اصول اعتقادي اسلام
قسمت بيست و هشتم
«معاد»
كيفيت حشر انسان ها
(4)
آيت الله حسين نوري
روز قيامت داراي
مواقف و مراحل متعددي است كه نخستين موقف آن باز يافتن حيات اخروي و بر انگيخته
شدن انسانها است، اين موقف «بعث» و «حشر» ناميده مي شود موقفي است بسيار حساس و لحظه
اي است بسيار مهم.
در تمام مدت عالم
برزخ افراد صالح و شايسته يعني كساني كه در زندگي دنيا خود را با اعتقادات صحيح و
كامل و اخلاق شايسته، ساخته و مجهز كرده و به وظايف ديني خود عمل كرده اند در
انتظار چنين لحظه اي به سر مي برند و از خداوند تقاضا مي كنند كه پروردگارا صبح
قيامت را پديد بياور و وعده خود را محقق و عملي بسياز تا در جوار مقدس پاكان و
نيكان جاي بگيريم و از نعمت هاي بهشتي برخوردار شويم.
اما كساني كه داراي
انحراف اعقتايد يا اخلاق ناپسند يا انحراف عملي بوده اند و در راه انجام اهداف
زندگي دنيا به ظلم و ستم و انجام گناهان دست يازيدند از فرا رسيدن چنين لحظه اي و
آمدن چنين روزي در هول و هراس به سر ميبرند.
قرآن مجيد و احاديث
معتبر اسلامي در رابطه با اين موقف حساس فراوان سخن گفته و مكررا هشدار داده اند:
قرآن كريم به طور كلي
مردم را در رابطه با آن موقف حساس به دو دسته تقسيم مي كند و مي فرمايد: «يَوْمَ
نَحْشُرُ الْمُتَّقينَ اِلي الرَّحْمن وَفْدا و نَسُوقُ الْمُجرِمينَ الي جهنَّمَ
وِردا»[1].
يعني: روزي كه گروه
با تقوا را با تكريم و احترام سواره محشور مي گردانيم و گناهكاران را به سوي جهنم
مي رانيم.
در تفسير برهان نقل
مي كند كه حضرت امير مومنان (ع)از حضرت رسول اكرم (ص)شرح و توضيح درباره آيه اول
كه مربوط به حشر متقيان است خواستند حضرتش فرمودند: يا علي: «وفد» يعني: گروهي كه
با تشريف و تكريم سواره وارد مي گردند اين گروه چون در دنيا تقوا را پيشه خود
ساختند و در هر مرحله اي از مراحل زندگي براساس تقوا گام برداشتند خداوند آنان را
برگزيد و دوست خود گرفت و از اعمال آنان خشنود گرديد، آنها در روز قيامت با چهره
هاي نوراني سر از خاك برمي دارند و بر اندام آنها لباس هاي فاخر پوشانده مي شود و
فرشتگان الهي براي استقبال آنها مي آيند و اطراف هر يك از آنان را هزار فرشته از
پيش رو و جانب راست و چپ فرا مي گيرد و آنها در حالي كه بر مركب مخصوصي سوار مي
باشند و فرشتگان آنها را همراهي مي كنند حركت مي كنند و هنگامي به درب بهشت مي
رسند شربت گوارائي از شربت هاي بهشتي با آنها داده مي شوند تا بنوشند و گفتار
پروردگار متعال «و َ سََقيهم رَبُّهُمْ شراباً طَهُوراً»[2] يعني:
«خداوند آنها را از شربت پاكيزه سيراب مي سازد» تحقق مي يابد.
از آن پس خداوند
متعال مي فرمايد: «اينان دوستان من هستند بدون توقف وارد بهشتشان بسازيد كه مشمول
رحمت من مي باشند».[3]
در رابطه با گروه
مجرمين در آيه دوم از اين دو آيه كه ذكر گرديد قرآن كريم از رانده شدن آنها به سوي
جهنم سخن مي گويد و در آيات ديگر كيفيت حشر آنها را به اين ترتيب بيان مي كند.
«قالُوا يا وَيْلَنا
مَنْ بَعََثَنا مِنْ مَرقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحمنُ و صَدَقَ الْمُرسَلونَ»[4] يعني
اي واي بر ما كه ما را از قبرهامان برانگيخت؟ اين همان وعده خداوند رحمان است و
پيغمبران الهي كه از اين روز سخت خبر داده بودند همه راست گفتند.
گروهي كه هنگام سر از
خاك برداشتن با آه و افسوس چنين مي گويند همان كساني هستند كه در زندگي دنيا به
گفتار سفيران الهي با نظر تحقير مي نگريستند و حقايقي را كه آنان با كمال خيرخواهي
و دلسوزي در قالب منطق و برهان و وعظ و نصيحت بيان مي كردند باور نمي كردند و به
جاي فكر و دقت در آن همه گفتار حكمت بار و به جاي اصلاح و تهذيب اخلاق خود و به
جاي به كار انداختن نيروها و امكانات خود در راه سعادت خويش و اجتماع بشري وجود
خود را با خلق و خوي ناشايست و گناهان و ظلم و جنايت ها آلوده مي ساختند و امروز
اين چنين بر خاك ذلت نشسته و غبار غم و اندوه چهره هاي آنان را فرا گرفته است.
كه قرآن مجيد درباره
آنها مي گويد:
«فذرهم يخوضوا و يلعبوا
حتي يلاقوا يومهم الذي يوعدون يوم يخرجون من الاجداث سراعا كانهم الي نصب يوفضون
خاشعة ابصارهم ترهقهم ذلّة ذلك اليوم الذي كانوا يوعدون»[5].
يعني: آنها كه در
وادي كفر و گمراهي گام نهاده و به سخنان تو گوش نمي دهند را بگذار در گردابهاي
باطل فرو بروند و سرگرم بازيچه هاي دنياي خود باشند تا روزي را كه خداوند به آنها
وعده داده است ببينند روزي كه به سرعت سر از قبرها برآورده به سوي پرچم هائي كه
براي جمع شدن كفار در اطراف آن نصب شده است در حالي كه چشمهاي آنها از هول و وحشت
قيامت فرو افتاده و ذلت آنها را فرا گرفته است بشتابيد آن روزي كه در دنيا به آنها
وعده داده شده بود.
قرآن كريم در موردي
حشر كساني كه در زندگي دنيا خود را فراموش كردند را چنين توصيف مي كند:
«وَ مَنْ اعرضَ عن
ذِكْري فاِنَّ لَهُ معيشةً ضَنَكا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ القيامة اَعْمي قالَ رَبَّ
لِمَ حَشَرتني اَعْمي وَ قَدْ كُنْت بَصيراً قالَ كَذلِكَ اَتتْكَ آياتُُنا
فَنََسيتها وَ كَذلكَ الْيَوْمَ تَنْسي».[6]
يعني: كسي كه از ياد
من اعراض كند معيشت و زندگي سخت و تنگ در دنيا نصيبش مي شود و در روز قيامت نابينا
محشورش مي كنيم و او در آن حال مي گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردي و حال
آن كه من در دنيا بينا بودم خداوند در
پاسخ مي فرمايد: «از آن جا كه تو آيات ما را كه براي هدايت تو آمد همه را فراموش
كردي امروز هم مورد فراموشي قرار مي گيري».
و نيز قرآن مجيد حشر
كساني كه چشمهايشان از ديدن اين همه راز و رمزي كه در خلقت موجودات منعكس است كور
و از گفتن سخن حق لال و از شنيدن حقايق و مواعظ كر مي باشند و مخصوصا در برابر
پيغمبران خدا كه از «معاد» و زنده شدن پس از مرگ سخن مي گفتند جبهه مي گرفتند و
زبان به اعتراض و انكار مي گشودند را اين طور تبيين مي كند: «و نحشرهم يوم القيامة
علي وجوههم عميا و بكما و صمّا مأويهم جهنّهم كلّما خبت زدناهم سعيراً ذلك جزاؤهم
بانهم كفروا بآياتنا و قالوا ائذا كنا عظاما و رفاتا ءانا لمبعوثون خلقا جديداً او
لم يروا ان الله الذي خلق السموات و الأرض قادر علي ان يخلق مثلهم و جعل لهم اجلاً
لا ريب فيه فابي الظالمون الاّ كفوراً».[7]
يعني: آنها را در روز
قيامت بر رويشان و كور و گنگ و كر محشور مي كنيم و جهنم جايگاه آنها خواهد بود كه
هر گاه آتش دوزخ فرو نشيند باز شديدتر فروزان و سوزانش گردانيم اين كيفر سخت از
اين نظر است كه آنان در برابر آيات ما كفر ورزيدند و گفتند آيا ما پس از اين كه
استخوان پوسيده شديم از نو برانگيخته مي شويم؟
آيا نمي بينند كه آن
خدائي كه آسمان و زمين را آفريده است قادر است كه مانند اينها را دوباره خلق كند و
براي آنها روز موعودي كه بدون ترديد خواهد آمد مقرر گرداند ولي با اين همه براهين
و آيات ستمكاران جز راه كفر و عناد نمي پيمايند.
در احاديث اسلامي نيز
مطالب بسياري در رابطه با كيفيت حشر گناهان آمده است كه عجالتاًَ با ذكر يك مورد
از آن اين مقاله را به پايان مي رسانيم.
1ـ جزاي كتمان دانش
مقدمة بايد توجه داشت
همان طور كه بر جاهلان لازم است كه در راه زدودن جهل خود بكوشند و مسائل علمي و
وظائف اسلامي خود را از علماء بپرسند و ننگ جهل را هر چه زودتر از خود و جامعه خود
بزدايند بر علماء نيز لازم است در زدودن و از بين بردن جهل و با سواد كردن افراد
بيسواد و آشنا كردن مردم به وظائف انساني هرگز خودداري نكنند بلكه براساس فرمايش
حضرت امير مؤمنان (ع) پيش از آن كه جاهلان به اين فكر بيفتند كه جهل خود را برطرف
كنند بر علماء لازم است كه پيش قدم شوند و در راه باسواد كردن جاهلان و آشنا كردن آنها
به وظايف خود گام هاي موثري بردارند چه آن كه آن حضرت فرمودند:
«ما اَخَذَ الله علي
اَهْلِ الْجَهْل اَنْ يَتَعَلَّموا حَتَّي اَخَذَ عَلي اَهْل الّعِلْمِ اًَنْ
يُعَلِمُوا».[8]
يعني: خداوند پيش از
اين كه از نادانان پيمان تعلم و فرا گرفتن دانش را بگيرد از اهل علم پيمان گرفت كه
به تعليم و آموختن نادانان قيام كنند.
خلاصه كلام آن كه
موضوع قيام به تعليم و تربيت يكي از وظائف مهم دانشمندان اجتماع است كه شانه خالي
كردن از آن يكي از گناهان بزرگ است.
مخصوصا در موردي كه
از علماء درخواست و تقاضا شود كه معلومات و معارف خود را در اختيار جامعه بگذارند
اين وظيفه خطيرتر و مسئووليت سنگين تر مي گردد كه در رابطه با آن حضرت رسول اكرم
(ص) فرمودند:
«مَنْ سُئِلَ عَنْ
عِلْمٍ فَكَتَمَهُ حَيْثُ يَجِبُ اِظْهارُهُ وَ تَزُولُ عَنْهُ التّقِيَّةُ جاءَ
يَوْمَ القِيامةِ مُلجَماً بِلُجامٍ مِنْ نارٍ»[9]
يعني: در موردي كه
از عالمي از آن چه كه مي داند در جائي كه پاسخ گفتن و معلومات خود را ظاهر كردن
لازم و وظيفه است تقاضا شود ولي او از گفتن حقيقت سرباز زند و علم خود را كتمان
كند و به وظيفه خود عمل نكند در روز قيامت در حالي كه لجام آتشين بر دهان او زده
شده است محشور مي گردد.
ادامه دارد
علماي متعهد و سرمايه داران
منابع پيام امام در
كتاب و سنت (2)
علماي متعهد و سرمايه
داران
«علماي اصيل اسلام
هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را
براي خود حفظ كرده اند…»
در اين سخن والا،
حضرت امام، به كلي نفي مي كنند كه علماي واقعي اسلام زير بار سرمايه داران و
خوانين رفته باشند و با اين جمله، علماي دروغين را از علماي حقيقي و اصيل اسلام
جدا مي سازند؛ و مشخص مي كنند كه هر گاه علمايي را ديديم كه در برابر سرمايه داران
و زورمداران خضوع مي كنند يا حتي از آنها بيش از حد معمول، تقدير و احترام مي نمايند
بي گمان، اينها علماي سوء و گرگان در لباس ميش هستند. و اين معيار را خود مردم
بايد تشخيص دهند و بر روحانيون تطبيق نمايند، تا خوب از بد و وارسته از وابسته
مميز گردد.
و در اين مقوله كه
نبايد دنياپرستي را براي دنيايش، تعظيم و احترام كرد، آيات و روايات بسياري وارد
شده است كه تنها به برخي از آنها براي روشن شدن مطلب، اشاره مي كنيم:
ملاك احترام و تقدير
حضرت امير (ع)در خطبه
191 نهج البلاغه مي فرمايد: «لا تضعوا من رفعته التقوي و لا ترفعوا من رفعته
الدنيا» ـ آن كس كه تقوي او را بزرگ كرده، كوچك مشماريد و آن كس كه دنيا بزرگش
كرده، تعظيم نكنيد. اين جمله نهج البلاغه، كافي است كه ما را در اين بحث ياري دهد
و نيازي به توضيح بيشتر نباشد، چرا كه تمام سرمايه داران و پول پرستان و خوانين،
خلاصه مي شوند در آن ها كه دنيا بزرگشان كرده (… رفعته الدنيا) و آنها را به
مقام و منصبي رسانده است يا چاه و احترامي را در اثر مال و منال زودگذر به دست
آورده اند و بي گمان اگر روزي دنيا از آنان روي برگرداند، ارزش خود را از دست مي
دهند چرا كه ارزش آنها وابسته به وجود نعمت هاي دنيوي است و از نعمت هاي معنوي
(علم و تقوي) محروم اند. پس چرا چنين افرادي در جامعه مورد احترام و تقدير قرار
بگيرند ولي يك فقير بي نوائي كه از بهره جاويدان تقوي برخوردار است يا دانشمند
تهيدستي كه در مكتب امام صادق عليه السلام، از علوم اهل بيت بهره گرفته است، از
احترام و ستايش بدور باشد؟! آيا روا است كه انساني را تنها به خاطر چند سكه بي
ارزش محترم بشماريم در حالي كه از سرمايه معنوي تهي باشد؟ حال اگر ـ خداي
ناخواسته ـ عالمي كه بايد الگوي ساير مردم باشد، در برابر چنين افراد بي ارزشي،
سر تعظيم فرود آورد يا زير بار آنان برود و خشنودي آنان را با سخط الهي معامله
كند، چه رفتاري با او بايد داشته باشيم؟! آيا او توانسته است شرافت انساني خود را
حفظ كند و كرامت الهي را كه خداوند به انسان هاي والا عطا كرده است، نگهدارد؟!
تواضع در برابر اغنيا
امام صادق (ع)در
روايتي چنين مي فرمايد: «هر مؤمني براي صاحب قدرتي يا ثروتمندي كرنش كند براي
اين كه چيزي از مال دنيا از او بستاند، خداوند او را بي قدر بداند و بر اين كارش
سرزنشش كند و او را به خودش واگذارد، پس اگر بر چيزي از مال دنيا چيره گردد و در
دستش بيايد، خداوند بركت را از او بردارد و او را توفيق هيچ كار با ارزشي مانند حج
يا عمره و يا آزاد كردن بنده اي ندهد». [1]
و چه جالب است كه
امام صادق (ع)در اين سخن، هم از سرمايه داران و هم از خوانين نام برده و نه تنها
عالمان را بلكه هر مومني را هشدار مي دهد كه به خاطر دنياي بي ارزش و نعمت هاي
مادي زودگذر، زير بار قدرتمندان و صاحبان زر و زور نرود، و علماي اصيل اسلام از
ديگران بايد در اين معني مقدم باشند و هرگز در برابر زورمداران و پول پرستان كرنش
و تواضع نكنند و شرافت خود را نگهدارند.
در روايت ديگري
اميرالمؤمنين (ع)مي فرمايد: « من اتي غنياً فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دينه» [2] ـ هر
كه بر ثروتمندي وارد شود و به خاطر ثروتش براي او كرنش كند، دو سوم دينش را از دست
داده است. پس اگر عالم و دانشمندي كه مي خواهد دين مردم را حفظ كند، با تواضع نسبت
به سرمايه داران، دو سوم دينش از دست برود، آيا باز هم توان اين را دارد كه دين
ديگران را نگهدارد؟!
از رسول اكرم (ص)نقل
شده است كه فرمود: «من عظّم صاحب دنيا و احبّه لطمع دنياه سخط الله عليه» [3] ـ هر
كه دنيا مداري را تعظيم نمايد و به خاطر دينش دوستش بدارد، خداوند بر او غضب مي
كند. و صاحب دنيا مي تواند سرمايه دار باشد يا حاكم زورگو و غاصب.
سرمايه، ارزش نيست
و اصلا سرمايه داران
طرد كننده (كه مؤمنين را از خود مي رانند) و عيب جويان (كه با تكبر، عيوب ديگران
را مي شمارند و از عيوب خود غافلند) در قرآن مورد نكوهش قرار گرفته اند: خداوند مي
فرمايد: «ويل لكل همزة لمزة، الذي جمع مالا و عدّده، يحسب أن ماله اخلده، كلا،
لينبذنّ في الحطمه…»[4] ـ واي
بر هر عيب جوي طعنه زن، همان كس كه مال زيادي را جمع كرده و آنها را مي شمارد؛ او
مي پندارد كه سرمايه هايش او را جاويدان نگه مي دارد (ولي چه اشتباه كرده است)
هرگز؛ او حتما بايد در جهنمي خرد كننده افكنده شود و تو چه داني ـ اي پيامبر ـ كه
خرد كننده چيست؟ اين همان آتش بر افروخته خداوند است كه بر دلها مسلط گردد كه آتش
در ستون هاي كشيده شده بر آنها بسته باشد.
و سرمايه است كه
انسان را از خدا و بندگان خدا دور مي سازد «ان الانسان ليطغي ان رآه استغني» [5] ـ و
همانا انسان قطعا طغيان مي ورزد و تجاوز و ظلم مي كند هر گاه خود را مستغني ببيند.
در آيه ديگري مي خوانيم:
«اَيحسبون انما
نمدّهم به من مال و بنين، نسارع لهم في الخيرات بل لا يشعرون» [6] ـ
آيا مي پندارند كه مال و فرزنداني كه به ايشان مي دهيم، به سرعت به آنها خيرات و
نيكوئي ها مي دهيم، نه، آنها نمي فهمند.
و مگر داستان آن سرمايه
دار خوش لباس را نشنيده ايم كه خدمت حضرت رسول (ص)و سلم مشرف شد، در آن هنگام
مؤمني نادار كه پيراهني ژوليده بر تن داشت نيز وارد شد و كنار آن سرمايه دار نشست.
سرمايه دار با تكبر پيراهن خود را جمع كرد كه يك وقت زير پاي مرد فقير نرود!
پيامبر گرامي اسلام (ص)به او فرمود: آيا ترسيدي از فقر او چيزي به تو برسد؟ عرض
كرد: خير. فرمود: پس ترسيدي از ثروتت چيزي به او برسد؟ عرض كرد: خير. فرمود: پس
ترسيدي لباس نو تو را آلوده و كثيف نمايد؟ عرض كرد: خير يا رسول الله. فرمود: پس
چه ترا واداشت كه چنين كاري كردي؟
عرض كرد: اي پيامبر!
مرا همراهي هست كه هر چيز قبيحي را براي من زيبا و هر زيبائي را پليده جلوه مي
دهد. و اكنون براي جبران اين كار بدم، نصف اموالم را به او بخشيدم.
حضرت رو به آن مرد
تهيدست كرده فرمود: آيا پذيرفتي؟ عرض كرد: خير! آن سرمايه دار گفت: چرا قبول نمي
كني! فقير گفت: براي اين كه مي ترسم من هم به همان بلاي تو (تكبر) مبتلا گردم![7]
پس هر گاه پول و
سرمايه و قدرت و جاه، انسان را به خدا نزديك نمي كند مگر آن كه در كنار آن عمل
صالح باشد، و چيزي كه مايه دوري از خداوند است و مايه تكبر و نخوت و خودخواهي است،
حق است كه عالمان متعهد از آن پرهيز كنند. در قرآن مي خوانيم: «و ما اموالكم و لا
اولادكم بالتي تقربكم عندنا زلفي الا من آمن و عمل صالحا…»[8] ـ و
هرگز اموال و اولادتان چيزي نيست كه شما را نزد ما قربي دهد مگر كسي كه ايمان آورد
و اعمال شايسته داشته باشد.
و حال كه سرمايه
داران از خدا بي خبر، قربي عندالله ندارند و اكنون كه معلوم شد، سرمايه و ثروت
انسان را ارزشي نيست، چه بهتر كه علماي اصيل اسلام نيز زير بار آنان نروند بلكه
هرگز نبايد زير بارشان بروند و برايشان خضوع كنند. ببينيد خداوند چگونه آنها را
معرفي مي كند: «ذرني و من خلقت وحيدا، و جعلت له مالا ممدوا، و بنين شهودا، و
مهدت له تمهيدا، ثم يطمع أن ازيد، كلا انه كان لآياتنا عنيدا، سأرهقه صعودا…» ـ
(اي پيامبر اكرم) به من واگذار، كار انتقام آن كس كه من او را تنها آفريدم و به او
مال و سرمايه عطا نمودم و فرزندان بسياري را در خدمتش قرار دادم و اقتدار و عزت و
شوكت به او بخشيدم و باز هم از من طمع افزون نمودن اين نعمت ها را دارد (در حالي
كه كفران مي ورزد) هرگز! بر نعمتش نيافزائيم، چرا كه او نسبت به آيات ما عناد مي ورزد
و لجاجت مي كند. نه تنها وليد بن مغيره، سرمايه دار دوران جاهليت چنين است كه
بيشتر سرمايه داران، اين خصلت پليد را دراند، گويا هم از خداوند طلبكارند و هم از
مردم و مي پندارند كه اين اموال و اولاد و مكنت و نعمت، براي خصوصيتي است كه در
آنها وجود دارد، ولي هرگز چنين نيست. خداوند مي خواهد آنان را بيازمايد و چه
آزمايش سخت و دشواري است!
ابن ابي الحديد در
شرح نهج البلاغه نقل كرده است كه ابوذر گفت: هنگامي كه حضرت رسول (ص)در زير سايه
كعبه نشسته بود، به خدمتش شرفياب شدم، تا مرا ديد فرمود: «هم الاخسرون و ربّ
الكعبه» ـ به پرودگار كعبه قسم، آنها از همه كس زياد ديده ترند. عرض كردم: آنها
چه كساني هستند فرمود: «المكنزون اَمولاً…» ـ آنهايي كه پولهاي بيشتر اندوخته
اند.[9]
در روايت ديگري حضرت
مي فرمايد: «به راستي به شما مي گويم: همانا جايگاه هاي آسمان خالي است از اغنيا و
سرمايه داران و رفتن شتري در سوراخ سوزن خياطي آسان تر است از داخل شدن سرمايه
داري در بهشت».[10]
حقوق فقرا در اموال
اغنيا
و چرا چنين نباشد كه
اگر ثروتمندان، مي دانستند كه فقيران را در اموالشان حقي است [11] و
اين اموال را مي پرداختند، هرگز فقيري در جهان باقي نمي ماند. علي (ع)مي فرمايد:
«ان الله سبحانه فرض في اموال الاغنياء اقوات الفقراء، فما جاع فقيرٌ الا بما متّع
به غنيّ، و الله تعالي سائلهم عن ذلك»[12] ـ
خداوند سبحان در اموال ثروتمندان، روزيهاي فقيران را قرار داده است، پس هرگز فقيري
گرسنه نماند مگر به سبب آن چه توانگري لذت برده باشد و همانا خداوند از ايشان
مواخذه و بازپرسي نمايد.
و در كنز العمال نيز
از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «ان الله فرض علي الاغنياء في اموالهم بقدر ما
يكفي فقراءهم، و ان جاعوا و عروا و جهدوا فبمنع الاغنياء، و حقٌ علي الله أن
يحاسبهم يوم القيامة و يعذّبهم عليه» [13] ـ و
همانا خداوند بر اغنياء واجب نموده است كه به قدر كفايت فقرا، اموال خود را انفاق
نمايند و اگر فقرا گرسنه و برهنه و بيچاره باشند پس به سبب منع اغنيا و ثروتمندان
است و به جا است كه خداوند روز قيامت آنان را مواخذه و بر آن منع، عذاب نمايد.
پس هرگز سزاوار نيست
كه عالمان متعهد، تقربي به زورمداران و زرمداران بجويند كه بي گمان چنين قربي به
آنها، بُعد از درگاه غني علي الاطلاق است. رسول اكرم (ص)مي فرمايد: «ما قرب عبدٌ
من سلطان الا تباعد من الله تعالي، و لا كثر ماله الا اشتدّ حسابه…»[14] ـ
هرگز بنده اي تقرب به سلطاني نجست جز اين كه از خد اي تبارك و تعالي دور شد و هرگز
مالش زياد نشد الا حسابش شديد گرديد.
البته لازم به تذكر
است كه حساب مال اندوزان و پول پرستان از ثروتمنداني كه اموال خود را همواره در
راه خدا و براي خدا انفاق مي كنند و كارهاي خير انجام مي دهند جدا است، گر چه قطعا
كسي كه بسيار انفاق كند، اندوخته بسيار نخواهد داشت و چه بد و بي خبرند آنها كه
طلا و نقره را مي اندوزند و در راه خدا انفاق نمي كنند كه فرمود: «و الذين يكنزون
الذهب و الفضة و لا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم…»[15].
و چه شيوا و شيرين
است سخنان امام عزيزمان، همو كه در مكتب اهل بيت عليهم السلام، تحصيل كرده و
سخنانش الهام گرفته از مكتب وحي و امامت است كه گوئي هر چه مي گويد، انعكاسي
راستين از فرياد رساي قرآن و نواي دلنشين آل محمد «ص» است و راستي چيزي جز اين
نيست كه او هر چه دارد از آنها دارد و آن تقوي و خلوص و ايمان والايش، او را به
درجه اي رسانده است كه سخنانش و پيامهايش منطبق با وحي و رسالت است «الذين جاهدوا
فينا لنهدينهم سبلنا» و كيست بيش از آن حضرت كه در راه خدا جهاد كند، جهاد با نفس
اماره، جهاد با دشمنان خدا و جهاد با مكتب هاي ضد الهي؟ و اين چيزي نيست كه ما
ادعا كنيم بلكه همگان اين مطلب را به وضوح فهميده اند و اينك تنها براي اطمينان
بيشتر آنان ـ همان گونه كه قبلا در مقدمه نيز تذكر داديم ـ اين انطباق را تا حدي
كه در توان قاصرمان است توضيح مي دهيم و گرنه مردم، امامشان را خوب شناخته اند و
معتقدند كه جز حق و حقيقت بر زبان امام جاري نمي شود و از خامه مباركش تراوش نمي
نمايد.
يك بار ديگر با هم
اين فراز از پيام امام را مروري بكنيم كه براستي چه خوش است سخن دوست:
«علماي اصيل اسلام
هرگز زيربار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را
براي خود حفظ كرده اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد، دست روحانيت اصيل طرفدار
اسلام ناب محمدي با سرمايه داران در يك كاسه است! و خداوند كساني را كه اين گونه
تبليغ كرده و يا چنين فكر مي كنند نمي بخشد. روحانيت متعهد به خون سرمايه داران
زالوصف تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت».
ادامه دارد
از دشمن غافل نشويم
از دشمن غافل نشويم
مبارزه بين حق و
باطل، هميشگي و دائمي است. مادامي كه در جهان حق و باطلي هست، بدون شك مبارزه و
جنگ به صورت هاي گوناگون، ادامه خواهد يافت. هميشه لشركيان باطل و نيروهاي كفر در
صدد نابود ساختن بنياد حق و خاموش نمودن چراغ ايمانند و همواره پيروان حق در برابر
صف آرائي كفر و نفاق، آماده مقابله اند، گر چه ممكن است به دلايلي صورت مبارزه
تغيير يابد. روشن ترين شاهد اين مطلب، انقلاب اسلامي ايران است كه از روز پيروزي
تا كنون، نيروهاي استكبار جهاني بدون وقفه و با توطئه هاي مختلف در صدد بر انداختن
آن هستند. بر انگيختن رژيم بعثي عراق يكي از حلقه هاي اين سلسله بود كه هنوز هم
كاملا به خاموشي نگرائيده است و هنوز دشمن در خاك ما است و هنوز تجاوز ادامه دارد
و هنوز در جبهه ها شهيد و زخمي داريم.
جنگ فرهنگي نيز يكي
ديگر از حلقه هاي اين سلسله است. گفته مي شود كه: در نشريات محرمانه غرب آمده است
كه در آغاز جنگ تحميلي، اجلاس مشتركي توسط ريگان، ميتران و تاچر براي مقابله جدي
با ايران تشكيل شد و در آن اجلاس، ضمن تقسيم مسئوليت ها، مسئوليت گسترش ابتذال
فرهنگي در ايران به عهده تاچر گذاشته شد. ساختن فيلم هاي ضد اسلامي و نشر كتابهاي
توهين آميز نسبت به قرآن و پيامبر (ص)و سلم در انگلستان، شايد در راستاي انجام اين
ماموريت شيطاني باشد. به جز كتاب زشت و مبتذل «آيات شيطاني»، كتابهاي ديگري نيز در
اين زمينه منتشر شده است كه اخبار آن در ايران منتشر نشده كتابي به نام «صراط
المسيح بلسان عربي فصيح» نگاشته شده كه آن را سوره سوره شبيه به قرآن نوشته اند و
هر سوره اي نيز با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز مي شود و هدفي كه از سبك و كلمات
آن منظور است، توهين به قرآن كريم و سعي در گمراه ساختن جوانان مسلمان است.
اگر ما سازمان
اطلاعاتي حساسي داشتيم كه ابتذال رو به رشد جامعه و سعي در نشر بي حجابي و بدحجابي
و كشاندن جوانان اين مرز و بوم را به سوي «پانكيسم» و ترويج لباس هاي زننده مردانه
و زنانه توسط بوتيك ها و توزيع علني نوارها و فيلم هاي مبتذل و ساير حركتهاي زشتي
كه در جامعه مشهود است و به سرعت رو به گسترش است، همه و همه را دقيقا بررسي و
پيگيري كند و ريشه اين حركت را پيدا نمايد، بعيد نيست كه سرنخ اين حركت از سوي
انگلستان در راستاي همان ماموريت شيطاني باشد. ولي متاسفانه هنوز مسولين كشور هيچ
گونه احساس خطري از اين حركت ضد مذهبي رو به رشد نمي كنند. آيا اين حركت، زمينه
ساز يك حمله نظامي ديگر _ هر چند در دراز مدت _ نيست؟ بر فرض كه ما اين گونه
مسائل را از بعد مذهبي و به عنوان منكرات مورد توجه قرار ندهيم ولي آيا نبايد خطر
اجتماعي آن را كه در وضعيت حساس كشور مورد تهاجم ما بيش از هر كشور ديگر موثر است،
انگيزه اي براي تفكر و دورانديشي مسولين باشد؟!
آماده باش هميشگي
هنوز جنگ به پايان
قطعي خود نرسيده است و احتمال حمله دوباره دشمن چندان بعيد نيست. گفته مي شود كه
در بغداد، حال و هواي جنگ كاملا مشهود است و مردم هر لحظه منتظر شنيدن بوقهاي جنگ
اند و رژيم بعثي عراق، نيروهاي خود را همچنان بطور گسترده و بر سر مرزها و در داخل
خاك ايران متمركز ساخته و عمليات مهندسي رزمي و ساختن سنگر و خاكريز، به قوت خود
باقي است و از نظر تسليحات هم به گفته خبر گزاريهاي خارجي، هم چنان مشغول تقويت
بنيه خويش است و استكبار جهاني و مرتجعان منطقه با تظاهر به صلح طلبي و آرامش
خواهي، او را سخاوتمندانه روز به روز مسلح تر و نيرومندتر مي كنند!
آيا ما كه پيروز
قرآنيم، در جهت عمل به فرمان آمادگي دائم چه كرده ايم؟ برزگترين نيروي ما ايمان و
احساسات مذهبي است كه شايد تنها عنصر تعيين كننده در اين جنگ هشت ساله در جبهه
اسلام بود؛ آيا در تقويت و ابقاي اين نيروي عظيم، چه برنامه اي صورت گرفته و آيا
در بُعد مبارزه با تلاش دشمنان اسلام براي از بين بردن و متلاشي ساختن اين سلاح
پروزمندِ جمهوري اسلامي، چه عملي انجام داده ايم؟!
بر فرض كه صلح قطعي
برقرار شود،آيا فراموش كرده ايم كه دشمن اصلي ما عراق نيست بلكه آمريكا و استكبار
جهاني غرب بلكه همه كفر جهاني است. آيا اين دشمن اصلي ممكن است با ما صلح كند؟ و
آيا صلح ميان اسلام و كفر معني دارد؟ اين فرموده حضرت امام است: «صلح ميان اسلام و
كفر معني ندارد» پس اگر با عراق صلحي برقرار شود، بايد متظر حمله هاي ديگر ـ هر
چند به صورت ها و تاكتيك هاي ديگرـ از سوي دشمن اصلي باشيم و از كجا معلوم كه باز
هم حمله نظامي ديگر در شرايط مساعدتري براي دشمن، از همان عراق يا از جاي ديگر
انجام نگيرد؟
مگر دستور قرآن كريم
اين نيست كه ما بايد هميشه آماده باشيم و از دشمن غفلت نكنيم؟ و مگر شعار ما بر
آرم سپاه، آيه كريمه «و اعدّوا لهم، ما استطعتم من قوةو من رباط الخيل ترهبون به
عدوّ الله و عدّوكم» نيست؟ آيا قوت و استعدادي مهم تر از محافظت بر روحيه جهاد و
مقاومت در تمام اقشار ملت سراغ داريد؟ مگر خواسته حضرت امام نيست كه تمام افراد
ملت مسلمان بايد نظامي باشند؟ ما براي تقويت روحيه جهاد و رشد معنوي و تقواي الهي
در جامعه اسلامي خويش چه فعاليت چشم گيري كرده ايم تا مصداق آيه «و اعدوا» باشد؟
از كيد دشمن غافل
نشويد
اميرالمؤمنين (ع)در
وصيتش فرموده: «الله الله في القرآن، لا يسبقكم بالعمل به غيركم» ـ خدا را، خدا
را، در قرآن؛ مبادا ديگران در عمل به آن بر شما پيشي بگيرند. متاسفانه بايد گفت:
فرمان لزوم آمادگي دائم در برابر دشمن كه قرآن بر آن تاكيد دارد، دشمن اسلام و
قرآن به آن بيشتر عمل مي كند و ما از آن غافليم.
و همين غفلت پس از
جنب و جوش انقلاب بود كه دشمن را به جنگ وا داشت. بنابراين، هرگز نبايد دشمن را
حقير و بيچاره شمرد و نبايد از كيد و مكر دشمنان غفلت ورزيد.
امام امت و رهبر
هميشه بيدار انقلاب اسلامي در پيام سالگرد تشكيل بسيج مي فرمايد:
«من مجدّداً به همه
ملت بزرگوار ايران و مسئولين عرض مي كنم چه در جنگ و چه در صلح، بزرگترين ساده
انديشي اين است كه تصور كنيم جهان خواران خصوصا آمريكا و شوروي از ما و اسلام عزيز
دست برداشته اند. لحظه اي نبايد از كيد دشمنان غافل بمانيم. در نهاد و سرشت آمريكا
و شوروي،كينه و دشمني با اسلام ناب محمدي (ص)و سلم موج مي زند. بايد براي شكستن
امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگيري از سيل آفت ها به سلاح پولادين صبر و ايمان،
مسلح شويم. ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي (ص)و مخالف با استكبار و پول پرستي و
تحجر گرايي و مقدس نمائي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند و فنون نظامي و دفاعي
لازم را بدانند چرا كه در هنگامه خطر، ملتي سربلند و جاويد است كه اكثريت آن،
آمادگي رزمي لازم را داشته باشد.
خلاصه كلام اگر بر
كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد، طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور
خواهد گرديد والا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند».
خداوند! شمه اي از اين بيداري و دور انديشي به مسئولين كشور
عطا كن تا هر كدام در موقعيت خود اين احساس را داشته باشند كه غفلت از دشمن بسيار
خطرناك است. چه زود حماسه ها و مقاومت ها و شهادت ها را فراموش كرديم و چه زود سرودهاي
حماسي و نغمه هاي شجاعت و شهامت تبديل به ترانه هاي بي محتوا و آهنگ هاي خمار آلود
شد! و چه زود حال و هواي جنگ و مقاومت و ايثار را از دست داديم و برنامه هاي آماده
سازي براي جهاد و دفاع مقدس را به فراموشي سپرديم!
توازن قدرت، ضامن
برقراري صلح
البته، ما خواهان جنگ
نيستيم و هر انساني زندگي در صلح و آرامش را بر زندگي در جنگ و اضطراب ترجيح مي
دهد ولي مطمئنا صلح واقعي تنها با آمادگي براي مقابله با دشمن ميسر است. همه مي
دانند كه آرامش جهاني و به وجود نيامدن جنگ جهاني در اين نيم قرن به دليل آمادگي هر
دو قطب متناقض جهان از نظر تسليحات است و اگر يكي از آنها آمادگي بيشتري داشت،
يقينا تجاوز، شروع مي شد و جنگ جهاني در مي گرفت؛ و اين لطف الهي است كه توازن
ميان قدرت ها را در نيروي تعيين كننده تسليحاتي و سلاح هاي هسته اي به وجود آورده
است. «لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض» ـ اگر خداوند شرّ بعضي از مردم
را به وسيله بعضي ديگر دفع نمي كرد، زمين را فساد فرا مي گرفت (و امكان زندگي
نبود).
و در جاي ديگر مي
فرمايد: «و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيعٌ و صلواتٌ و مساجد
يذكر فيها اسم الله كثيراً»ـ اگر خداوند شر بعضي از مدرم را به وسيله بعضي ديگر
دفع نمي كرد، به تحقيق مراكز عبادت الهي ويران مي گشت.
خلاصه، توازن قدرت و
وجود آمادگي در طرفين متخاصم، ضامن برقراري صلح و آرامش است. آمادگي بايد از هر
جهت مورد توجه باشد و در مورد وضعيت خاص كشور و انقلاب ما كه همه جهان خواران كمر
به نابودي آن بسته اند، مهمترين و بالاترين آمادگي دفاعي بايد روحيه جهاد و مقاومت
و شهادت طلبي و ايمان و تقواي افراد جامعه باشد. بايد هميشه به فرموده حضرت امام،
نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز باشد. بايد هميشه در رسانه هاي گروهي، ياد
مقاومت ها و حماسه ها و شهادت ها را زنده نگه داشت. بايد هميشه لباس مباهات و
افتخار جوانان، لباس بسيجي و نظامي باشد نه مدلهاي زشت و خلاف عفتي كه از بازارهاي
غرب براي متبذل ساختن جامعه وارد شده است. بايد سرودهاي انقلاب و جنگ و حماسه ورد
زبان جوانان و كودكان ما باشد نه اين ترانه هاي طرب انگيزي كه اكنون پخش مي شود و
اصرار بر نشر آن مشهود و محسوس است.
گذشته از اين حال و
هواي طربناك و غافل كننده اي كه رسانه هاي گروهي بر آن اصرار دارند، منكراتي كه از
سوي ايادي مرموز استعمار در حال شيوع و انتشار است، مايه نگراني و ياس و نوميدي
مردم حزب اللهي و مومن است سوال هاي مكرري در رابطه با اتوبوس ها مي شود كه در راه
بدون هيچ ترس و واهمه اي، نوارهاي مبتذل و ترانه هاي رسمي دوران طاغوت را مي
گذارند و اگر كسي اعتراض كند، با پاسخ درشت و خشن روبرو مي شود يا گفته مي شود كه
اينها همه مجاز است و حتي گاهي با تهديد به كتك يا پياده كردن در وسط بيابان،
معترض را خاموش مي كنند. فروش نوارهاي مبتذل و ممنوع در نوار فروشي ها و كنار
خيابان ها چيزي نيست كه نياز به ذكر شاهد داشته باشد. وضعيت رو به رشد بدحجابي و
بي حجابي با لباس هاي زننده خارجي و داخلي، هر حز اللهي غيرتمندي را به فكر وار
ميد ارد كه مگر انقلاب و ارزش هاي ان و اسلام و احكام آن همه به خاطر اعلام صلح
فراموش شده است؟ يا مگر اين برادران مسئول امر به معروف و نهي از منكر نمي بينند و
نمي شنوند؟! يا باز همه سدي به نام قانون، مانع اجراي احكام الهي شده است؟!
عواقب ترك امر به
معروف و نهي از منكر
ترك امر به معروف و
نهي از منكر، مستوجب شيوع منكرات است و اين از خطرناك ترين پديده هاي اجتماعي است
كه طبق سنت الهي در گذشتگان موجب عذاب و سقوط جامعه است. خداوند براي عبرت و
بيدراي ما داستان جماعتي از بني اسرائيل را چنين نقل مي كند: «و سئلهم عن القرية
التي كانت حاضرة البحر اذ يعدون في السبت اذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً و يوم
لا يسبتون لا تاتيهم، كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون. و اذ قالت امةٌ منهم لم تعظون
قوما الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذرة الي ربكم و لعلهم يتقون. فلما
نسوا ما ذكرّوا به و أنجينا الذين ينهون عن السوء و اخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
بما كانوا يفسقون» (آيات 163 تا 165 سوره اعراف) ـ و (اي پيامبر) بپرس از بني
اسرائيل از آن قريه كه در كنار دريا بود، چرا از حكم تعطيل روز شنبه تجاوز كردند،
آن گاه كه روزهاي شنبه ماهي ها، براي صيدشان، دسته دسته سوي ايشان مي آمدند و روزي
كه شنبه نمي گرفتند، نمي آمدند و بدين گونه به سزاي آن نافرماني كه كردند،
مبتلايشان نموديم چون گروهي از آن ها گفتند: براي چه گروهي را كه خدا هلاكشان مي
كند يا عذابي سختشان مي دهد، نصيحت و موعظه مي كنيد مي گفتند: پند دادن ما،
عذرجوئي به پيشگاه پروردگارتان است تا شايد تقوي را پيشه كنند. و چون چيزهايي را
كه بدان نصيحتشان كرده بودند، به غفلت سپردند، كساني را، كه از بدي و سوء نهي مي
كردند، نجات داديم ولي كساني را كه ظلم كرده بودند، به سزاي آن فسق و عصيانشان، به
عذابي سخت دچار ساختيم.
طبق اين آيات شريفه،
تنها كساني نجات يافتند كه نهي از منكر كرده بودند و ساكتان همانند گنهكاران جزء
ظالمان و ستمگران به حساب آمده و مورد خشم و عذاب الهي قرار گرفتند.
و در جاي ديگر در
آيات 78 و 79 سوره مائده مي فرمايد: «لعن الذين كفروا من بني اسرائيل علي لسان
داود و عيسي بن مريم، ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون، كانوا لا يتناهون عن منكرٍ
فعلوه، لبئس ما كانوا يفعلون» ـ آن افرادي از بني اسرائيل كه كافر شدند، به زبان
داود و عيسي بن مريم، لعنت و نفرين شدند براي اين كه عصيان ورزيدند و همواره تعدي
و تجاوز مي كردند، اين ها يكديگر را از كار زشت نهي نمي كردند، و چه بدكاري مرتكب
مي شدند.
براساس اين آيات،
دليل ملعون واقع شدن كفار بني اسرائيل، تنها گناه نبود بلكه ترك نهي از منكر بود.
گناه به تنهائي جامعه را به سقوط نمي كشاند ولي اگر گناه در نظر همه كوچك شد و همه
از كنار آن گذشتند و تذكر ندادند، آن گاه، مستوجب خشم الهي است.
اميرالمؤمنين (ع)در
خطبه قاصعه مي فرمايد: «و انّ عندكم الامثال من بأس الله و قوارعه، و أيّامه و
وقائعه، فلا تستبطئوا وعيده جهلا بأخذه، و تهاوناً ببطشه، و يأساً من باسه. فإن
الله سبحانه لم يلعن القرن الماضي بين ايديكم الاّ لتركهم الامر بالمعروف و النهي
عن المنكر؛ فلعن الله السفها، لركوب المعاصي و الحلماء لترك التناهي.» ـ و نزد
شما است داستان هائي از پيشينيان كه نشان گر شدت عذاب الهي و عقوبت هاي كوبنده او
و روزهاي سخت و وقايع عبرت انگيز او است. پس بعيد ندانيد (و جدي بگيريد) تهديدهاي
خداوند را كه (اين بعيد دانستن)، ناشي از جهل به مجازات خداوند و كوچك دانستن ضربه
هاي او و غفلت از عذاب او است. خداوند سبحان لعن نفرمود پيشينيان را مگر به خاطر
ترك امر به معروف و نهي از منكر. پس لعنت خدا است بر نادانان و سفيهان به خاطر
گناه و بر دانايان به خاطر ترك نهي از منكر.
به هر حال، اين امر
مبهم است كه چرا در اين زمينه هاي بسيار حساس و خطرناك و رو به رشد و گسترش، فكر و
عملي جدي ديده نمي شود. بدون شك نظم جامعه اسلامي اقتضا مي كند كه مقابله با
منكرات تحت كنترل و به وسيله مامورين انتظامي صورت گيرد تا هرج و مرج و درگيري به
وجود نيايد. البته نهي زباني نياز به مامور ندارد ولي واضح است كه در چنين جو
اجتماعي، نهي زباني كافي نيست و مقابله جدي و قاطع در بعد فرهنگي و عملي لازم است.
نامه حضرت امام به آية الله منتظري
نامه حضرت امام به
آية الله منتظري
بسم الله الرحمن
الرحيم
جناب حجت الاسلام و
المسلمين آقاي منتظري دامت افاضاته
با سلام و آرزوي
موفقيت براي شما. همان طور كه نوشته ايد رهبري نظام جمهوري اسلامي كار مشكل و
مسئوليت سنگين و خطيري است كه تحملي بيش از طاقت شما مي خواهد و به همين جهت هم
شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم و در اين زمينه هر دو مثل هم فكر
مي كرديم، ولي خبرگان به اين نتيجه رسيده بودند و من هم نمي خواستم در محدوده
قانوني آنها دخالت كنم. از اين كه عدم آمادگي خود را براي پست قائم مقامي رهبري اعلام
كرده ايد، پس از قبول صميمانه از شما تشكر مي نمائيم.
همه مي دانند كه شما
حاصل عمر من بوده ايد و من به شما شديدا علاقمندم، براي اين كه اشتباهات گذشته
تكرار نگردد به شما نصيحت مي كنم كه بيت خود را از افراد ناصالح پاك نمائيد و از
رفت و آمد مخالفين نظام كه به اسم علاقه به اسلام و جمهوري اسلامي خود را جا مي
زنند جدا جلوگيري كنيد. من اين تذكر را در قضيه مهدي هاشمي هم به شما دادم. من
صلاح شما و انقلاب را در اين مي بينم كه شما فقيهي باشيد كه نظام و مردم از نظرات
شما استفاده كنند. از پخش دروغ هاي راديو بيگانه متاثر نباشيد؛ مردم ما شما را خوب
مي شناسند و حيله هاي دشمن را هم خوب درك كرده اند كه با نسبت هر چيزي به مقامات
ايران، كينه خود را به اسلام نشان مي دهند.
طلاب عزيز، ائمه
محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها و راديو تلويزيون بايد براي مردم اين قضيه ساده
را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلي است كه مقدم بر هر چيز است و همه
بايد تابع آن باشيم. جناب عالي انشاءالله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمي مي
بخشيد.
و السلام عليكم
8/1/68
روح الله الموسوي
الخميني
نامه آية الله منتظري به حضرت امام خميني مدظله العالي
نامه آية الله منتظري
به حضرت امام خميني مدظله العالي
بسم الله الرحمن
الرحيم
محضر مبارك آيت الله
العظمي امام خميني مدظله العالي.
پس از سلام و تحيت،
مرقومه شريفه مورخه 6/1/68 واصل شد. ضمن تشكر از ارشادات و راهنمائيهاي حضرت عالي
به عرض مي رساند: مطمئن باشيد همان طور كه از آغاز مبارزه تا كنون در همه مراحل هم
چون سربازي فداكار و از خود گذشته و مطيع در كنار حضرت عالي و در مسير اسلام و
انقلاب بوده ام، اينك نيز خود را ملزم به اطاعت و اجراء دستورات حضرت عالي مي
دانم، زيرا بقاء و ثبات نظام اسلامي مرهون اطاعت از مقام معظم رهبري است. براي هيچ
كس قابل شك نيست كه اين انقلاب عظيم تا كنون در سايه رهبري و ارشادات حضرت عالي از
خطرات مهمي گذشته و دشمنان زيادي هم چون منافقين كوردل كه دستشان بخوان هزاران نفر
از مردم و شخصيت هاي عزيز ما و از جمله فرزند عزيز خود من آغشته است و ساير جناح
هاي مخالف و ضد انقلاب و سازشكار و ليبرال مآبهاي كج فكر را رسوا و از صحنه خارج
نموده است. آيا جنايات هولناك و ضربات ناجوانمردانه اين روسياهان كوردل به انقلاب
و كشور و ملت عزيز و فداكار ما فراموش شدني است؟ و اگر بلندگوهاي آنان و راديوهاي
بيگانه خيال مي كنند با جوسازيها و نشر اكاذيب و شايعه پراكني ها، به نام اين جانب
مي توانند به اهداف شوم خود برسند و در هم بستگي ملت ما رخنه كنند سخت در
اشتباهند.
و راجع به تعيين اين
جانب به عنوان قائم مقام رهبري، خود من از اول جدا مخالف بودم. و با توجه به
مشكلات زياد و سنگيني بار مسئوليت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم كه تعيين اين
جانب به مصلحت نبوده است و اكنون نيز عدم آمادگي خود را صريحا اعلام مي كنم و از
حضرت عالي تقاضا مي كنم به مجلس خبرگان دستور دهيد مصلحت آينده اسلام و انقلاب و
كشور را قاطعانه در نظر بگيرند و به من اجازه فرمائيد هم چون گذشته يك طلبه كوچك و
حقير در حوزه علميه به تدريس و فعاليت هاي علمي و خدمت به اسلام و انقلاب زير سايه
رهبري حكيمانه حضرت عالي اشتغال داشته باشم. و اگر اشتباهات و ضعف هائي كه لازمه
طبيعت انسان است رخ داده باشد، انشاءالله با رهبريهاي حضرت عالي مرتفع گردد.
و از همه برادران و
خواهران عزيز و علاقه مند تقاضا مي كنم مبادا در مورد تصميم مقام معظم رهبري و
خبرگان محترم به بهانه حمايت از من كاري انجام دهند و يا كلمه اي بر زبان جاري
نمايند زيرا مقام معظم رهبري و خبرگان جز خير و مصلحت اسلام و انقلاب را نمي
خواهند.
اميد است اين شاگرد
مخلص را هميشه از راهنمائي هاي ارزنده خود بهره مند و از دعاي خير فراموش
نفرمائيد.
و السلام عليكم و
رحمة الله و بركاته
7/1/68
حسين علي منتظري
پيام امام خميني به مهاجرين جنگ تحميلي
پيام امام خميني به
مهاجرين جنگ تحميلي
بسم الله الرحمن
الرحيم
خدمت خواهران و
برادران و فرزندان عزيز مهاجرين جنگ تحميلي ايدهم الله تعالي. با سلام و درود به
پيشگاه مقدس مولود نيمه شعبان و آخرين ذخيره امامت حضرت بقية الله ارواحنا فداه و
يگانه دادگستر ابدي و بزرگ پرچمدار رهائي انسان از قيود ظلم و ستم و استكبار.
سلام بر او و سلام بر
منتظران واقعي او. سلام بر غيبت و ظهور او و سلام بر آنانكه ظهورش را با حقيقت درك
مي كنند و از جام هدايت و معرفت او لبريز مي شوند.
سلام بر ملت بزرگ
ايران كه با فداكاري و ايثار و شهادت راه ظهورش را هموار مي كنند و سلام بر شما
خواهران و برادران مهاجر كه بدون شك در جنگ تحميلي از كساني هستند كه صدمه فراوان
روحي و جسمي و مالي خورده ايد.
شما عزيزان در زمان
يورش وحشيانه صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطراراً محل زندگي و راحتي خود را
ترك نموده و حقيقتاً به زندگي پرمشقت در نقطه اي دور از خانه و كاشانه خويش تن
داده ايد.
شما مهاجرين عزيز جنگ
تحميلي لحظه لحظه جنگ و سختيهاي آنرا درك كرده ايد، انشاءالله جمهوري اسلامي در
آينده اي نه چندان دور شهرها و روستاهاي شما را بهتر از قبل در اختيار شما خواهد
گذاشت ولي بايد خود به كمك مسئولان آمده و در نوسازي و مهيا سازي شهر و روستاهاتان
آنان را ياري نمائيد.
بحمدالله فرزندان
خردسال آنروز شما امروز جواناني شده اند كه مانند ساير برادران و خواهران خود از
ميهن اسلاميشان دفاع خواهند كرد.
همه مي دانند كه تحمل
هشت سال فشار و سختي فقط براي اسلام عزيز بوده است لذا مسئولين بايد در دفاع از
اسلام محكمتر از هميشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامي، سياسي و فرهنگي
جهانخواران بايستند چرا كه امروز دنياي استكبار خصوصاً غرب خطر رشد اسلام نام
محمّدي (ص) عليه منافع نامشروع خود را درك كرده است.
امروز غرب و شرق به
خوبي مي دانند تنها نيروئي كه مي تواند آنان را از صحنه خارج كند اسلام است. آنان
را در ده سال اين انقلاب اسلامي ايران ضربات سختي از اسلام خورده اند كه به هر
وسيله ممكن آن را در ايران كه مركز اسلام ناب محمّدي است نابود كنند، اگر نشد با
نشر فرهنگ مبتذل خود و بيگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملي خويش و اگر هيچ كدام
از اينها نشد ايادي خود فروخته خود از منافقين و ليبرالها و بي دينها را كه كشتن
روحانيون و افراد بي گناه برايشان چون آب خوردن است در منازل و مراكز ادارات نفوذ
مي دهند كه شايد به مقاصد شوم خود برسند و نفوذيها بارها اعلام كرده اند كه حرف
خود را از دهان ساده انديشان موجه مي زنند.
من بارها اعلام كرده
ام كه با هيچ كس در هر مرتبه اي كه باشد عقد اخوت نبسته ام. چارچوب دوستي من در
درستي راه هر فرد نهفته است، دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذير سياست
جمهوري اسلامي است. ما بايد مدافع افرادي باشيم كه منافقين سرهاشان را در مقابل
زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بريدند.
ما بايد دشمن سرسخت
كساني باشيم كه پرونده هاي همكاري آنان با آمريكا از لانه جاسوسي بيرون آمد. ما
بايد تمام عشقمان به خدا باشد نه تاريخ، كساني كه از منافقين و ليبرال ها دفاع مي
كنند پيش ملت عزيز و شهيد داده ما راهي ندارند.
اگر ايادي بيگانه و
ناآگاه گول خورده كه بدون توجه بلندگوي ديگران شده اند از اين حركات دست برندارند
مردم ما آنها را بدون هيچ گونه گذشتي طرد خواهند كرد.
مسئولان ما بايد
بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب
بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت ارواحناه فداه است كه خداوند بر همه
مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
مسائل اقتصادي و مادي
اگر لحظه اي مسئولين را از وظيفه اي كه بر عهده دارند منصرف كند خطري بزرگ و
خيانتي سهمگين را به دنبال دارد.
بايد دولت جمهوري
اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد ولي اين بدان
معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف
كند.
مردم عزيز ايران كه
حقا چهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند بايد سعي كنند كه سختي ها و
فشارها را براي خدا پذيرا گردند تا مسئولان بالاي كشور به وظيفه اساسيشان كه نشر
اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند كه تنها برادري و صميميت را در چارچوب
مصلحت اسلام و مسلمين در نظر بگيرند.
چه كسي است كه نداند
مردم عزيز ما در سختي هستند و گراني و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مي آورد ولي هيچ
كس هم نيست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دنياي دون امروز و پايه ريزي فرهنگي جديد
بر مبناي اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامي با آمريكا و شوروي فشار و سختي و
شهادت و گرسنگي را به دنبال دارد و مردم ما اين راه را خود انتخاب كرده اند و بهاي
آن را هم خواهند پرداخت و بر اين امر هم افتخار مي كنند.
اين روشن است كه
شكستن فرهنگ شرق و غرب بي شهادت ميسر نيست.
من بار ديگر از
مسئولان بالاي نظام جمهوري اسلامي مي خواهم كه از هيچ كس و از هيچ چيز جز خداي
بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فساد و فحشاء، سرمايه
داري غرب و پوچي و تجاوز كمونيست نكشند كه ما هنوز در قدم هاي اول مبارزه جهاني
خود عليه غرب و شرقيم. مگر بيش از اين است كه ما ظاهرا از جهان خواران شكست مي
خوريم و نابود مي شويم، مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر
معرفي مي كنند مگر بيش از اين است كه با نفوذ ايادي قاتل و منحرف خود در محافل و
منازل عزت اسلام و مسلمين را پايكوب مي كنند، مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز
اسلام ناب محمدي در سراسر جهان بر چوبه هاي دار مي روند، مگر بيش از اين است كه
زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مي شوند، بگذار دنياي پشت
ماديت با ما چنين كند ولي ما به وظيفه اسلامي خود عمل كنيم.
امروز بيشتر از هر
زماني كينه و دشمني استكبار عليه اسلام ناب محمدي بر ملا شده است. بسيج عمومي آنان
در دفاع از يك خود فروخته و نويسنده مزدور گوياي اين واقعيت است و شايد آنان اين
همه فضاحت و بي آبروئيشان را به خاطر رسيدن به هدف شوم خود پيش بيني نكرده بودند
كه امروز با سرافكندگي و خواري از كرده خود پيشمان و با ذلت مراجعت مي كنند.
احتمالا قضيه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضاي آموزشي، حركتي انحرافي براي
كمرنگ كردن جلوه عظيم دفاع جهان اسلام از رسول اكرم (ص) مي باشد. گرچه خود اين
واقعه هم از دردهائي است كه ملت هاي اسلامي گرفتار آن شده اند كه چگونه در دنياي
به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عين دمكراسي است و فقط ما
كه گفته ايم كسي به پيغمبر اسلام (ص) توهين كند اجماع فقهاي مسلمين فتوا به اعدام آن مي دهند خلاف آزادي است.
راستي چرا دنيا در
برابر كسي كه اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامي در
دانشگاهها درس بخوانند يا تدريس كنند ساكت نشسته است. جز اين است كه تفسير و تاويل
آزادي و استفاده از آن در اختيار كساني است كه با اساس آزادي مقدس مخالفند؟
امروز خداوند ما را
مسئول كرده است، نبايد غفلت نمود، امروز با جمود و سكون و سكوت بايد مبارزه كرد و
شور و حال حركت انقلاب را پا بر جا داشت.
من باز مي گويم، همه
مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامي تان
به خيال خام خودشان بيرون نبرند آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان
خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور.
هميشه با بصيرت و با
چشماني باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد، كه اگر آرام گذاريد لحظه
اي آرامتان نمي گذارند.
البته ما از زحمات
وزارت امور خارجه قدرداني مي كنيم و آنها بايد با جديت به كار خود ادامه دهند كه
انشاءالله در انجام وظيفه بزرگ الهي و سياسي خود موفق خواهند بود.
از خداوند متعال مي
خواهم تا مهاجرين عزيزمان را هر چه زودتر به خانه و كاشانه خود برساند و تلخي غربت
ها و سختي ها را به شيريني مراجعتشان مبدل سازد.
در خاتمه لازم است از
همه كساني كه از مهاجرين عزيز جنگ تحميلي پذيرائي كرده و مي كنند و هم چنين از
مسئولين محترم بنياد مهاجرين كه زحمات زيادي متحمل شده اند تشكر و قدرداني نمايم.
والسلام عليكم و رحمة
الله
2 فروردين 1368
روح الله الموسوي
الخميني
علي عليه السلام چهره هميشه پيروز تاريخ
علي عليه السلام
چهره هميشه پيروز
تاريخ
رمضان ماه خدا و ماه
شهادت يكي از برگزيده ترين بندگان خدا است، در اين ماه، انسان وارسته اي دنيا را
بدرود گفت كه در طول حيات شصت و سه ساله اش كمترين علاقه و وابستگي به دنيا پيدا
نكرد و اين خود راز جريانهاي انحرافي آن عصر به شمار مي رفت، چرا كه او از ميان
همه امكانات مادي زمان خويش تنها به دو جامه كهنه و دو قرص نان جوين قناعت ورزيده
و خلافتي كه وسيله احقاق حق و ابطال باطل نباشد، از ديد بلند او كم بهاتر از
كفشهاي كهنه اش بود، ديگر چيزي برايش از مال و مقام جهان بعنوان ارزش مطرح نبود تا
براي دست يابي به آن، حق و عدالت را به پايش قرباني نمايد.
امير مومنان (ع)از
زادگاهش كعبه خانه حق، تا محراب خون رنگ كوفه پر حادثه ترين راه زندگي را پشت سر
گذاشت ولي علي رغم تمام دشواريها و سختيها، گرانمايه ترين دست آوردهاي اسلامي را
با فكر متعالي و بلند و بيان رسا و بليغ و بازوان قوي و توانمندش براي جامعه
اسلامي به يادگار گذاشت، و گوئي كه دست تقدير با قرار دادن او در دامان پرفيض و
انسان ساز رسول خدا (ص) در دوران خردسالي چنين خواسته بود كه از او انساني آن چنان
مقاوم و نستوه و رهبري قاطع و سازش ناپذير و امامي عدالت گستر و معصوم تربيت نمايد
تا پس از آن حضرت بتواند اسلام ناب محمدي را، در حساس ترين مقاطع تاريخ از انحراف
و سقوط بوسيله خاندان اموي محافظت نموده و ارزشهاي والاي اسلامي را به جامعه عرضه
دارد.
امير مؤمنان در عصر
بعثت
آغاز بعثت هر پيامبر
يكي از دشوارترين دوره هاي رسالت او به حساب مي آيد، چرا كه پيامبران در برابر
دنياي شرك و بت پرستي، مكتبي را مطرح مي ساختند كه با افكار و عقايد همه مردم
عصرشان مخالف بود، و تا آن هنگام كه مكتب و پيام آنان در ميان جامعه، طرفداران
قابل توجهي پيدا نمي كرد آنها و اطرافيان معدودشان، تحت شديدترين شكنجه هاي رواني
و جسمي قرار مي گرفتند، و امير مومنان (ع)نخستين فردي است كه از ميان مردان به
دعوت پيامبر «ص» پاسخ مثبت گفت و در آن دشوار رسالت در كنار آن حضرت قرار گرفت،
چنانچه خود مي فرمايد: «لَم يَجْمَعْ بَيْت واحدٌ في الاسلام يَوْمَئذٍ غَير رسول
الله و خديجة و اَنَا ثالثهما» ـ آن روز در اسلام جز يك خانه (مسلمان نشين) نبود
كه پيامبر خدا «ص» و خديجه را در خود جاي داده باشد كه من سوّمين فرد آن بودم. ولي
رفته رفته افرادي از قشر مستضعف و محروم مكه به اسلام گرايش يافتند، و قهراً علي (ع)در
اين دوره فشار و خفقان از مشكلاتي كه از جانب مشركان بر پيامبر «ص» و اقليت مسلمان
آن عصر تحميل مي شد، بي نصيب نمي ماند تا سرانجام اين فشارها بيشتر و بيشتر شد و
مسلمانان مجبور به مهاجرت به مدينه شدند و با استقرار پيامبر «ص» و مسلمين در
مدينه، حملات نظامي مشركان به مسلمين آغاز گرديد و بدين ترتيب فصلي جديد در زندگي
علي (ع)نيز گشوده شد، و آن حضرت در جبهه نظامي هم نقش ارزنده ايفا نمود به گونه اي
كه گاه سرنوشت اسلام تنها به جهاد و شمشير او بستگي مي يافت، و اين چنين بود كه
امير مومنان (ع) در صحنه نبرد به عنوان شجاع ترين ياران رسول خدا «ص» درخشيد.
امير مومنان در عصر
خلافت
عصر خلافت امير
مومنان (ع)نيز با دشواريها و مشكلات فراوان همراه بود. در همان آغاز خلافت، جنگ
«جمل» پيش آمد و آن حضرت براي دفاع و مبارزه با اصحاب جمل، مدينه را بسوي عراق ترك
گفت و پس از آن جنگ «صفين» اتفاق افتاد، و بدنبال آن جنگ «نهروان» از جانب خوارج
زمانش ترتيب داده شد، و بدين ترتيب علي (ع)مدت كوتاه خلافت خويش را، هم چون دوره
دوم بعثت در جهاد في سبيل الله سپري ساخت و تا لحظه شهادت در كار بسيج مردم براي
جنگ با معاويه بود.
نشر فرهنگ اسلام
علي (ع)در قدرت بيان
آن چنان بود كه به گفته يكي از نويسندگان اهل سنت در كتاب «خلفاءمحمد» (ص) بعد از
رسول خدا«ص» هيچ فردي از عرب، قبل از امام و بعد از او همتاي او نبود، و آن حضرت
با آن بيان رسا و بليغ، معارف و فرهنگ ارزشمند اسلامي را به جامعه عرضه مي داشت، و
همانگونه كه باز وي توانمند او در دفاع از حريم مقدس اسلام از نقش و تاثيري سرنوشت
ساز برخوردار بود، بيان قوي و نيرومند آن حضرت نيز در آن آشفته بازار مذهبي آن روز
كه محدثان و مفسران دنياپرست، براي رسيدن به پول و مقام، جعل هر گونه حديث و ارائه
هر نوع تفسيري به رأي، بودند، در تبليغ اسلام واقعي كمتر از نقش شمشير و جهاد مقدس
او نبود، كه نهج البلاغه بخشي كوچك از درياي گهربار همان معارف و فرهنگي است كه
توسط امير مؤمنان عليه السلام، براي جامعه اسلامي به يادگار مانده است.
پيروزي امير مؤمنان
در تاريخ
پيروزي و شكست دو
واژه اي است كه با جهان بيني افراد ارتباط مستقيم دارد. كساني كه تنها به مصالح
شخصي خويش و به قدرت و مقام شخصي مي انديشند جز رسيدن به قدرت چيزي براي آنان
پيروزي به حساب نمي آيد ولي از ديد امير مؤمنان (ع) كه تنها به پيروزي حق تحت هر
شرايطي بر باطل مي كرد، شكست و ناكامي موقت براي او در حقيقت شكست نبود، و موفقيت
و پيروزي موقت به نظر او بر امويان نيز پيروزي به حساب نمي آمد و لذا در يكي از
سخنان حكمت آميز خويش مي فرمايد: «ما ظَفَرَ مَنْ ظَفَرَ الأثم به و الغالب
بالشّر مغلوب»ـ كسي كه گناه به عمل او راه يافت پيروزي نيافته است. و كسي كه
بوسيله شرّ و زشتي غالب گردد، در حقيقت مغلوب است، ولذا هنگامي كه از امير مؤمنان (ع)مي
خواهند كه براي بعضي از اشراف و افراد صاحب نفوذ، سهمي بيشتر از بيت المال اختصاص
دهد، فرمود: «أتأ مرونّّي اَنْ اطلبَ النّصر بالجور فيمَنْ ولّيت عليه؟ و الله
لااطور بِهِ ما سَمَرَ سميرٌ و ما اَمَّ نَجْمٌ في السّماء نَجْماً» ـ از من مي
خواهيد كه پيروزي را با ظلم در حق محرومين بدست آورم؟ بخدا سوگند كه اين كار را
نمي كنم تا آن گاه كه شب و روز در رفت و آمد و ستاره اي در آسمان آهنگ ستاره اي را
مي نمايد. و امير مؤمنان با اين سياست ظالم ستيزي و عدالت گستري توانست در مدت
كوتاه حكومتش، الگو و نمونه اي واقعي از سياست و حكومت اسلامي ارائه دهد و همين
خود عامل اصلي تزلزل پايه هاي حكومت اموي بود، و از اين رو ـ به نوشته احمد صبحي ـ
معاويه پس از شهادت علي (ع) از خصومت و دشنام دادن آن حضرت كوتاهي نمي كرد «و لا
يعني ذلك الّا اَنّ مبادئه في الحكم و آرائه في السّياسة كانَتْ تَنْغَضّ عليهم
ملكهم في موته كما كانت في حياته» ـ و اين خصومت و دشمني به اين دليل بود كه
نظريات امام در حكومت و سياست همانگونه كه در زمان حياتش پايه هاي حكومت امويان را
متزلزل مي ساخت، پس از حيات آن حضرت نيز همين تأثير را داشت و اين خود دليل پيروزي
اميرمؤمنان (ع)در تاريخ است كه حتي پس از شهادت خويش، دشمنان اسلام را سخت در موضع
دفاعي قرار داد، ولي به گفته ابن ابي الحديد معتزلي، آن همه دشمني و تلاش براي
زدودن آثار وجودي آن حضرت از جامعه نه تنها به جائي نرسيد بلكه اين سياست ضد علوي
آنان، بر رفعت و عظمت شأن و عُلوّ مقام او افزود، ولي براي دشمنان جز شكست و نام و
ننگ در تاريخ باقي نماند و همانگونه كه فرموده بود، كه «مَنْ صارع الحق صرعه» هر
كس با حق درگير گردد، به خاك هلاكت و سقوط خواهد افتاد، اين واقعيت براي چندمين
بار پيش آمد و اين حقيقتي است كه تمام واقعيتهاي موجود تاريخي و فرهنگي و وجدان
عمومي مسلمين به آن گواهي مي دهند. و از اين رو «ابن ابي الحديد» در جلد اول شرح
نهج البلاغه مي نويسد: «قد علمت انّه استولي بنواميّة علي سلطان الإسلام في شرق
الارض و غربها و اجتهدوا بكل حيلة في اطفاءنورالله و التحريض عليه و وضع المعايب و
المثالب له و لعنوه علي جميع المنابر، و توعّدوا مادحيه بل حبسوهم و قتلوهم و
معنوا من رواية حديث يتضمّن له فضيلة،أو يرفع له ذكراً حتي خطروا ان يسمّي احد
باسمه فمازاده ذلك الّا رفعة و سموّاًو كان كالمسك كلّما سُتر انتشر عرفه» ـ
چنانچه مي داني امويان بر شرق و غرب سرزمين اسلامي مسلط شدند، و به هر وسيله در
خاموش ساختن نور علي (ع)و تحريك افكار عمومي بر ضد او كوشيدند، و او را بر فراز تمام منبرها و كرسيهاي خطابه لعن
نمودند، و مدّاحان و طرفداران تهديد نمودند، و بلكه به حبس و كشتارشان دست زدند، و
از نقل هر حديثي كه مشتمل بر تعريف و مدح آن حضرت بود و او را بلند آوازه مي ساخت
مخالفت به عمل آوردند، و كار به جائي رسيد كه از نامگذاري فرزندان به نام او منع
نمودند، ولي تمام اين تلاشها جز بر بلندي مقام و بزرگي او نيفزود، هم چون مشك كه
هر چند سرپوش بر آن نهند بوي خوشش پراكنده گردد، و اين چنين است كه علي (ع)به چهره
هميشه پيروز تاريخ تبديل گرديد ولي دشمنان او براي هميشه به زباله داني تاريخ
فرستاده شدند.
آري امير مؤمنان (ع)در
سحر گاه نوزده رمضان، در محراب كوفه به خون خويش علطيد، و در بيست و يكم آن، به
لقاء پروردگار شتافت، ولي با شهادت خويش براي هميشه در تاريخ بشريت رنگ جاودانگي
يافت.
ويژگيهاي ماه خدا و عيد سعيد فطر
دانستنيهايي از قرآن
ويژگيهاي ماه خدا و
عيد سعيد فطر
بسم الله الرحمن
الرحيم
«اِنّا اَنْزَلْناهُ
فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِِِِِِِِِِِِِِِِِ وَ ما ادْريكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ،
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهرٍ،تَنَزَِّلُّ المَلائكَةُ و الرُّوحُ
فيها بِاِذْنِرَبِّهِمْ مِن كُلّ اَمْرٍ، سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ
الْفَجْرِ».
(سوره قدر)
ما آن قرآن را در شب
قدر نازل نموديم، و تو چه داني كه شب قدر چيست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است،
ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر امر نازل مي گردند. شبي
است آكنده از سلامت تا هنگام سپيده دم.
ليلة القدر: در
روايتي رسول خدا (ص)درباره شب قدر مي فرمايد: يا علي آيا مي داني معني ليلة القدر
چيست؟ عرض كرد: نه يا رسول الله، فرمود: خداوند در اين شب آنچه را كه تا روز قيامت
وجود پيدا مي كند، مقدّر مي سازد، و از جمله آنچه خداي عزوجلّ تقدير مي فرمايد
مسأله ولايت تو و اماماني است كه از فرزندان تو مي باشند تا روز رستاخيز.
ويژگيهاي ماه رمضان
همانگونه كه در ميان
افراد انسان كه همگي آفريده و مخلوق الهي هستند، خداوند بندگاني ويژه و زبده را
برگزيده و آنان را براي انجام رسالتي بزرگ انتخاب نموده و فرموده است: «اِنَّ الله
اصْطَفي آدَمَ و نُوحاً و آلِ اِبْراهيمَ و آلَ عمرانَ عَلَي العالَميْنَ»[1] خدا
آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيده است. در ميان ماه هاي
سال، ماه مخصوصي را نيز براي اهدافي خاص كه در قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام
بيا ن شده است، برگزيده و آن را به ويژگيهائي اختصاص داده است، چنانچه در سوره
مباركه «بقره» هدف از تشريع روزه رمضان را تحصيل تقوي معرفي نموده و فرموده است:
«يا ايََّهَا الََّذينَ آمَنوا كُتِبَ عليكُمُ الصّيامُ كما كُتِبَ عليكُمُ
الصّيامُ كما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِن قَبلِكُم ْ لَعَلَكُمْ تَتَّقُِون»[2]_ اي
كساني كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما نوشته شده، آن چنان كه بر امتهائي كه پيش
از شما مي زيستند نوشته شده است؛ باشد كه متّقي و پرهيزكار شويد. و در دو آيه بعد
به يكي از مشخصات برجسته اين چنين اشاره فرموده: «شَهرُِ رمضان الََََََّذي
اُنْزِلَ فِيْهِ القرآنُ هُديً لِلنّاسِ و بَيّناتٍ منَ الهُدي و الفرقان»_ ماه
رمضان كه در آن قرآن به عنوان عامل هدايت و وسيله تشخيص حق از باطل نازل گرديده
است. و در روايات آمده كه تمام كتابهاي آسماني در اين ماه نازل شده است.
شب قدر
يكي از ويژگيها و
مشخصات برجسته اين ماه، وجود شب قدر است؛ شبي كه در فضيلت و عظمت بواسطه خيراتي كه
از جانب پروردگار در آن نازل مي شود، بر هزار ماه ـ كه به فرموده حضرت صادق (ع)از
شب قدر برخوردار نباشد ـ برتري دارد، و اين مدت، هشتاد و اندي سال را تشكيل مي دهد
كه عمر طولاني يك انسان به حساب مي آيد. بنابراين، درك يك شب قدر و بهره برداري از
بركات و فيوضات آن، بر يك عمر طولاني انساني كه بواسطه غفلت و بي خبري، از الطاف
خاصه الهي در اين شب خويش را محروم ساخته، و با ديگر شبهاي معمولي تفاوتي نگذارد،
ترجيح و برتري دارد.
و اين شب از اين جهت
«قدر» ناميده مي شود كه شب تعيين مقررات يك ساله انسانها است، چنانچه در اوائل
سوره مباركه «دخان» مي فرمايد: «انّا انزلناه في ليلة مباركة انا كنّا منذرين فيها
يفرق كلّ امر حكيم»ـ ما قرآن را در شب مبارك قدر نازل نموديم و ما پيوسته انذار
دهنده ايم، در آن شب هر امري موافق با حكمت الهي (با توجه به صلاحيتها و شايستگي
هاي افراد) تعيين مي گردد، و بگفته مفسران «ما ادريك، ما ليلة القدر» تعبيري است
كه دلالت بر عظمت و بزرگي اين شب دارد، چنانچه مشابه اين تعبير در مورد روز قيامت
و ديگر موارد نيز در قرآن كريم به كار رفته است. پيامبر گرامي اسلام «ص» و ائمه
«ع» كه توجه به عظمت رمضان و اين شب بزرگ در اين ماه پر بركت داشته اند، طي روايات
مختلف، خواسته اند ما را به كمال عظمت آن واقف سازند تا چنين ايام و ليالي پر بركت
را به غفلت نگذرانيم و به فرموده پيامبر اكرم (ص): اگر بنده به خيرات و بركات آن
آگاه باشد دوست خواهد داشت كه تمام سال، رمضان باشد.[3]
عيد سعيد فطر
عيد سعيد فطر از جمله
اعياد بزرگ اسلامي است كه به دليل اهميّت و عظمت خاص آن، در روايات، براي اين روز
دعاها و اعمال خصوصي ذكر شده است، و همانگونه كه حجاج محترم بيت الله الحرام، پس
از انجام يك سلسله مناسك و اعمال حج، توفيق خويش را در اجراي اين دستورات انسان
ساز الهي، عيد مي گيرند، و ديگر مسلمانان جهان هم هماهنگ با آنان به گرامي داشت و
انجام مراسم مذهبي آن روز مي پردازند، تمام مسلمانان كه يك ماه روزه و تسلط بر
غرائز و خواستهاي نفس را، بمنظور اطاعت از خواست الهي پشت سر گذاشته اند، پايان
اين برنامه عظيم عبادي را عيد مي گيرند. و طبيعي است كه ماهي به چنان عظمت، و برخورداري
از فيوضات و بركات فراوان الهي در اين ماه ـ كه ماه ضيافة الله استـ عيدي به
بزرگي و شكوه «فطر» مي طلبد، ولي بايد به اين حقيقت توجه داشت كه اين روز، براي چه
كساني مي تواند روز عيد و سرور باشد. امير مومنان (ع)در اين باره مي فرمايد: «
انّما هو عيدٌ لِمَنْ قَبِلَ صيامَه و شَكَرَ قيامه»[4] همانا
اين روز براي كسي عيد است كه روزه اش قبول و نماز و عبادتش پذيرفته گردد. ولي كسي
كه در انجام صحيح انسان ساز كوتاهي نمايد همان شقي و بدبختي است كه رسول خدا (ص)
در باره اش فرموده «اِنَّ الشقيّ مَن خرج عنه هذا الشهر و لم تغفر ذنوبه، فحينئذٍ
يخسر حين يفوز المحسنين بجوائز الرّبّ الكريم»[5].ـ در
حقيقت شقاوتمند واقعي كسي است كه اين ماه بر او بگذرد، (و كاري نكند ) و گناهانش
آمرزيده نگردد، و در روزي كه نيكوكاران به جوائز و الطاف پروردگار كريم نائل مي
گردند، او محروميت و خسران خواهد ديد، و آن روز پاداش و جوائز، همين روز فطر است
كه امير مومنان (ع)فرمود: «ايُّهَا النّاس اِنَََّ يومَكُمْ يَومَ يُثابُ فيه
المحسنون و يخسر فيه المبطلون»[6]ـ
مردم! بدرستي كه اين روز (عيد) شما روزي است كه نيكوكاران در آن پاداش و آنها كه
(در انجام روزه و عبادات اين ماه) به غفلت و بطالت گذرانيده اند. زيان خواهند ديد،
و چنين روزي با اين عظمت را، نبايد به بازي و بيهوده كاري به هدر داد، لذا در
روايتي رسول خدا (ص) مي فرمايد، خداوند آن دو روزي را كه مردم مدينه در جاهليت
داشتند و در آن به بازي مي گذرانيدند به دو روز بهتر كه روز فطر و قربان است تبديل
ساخت، و در همين رابطه امام مجتبي (ع)از كنار جمعي كه در روز عيد فطر سرگرم بازي و
خنده بودند عبور نمود، لحظه اي در كنارشان ايستاد و فرمود: «انَّ اللهَ جَعَلَ
شهَر رمضان مضماراً لخلقه فيستبقون فيه بطاعته الي مرضاته، فسبق قومٌ فَفازوا
وقصّر آخرون فخابوا، فَالعَحبْ مِنْ كلّ العحب مِنْ ضاحِك لاعِبٍ في اليوم الذي
يُثاب فيه المحسنون، و يخسر فيه المبطلون»[7]
خداوند ماه رمضان را صحنه مسابقه مخلوق خويش براي سبقت گرفتن بوسيله اطاعت از او
بسوي جلب مرضاتش قرار داده، عده اي سبقت گرفته و پيروز شدند و دسته اي كوتاهي
ورزيده و شكست خوردند، پس شگفت و تعجب كامل از كسي است، در روزي كه نيكوكاران
پاداش و بطالت پيشگان زيان مي بينند، به بازي و خنده پردازد، و از اين جهت در عين
حالي كه اين روز، روز سرور و شادماني است، روز دعا و عبادت، و درخواست توبه و انابه
نيز هست، و امام سجاد (ع)در اين روز مي فرمايد: «اللهُمَّ اِنّا نتوبُ اليك في
يوم فِطْرِِنَا الَّذي جعلته لِلُمؤْمنين عيداً و سروراً و لأهل ملّتِكَ مَجْمعاً
و مُحْتشَداً مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ اَذْنَبْناه…» [8]ـ
خدوندا در روز فطر خويش كه براي مومنان آن را عيد و روز سرور و شادماني، و براي
اهل دينت، روز گرد همائي و تعاون قرار داده اي، ما بسوي تو بازگشته و توبه مي
نمائيم.
امام خمینی ثابت و استوار
امام خميني ثابت و
استوار از آغاز تا كنون
مرفهين بي درد
اين ها كه زحمت مي
كشند و براي اين جمهوري اسلامي كار مي كنند، كوخ نشينها هستند… سعادتمند آنهايي
بودند كه در كوخ ها بودند آن هائي كه در كاخ ها هستند سعادتمند نيستند. آن اشخاص
كه اين فلسفه و فقه را به غنا رساندند، كاخ نشينان نبودند، كوخ نشينان بودند.
اگر مي خواهيد ملت
جاويد بماند خوي كاخ نشيني را از بين ببريد. اكثر اين خويهاي فاسد از طبقه مرفه به
مردم ديگر صادر شده است. خوي زمين خواري، باغداري و كاخ نشيني را از اين ملت
بزدائيم.
6/1/62
تا وقتي دولت، مجلس و
ارتش از طبقه مرفه سرمايه دار نيست كشور محفوظ است. در تمام جبهه اگر يك نفر از
آنها كه داراي سرمايه هاي بزرگند پيدا كرديد مژدگاني بگيريد.
20/11/60
خدا نياورد روزي را
كه سياست مسئولين كشور پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه
داران گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار بيشتر برخوردار بشوند.
7/5/66
مردم نمايندگي را
انتخاب كنند تا افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايه داري، اسلام مستكبرين، اسلام
مرفهين بي درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در يك كلمه
اسلام آمريكائي هستند طرد نموده و به مردم معرفي نمايند.
11/1/67
جنگ ما جنگ مكتب ما
عليه تمامي ظلم و جور و جنگ اسلام عليه
تمامي نابرابري هاي دنياي سرمايه داري و كمونيزم و جنگ پابرهنگي عليه خوش گذراني
هاي مرفهين و حاكمين بي درد كشورهاي اسلامي است. اين جنگ جنگ اعتقاد است، جنگ
ارزشهاي اعتقادي _ انقلابي عليه دنياي كثيف و زور و پول و خوشگذراني است.
مردم شريف ايران بايد
توجه كنند كه امروز روز مبارزه و جنگيدن با تمامي شياطين است كه حقوق حقه تمامي
پابرهنگان جهان را صرف عيش و نوش و تهيه سلاحهايي مي نمايند كه براي هميشه حاكم
دنياي گرسنگان باشند.
14/4/67
آنان كه تصور مي كنند
سرمايه داران و مرفهان بي درد با نصيحت و اندرز متنبه مي شوند و به آنان پيوسته و
به مبارزه كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند.
مگر مسلمانان امروز
نمي بينند كه مراكز وهابيت در جهان به كانون فتنه و جاسوسي مبدل شده اند و از يك
طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاي كثيف درباري، اسلام مقدس نماهاي
بي شعور حوزه هاي علمي و دانشگاهي، اسلام نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و
سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه ها و در يك كلمه
اسلام آمريكاي جهانخوار مي گذارند.
امروز جنگ حق و باطل،
فقر و غنا، استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده
است.
29/4/67
بزرگترين فرق روحانيت
و علماي متعهد اسلام با روحاني نماها در همين است كه علماي مبارز اسلام هميشه هدف
تيرهاي زهرآگين جهانخواران بوده اند و اولين تيرهاي حادثه، قلب آنان را نشانه رفته
است ولي روحاني نماها در كنف حمايت زر پرستان دنيا طلب، مروج باطل يا ثناگوي ظلمه
و مويد آنان بوده اند.
متاسفانه هنوز براي
بسياري از ملت هاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكائي و اسلام ناب محمدي و اسلام
پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحير و سرمايه داران خدا نشناس و مرفهين
بي درد كاملا مشخص نشده است. 15/6/67
هنري زيبا و پاك است
كه كوبنده سرمايه داران مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل،
اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام
آمريكايي باشد.
هنر در جايگاه واقعي
خود تصوير زالو صفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي و فرهنگ عدالت و
صفا، لذت مي برند.
ملتي كه در خطوط
اسلام ناب محمدي (ص) و مخالف با استكبار و پول پرستي و تحجر گرائي و مقدس نمائي
است، بايد همه افرادش بسيجي باشند. 3/9/67
مردم بايد تصميم خود
را درست بگيرند. يا رفاه و مصرف گرائي يا تجمل سختي و استقلال و اين مسئله ممكن
است چند سال طول بكشد ولي مردم ما يقينا اين راه را كه استقلال و شرافت و كرامت
است انتخاب خواهند كرد. 21/10/67
فهرست
امام خمینی ثابت و استوار(مرفهین بی درد)
ویژگیهای ماه خدا و عید سعید فطر
علی علیه السلام چهره همیشه پیروز تاریخ
پیام امام خمینی به مهاجرین جنگ تحمیلی
نامه آیة الله منتظری به محضر امام خمینی مدظلله
العالی
نامه حضرت امام به آیة الله منتظری
از دشمن غافل نشویم
علمای متعهد و سرمایه داران
کیفیت حشر انسانها آیت
الله حسین نوری
نتیجه یاس از رحمت آیت
الله محمدی گیلانی
وفات ابوطالب و خدیجه حجة الاسلام و المسلمین رسولی محلاتی
گفته ها و نوشته ها
تبعید حضرت امام به ترکیه و نجف آیت الله پسندیده
نقش آفرینیهای امید حجة الاسلام و المسلمین محمدی ری
شهری
قانون و جایگاه رفیع آن در نظام اسلامی حجة الاسلام اسدالله بیات
انقلاب اسلامی در فلسطین حجة الاسلام
سیدعلی اکبرمحتشمی
پرتگاه تشریفات و رفاه زدگی حجة الاسلام محمد تقی رهبر
جمعبندی اهم رویدادها
پاسخ به نامه ها
رهنمودهای امام و آیت الله العظمی منتظری
رهنمودهای امام و آیت الله العظمی منتظری
رهنمودها
امام خميني
·
سلمان
شدي اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد بر هر مسلمان واجب است با جان و مال و تمامي
هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
2/12/67
·
سلام
بر آنان كه تا كشف حقيقت تفقه به پيش تاختند و براي قوم و ملت خود منذران صادقي
شدند كه بندبند حديث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهي كرده
است.
·
خدا
را سپاس مي گذاريم كه از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلول هاي مخوف و انفرادي رژيم
شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل
خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و ميادين مين، خون پاك شهداي حوزه و روحانيت، افق فقاهت
را گلگون كرده است.
·
روحانيت
متعهد به خون سرمايه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و
نخواهد داشت.
·
خطر
تحجر گرائي و مقدس نمايان احمق در حوزه هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه اي از فكر
اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروج اسلام آمريكائي اند و دشمن رسول
الله، آيا در مقابل اين افعي ها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟
·
اولين
وظيفه شرعي و الهي آن است كه اتحاد و يك پارچگي طلاب و روحانيت انقلابي حفظ شود و
گرنه شب تاريك در پيش است و بيم موج و گردابي چنين هائل.
·
من
با يقين شهادت مي دهم كه اگر افرادي غير از روحانيت جلودار حركت انقلاب و تصميمات
بودند جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمريكا و جهان خواران چيزي برايمان نمانده بود.
4/12/67
آيت الله العظمي منتظري
·
بايد
در مديريت كشور تحولي پيش بيايد و بازسازي كشور از مديريت كشور شروع شود و خيلي ها
كه منزوي هستند در كارها وارد شوند.
23/11/67
·
استقراض
خارجي، فكر غلطي است و موجب وابستگي اقتصادي و سياسي كشور مي شود.
29/11/67
·
در
بازسازي بايد اعتماد مردم و نيروهاي فعال و انقلابي كشور جلب شود تا بتوان از وجود
و فكر آنها در بازسازي استفاده نمود.
·
هيچ
گاه راضي نمي شويم به اصول مهمه انقلاب كه آن همه خون هاي پاك و مطهر عزيزان براي
تحقق آنها ريخته شد، كمترين آسيبي برسد.
·
در
اينجا تعجب از دولت هاي عربي متظاهر به اسلام است كه چگونه در برابر اين توطئه
بزرگ ساكت نشسته و يا با كفر جهاني هماهنگ شده اند و نيز تعجب از دول استكباري و
سازمان هاي جهاني كه به نام حقوق انسان ها از يك عنصر ضد خدا و ارزشها (سلمان
رشدي) اين طور دفاع مي كنند، ولي احساسات ديني يك ميليارد مسلمان جهان و حمله هاي
وحشيانه و كشتارهاي هزاران انسان بي گناه را در فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان
و ساير مناطق ناديده مي گيرند.
·
آن
چه ممكن است روزي به انقلاب ضربه بزند اين است كه به تدريجه افراد انقلابي زجر
كشيده وفادار به انقلاب با برخوردهاي ناصحيح و ناروا و تفسيق و بر چسب وانگهاي
گوناگون از صحنه خارج شوند و به جاي آنان، افراد غير مبارز فرصت طلب كه هيچ گاه در
هيچ شرائطي قابل اعتماد نبوده و نيستند، به كار گمارده شوند و دست آنان باز گذاشته
شود.
6/12/67
|
