منشور خونخواهی، تجلی ادبیات عاشورایی در شهادت امام شهید، آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای«قدس‌سّره» – حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا عابدینی

زیارت عاشورا فراتر از یک متن عبادی، کتابچه دلتنگی یا سوگنامه‌ای مذهبی است. این صحیفه شریفه، منشور نهضت، آیین‌نامه قیام و مأموریتی جهانی و آخرالزمانی است که بار سنگین خونخواهی را بر دوش انسان منتظر می‌گذارد. بر خلاف انگاره‌های سطحی که ابعاد این زیارت را در حدود یک گره‌گشایی فردی یا تخلیه عاطفی محدود می‌سازند، هندسه درونی زیارت عاشورا خط‌مشی مبارزه مستمر با جبهه باطل را ترسیم می‌کند.
این مأموریت بزرگ، ماهیتی جامع و فراگیر دارد و نجات همه مظلومان عالم را هدف قرار داده است؛ زیرا پدیده ظهور و خروج قائم آل محمد (عج) بر اساس سنت قطعی الهی، زمین را که از ظلم و جور آکنده شده است، از قسط و عدل لبریز خواهد ساخت. از آنجا که ابتلای به ظلم و ستم، مسئله‌ای همگانی و بشری است، نهضت خونخواهی حسینی نیز حقیقتی جهانی است که به نجات عموم ستمدیدگان می‌انجامد. در این تراز، نگاه به مقوله خونخواهی از دایره انتقام محدود از جریانی خاص یا دوره‌ای مشخص فراتر می‌رود و به پهنای کل تاریخ گسترش می‌یابد؛ حرکتی اصیل که آغاز آن از ایران و محور مقاومت، اما مقصد نهایی‌اش استقرار عدالت بر کل نظام ارض است.

۱. تابلوی زیارت عاشورا و تجلی عینی ثارالله در شهادت آیت‌الله خامنه‌ای
در خلاصه و پیشانی سرفصل‌های زیارت عاشورا، گزاره راهبردی «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» به‌عنوان تابلوی اصلی نهضت خودنمایی می‌کند. مفهوم «ثار» و جریان خونخواهی، نشان‌دهنده خط ممتدی است که هستی را بر مدار مجاهدت برای احقاق حق هدایت می‌کند. در عصر حاضر، اراده الهی بر این تعلق گرفت که مفهوم نظری و تاریخی خونخواهی با یک واقعه عظیم شگرف، صورت عینی، ملموس و مصداقی به خود بگیرد.
شهادت رهبر بزرگوار، پیشوا و مقتدای امت، این مفهوم قدسی را از مرتبه یک باور ذهنی به عینی‌ترین واقعیت زمانه ما بدل ساخت و تابلوی حماسی خونخواهی را در برابر دیدگان مظلومان جهان زنده کرد. در طول تاریخ انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت، فرماندهان، مسئولان و مجاهدان سترگی به فیض شهادت نائل آمده‌اند. شهادت سردار سرافراز حاج قاسم سلیمانی تکان‌دهنده و عمیق بود و شهادت سید جلیل‌القدر، سید حسن نصرالله، فاجعه‌ای عظیم و سنگین را رقم زد، اما واقعه سنگین شهادت آقای ما، امام شهید آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، جریانی بی‌نظیر، ملموس و تکان‌دهنده از خونخواهی متصل به کربلا را در پهنه گیتی بیدار کرد. با این واقعه، حقیقت نسخه معاصر نهضت حسینی بر همگان آشکار گردید و محرز شد که شهادت این رهبر الهی، محرک اصلی و بی‌واسطه حرکت آخرالزمانی امت در مسیر خونخواهی سیدالشهداست(ع).

۲٫ ضرورت حفظ تشکل ایمانی و تمرکز بر بغض مقدس در خونخواهی آیت‌الله خامنه‌ای
یکی از اصول بنیادین و کدهای عملیاتی که در زیارت عاشورا بر آن پافشاری شده، موازنه میان «بغض مشترک» و «محبت مشترک» در بستر اصطلاحات «تولّی» و «تبرّی» است. تحلیل ساختاری جوامع انسانی نشان می‌دهد که «بغض مشترک» به نسبت «محبت مشترک»، از قدرت جمع‌کنندگی و سرعت بالاتری در ایجاد اتحاد و انسجام حول یک محور برخوردار است؛ هرچند پایداری و دوام این پیوند در درازمدت، منوط به وجود «محبت مشترک» است.
این سنت اصیل الهی در متن قرآن کریم نیز به‌وضوح مندرج است. پروردگار متعال می‌فرماید: «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى.» تقدم رتبه‌ای کفر به طاغوت بر ایمان به الله، گویای این حقیقت است که ابتدا باید بستر جان و جامعه از لوث باطل پاک گردد، تا تجلی حق امکان‌پذیر شود. همین قاعده در شعار توحیدی «لا اله الا الله» نیز جاری است که در آن، نفی معبودهای دروغین بر اثبات معبود حقیقی پیشی گرفته است. در نظام نیایشی زیارت عاشورا نیز قرائت صد بار لعن پیش از صد بار سلام، بر همین مبنای حکیمانه استوار است؛ لعنی که بغض مشترک را پدید می‌آورد و سلامی که محبت مشترک را تثبیت می‌کند. در ساحت اخلاق نیز دکترین «تخلیه» مقدم بر «تجلیه» است؛ زیراصفا دادن به حوض یا استخر کثیف، بدون تخلیه لجن‌ها و پاک‌سازی بنیادین رسوبات، بی فایده است و آب پاک جدید را نیز آلوده می‌کند.
دشمنان جبهه حق با درک این قدرت شگرف، همواره کوشیده‌اند الگوهای بغض مشترک را دگرگون سازند و یا آن‌را به انحراف بکشانند. نمونه بارز این توطئه در دهه‌های گذشته و در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق رخ داد. استکبار جهانی با بازنویسی فرمول انقلاب اسلامی، جریانی موسوم به «اخوان‌العرب» را پدید آورد تا جوانان پرشور، شجاع و انقلابی بلاد اسلامی را که خطری بالقوه برای حاکمیت‌های وابسته بودند، حول بغض مشترک علیه کمونیسمِ ضدخدا جمع کند. این تشکل‌ها که در لایه‌های بعدی به القاعده و طالبان منجر شدند، ناخواسته تحت کنترل و هدایت غیرمستقیم آمریکا قرار گرفتند. اما پس از فروپاشی شوروی، مستکبران برای جلو‌گیری از بازگشت این پیکان تیز به سمت آمریکا و اسرائیل، سرخط این بغض را با فتنه‌انگیزی، کانالیزه کردن جریانات تندرو و متهم‌سازی ایران، به سوی جمهوری اسلامی معطوف ساختند.
امروز و در پی شهادت امام شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، بغض متمرکز عظیمی علیه جبهه استکبار و صهیونیسم در میان ملت‌های مسلمان از ایران و عراق تا پاکستان و هند شکل گرفته است. در این میان، راهبرد کلیدی دشمن، تکه تکه کردن و پراکنده ساختن این بغض مقدس و هدایت ترکش‌های آن به سمت درون جامعه است. اگر بغض متمرکزی که مانند مته بر یک نقطه زوم شده و قدرت نفوذ دارد، دچار تفرق و تشتت شود، اثرگذاری خود را از دست می‌دهد و به خراش‌هایی سطحی مبدل می‌شود. تمرکز صریح بر این بغض مقدس ناشی از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، زیربنای حتمی شکل‌گیری یک هیئت واحد، تشکیلاتی و سازمان‌یافته برای تحقق اهداف والای خونخواهی جهانی است.

۳٫ سیاست تمدنی اتصال خونِ شهید آیت‌الله خامنه‌ای به پرچم «یالثارات‌الحسین(ع)»
سیره و هدایت ائمه اطهار (ع) بر این اصل استوار بوده است که همه مصائب و مظلومیت‌های تاریخ بشر باید به سرچشمه کربلا متصل شوند. امام رضا (ع) به ریان بن شبیب که فرمود: «یَابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ» که نشان‌دهنده یک دکترین راهبردی و سیاست عظیم برای تمرکز بر خونخواهی اکبر است. با وجود آن‌که تمام امامان همام به شهادت رسیده‌اند و امیرالمؤمنین علی (ع) خود نخستین ثارالله است که خونش در محراب عبادت بر زمین جاری شد، اما شعار تمام قیام‌های حق‌طلبانه آخرالزمان، انحصارا گزاره «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْن» است؛ زیرا خون سیدالشهدا (ع)، خون کل هستی و جامع تمام ستم‌هایی است که بر بشریت روا داشته شده است.
بر اساس این منطق تمدنی، در جریان تشییع و تبیین جایگاه امام شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، ابداع شعارهای متکثر نظیر «یالثارات آل‌خامنه ای» مغایر با اصل وحدت در کثرت مکتب عاشوراست. صراحت متن زیارت بر این استوار است که خونخواهی این رهبر فرزانه زمانی ابعاد جهانی و کوبنده پیدا می‌کند که مستقیماً ذیل پرچم رفیع «یالثارات الحسین» تعریف و با آن ادغام شود. اتصال صریح این مصیبت به مصیبت عظمای کربلا، نه‌تنها نام و یاد این شهید والامقام را تضعیف نمی‌کند، بلکه به آن جلالت و جاودانگی تاریخی می‌بخشد. راه صحیح، برافراشتن همان پرچم اصیل حسینی همراه با نماد مشت گره‌کرده رهبر شهید، آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نشانه‌ای واضح از صراط مستقیم حرکت به سوی خونخواهی مطلق است. این مدل تمدن‌سازی، مانع از تفرقه‌افکنی دشمن می‌شود و اثبات می‌کند که امت اسلام در خونخواهی خویش نیز موحد است و تحت یک پرچم واحد گام برمی‌دارد؛ امری که در هیچ مکتب دیگری، از جمله جریان «فدا» در مسیحیت تحریف‌شده، سابقه و پویایی ندارد.
شاهد تاریخی این پیوند عمیق، روایت حضرت ابراهیم خلیل (ع) و حقیقت «ذبح عظیم» است. آنگاه که اراده الهی بر عدم بریدن کارد و حفظ جان اسماعیل (ع) قرار گرفت، پروردگار متعال برای ابراهیم (ع) از شهادت فجیع و والای فرزند پیغمبر خاتم (ص) پرده برداشت تا حزن او بر آن مصیبت اعظم واقع شود و پاداش عالی قربانی به او عطا گردد؛ حقیقتی که تأویل آیه شریفه ذیل است: «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».
امروز نیز خداوند متعال با شهادت مقتدای امت، شهید آیت‌الله خامنه‌ای، ما را به صورت صریح از مرتبه مفاهیم ذهنی به واقعیت مصادیق عینی سوق داده است تا با تمسک به این راه، مقدمات سقوط استکبار و فرج نهایی فراهم آید.

۴٫ کرامت انتساب و رزق خونخواهیِ رهبر شهید مع امام منصور
بر اساس تعابیر نورانی زیارت عاشورا، توفیق گام نهادن در مسیر خونخواهی، یک هدیه معمولی نیست، بلکه رزقی ویژه و منزلتی کریمانه است که از سوی پروردگار متعال عنایت می‌شود: «فأَسأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکرَمَ مَقَامَکَ وَأَکرَمَنِی بِکَ أَن یَرزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ»
این فراز بر حقیقت «کرامت انتساب» دلالت دارد؛ بدین معنا که سیدالشهدا (ع) به واسطه اتصال به ذات اقدس الهی کرامت یافته و منتسب به خداست و پیروان او نیز به واسطه انتساب به آستان حسینی، کسب کرامت کرده‌اند. انسان مؤمن با تکیه بر این شرافت منحصربه‌فرد، طلبِ رزق خونخواهی می‌کند؛ رزقی که در وهله نخست نیازمند معرفت عمیق به ابعاد خون ریخته شده و میزان محرومیت عظیمی است که از پس این جنایت بر بشریت تحمیل شده است.
از آنجا که تراز این مصیبت فراتر از درک و توان فردی انسان است، زیارت عاشورا راهبرد تحقق این مأموریت را همراهی و معیت با «إِمَامٍ مَنْصُورٍ» (امام یاری‌شده از سوی خدا) معرفی می‌کند. خونخواهی بدون امامی که ابعاد ظلم را بشناسد و قدرت اقامه حق را داشته باشد، به سرانجام نخواهد رسید. در زمان غیبت، مرتبه نازل این تبعیت و قیام، در گام برداشتن پشت سر ولی امر و نایب امام عصر (عج) تجلی می‌یابد تا پهنه مبارزه به بیراهه نرود. بر این مبنا، نیت صادقانه برای خونخواهی رهبر شهید، آیت‌الله خامنه‌ای و انجام تکالیف فعلی، مؤمن را از بند زمان و مکان آزاد می‌سازد و او را فرازمانی می‌گرداند؛ چنان‌که در روایت جنگ جمل، امیرالمؤمنین علی (ع) کسانی را که با دل و نیت صادق مایل به حضور در جبهه بودند -حتی آنان که هنوز به دنیا نیامده بودند- شریک در مجاهدت و ثواب لشکر خویش دانستند. نظیر این حقیقت در جریان جنگ تبوک و بیانات پیامبر اکرم(ص) در خصوص جا‌ماندگان معذور نیز به اثبات رسید. این تقارب عینی نشان می‌دهد که خونخواهی آیت‌الله خامنه‌ای در امتداد طلب ثار در رکاب امام منصور (عج) قابل تحقق و جریانی ساری و جاری است.

۵٫ دکترین استکبارستیزی در مکتب امام راحل (ره) و شهید آیت‌الله خامنه‌ای
مواضع اصولی جبهه حق در برابر نظام سلطه، بر یک روایت الهی و خط اصیل استکبارستیزی استوار است که ریشه در سیره انبیای عظام دارد؛ تفکری که مستقیماً الهام‌گرفته از رویارویی حضرت موسی (ع) با فرعون و حضرت ابراهیم (ع) با نمرود است. در این مکتب فکری که توسط امام راحل (ره) با نام‌گذاری آمریکا به‌عنوان «شیطان بزرگ» پایه‌گذاری شد و در صراحت بیانات و مواضع شهید آیت‌الله خامنه‌ای تداوم یافت، هرگونه معاهده یا تفاهمی که مایه تثبیت برتری، هیمنه و سلطه استکبار جهانی باشد، اصالتاً مردود و غیرقابل قبول است.
حتی فرضیه محالِ وفای به عهد از سوی دشمن نیز نفی‌کننده این اصل نیست؛ چرا که پذیرش بلیت و چارچوب فرعونی، به معنای تسلیم در برابر تفوق سیاسی باطل است. تجلی عینی این سیره، اقدام قاطع امام راحل (ره) در جریان ورود پنهانی مک‌فارلین به تهران بود؛ آنجا که در اوج نیاز کشور به تجهیزات نظامی در دوران دفاع مقدس، امام (ره) هرگونه ملاقات با نماینده آمریکا را ممنوع اعلام کردند و برتری‌جویی دشمن را در نطفه خفه ساختند؛ موضعی که انطباق کامل با مشی قاطعانه و سازش‌ناپذیر شهید آیت‌الله خامنه‌ای در رد مذاکرات استیصالی با غرب داشت.
در فضای کنونی، تقابل میان «منطق خونخواهی» و «رویکرد سازشکاری» در تحلیل مفاهمه‌نامه‌ها و تفاهم‌های بین‌المللی آشکار می‌شود. تکیه صریح بر سنت‌های الهی و اتکا به اراده بومی، دشمن را به استیصال مفرط می‌کشاند؛ تا جایی که طبق اقرار صریح سران استکبار، تداوم فشارهای جبهه مقاومت و تهدید شریان‌های حیاتی تجاری مانند تنگه هرمز، می‌توانست ساختار اقتصادی نظام سلطه را در کمتر از چند هفته به فروپاشی کامل بکشاند. در چنین موقعیت اقتداری، امتیازگیری باید از موضع تحکم و بدون گشودن مفاهمه‌نامه‌هایی باشد که جلوه‌ای از ابرقدرتی دروغین آمریکا را بازسازی کند. مفاهمه‌نامه‌ای که در آن دشمن فرصت یابد تعهدات اولیه خود مانند آتش‌بس فوری را نقض و اراده ملت را آزمایش کند، خروج از مسیر خونخواهی است. بر اساس هدایت و مکتب سیاسی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، تکلیف صریح امروز امت، ایفای نقش ناظر شجاع و اجرای راهبرد «نقض در برابر نقض» است؛ زیرا سستی و طمأنینه بی‌جا در برابر خدعه دشمن، پیام ضعف اراده مقاومت را به اردوگاه باطل مخابره می‌کند.

۶٫ سنت‌های غیرقابل تبدیل الهی و فرجام جبهه ناظر بر خونخواهی رهبر معزز
مکتب فکری جبهه حق، مبتنی بر خداباوری و یقین به وعده‌های تخلف‌ناپذیر الهی است. قرآن کریم به‌عنوان سند قطعی هدایت، سنتی پایدار و تغییرناپذیر را تبیین می‌کند: «وَ لَوْ قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً * سُنَّهَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدیلاً.»
این آیات صراحت دارند که در صورت هجوم کفار، شکست و عقب‌نشینی آنان حتمی است، به شرط آن‌که مؤمنان قدم در مسیر استقامت بگذارند و فرار اختیار نکنند؛ زیرا تنها تجربه غلبه دشمن در تاریخ اسلام (جنگ احد)، ناشی از تزلزل، دنیاطلبی و رها کردن لایه‌های دفاعی توسط برخی از مسلمانان بود.
امروز این سنت الهی در جبهه‌های متعدد مقاومت و در مسیر پاسداری از خون رهبر معزز پدیدار شده است. خروج صریح کشور از پیله انزوا و تبدیل شدن به یک ابرقدرت برتر نظامی که دو قدرت هسته‌ای جهان را به زانو درآورده، جلوه‌ای از همین نصرت است. جسارت بی‌نظیر رزمندگان انصارالله یمن در مواجهه مستقیم با ناوگان ناتو و آمریکا، مصداق بارز وحشت‌افکنی پروردگار در دل کافران است؛ مجاهدانی که نه تنها از تهدید باطل هراسی به دل راه ندادند، بلکه درگیری مستقیم با شیطان بزرگ را آرزوی دیرینه خود دانستند و ابهت پوشالی مستکبران را درهم شکستند. شکست پایگاه‌های یهود در جنوب خلیج فارس و سست شدن پیوند ولایت میان حکام دست‌نشانده عرب با آمریکا، تغییر جدی نقشه‌های ژئوپلیتیک را به نفع جبهه خونخواهی رهبر معزز، شهید آیت‌الله خامنه‌ای، رقم زده است.
علاوه بر ابعاد نظامی، تجلی امدادهای غیبی در وقایعی همچون حادثه اصفهان، یادآور ماجرای طبس و توطئه‌های ناکام بنی‌اسرائیل است. نقشه پیچیده و همه‌جانبه دشمن برای ضربه زدن به تاسیسات حیاتی و زیرساخت‌های هسته‌ای کشور، با یک پدیده ساده طبیعی یعنی بارش باران و فرو رفتن چرخ نخستین هواپیمای مهاجم در گل، کاملاً فلج و خنثی شد. این نمونه‌های عینی اثبات می‌کنند که آسمان و زمین، لشکریان پروردگارند: « وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»، اما این باور هرگز به معنای تنبلی، دست روی دست گذاشتن و در پیش گرفتن سیره قوم بنی‌اسرائیل نیست که به حضرت موسی (ع) گفتند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ».
جبهه ناظر بر خونخواهی رهبر معزز با پشتیبانی مستمر از نظام اسلامی اثبات کرده است که در مواجهه با تندباد حوادث و در اوج بن‌بست‌های ظاهری، با تاسی به پاسخ حماسی موسی (ع) که فرمود: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهدِینِ»
به پیش خواهد تاخت و تسلیم ابهت فرعون‌های زمان نخواهد شد.

۷٫ تبیین راه شهید آیت‌الله خامنه‌ای؛ محافل حسینی به‌مثابه میدان آمادگی و رزمایش
برآیند حضور در مجالس سوگواری سیدالشهدا (ع)، ایجاد تحول بنیادین، کسب اراده، اقتدار و انگیزه برای ایستادگی در برابر باطل است. مجالس روضه نباید در حد یک حزن ایستا خلاصه شوند؛ بلکه این محافل، محل قیام، رزمایش و آمادگی همه‌جانبه امت‌اند. انسانی که از این جلسات خارج می‌شود، باید جریان خون را در رگ‌های خویش گرم‌تر احساس کند و برای انتقام از ظالمان آماده‌تر باشد. این همان معنای حقیقی تبیین امام راحل (ره) است که فرمود: «محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است». شعله‌ور شدن این باور، حرکت کشور را به یک نهضت جهانی و فرامرزی مبدل می‌سازد که مصداق عالی آن در سیره شهید بزرگوار، حاج قاسم سلیمانی جلوه‌گر بود؛ مجاهدی که وفای به عهد و حمایت از مظلوم را فراتر از مرزهای مذهبی و جغرافیایی تعریف کرد و در عملیات نجات خلبان روسی، اوج بزرگی و پایبندی به عهد مکتب ولایت را به نمایش گذاشت.
تبیین صریح راه شهید آیت‌الله خامنه‌ای، امروز همان امتداد خط سرخ کربلاست که مأموریت خطیر آن بر دوش تک‌تک آحاد جامعه سنگینی می‌کند. محافل حسینی فراتر از جنبه‌های مرسوم سوگواری، اکنون به‌عنوان میدان آمادگی، رزمایش و کانون‌های جوشان تربیت مجاهدان خونخواه برای این رهبر شهید به شمار می‌روند. این مسیر روشن، بی تردید به ندای پنج‌گانه امام قائم (عج) در لحظه ظهور متصل خواهد شد؛ آن زمان که حضرتش خود را با نام مبارک اباعبدالله (ع) و مظلومیت‌های کربلا به جهانیان معرفی می‌کند و انتقام نهایی را از کل جریانات ظالم تاریخ بازمی‌ستاند: «أَلَا یَا أَهلَ‌الْعَالَمِ أَنَا الإِمَامُ الْقَائِمُ، أَلَا یَا أَهلَ‌الْعَالَمِ أَنَا الصَّمصَامُ المُنْتَقِمُ، أَلَا یَا أَهْلَ‌الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّیَ الْحُسَیْنَ قَتَلُوهُ عَطْشَاناً…»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *