روش‌شناسی ترکیبی امام شهید در تحلیل حیات سیاسیِ ائمه(ع) – حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد صفر جبرئیلی

مقدمه:
نگاه سنتی و رایج به حیات سیاسی و فکری امامان و اهل‌بیت (ع) عموماً دچار نوعی گسست تحلیلی است؛ گروهی از محققان صرفاً به ثبت و نقل تاریخ حوادث و گزاره‌های تقویمی بسنده می‌کنند و گروهی دیگر، تنها به بازخوانی روایات و احادیث بدون در نظر گرفتن بافتار زمانه می‌پردازند. در این میان، امام شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای از اوایل دهه پنجاه شمسی با اتکا به نگاه و رویکردی نو و استفاده از منابع متعدد و متنوع روایی و تاریخی به تحلیل مبارزات سیاسی، فکری و فرهنگی ائمه (ع) پرداختند. ویژگی بارز و بنیادین روش‌شناسی ایشان، تکیه بر یک «رویکرد ترکیبی» و جامع از دو منبع اصلی، یعنی تاریخ و روایت بود تا پویایی حیات پیشوایان دین به درستی تبیین شود.
سیر تطور این نگرش علمی در سال‌های اخیر در قالب آثار منسجم و تأثیرگذاری تجلی یافت. سامان‌یافته‌ترین و جریان‌سازترین این آثار، کتاب «پیشوای صادق» و سخنرانی تاریخی ایشان در مراسم افتتاحیه دومین کنگره جهانی امام رضا (ع) در سال ۱۳۶۵ شمسی بود. در ادامه، انتشار کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» به رشد و گسترش این رویکرد در جامعه علمی و مذهبی کمک شایانی کرد؛ روندی که با پیاده‌سازی و نشر سخنرانی‌های این امام شهید در قالب چهار عنوان کتاب «همرزمان حسین»، «دو امام مجاهد»، «آفتاب در مصاف» و «حماسه امام سجاد» به اوج تکامل خود رسید.

مانع‌زدایی از تاریخ تحریف‌شده: اشراف بر منابع دست اول
تحلیل دقیق حیات سیاسی ائمه (ع) همواره با چالش بزرگ تحریف و ابهام روبه‌رو بوده است؛زیرا مورخان معروف و معتبر تاریخی عمدتاً حمایتی جانبدارانه از سیاست خلفای بنی‌عباس داشته‌اند و حقایق مجاهدت‌های شیعی را مکتوم گذاشته و یا دگرگون ساخته‌اند. با وجود این لایه‌های ضخیم تحریف، امام شهید با تسلط کم‌‌نظیر بر منابع تاریخی، حتی از دل متون غیررسمی نیز خط مبارزاتی ائمه(ع) را استخراج می‌کردند. نمونه بارز این جامعیت علمی، مطالعه و تعمق ایشان در کتاب ۲۴ جلدی «الاغانی» اثر ابوالفرج اصفهانی (متوفی ۳۵۶ ق) در دهه‌های پیشین است؛ اثری که به‌عنوان نمونه‌ای دقیق برای آشنایی با حیات اجتماعی و پنهانی امامان(ع) و فضای حاکم بر عصر امامت شناخته می‌شود.

ساختار کلان «انسان ۲۵۰ ساله» و ادوار چهارگانه امامت
پس از پایان عصر نبوت و حکومت پیامبر اکرم (ص)، فصل تازه‌ای در حیات جامعه اسلامی با عنوان «امامت» آغاز شد. در این دوره بنا بود جامعه اسلامی با رهبری فردی شایسته و برگزیده به فرمان الهی و اعلان پیامبر(ص)، در ادامه کار پیامبر اعظم(ص) به سوی اهداف مشخص حرکت کند؛ هرچند عده‌ای خاص با انحصارطلبی، دنیاطلبی و خودخواهی به این حریم دست‌اندازی کردند و با پیش آوردن مسائل گوناگون، جامعه را در نیل به آن اهداف متوقف ساختند یا حرکتش را کند کردند. این دوران مجاهدت که از آن به «دوران امامت» یاد می‌شود، ۲۵۰ سال به طول انجامید که در دکترین امام شهید آیت‌الله خامنه‌ای به چهار دوره اصلی تقسیم می‌شود:
*دوره اول؛ صبر و سکوت امام (۱۱ تا ۳۵ ق): حفظ اساس اسلام و حراست از مصالح کلان امت.
*دوره دوم؛ تشکیل حکومت اسلامی توسط امام (۳۵ تا ۴۱ ق): مظهر حاکمیت انقلابی و عدالت‌گستر.
*دوره سوم؛ ایجاد تشکیلات پنهانی برای قیام (۴۱ تا ۶۱ ق): کادرسازی و زمینه‌سازی برای صیانت از اصول مکتب.
*دوره چهارم؛ مبارزه تشکیلاتی برای گسترش اسلام (۶۱ تا ۲۶۰ ق): هدایت شبکه‌ای مؤمنان در برابر فتنه‌ها و انحرافات حاکمیت‌های باطل.

مفهوم‌شناسی «انقلاب» و «جهاد» مستمر در سیره ائمه(ع)
بنا بر قرائن و شواهد متعدد، حیات ائمه (ع) همواره آکنده از مبارزه، جهاد، تلاش و حرکت انقلابی بوده است. این خط سرخ انقلابی از حضرت فاطمه زهرا (س) آغاز شد. ایشان نخستین انقلابی شیعه و آغازگر این نهضت به شمار می‌روند. حکومت امام علی (ع) نیز یک حکومت کاملاً انقلابی بود که با هدف ایجاد انقلاب اجتماعی عمیق عهده‌دار امور شد، هرچند دنیاطلبان فرصت تحقق کامل آن را به حضرت ندادند. در ادامه، صلح امام حسن (ع) در واقع آغاز مبارزه منفی خاندان پیامبر با خاندان اموی و آتش‌بسی مدبرانه به منظور ایجاد انقلاب بود؛ امامی که جبهه جنگ را از روی زمین به زیرِ زمین منتقل ساخت. متعاقب آن، انقلاب حسینی رخ داد که همواره در طول انقلاب محمدی (ص) و به‌عنوان امتداد قطعی آن تعریف می‌شود.
تبیین واژگانی «انقلاب» در مکتب امام شهید
انقلاب به معنای دگرگون کردن مبنای زندگی و قواره جامعه طبق یک بینش و بر مبنای یک مکتب و طرز فکر خاص و پدیده‌ای متمایز از شوریدن، هیاهو کردن و ‌های‌و‌هوی سطحی است. لازمه انقلاب لزوماً شمشیر کشیدن، نیزه زدن و خون ریختن نیست و عوض کردن چهره و قواره جامعه ممکن است بدون درگیری فیزیکی انجام پذیرد. انقلاب دقیقاً در نقطه مقابل «ارتجاع» قرار دارد. انقلاب یعنی باقی ماندن ارکان و شرایطی که ضامن بقای فکر و هدف پیامبر اکرم ( ص) در جامعه است، در حالی که ارتجاع و انحطاط به معنای بازگشت به حالت پیش از بعثت و ارزش‌های جاهلی است.
بر همین اساس، واژه «جهاد» (از ریشه جَهد یا جُهد) به معنای تلاش و کوشش همراه با درگیری و مبارزه با قدرت‌های ارتجاعی ضدتعالی و تکامل انسان (یعنی جبهه ضد اسلام و قرآن) تبیین می‌شود. هدف نهایی جهاد، تشکیل حکومت الهی، اسلامی و علوی در جامعه است. در این دیدگاه، برای پیشگیری از افراط و تفریط، جهاد نباید منحصراً به مبارزه مسلحانه محدود شود؛ بلکه ساحت‌های زیر را نیز در بر می‌گیرد:
۱. جهاد فکری و تبیینی: بیان حقایق توسط ائمه (ع) به منزله درآویختن، درگیر شدن و دست به یقه شدن با منافقان و کافران زمان نبود. کتاب نوشتن، تدریس کردن و سخنرانی برای اثبات غلط بودن طرز فکر دشمن و حتی بیان مسئله شرعی – اگر حالت ضدیت با مخالفان دین داشته باشد – خود عین «جهاد» است.
۲. جهاد مالی: پول خرج کردن و انفاق مال در راه اثبات بطلان طرز فکر دشمن و حذف جریان باطل نیز مصداق بارز جهاد مالی است.
جمعبندی:
هرچند هرگونه تلاشی را نمی‌توان جهاد نامید، اما اسلحه به‌دست گرفتن نیز تنها مصداق آن نیست. بر این مبنا، تمام ائمه اطهار (ع) در طول حیات ۲۵۰ ساله خود، به‌طور مستمر، دائمی و همیشگی در حال جهاد، مبارزه و انقلاب تشکیلاتی بوده‌اند و دکترین «انسان ۲۵۰ ساله» که توسط امام شهید، آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای ترسیم شده، دقیق‌ترین منشور برای درک این حقیقت پویای تاریخی و اعتقادی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *