خطّ خون، مشتِ گره کرده – حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی

«همچنان داغدار…»
رنج صبوری بر داغ و هجران رهبر شهیدمان را همچنان تحمل می‌کنیم.
همچنان، فراق جانسوزش برای ما باور نکردنی است.
امّا می‌کوشیم با «وحدت کلمه»، «اطاعت از رهبری»، «حفظ ارزش‌های انقلاب»، «حضور در صحنه»، راهش را ادامه دهیم و خطّ جهادی او را استمرار بخشیم.
با آن که دشمنان می‌کوشند با:
توطئه، تزویر، یأس‌آفرینی، سیاه نمایی، حادثه‌سازی، جعل و دروغ، تشویش اذهان، شایعه‌سازی، شایعه پراکنی، شبهه‌افکنی و تردید‌آفرینی و… باورها و ارادۀ ملت را مخدوش سازند،
اما خدا را شکر که «خورشید ولایت» تابان و چراغ «بصیرت» فروزان است، راه هم روشن، رهروان هم مصمّم و مطالبه‌گرند.
گرچه سیمای «ولیّ»، به مصلحت امنیت، هنوز در پس ابر موقّت «غیبت» پنهان است،
اما امّتِ عادت کرده به غیبت هزارسالۀ «حجّت غایب»، با طول کشیدن زمان، گوهر «ایمان» و «انتظار» را در سینه‌ها حفظ می‌کنند و سست و نا امید و بی‌انگیزه نمی‌شوند.
زمینه‌سازی برای «ظهور»، و حرکت«تمهیدی» و «جهادی» هم سرجای خود محفوظ است.
منتظران راستین، با «تکلیف عصرغیبت» هم آشنایند.
وظیفۀ «جهاد تبیین» نیز همچنان بر دوش صاحبان «بینش» و «بصیرت» باقی است.
مردم، طعم خوش «جهاد و عرفان» را چشیده‌اند،
رابطۀ «میدان و خیابان» را لمس کرده‌اند و همراهی «شور و شعور» را باوردارند.
مشت‌ها گره کرده،
گام‌ها استوار،
و پرچم‌ها هم در اهتزاز است.

«ای کاروان،آهسته رو…»
داغ جدایی «قائدشهید» که بردل‌هایمان نشسته، هنوز تازه است.
چند ماه ازعروج خونین و غمبار آن رهبر رهنما، رهگشا، گرمابخش دل‌ها، امیدآفرین نسل‌ها و چشمه جوشان معرفت و بصیرت و هدایت گذشته است و ما یعقوب‌وار، چشم به‌قاب سیما و حسینیه دوخته‌ایم که مگر آن قامت رشید و سروگون را باز ببینیم.
ولی هیهات!
ناباورانه می‌گوییم: آیا براستی آن رهبر، ازمیان رهروان رفته است؟
درسوگ او، ایران و جهان، به «بیت‌الأحزانی» پرسوز و گداز تبدیل شد،
ولی خون جوشانش، و شهادت عظمایش، طوفانی در دل‌های عاشق پدید آورد، حرکت‌آفرین، حماسه‌ساز، وحدت‌بخش، موج‌انگیز و خروشان.
یاران و سرداران و سربازانش که دست و بازوی او در ستیز عاشورائی با استکبار بودند، همسفرش دراین راه عرشی شدند، که داغدار همه آنان هستیم.
سوگواریم و عزادار،
اما هنوز فرصت سوگواری نیافته‌ایم،
دریغا که هنوز، مدفن و مرقد و مزارت، مهیا نیست، تا کعبه دل‌ها شود و مطاف عشق‌ها.
ای امام شهید!
درگیر حرکتی هستیم که شهادتت، شعله سوزانش را در جان و جهان مستکبران و فراعنه افکنده است و هیمنۀ جباران مغرور را درهم شکسته و می‌رود تا فتح‌الفتوحی عظیم را رقم زند و خیبرگشای عصر حاضر گردد.
پای کار وعدۀ صادق چهاریم،
موجی خروشان که دریاها وگذرگاه‌ها را براستکبار و مزدورانش ناامن ساخته و راه‌های چپاول و سلطه را به‌روی اغیار بسته و ضربات سخت و مرگبار و آتش خشم و انتقام دلیران غیور جبهه مقاومت، زندگی را بر صهیونیست‌های غاصب، جهنم کرده است.
مولای عزیز،
گرچه نیستی، ولی همه‌جا را ازحضورت آکنده‌ای.
تو حاضرترین حاضرانی،
عطر وجودت را از خلف صالحت که نشان نعمت مستدام الهی بر این امت و نظام است، می‌شنویم. نامت، یادت، پیامت، تاکیدها و هشدارهایت، صلابت و اقتدارت، اخم‌ها و لبخندهایت، بغض‌ها و اشکهایت، سجده‌ها و خطبه‌ها و سخنرانی‌هایت، چفیه و عصا و انگشتر و سجاده‌ات، همه و همه کهکشانی از معرفت و هدایت و درس و اشراق و حماسه است.
جاودانه دردل و یادمانی،
و چه فراق سنگینی است، این جدایی!
در جوار رحمت حق، شفیع ماباش،
«فانّ لک عندالله شأناً من‌الشأن…»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *