از دینم حمایت می‌کنم | حجت‌الاسلام سید جواد حسینی

 

تک تک شهدای کربلا هنگام ورود به میدان جنگ برای اهداف بلند و مقدس خویش رجزهای بسیار عمیق و معنی‌داری خوانده‌اند که حاکی از حمایت آنان از دین خدا است.

حبیب‌بن مظاهر، زهیر، حربن یزید ریاحی و… علی‌اکبر، قاسم بن الحسن و… همه رجزهایی خوانده‌اند که توضیح و تفسیر هریک از آنها دنیایی از معرفت را بر روی انسان باز می‌کند.

البته این رجزها نیز با توجه به شخصیت گوینده و شناخت او از دین و امامش از نظر رتبه و درجه فرق می‌کند، اما همۀ رجزها یک هدف مشترک داشتند و وجه مشترک همه آنها «حمایت از دین» بوده است.

از جمله کسانی که در روز عاشورا رجزهای معنی‌دار و عمیقی خوانده اند، حضرت ابوالفضل العباس سردار و علمدار حسین«ع» است. رجزهای او معروف و متعدد است که هریک دریایی از معارف را دربر دارد. آنچه پیش رو دارید، رجز معروفی است از آن حضرت، که بنا داریم با توضیح مختصر آن، گوشه‌ای از ژرفای آن را آشکار سازیم.

 

متن رجز

حضرت عباس(ع) بعد از شهادت علی‌اکبر نزد برادرش حسین«ع» آمد و گفت: ای برادر! سینه‌ام تنگ و از زندگی خسته شده‌ام.

امام حسین«ع» ‌فرمود: برای این کودکان مقداری آب تهیه کن. عباس به میدان رفت و سپاه کوفه و شام را موعظه کرد و آنها را از عذاب خداوند ترساند، ولی اثری نکرد، آنگاه آهنگ فرات نمود، در حالی که چهارهزار نفر فرات را محاصره کرده بودند، عباس آنها را پراکنده کرد و هشتاد نفر از آنان را به هلاکت رساند، مشک را پر از آب نمود و روانه خیمه‌گاه شد. لشکر کوفه راه را بر او بستند و از هر طرف او را محاصره نمودند، عباس با آنها پیکار می‌کرد و رجز می‌خواند.(۱) تا اینکه نوفل ارزق دست راست او را از بدن جدا کرد، آنگاه مشک را بر دوش چپ نهاد و این رجز را می‌خواند:

والله ان قطعتم یمینی

انی احامی ابداً عن دینی

و عن امام صادق الیقینی

نجل النبی الطاهر الامینی

به خدا قسم اگر دست راستم را جدا کردید، من همیشه حامی دینم خواهم بود و حامی امامی که در ایمانش صادق است و فرزند پیامبر پاک و امین است.(۲)

آنچه در این نوشتار توضیح و تفسیر می‌شود این جمله است: «انی احامی ابداً عن دینی» که در ابتدا لازم است نکاتی درباره دین بیان شود.

 

الف) تعریف دین

دین واژه‌ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت و جزا و… آمده و اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این عقاید می‌باشد (۳).

شخصی به حضرت صادق«ع» عرض کرد: « از دین و اسلام که خداوند بر بندگان واجب کرده و ندانستن عذر نمی‌شود و غیر از آن، از آنها نمی‌پذیرد مرا خبر بده که چیست؟ حضرت فرمود: پرسشت را دوباره تکرار کن، راوی دوباره پرسید، حضرت فرمود: (مجموع دین) عبارت است از (توحید و) شهادت دادن به یگانگی خداوند، و اینکه محمد(ص) رسول‌ اوست و اقامه نماز و دادن زکات و حج برای کسی که توان دارد و روزه ماه رمضان. آنگاه ساکت شد و دوباره فرمود ولایت.(۴)»

در روایتی از امام باقر«ع» بعد از شهادتین این جملات آمده است: «و تقرُّ بما جاء من عندالله والولایه لنا اهل البیت والبراءه من عدونا و التسلیم لامرنا و الورع و التواضع و انتظار قائمنا فان لنا دوله اذا شاءالله جاءبها؛(۵) که اقرار به آنچه از نزد خداوند آورده شده است و ولایت ما اهل بیت را داشتن و برائت و بیزاری از دشمنان ما و تسلیم بودن در مقابل فرمان و دوری از حرام و فروتنی داشتن و منتظر قائم ما (حضرت مهدی«عج») بودن، زیرا برای دولتی است که هر وقت خدا بخواهد آن دولت برقرار خواهد شد.»

 

ب) دین و مشتّقات آن

تمام مقامات دنیوی نیاز به تلاش و زحمت دارد. انسان بدون تحمل رنج تعلم و فراگیری، به مراتب بالای علمی راه نمی‌یابد، بدون زحمت استاد دانشگاه، مبلغ موفق و نویسنده لایق نخواهد شد. عمل کردن به دین نیز مقام دنیوی خصوصاً مقامات آخرتی را در پی دارد که قطعاً بدون تلاش و زحمت و بدون دوری از یکسری لذت‌های زودگذر و تحمل زحمات برخی عبادات میسر نیست. به همین جهت است که مردم به خاطر فرار از قید و بندها و برخی زحمات، آنچنان به دین پیرایه می‌بندند که وقتی حضرت مهدی«عج» دین واقعی را به مردم عرضه می‌کند، خیلی‌ها فکر می‌کنند دین جدیدی آورده است(۶) و حال آنکه چنین نیست.

 

ج) ویژگی‌های دین، خصوصاً دین اسلام

اولاً باید گفت این ویژگی دین،یک امر فطری است و دستورات آن با فطرت سالم سازگار و هماهنگ است، «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون؛(۷) پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست. این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند.»

ثانیاً محکم و استوار است، «فاقم وجهک للدین القیم من قبل ان یأتی یوم لامرد له من الله یومئذ یصدعون؛(۸) روی خود را به سوی آیین مستقیم و پایدار بدار، پیش از آنکه روزی فرا رسد که هیچ کس نمی‌تواند آن را از خدا بازگرداند، در آن روز مردم به گروه‌هایی تقسیم می‌شوند.»

توصیف دین به «قیّم» با توجه به اینکه «قیّم» به معنی ثابت و برپا دارنده است، در حقیقت اشاره به دلیل این توجه مستمر به دین است، یعنی چون آیین اسلام آیینی است ثابت و مستقیم، و برپادارنده نظام زندگی مادی و معنوی مردم، هرگز از آن منحرف مشو.»(۹)

ثالثاً دین کامل است، قرآن کریم می‌فرماید: «الیوم الکمت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛(۱۰) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.»

مرحوم علامه بعد از توضیحات فراوانی که در ذیل آیه بیان می‌کند، می‌گوید: «از تمامی آنچه گفتیم روشن شد که ناامیدی کامل کفار وقتی تحقق می‌یابد که فردی جای نبی«ص» برای حفظ دین و تدبیر آن نشسته باشد و مردم به این امر ارشاد شده باشند، این امری است که باعث یأس کامل کفار از شکست دین اسلام می‌شود، چون می‌بینند که دین از اینکه به فردی خاصی که حامل آن است وابسته باشد، خارج شده و به مرحله‌ای رسیده که به رهبر نوعی بستگی دارد و این در واقع اکمال دین است که از حالت حدوث به حالت بقاء و پایداری تغییر یافته است و اتمام نعمت همین است که دین دارای رهبری همیشگی و مستمر شده است.»(۱۱)

رابعاً؛ در دین اجباری نیست، «لا اکراه فی‌الدین قد تبین الرشد من الغی؛(۱۲) در قبول دین اکراهی نیست (زیرا) راه درست از راه انحرافی روشن شده است.»

علامه طباطبایی می‌نویسد: «نفی اجبار در دین، به این جهت است که دین مجموعه معارف علمی است که به دنبالش مجموعه عمل را در پی دارد که به مجموع آن دو می‌توان اعتقادات گفت و اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اکراه و اجباربردار نیست؛ زیرا اکراه در اعمال ظاهری و رفتار و حرکات بدنی مؤثر است و اما اعتقادات قلبی علل و اسباب خاص قلبی از سنخ اعتقاد و ادراک دارد. محال است که جهل، علم را نتیجه دهد، و یا مقدمات غیرعلمی تصدیق علمی را در پی داشته باشد. در واقع، «لا اکراه فی‌الدین» قضیه خبری است که حاکی از تکوین و واقع است [که دین اجباربردار نیست] که نتیجه‌اش حکم دینی است که در دین نمی‌توان اکراه و اجبار کرد.(۱۳) «از آنجا که دین و مذهب با روح و فکر مردم سر و کار دارد و اساس و شالوده‌اش بر ایمان و یقین استوار است، خواه و ناخواه راهی جز منطق و استدلال نمی‌تواند داشته باشد و جمله «لا اکراه» در واقع اشاره‌ای به همین است.»(۱۴)

و در تفسیر نمونه می‌خوانیم: «اگر درست بنگرید اینها تکالیف شاقی نیستند، بلکه با فطرت پاک شما هماهنگ و سازگارند و اصولاً چون وسیله تکامل شما هستند و هرکدام فلسفه و منافع روشنی دارند که عاید خودتان می‌شود، در ذائقه جانتان تلخ نخواهند بود، بلکه کاملاً شیرین و گوارا هستند.»(۱۵)

در روایات نیز بر مسئله آسان بودن دین تکیه شده است. رسول خدا«ص» فرمود: «یا ایهاالناس ان دین الله یسر؛(۱۶) دین خداوند آسان است.» و نیز فرمود: «بعثت بالحنیفه السمحه و من خالف سنتی فلیس منی؛(۱۷) من در بر دین خالص (ابراهیمی) آسان مبعوث شده‌ام، هر کس با (دین) و سنت من مخالفت کند از من نیست.»

و از همان حضرت نقل شده است که: «ان الله لم یبعثنی بالرهبانیه و ان خیرالدین عندالله الحنیفه السمحه؛(۱۸) به راستی خداوند من را به رهبانیت و گوشه‌گیری (و دوری از لذت‌های حلال) مبعوث نکرده است. به راستی بهترین دین در نزد خداوند دین خالص آسان است.»

حضرت عباس(ع) که می‌فرماید: «همیشه از دینم حمایت می‌کنم» اشاره به دین اسلام دارد که تمام پنج ویژگی را داراست، هم فطری است و با خمیرمایه انسان عجین شده است و هم محکم و استوار است و هم کامل و تمام و بدون نقص می‌باشد و همین‌طور در آن اجباری وجود ندارد و مشقات از آن زدوده شده است.

د) چگونه از دین حمایت کنیم؟

برای حمایت از دین به سه مسئله توجه جدی باید بشود: اولین مسئله شناخت دین است. کسی که دین را نشناخته و ژرفا و عمق آن را نمی‌داند، نمی‌تواند به خوبی از آن دفاع و حمایت کند و در عمل هم می‌لنگد.

حضرت صادق«ع» فرمود: «لا خیر فیمن لا ینقه من اصحابنا؛(۱۹) در کسی که آگاهی به دین ندارد از اصحاب ما، خیری نیست.» امام باقر«ع» فرمود: «الکمال کل الکمال التفقه فی الدین؛(۲۰) تمامی کمال، درست فهمیدن دین است.»

ملاصدرا می‌گوید: «خیر دنیا عبارت است از پیمودن راه حق و عدم انحراف آن و هدایت مردم به راه حق و خیر آخرت عبارت است از رستگاری به سعادت ابدی و وارد شدن به پیشگاه ربوبی و این دو بدون آگاهی در دین و شناخت خدا و آنچه سزاوار اوست و بدون شناخت شریعت اسلام ممکن نیست.»(۲۱)

«المتفقه فی الدین افضل من الف عابد لا فقه له و لا روایه؛(۲۲) کسی که در دین آگاهی عمیقی دارد، برتر از هزار عابدی است که آگاهی و دقت در دین ندارد.»

حضرت صادق«ع» فرمود: «احسنوا النظر فیما لا یسعکم جهله و انصحوا لانفسکم؛ وجاهدوا فی طلب معرفه ما لا حذر لکم فی جهله فان لدین الله ارکانا لا ینفع من جهلها شده اجتهاده فی طلب عبادته و لا یضر من عرفها فدان بها حسن اقتصاده و لا سبیل لاحد الی ذلک الا بعون من الله عز و جل؛(۲۳) در آنچه نادانی در آن برای تو اجازه داده نشده (یعنی دینت) به خوبی دقت کن و برای خود خیرخواه باش و در شناخت آن چیزی که نادانی در آن برای شما عذری نیست جداً تلاش کن، زیرا دین خدا ارکانی دارد که شدت تلاش در عبادت خدا بدون شناخت ارکان دین سودی ندارد و زیان نمی‌رساند، کسی را که ارکان دین را می‌شناسد و با آن (به خدا) نزدیک می‌شود، میانه‌روی مناسب (در عبادت) و راهی برای کسی به شناخت ارکان دین نیست مگر با یاری خدای عزیز و جلیل.»

 

بهشت جای عارف به دین است

امام علی«ع» به ابن عباس فرمود: «فان تک عارفا بدینک متبعا للصادقین موالیا لاولیاء الله لقاک الله حجتک… و بشرت بالجنه و الرضوان من الله…؛(۲۴) اگر تو عارف و آگاه به دینت باشی و پیرو راستگویان (و اهل بیت) باشی و دوستان خداوند را دوست بداری، خداوند حجتت را به تو تلقین (و تمام) کرده است و به بهشت و رضوان الهی از طرف خداوند بشارت داده شده‌ای.»

حفظ دین

از علی«ع» پرسیده شد: «فما المروه؛ قال: حفظ الدین و اعزاز النفس و لین الکنف و تعهد الضیقه و اداء الحقوق و التحبب الی الناس؛(۲۵) مروت چیست؟ فرمود: محافظت از دین و عزت نفس داشتن و اداء حقوق دیگران و دوستی با مردم.»

«حفظ الدین ثمره المعرفه و اساس الحکمه؛(۲۶) محافظت از دین نتیجه شناخت و اساس حکمت است.»

«اللهم ارزقنی حفظ‌الدین و السریره؛(۲۷) خدایا محافظت از دین و اسرار را رزق و روزی من گردان.»

در حدیث اول، محافظت از دین از مهمترین ارکان مروت شمرده شده است و در حدیث دومی ثمره شناخت و اساس حکمت، آری اگر شناخت از دین کامل شود، خود به خود انسان را به سمت و سوی حمایت و محافظت از دین می‌کشاند. حضرت عباس«ع» «نافذ البصیره» و ژرف‌اندیش بود، در حمایت از دین نیز جان خویش فدا کرد.

در جمله سوم به عنوان یکی از آرزوهای مهم که باید با الحاح و اصرار از خداوند خواست، توفیق یاری و محافظت و حمایت از دین است، که هر کسی به چنین توفیقی دست نمی‌یابد.

توفیق ده ما را از بهر یاری دین

تا رو سفید گردیم در نزد حامی دین

در منابع دینی سخت بر محافظت از دین سفارش شده است. حضرت علی«ع» فرمود: «اذا حضرت بلیه فاجعلوا اموالکم دون انفسکم و اذا نزلت نازله فاجعلوا انفسکم دون دینکم و اعلموا ان الهالک من هلک دینه و الحریب من حرب دینه؛(۲۸) هنگامی که بلا دامنگیر شما شد، اموال خود را بلاگردان خویش قرار دهید. بدانید هلاک شده کسی است که دینش از بین رفته است.»

به همین جهت، امامان معصوم(علیهم السلام) هنگام گرفتاری‌ها و بلاها دعا می‌کردند که این مصائب متوجه مال و دنیای آنها باشد و به دین و دیانت آنها زیان نرساند.

حضرت صادق«ع» فرمود: «کان یقول عند المصیبه: الحمد لله الذی لم یجعل مصیبتی فی دینی؛(۲۹) همیشه هنگام مصیبت می‌گفت: ستایش خدای را که مصیبت من را در دینم قرار نداد (و در بلاها دینم را ثابت نگه داشت)».

اینجاست که حساسیت امیرمؤمنان علی«ع» در سفارش به محافظت از دین برای انسان قابل درک می‌شود. امام صادق«ع» می‌فرماید: «کان امیرالمؤمنین«ع» کثیراً ما یقول فی خطبته: یا ایها الناس دینکم دینکم!! فان السیئه فیه خیر من الحسنه فی غیره و السیئه فیه تغفر و الحسنه فی غیره لا تقبل؛(۳۰) همیشه امیرالمؤمنین«ع» فراوان این تذکر را در خطبه‌هایش می‌داد: ای مردم! دین خود را، دین خود را (حفظ کنید) زیرا گناه کردن در مسیر (حفظ) دین بهتر از حسنه در غیردین است و سیئه در مسیر دین (و حفظ آن) قابل بخشش و نیکی در غیر مسیر دین پذیرفته نمی‌شود.»

البته حفظ دین کار آسانی نیست که هر کسی توان و یا توفیق آن را داشته باشد. علی«ع» فرمود: «انما المستحفظون لدین الله هم الذین آقاموا الدین و نصروه و حاطوه من جمیع جوانبه و حفظوه علی عبدالله درعوه؛(۳۱) فقط کسانی حافظان دین شمرده می‌شوند که دین را اقامه کرده‌اند (و به تمام دستورات آن عمل نموده‌اند) و دین را یاری کرده‌اند و بر تمام جوانب آن احاطه دارند و آن را برای بندگان خدا حفظ کردند و نگه داشتند.»

باید مرتب تلاش و دعا کرد برای محفوظ ماندن دین، خصوصاً در آخرالزمان و غیبت امام زمان«عج».

حضرت صادق«ع» فرمود: «ستصیبکم شبهه فتبقون بلا علم یری و لا امام هدی لا ینجو منها الا من دعا بدعاء الغریق، قلت: کیف دعاء الغریق؟ قال: یقول یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک؛(۳۲) به زودی شبهاتی برای شما پیش می‌آید که پیشوا و امام هدایتگر ندارید، و از آن نجات نمی‌یابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند. عرض کردم دعای غریق چگونه است؟ فرمود: بگو یا الله یا رحمان یا رحیم، ای زیر و رو کننده قلب‌ها، قلبم را بر دینت ثابت نگهدار.»

 

عرضه دین

گاهی لازم است دین را به کارشناسان عرضه کرد و تأیید آنها باعث محافظت بیشتر دین انسان خواهد شد. حکم ابن عتبه می‌گوید: در حالی که در محضر امام باقر«ع» نشسته بودیم و خانه حضرت پر از جمعیت بود، پیرمردی آمد که به عصایی تکیه داده بود، آمد و بر درب خانه ایستاد و عرض کرد: السلام علیک یا ابن رسول‌الله و رحمه‌الله و برکاته، حضرت باقر«ع» فرمود: «وعلیک السلام و رحمه الله و برکاته» و آنگاه رو به جمعیت و به آنها سلام نمود، جمعیت نیز جواب سلام او را دادند، آنگاه رو کرد به امام باقر«ع» عرض کرد: ای پسر رسول خدا«ص»!. به خدا قسم من شما را دوست دارم و هر کس شما را دوست دارد نیز دوست دارم. نه به خاطر طمع به دنیا و من به راستی دشمنان شما را مغبوض می‌دارم و از آنها برائت می‌جویم. به خدا قسم این دشمنی و تبرّی من نه به خاطر این است که بین من و دشمن شما دشمنی(شخصی) وجود دارد. والله انی لاحل حلالکم و احرم حرامکم…؛ به خدا قسم من حلال (دین) شما را حلال می‌دانم و حرام شما را حرام می‌دانم و منتظر امر (فرج) شما هستم. آیا امیدی برای (نجات) من هست فدایت گردم؟ حضرت باقر«ع» فرمود: ای پیرمرد! مردی از پدرم علی‌بن الحسین«ع» همین سؤال‌های شما را مطرح کرد، پدرم به او فرمود: اگر با این حال (خوبی) که داری از دنیا بروی، بر رسول خدا«ص»، علی«ع» و حسن و حسین و علی بن الحسین«ع» وارد می‌شوی و قلبت خنک می‌شود و دلت سرد می‌شود و چشمت روشن و روح و ریحان (و ملائک) الهی از تو استقبال می‌کنند. هرگاه نَفَسَت به گلو رسید (و با دستش به حلق اشاره کرد) اگر زنده مانی با دیدن حکومت ما چشمت روشن خواهد شد و (سرانجام) در بهشت اعلی با ما خواهی بود. پیرمرد عرض کرد چگونه یا اباجعفر؟ حضرت دوباره سخنانش را اعاده کرد. پیرمرد گفت: الله‌اکبر ای ابوجعفر! یعنی من بعد از مردن بر رسول خدا«ص» وارد می‌شوم و بر علی«ع» و حسین و حسین و علی‌بن الحسین وارد می‌شوم و چشمم روشن می‌شود و قلب و دلم سرد و خنک می‌شود و روح و ریحان و ملائکه‌های نویسنده به استقبال من می‌آیند هنگام جان دادن؟! و اگر زنده ماندم (با حکومت مهدوی) چیزی می‌بینم که باعث چشم روشنی من می‌شود، پس سرانجام در بهشت اعلی با شما خواهم بود؟ آنگاه پیرمرد شروع کرد بلند بلند گریه کردن و های های ناله زدن تا به زمین افتاد، جمعیت خانه نیز شروع به گریه و ناله زدن نمودند، به خاطر حالی که از پیرمرد دیدند و حضرت باقر«ع» نزد پیرمرد رفت با انگشتش اشک را از چشمان او پاک نمود.

آنگاه پیرمرد سر خویش را بلند نموده عرض کرد: یابن رسول‌الله! فدایت شوم، دستت را به من بده، دست حضرت را گرفته شروع کرد به بوسیدن و بر چشمان خود مالیدن. آنگاه دامن خود را بالا زد، دست (مبارک حضرت) را بر شکم و سینه‌اش مالید. سرانجام بلند شد و خداحافظی کرد و حضرت او را بدرقه نمود، آنگاه حضرت باقر«ع» رو به جمعیت نموده و فرمود: «هر کس دوست دارد به مرد بهشتی نگاه کند، به این مرد نگاه کند.(۳۳)»

این عرضه دین است برای محافظت از دین به کارشناس واقعی دین که امام معصوم«ع» باشد و یا به عالمان آگاه و متخصص باید مراجعه نمود.

عمل به دین

شناخت تنها کافی نیست، باید در کنار شناخت دین، عمل به آن را پیشه خود ساخت. درباره متّقین، امام علی«ع» می‌فرماید: «ولا یدع احصاء عمله مستبطأ لنفسه فی العمل یعمل الاعمال الصالحه؛(۳۴) شمارش اعمال (نیک) او باعث کندی در عمل برای خویش نمی‌شود، بلکه مدام به دنبال اعمال صالحه است.»

قرآن به واقع تمام دین است. حضرت علی«ع» فرمود: «والله الله فی القرآن لا یسبقکم بالعمل به غیرکم؛(۳۵) خدا را خدا را مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما سبقت بگیرند.»

آن حضرت در آخرین وصیت خویش تأکید شدید بر عملگرایی دارد، از جمله عمل نمودن به قرآن که متن اصلی دین به شمار می‌رود.

حضرت رسول«ص» فرمود: «فالعبره تورث صاحبها ثلاثه اشیاء العلم بما یعمل والعمل بما یعلم و العلم بما لا یعمل؛(۳۶) عبرت‌گیری (از گذشته) سه چیز را برای صاحبش به ارمغان می‌آورد: علم به چیزی که بدان عمل می‌کند و عمل به چیزی که می‌داند و علم به چیزی که نمی‌داند.»

رسول خدا«ص» می‌فرماید: «اسلام برهنه است و لباس آن تقوی و پاکی است و زینت آن حیا و میوه آن عمل (صالح) است.(۳۷)»

امام علی«ع» فرمود: «حقیقت اسلام عبارت است از تسلیم بودن (در مقابل حق) و تسلیم بودن (در واقع) همان یقین است و یقین همان تصدیق است و تصدیق اقرار است و اقرار در واقع عمل نمودن است و عمل یعنی ادا کردن (تکلیف) است. مؤمن دینش را از رأی و نظر خویش نمی‌گیرد، بلکه از آنچه خدا فرستاده است اخذ می‌کند. به راستی مؤمن یقینش در عملش دیده می‌شود و کافر انکارش در عمل مشاهده می‌شود. (۳۸)»

این روایت می‌گوید: تسلیم و یقین و تصدیق و اقرار آنگاه معنی می‌یابد که منجر شود به عمل کردن به دستورات دینی و اگر در عمل چیزی مشاهده نشود، معلوم می‌شود تسلیم و یقین هم در کار نیست.

جمع‌بندی

حضرت عباس«ع» در رجز معروف خویش می‌فرماید: «از دینم برای همیشه حمایت می‌کنم.» دینی را که عباس«ع» از آن حمایت می‌کند دارای پنج ویژگی است: فطری است، محکم و استوار است، کامل است و در آن اجباری نیست و سختی و زحمت ندارد و طبعاً برای حمایت از دین، هر آنچه انسان را از مسیر دین خارج می‌کند و یا به آن لطمه می‌زند دوری نمود و به سه امر مهم توجه دائمی و کامل داشت، اولی شناخت کامل دین است، دومی حفظ دین است و سومی عمل به دین است. عباس«ع» که می‌گوید از دینم حمایت می‌کنم، یعنی هم شناخت کامل و تمام از آن دارم، و هم در عمل به آن تلاش می‌کنم و هم برای حفظ آن جان خویش را فدا می‌کنم.

 

پی‌نوشت‌ها

۱ـ مناقب ابن شهر آشوب مازندرانی، قم، نشر علامه، اول، ۱۳۷۹ ق، ج ۴، ص ۱۰۸.

۲ـ مثیر الاحزان، ابن نما حلی، ترجمه علی کرمی، ایران، قم، نشر حاذق، بی‌تا، ص ۲۵۷، شرح الاخبار فی فضائل الائمه اطهار«ع»، ابن حیّون، قم، جامعه مدرسین، اول، ۱۴۰۹ ق، ج ۳، ص ۱۹۲.

۳- آموزش عقاید، مصباح یزدی، انتشارات امیرکبیر، هفدهم، ۱۳۸۴، ص ۱۱

۴ـ الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، اول، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۲۲.

۵ـ همان، ج ۲، ص ۲۳.

۶ـ الصراط المستقیم، علی‌بن یونس نباطی، اول، کتابخانه حیدریه، نجف، ۱۳۸۴ هـ ق، ج ۲، ص ۲۶۰.

۷ـ روم، ۳۰.

۸ـ روم، ۴۳.

۹ـ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۳۷۰، ج ۱۶، ص ۴۵۴.

۱۰ـ مائده، ۳.

۱۱ـ تفسیر المیزان، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۵، ص ۱۷۶.

۱۲ـ بقره، ۲۵۶.

۱۳ـ تفسیر المیزان، همان، ج ۲، ص ۳۴۳.

۱۴ـ تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۲۷۹.

۱۵ـ تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۱۸۱.

۱۶ـ کنزالعمال، متقی هندی، بیروت مؤسسه الرساله، اول، ۱۳۹۷ ق، ج ۳، ص ۳۳.

۱۷ـ همان، ج ۱، ص ۱۷۸، ش ۹۰۰.

۱۸ـ همان، ج ۳، ص ۳۰۰، ش ۲۲ ۵۴

۱۹- شرح اصول الکافی، ملاصدرا، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، اول، ۱۳۸۳ ش، ج ۲، ص ۳۹٫

۲۰ـ اصول کافی، ج ۱، ص ۳۲.

۲۱ـ همان.

۲۲ـ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، نشر الهادی، قم، اول، ۱۴۰۵، ج ۱، ص ۱۹.

۲۳ـ الارشاد، شیخ مفید، قم، مؤسسه آل‌البیت، اول، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص ۲۰۳.

۲۴ـ تحف‌العقول، همان، ص ۳۷۶، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲۳.

۲۵ـ تحف‌العقول، حسن بن شعبه حرّانی، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، اول، ۱۴۰۴ ق، ص ۲۲۵.

۲۶ـ غررالحکم، عبدالوحد آمدی تمیمی، قم، دارالکتاب الاسلامی، اول، ۱۴۱۰ ق، ص ۸۵.

۲۷ـ العدد القویه لدفع المخاوف للیومیه، رضی‌الدین حلّی، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، اول، ۱۴۰۸ ق، بحار ج ۹۴، صص ۲۶۴ و ۲۶۹.

۲۸ـ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۱۶، ح ۲.

۲۹ـ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۶۸، ح ۱۸۳.

۳۰ـ نهج‌السعاده، ج ۲، ص ۳۶۸.

۳۱ـ غررالحکم، ج ۱، ص ۸۵، شماره ۱۲۹۹.

۳۲ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۴۸.

۳۳ـ بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۶۱.

۳۴ـ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص ۸۵۱، ج ۲.

۳۵ـ همان، ص ۹۲۶.

۳۶ـ همان، ص ۲۰۱.

۳۷ـ المحاسن، احمد برقی، قم، دارالکتب الاسلامیه، اول، ۱۳۷۱ ق، ج ۱، ص ۲۹۲.

۳۸ـ المحاسن، ج ۱، ص ۲۲۲.

سوتیترها:

۱٫

توصیف دین به «قیّم» با توجه به اینکه «قیّم» به معنی ثابت و برپا دارنده است، در حقیقت اشاره به دلیل این توجه مستمر به دین است، یعنی چون آیین اسلام آیینی است ثابت و مستقیم، و برپادارنده نظام زندگی مادی و معنوی مردم، هرگز از آن منحرف مشو.

۲٫

علامه طباطبایی می‌نویسد: «نفی اجبار در دین، به این جهت است که دین مجموعه معارف علمی است که به دنبالش مجموعه عمل را در پی دارد و اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اکراه و اجباربردار نیست؛ زیرا اکراه در اعمال ظاهری و رفتار و حرکات بدنی مؤثر است و اما اعتقادات قلبی علل و اسباب خاص قلبی از سنخ اعتقاد و ادراک دارد.

۳٫

حضرت عباس(ع) که می‌فرماید: «همیشه از دینم حمایت می‌کنم» اشاره به دین اسلام دارد که تمام پنج ویژگی را داراست، هم فطری است و با خمیرمایه انسان عجین شده است و هم محکم و استوار است و هم کامل و تمام و بدون نقص می‌باشد و همین‌طور در آن اجباری وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *