ارزش ها و مکتب ها

سلسله مقالاتی که از این شماره، تحت عنوان «ارزش ها و مکتب ها» تقدیم امت پاسدار اسلام می شود، به قلم یکی از دانشمندان برجسته و شخصیت های عالیقدر به رشته تحریر در آمده است، که ما ضمن تشکر صمیمانه از معظم له به خاطر اینکه این مجموعه را در اختیار مجله پاسدار اسلام گذاشته اند، امیدواریم با چاپ این مقالات ارزنده برای جویندگان حقیقت و فریب خوردگان مکتب های پوچ و دلباختگان مارکسیسم، راهی هموار به سوی حق و حقیقت گشوده شود.
پیشگفتار
در زندگی انسان ها یک سری مفاهیم و موضوعات و حقایقی وجود داشته و دارد که دارای تقدس و ارج و ارزش و اعتبار است البته با درجات و مراتب مختلف و گوناگون.
و جلوتر از این یک سری معیارها و ملاک ها است که ارزش ها و اعتبارات را توجیه می کند.
همین ارزش ها و اعتبارات است که بخش عظیمی از فعل و انفعالات جوامع انسانی را تفسیر و تعیین می نماید و تاریخ ساز و حادثه آفرین است. جنگ ها و صلح ها، قهرها و آشتی ها، حرکت ها و سکون ها، دوستی ها و دشمنی ها، مسافرت ها و مهاجرت ها، درس خواندن ها و گفتن ها و نوشتن ها، تجارت ها و تولیدها و انباشتن ها و … همه و همه به یک یا چند ارزش و ریشه می رسانند.
اگر این ارزش ها و معیارها و ملاک ها را از انسانیت بگیرند، این موجود فعال متحرک ناآرام تبدیل به شیئی خمود و جامد می گردد. و این جوهر پر جوش و حررات مجسمه ای بی روح و سرد می شود و این همه قضاوت و اختلاف و تضاد که در تاریخ بشریت به چشم می خورد تا حدود زیادی از ناحیه اختلاف در ارزشگذاری و تعیین معیارها قابل تبیین و تفسیر است.
انبیاء الهی و مصلحان مکتب دار بشر هم در مکتب های اصلاحی و سازنده خود به جای آن که به فروع و شاخه و ظواهر بپردازند دست روی همین ریشه ها و پایه ها گذاشته و برنامه های عملی و اجرائی خود را بر اساس ارزش های مورد قبول مکتب خود تنظیم کرده اند و تفاوت اساسی مصلحان صاحب مکتب و رفرمیست های سطحی هم همین است که رفرمیست ها بدون توجه به اصول و ریشه های کار، همت و تلاش خود را برای سر و سامان دادن سطح ظاهر جامعه بشریت به کار گرفته اند. کاری ابتر و خانه ای در مسیر سیل ولی اربابان مکاتیب با توجه به اصول و ریشه ها، برنامه ریزی کرده اند.
البته گذشته از مکتب انبیا که به خاطر ریشه گرفتن از وحی وی اطلاع همه جانبه خدای خالق و مدبر جهان، خالی از اشتباه و خطاست، همه مکتب های بشری به خاطر اطلاعات ناقص و دید محدود انسان همیشه در انتخاب و معرفی ارزش ها دچار اشتباهات بزرگ و در نتیجه مایه خسارت های جبران ناپذیر برای بشریت بوده اند.
انسان در جهان بینی مکتب انبیاء
تعیین ارزش ها در هر مکتبی بستگی به جهان بینی آن مکتب دارد. مکتب های انبیاء عموما جهان را آفریده آفریننده ای عالم و قادر مطلق می دانند و برای تمام پدیده ها و حرکات جهان، هدف وحساب قائلند.
انسان در این مکتب، دارای موقعیتی عالی و مقام ارجمندن و کلمه بزرگ خلقت و گل سرسبد است و در عالم طبیعت، ابدی و جاودان و نمردنی. موجودی که در حرکت و کمال خود مسافر راه خدا و تا بینهایت، میدان کمال و رشد و ترقی دارد و خداوند عالم به او این حق را داده که از تمام نیروهای عالم طبیعت در این سفر روحانی بهره بگیرد «و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض» نیروهای غیبی و غیر طبیعی هم در این راه وظیفه کمک و امداد انسان را دارند.
در جهان بینی این مکتب، انسان برای حرکت در این راه طولانی و پرواز در این فضای بیکران همه وسائل لازم را «بالقوه» دارد و مسئولیت «به فعلیت» در آوردن آن استعدادها و نقد کردن آن امکانات به عهده خود او گذاشته شده است.
انبیاء در برنامه های فکری و عملی خود اصول و فروع این امکانات و راه به دست آوردن و به فعلیت رساندن آن ها را نشان داده اند که ارزش ها و ملاک و معیار ارزش ها از همین جا به دست می آید.
ناگفته نماند که انبیا، توجهشان فقط به بعد معنوی و جهات اخروی انسان محدود نشده بلکه بر اساس جهان بینی صحیح و واقع بینی الهی در حد لازم به بعد مادی و علایق و نیازهای جسمی انسان هم پرداخته و ارزش های مادی را در درجه و حد خود ارج نهاده اند «و لا تنس نصیبک من الدنیا» و بر این اساس در برنامه انبیاء برای انسان، دنیا و آخرت آباد و رفاه دو جهان گنجانده شده «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه» و بالاتر اینکه از دید اسلام، نابسامانی زندگی مادی در این دنیا مانع تکامل معنوی هم هست.
جلوه گاه قسمتی از ارزش های مکاتیب الهی برای انسان در رابطه با خدا و خلق خدا و طبیعت از اینقرار است:
ایمان، تسلیم، عبادت، معرفت، تقوی، رضا، خضوع، خشوع، ذکرو اخلاص، صداقت، امانت، محبت، صفا، مواسات، مواخات، گذشت، فداکاری، احسان، انفاق، وفا، حیا، حلم، خیرخواهی، صمیمیت، تواضع، کرم، صراحت، متانت، سخاوت، عدالت، عزت نفس، کرمت، شهامت، شجاعت، عفت، استقامت، نشاط، تلاش، حکمت، ادب هنر، علم، بصیرت، آزادگی، جوانمردی، وقار، حرکت، پشتکار و ….
مقدار موفقیت و دوام و بقاء این مکتب ها تا حدود زیادی بستگی به اصالت و صحت و واقعیت این ارزش ها و معیار ارزش ها دارد.
اگر می بینیم بعد از دو هزار سال هنوز حضرت عیسی بن مریم بیش از یک میلیارد نفر انسان را به دنبال خود می کشاند و یا برنامه حضرت موسی با اینکه پس از گذشت ۳ هزار سال دو مرحله از واقعیت زندگی عقب است، هنوز برای میلیون ها یهودی جاذبه دارد و یا دین حنیف حضرت ابراهیم از ماقبل تاریخ تا به امروز دل میلیاردها انسان را مجذوب خود می کند و یا جاذبه اسلام از پی چهارده قرن و از میان گرد و کولاک و رعد و برق تمدن های فریبای فردی اخیر و مکاتیب پر طنطنه روز، نزدیک به یک میلیارد مسلمان را در طیف جاذبه خود گرفته، این ها بی جهت و بی دلیلی نیست، همان ارزش های اصیلی که پایه تعلیمات قرار گرفته و همان معیارهای درست و حساب شده و سازگار با فطرت انسان است که نیروی حرکت و مایه سوخت وجود شده است.
با مقداری اختلاف و تفاوت، بودیسم، کنفوسیوسیسم و مسلک زرتشت و هندوئیسم و مکتب سقراط و افلاطون و … به طور نسبی اعتبار و ادامه حرمت خویش را مرهون همان ملاک ها و ارزش های پایه ای خود می باشند.
در مکتب انبیا تمام ارزش های اصیل و واقعی در نظر گرفته شده و برنامه های آن ها به این ارزش ها متکی است، ولی در مکتب های ساخته و فکر و نظر دانشمندان و حکما و معلمان بشری تا آن جا که قدرت فهم و درکشان رسیده به ارزش هائی دست یافته اند و بدون شک بسیاری از ارزش های اصیل بشر به خاطر محدود بودن قدرت درک و میدان دید، مورد توجه قرار نگرفته است. و تفاوت اساسی میان مکتب انبیاء و مصلحان غیر مرتبط به وحی و آسمان در همین است.
خلاصه آن که سعادت بشر و در گرو همین ارزش ها است که نکبت و بدبختی و فلاکت هم در اثر پشت کردن به این منابع خیر و سعادت، دامنگیر انسانیت می شود.
اگر تحلیلی منصفانه و بی طرفانه در تاریخ بشر بشود و رگه های اوج و حضیض شقاوت و سعادت و کمال و سقوط و شکست و فتح بشریت بررسی گردد، رد پای همین ارزش ها در حرکات تکاملی انسان ها و جای خالی همین ها در نشیب های شکست و نکبت جوامع انسانی دیده می شود.
بحران ارزش ها
با کمال تاسف باید به این حقیقت تلخ و دردناک اعتراف کرد که: در هیچ زمانی مثل امروز ارزش های اصیل انسانی در سراسر جامعه بشریت، دچار بحران و تزلزل نبوده است.
البته همیشه در گوشه و کنار و بخش کوچک یا بزرگی از دنیای انسان، بحران و انحراف ارزش ها وجود داشته و آثار شوم خود را عرضه نموده ولی فعلا سخن بر سر وسعت دامنه و عمق بحران است که همه جا و همه چیز را در معرض خطر قرار داده و به صورت مرضی مسری و خطرناک رو به توسعه می باشد.
علت این وسعت و عمق هم روشن است. دنیای امروز غیر از دنیا دیروز و پریروز است. امروز دنیا در سایه وسائل ارتباط جمعی که بر بال برق و بخار و نور و هوا و موج نشسته همه جا و همه چیز را زیر پوشش خود گرفته به صورت یک خانه در بست درآمده و هر فکری و هر ایده ای و هر شبهه ای و هر ایرادی اگر مبتکر آن در با ند قدرت قرار داشته باشد، خیلی زود از این سوی دنیا به آن سوی دنیا پرواز می کند و به هر زبانی سخن می گوید. این بحران و تزلزل در افکار و روحیات نسل جوان که عمق و وسعت بیشتر و خطرناکتری به خود گرفته، آینده محیط انسانیت را تیره تر از امروز نشان می دهد.
جوامع امروز به بسیاری از اصول اخلاقی که ضامن سعادت جمع است پشت کرده و ارج و اعتباری برای آن ها قائل نیستند. خانواده، آن استحکام و ثبات سابق خود را ندارد. تقوی و فضیلت، مقام شایسته خود را در این جوامع احراز نکرده و روابط طبقات و قشرها و نژادها و ملل و نحل گوناگون علیرغم دم زدن از جامعه ملل و حقوق بشر بر اساس درستی قرار ندارد.
رواج هیپیسم و هیپی گری و سرعت گسترش مراکز لهو و لعب و کانون فساد و تفریحات ناسالم و سرگرمی های مضر و بی ثمر در جهان به اصطلاح متمدن، همگی نمایشی از بحران و نبود