعی هر آنچه دهی، جام ده مرا
مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید
یا رب امید رستن از این دام ده مرا
بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار
خندان دلی بسان (امین) وام ده مرا
